۰ نفر
۱۰ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۴:۱۸

در دوران دانشجویی علاقه زیادی به حضور در جلسات دفاعیه پایان‌نامه دانشجویانی که آخرین لحظات دانشجو بودنشان را سپری می‌کردند، داشتم و از آنجا که بسیار آموختنی و حاصل چهار سال درس و بحث بود پای ثابت آنها بودم.

از سوی دیگر در پایان هر ترم که کارگاه عملی عکاسی تشکیل می‌شد و دانشجویان آثار خود را بر روی دیوار نصب می‌کردند تا استاد در یک میدان رقابت پیچیده آنها را مورد ارزیابی قرار دهد من نیز از قافله تماشا عقب نمانده تا هم کسب تجربه کرده و هم از کاربلدان این هنر نکته‌ای بیاموزم. سطح آموزش آکادمیک در مراکز دانشگاهی و نحوه فراگیری و چگونگی تفکر دانشجویان جزء دغدغه‌های آن روزهایم بود؛ دغدغه‌ای که از سویی برایم خوشحالی به ارمغان می‌آورد و از سوی دیگر تاثر و تاسف عمیق!

خوشحالی از آن جهت که دانشجویانی وجود داشتند که به آموخته‌های کلاسی اکتفا نکرده و با تلاش و کوشش خویش، یادگیری‌شان را به حد مطلوب رسانده و هدفی فراتر از نمره دنبال می‌کردند و بیشتر به دنبال کاربردی کردن دانش خود بودند که قدم گذاشتن در این مسیر آنها را از دیگر دانشجویان عکاسی متمایز می‌ساخت و البته تعدادشان نیز انگشت‌شمار بود و هنوز هم هست!

اما تاثر و تاسف عمیقم در جلسات دفاعیه دانشجویانی اوج می‌گرفت که پس از چهارسال علم آموزی و تحمل کم و کاست‌ها و سختی‌های این دوران حرف قابل توجه و تاملی برای گفتن نداشتند و می‌خواستند سر و ته همه چیز را با کپی‌برداری ناقص به هم آورند!

البته خوب است این مهم، آسیب شناسی شود چرا که عکاسی در میان هنرهای تجسمی از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و متولیان و دست اندرکاران این هنر باید برای رفع این مشکلات بکوشند و تنها به فارغ التحصیل شدن سالانه دانشجویان این رشته دلخوش نباشند! بیایید این موارد را به بحث و بررسی بنشینیم که تا امروز از خیل فارغ التحصیلان رشته عکاسی چند عکاس با نگاه و اندیشه نو به جامعه پیشکش شده است؟

عکاسان و فیلمبردارانی که دنباله‌رو برنامه‌های کپی شده صدا و سیما از آنور آبی‌ها نباشند و حرف تازه‌ای برای این عرصه داشته باشند. متاسفانه چند سالی است در سطح کارشناسی رشته عکاسی از پایان‌نامه خبری نیست و تنها به چند صفحه گزارش کار اکتفا می‌شود و دانشجو باید 30قطعه عکس ارائه و در مقابل هیئت داوران به دفاع از عملکرد چهارساله خویش بپردازد اما نکته جالب شانه خالی کردن استاد راهنما از مسئولیت دفاعی خویش است! بارها دیده شده که او نه تنها در برابر پرسش‌های تخصصی داوران لب به سخن نمی‌گشاید بلکه همه چیز را به دانشجو وا گذاشته و خلاصه او را در میدان دفاعیه تک و تنها رها می‌سازد!

اما کاش بار علمی و تخصصی دانشجویان چه در عکاسی و چه در دیگر رشته‌ها به اندازه‌ای بود که بتوانند دفاع همه جانبه‌ای را از خویش به عمل آورده و زیر هجوم پرسش‌گری اساتید از نفس نیفتند و در نهایت کم سوادی آنها بر همگان به اثبات نرسد؛ کاش از فرصت سال‌های تحصیل به خوبی استفاده کرده و اندیشه مدرک گرایی برای همیشه از ذهن هر دانشجو پاک می‌شد و باور می‌کردیم که جامعه به نگاه علمی و تخصصی هر فرد محتاج است نه مدرک‌های رنگارنگ در دست بی سوادان! یادمان باشد که جامعه هنری نیز به عکاسانی با نگاه خلاق نیازمند است نه فارغ التحصیلان بیسواد رشته عکاسی!
60

کد مطلب 133999

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =