۰ نفر
۱۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۰
رد صلاحیت نمایندگان و آثار آن

رد صلاحیت نمایندگان مجلس اگرچه در ادوار گذشته هم سابقه داشته است اما این بار با این گستردگی معنای دیگری پیدا کرده و قلب مردم علاقمند را فشرده و جیغ آنها را در آورده است.

حدود یک سوم رد صلاحیت شاید بی سابقه بوده است. آیا این مطلب با شعار مجلس در رأس امور است و نمایندگان عصاره فضائل ملت اند جور در می آید؟ وقتی یک سوم نمایندگان رد صلاحیت شوند آیا مردم نمی پرسند که در مدت قریب به چهار سال این نمایندگان چگونه انجام وظیفه می کرده اند؟ نمایندگان در باقیمانده دوره چه احساسی نسبت به آنها دارند؟ آیا بقیه نمایندگان خودشان را پاک تر به حساب می آورند؟ آیا رد صلاحیت شدگان در این مدت باقیمانده دل و دماغی برای کار دارند؟ و در نتیجه آیا عملاً این مدت باقیمانده برای کشور اتلاف وقت، بلکه اضرار به بیت المال نیست؟ مگر آنها چه انسانهای پاکی باشند که علیرغم پذیرش اتهام، و شاید جرم برای کشور دلسوزی کنند و اگر چنین باشد پس چرا رد صلاحیت شده اند؟

علاوه بر تأثیرات داخلی، وجهه خارجی آن را هم باید در نظر گرفت. با دید خوشبیانه می شود گفت که نظارت شورای نگهبان تا چه اندازه دقیق است که بدون رعایت مسائل جناحی هر که کار خلاف کند او را رد می کند، یا می توانند ادعا کنند که اگر سختگیری شورای نگهبان نبود از این هم بدتر می شد. اما نگاه بدبینانه این است که مجلس معجزه می کند که نمایندگان تأیید شده را ظرف این مدت کوتاه به این روز می اندازد! یا باید گفت چقدر فساد گسترده شده، یا تا چه اندازه نظارت کمرنگ، که خود نمایندگان که کارشان نظارت است گرفتار فساد می شوند. یا از این مهمتر آنقدر وضعیت نظارت ضعیف است که آنها امیدوار می شوند اگر خلافی کنند ممکن است از انظار پوشیده بماند. آنطور که شورای نگهبان توضیح داده است بحث سیاسی و جناحی مطرح نبوده و عمدتاً رد صلاحیت ها به خاطر عدم التزام به قانون اساسی، اخلاق، و مسائل مالی بوده است. در هر حال اگر شورای نگهبان خلاف بگوید نمایندگان رد صلاحیت شده می توانند احقاق حق و شکایت کنند. سکوت آنها دلیل بر پذیرش است و این نه تنها جای خوشحالی ندارد بلکه باید بر آن گریست.

سؤال جدی این است که چراچنین می شود؟ می توان در این زمینه فروضی را در نظر گرفت و سؤال کرد که:

آیا ساختار کشور اشکال دارد که علیرغم همه دقت ها و کوشش ها در روند انتخابات نتیجه این چنین می شود که مایة شرمساری است. برای تغییر ساختار انتخابات آیا بیش از اصلاح قانون انتخابات باید فعالیتهای دیگری بشود؟ این هنر نیست که در هر سه قوا ما با اینهمه تخلف مواجه باشیم؛ هنر در آن است که پیشگیری کنیم و نگذاریم چنین مواردی پیش آید.

آیا این تخلفات عدول از قانون و قانون اساسی است؟ بدیهی است که نمایندگان به هنگام ثبت نام و هم وقتی تأیید صلاحیت شدند بارها التزام به قانون اساسی را امضا، و از چند صافی عبور کرده اند؟ پس چرا چنین شده است؟ آیا آنها دروغ گفته اند؟

آیا اشکال کار رد صلاحیت شده­ها در مخالفت آنها در راهبرد کشور است یا در راهکار؟ بدیهی است اشکال و انتقاد آنها در راهبرد، خلاف قانون اساسی است، و آنها التزام خود را قبلاً اعلام کرده اند. اما در راهکار می توانند اظهار نظر کنند. نصیحت ائمه مسلمین که در شرع به آن تأکید شده مؤید این مطلب است. باید مشخص شود که آیا اشکال شورای نگهبان به صلاحیت نمایندگان نسبت به اظهار نظرهای راهکاری آنها است؟ اگر چنین است این تفکیک در ارزیابی بین راهبرد و راهکار با چه ملاکی در شورای نگهبان صورت گرفته است؟ سخنگوی شورا به گونه ای سخن می گوید که به این مسائل واقف بوده است و رد صلاحیت ها به خاطر اظهار نظرهای کارشناسی نبوده است.

آیا رد صلاحیت ها به خاطر سوء استفاده مالی است؟ اگر چنین است باید پرسید که این امر چگونه اتفاق می افتد؟ نمایندگان بر حسب اصل 75 قانون اساسی حتی حق ارائه طرحی که بار مالی داشته باشد را ندارند. پس چگونه می شود که درگیر فساد مالی می شوند. اگر با عوامل دولتی زد و بند نداشته باشند آیا به چنین اقداماتی دست می زنند؟ البته ممکن است مستقیماً با عوامل دولتی همکاری نداشته باشند بلکه با واسطه و از طریق بخش خصوصی گرفتار شوند. باز سؤال این است که آیا بخاطر رانت خواریها در سایر قوا نیست که آنها اوضاع را آنچنان می بینند که تحریک می شوند و پیش خود می گویندکه حال که چنین است چرا آنها از این خوان گستردة غیرمشروع بهره نبرند؟ یا به خاطر دَینی است که برای آمدن به مجلس به گردن گرفته و به عده ای وامدار شده اند و باید برای پرداخت دَین خود به هر دری بزنند. پس باید نسبت به این عوامل مستقیم و غیر مستقیم در کنار رد صلاحیت نمایندگان تحقیق کرد و فقط نمایندگان را محکوم نکرد و شرکای جرم را هم مشخص کرد. ممکن است شورای نگهبان بگوید که در این زمینه دیگر وظیفه ندارد. اما مشوه شدن چهره انتخابات با این اقدام و ایجاد یأس در انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان وظیفه ای را بر آنها بار می کند که باید با کمک دستگاه قضا در تطهیر فضای انتخابات بکوشند.

آیا رد صلاحیتها اخلاقی است؟ باید بدانیم که شرط سپردن مسئولیت به نمایندگان مانند سایر مسئولیت ها قبل از تقید به دین و دینداری داشتن صدق و ادای امانت است. این را سابقه کار و تحقیقات محلی و اجتماعی، و استحکام و جامع بودن قانون انتخابات قبل از ورود به مجلس می تواند تا حدودی روشن کند. اما باید پرسید که چه جوی در این چهار سال در مجلس حاکم است که نماینده ای متمایل می شود دو اصل صداقت و امانت را نادیده بگیرد. رفتار غیراخلاقی دیگر از قبیل اهانت و پرخاشگری جای خود دارد. البته خشمگین شدن اگر به خاطر کار شخصی باشد مذموم است اما اگر به خاطر کار مردم باشد به شرط اینکه اسائه ادبی صورت نگیرد ممدوح هم هست.

آیا شورای نگهبان خیلی سخت می گیرد، یا آرمانی فکر می کند و با جامعه و درون جامعه نیست؟ که بعید است چنین باشد و سخنگو آن را نفی می کند.

آیا مجازات با ارتکاب عمل خلاف از هر نوع آن، متناسب نیست که مانند بقیه خلاف کاران این افراد هم می­گویند به ارتکابش می ارزد و سودی که از بابت نمایندگی به دست می آورند با مجازاتی که دریافت می کنند توجیه پذیر است؟

در کشور اگر حزب بود بار این تنش را به عهده می گرفت و خود، هم نامزدهای خوب را معرفی، و هم بر عملکردش در آغاز و در طول کار نظارت می­کرد تا کار شورای نگهبان کم شود و این همه مسئولیت به عهده آن نیفتد،

به نظر می رسد نقش مدیریت در مجلس را مانند هر سازمان دیگر نباید دست کم گرفت. درست است نمایندگان در کار خود مستقل و نسبت به اظهار نظرها آزاد هستند، اما نظام مدیریتی مجلس باید مشکل داشته باشد که ظرف چهار سال چنین بروندادی را به جامعه عرضه می کند. پس باید به خود مجلس، قوانین یا آئین نامه های حاکم بر اداره آن باز گشت و آن را اصلاح کرد.

از این دوره که گذشت اما پیشنهاد می شود برای دوره های بعد نکات زیر مد نظر قرار گیرد:

شرایط انتخاب در بدو ثبت نام و در طول کار به گونه ای باشد تا افراد صحیح العمل و آشنای به کار داوطلب نمایندگی شوند.

مردم در طول دوره مراقب رفتار نمایندگان خودشان باشند و جلوی پنهانکاری و عمل خلاف آنان را بگیرند، از آنها درخواست نامشروع و غیرقانونی نکنند و بدانند وظیفه اصلی آنها قانونگذاری محکم و قویم و نظارت بر اجرای آن است و نه چیز دیگر.

مردم و دستگاههای نظارتی و به ویژه مدیریت مجلس هشیار باشند و نگذارند رفتار خلاف نمایندگان تا آخر دوره ادامه پیدا کند، و از خطای نماینده به خاطر وابستگی به حزب و جناح خاصی چشم پوشی نکنند،

نمایندگان مشکل دار که خود بر عملکرد خود واقفند برای خدا و به خاطر حفظ آبروی خودشان در دوره بعد نامزد نشوند،

دولت در تعریف کارآمدی و فرهنگسازی برای اینکه قانون رعایت شود تلاش، و مردم را به آن دعوت کنند و از اینکه نمایندگانی همرأی خودشان انتخاب شود اجتناب کنند.

قوه قضائیه در پیشگیری خطا در همه حوزه ها حضور فعال داشته باشد به شرط آنکه از قضات پاکدست و کاردان استفاده کند.

شفافیت هم برای دولت و هم نمایندگان اصل باشد. سامانه های شفاف سازی و ارتباط شبکه ای سهل الوصول با آموزشهای لازم در سه قوه می تواند در کم کردن ارتکاب خطا بسیار مؤثر باشد.

شورای نگهبان قبل از اعلام رد صلاحیت نمایندگانِ مشغول به کار، آنها را متقاعد کند تا انصراف دهند،

قبل از اعلام رد صلاحیت، شکایت شُکات را بپذیرند تا چنین تلقی نشود که عده ای با چانه زنی­های بعدی صلاحیتشان مجدداً احراز می شود.

* استاد دانشگاه تهران

کد خبر 1347827

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =