۰ نفر
۳ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۲
بعثت؛ رمزی برای بهتر زیستن و ماندن

این شعر به مناسبت عید مبعث در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۹۵ سروده شد.

بخوان بخوان تو به نام خدای خود رحمان
بخوان به نام خـــدائی که علـَــم القرآن

بخوان به نام خدائی که بر قلم سوگنـــــد
بخورد تا که نمــاید عنایت سبحـــــان

بخوان تو ای پیامبر رحمت به نام رب کریم
که خود نموده به تعلیــــم با قلم انســـان

بخوان که همی خواندن است اصــل وجود
همان وجود که خالق نموده وصف و بیــان

بخوان پیامبر ما، عصــــــر تو بُوَد خواندن
نه عصـــر موسی عمران که معجزش ثعبان

گذشت دوره عیسی که مرده زنــــده کند
جذامیان و عمی را کند همی درمـــــان

بخوان، بخوان که قرائت بود چو لطف عمیم
که هیچ خلق خــــدا پی نبرده است به آن

بخوان که عصــــر تو تا روز واپسین باشد
بشر در آن به بلوغی رسیده است چنـــان

چنین خوانش عُظمی بود خصوص بشــر
به غیر او که کنـــــد بس قرائت از قرآن

بخوان تو ای پیامبر رحمت برای کل بشر
قرائتی که در آن است عدل و هم میــزان

قرائتی که نه صرفا بیـــــــــان کند ظاهر
هزار نکته و تأویل را کند چو عیـــــان

مبـــــاد کم بشماری قرائت و خواندن
برای کیست چنین وجهة عظیــم نشان

بگو که چیست بیــــان و چه قدرتی دارد
بیان کند «بیـــــان» فرق های این از آن

بگو چه هست بیان؟ فهــــــم واقعی از متن
همان که عقــــــل مشخص کند تفاوت آن

بدان که خواندن با فکر خلوص می آرد
بســــــان روزة آمادگی مه شعبـــــان

گری که اهــــل قرائت، بدان که انواعش
بود کثیـــر که نتوان شمردشان به زبان

بیا مطالعه کن دشت و دامن و صحــــــرا
شناختِ هستی آن هاست علم تو به جهان

از آن سپس چو تو خواهی بنــامی آن ها را
و یا دسته کنیشــان به حسب وقت و مکان

در این مجال قرائت پدیــــــد می آید
اثر گذار بود ســــابقه به هر عنـــوان

اگر که هر نظـــــــری یک قرائتی باشد
توان که جمع نمودن قرائت آنـــــان؟

لذا ضرور بود مر قرائت معیــــــــار
که تا برند خلائق کمین ضـــرر و زیان

به بیست و هفت رجب شد نبـــی ما مأمور
به خواندنی که ورا می نبوده قبـــــلِ آن توان

بخوان که تو با خواندنت شـــــدی مسئول
که بر کَنی ز جهان جهل را پی و بنیـــــــان

ولیـک زحمت تو فوق العــــــاده بُد دشوار
زدند طعنه تو را کارگرتر ز تیر و سنــــان

خدات امر نمود تا که خلق برهــــــانی
ز جهل، تا که کُنند خویش عالمــان زمان

خدا تفــــاوت مردم به وصف فرموده است
که نیست مردم دانا چو مردم نــــــــادان

ولیک چون که طریق هـُـــــدا فرو هشتند
ببین تفـــرقه در خوانش مسلمـــــانان

چه ناشیـــــانه قرائت نموده اند بعضی
که حاصلش نبُوَد جز خباثت و خســـران

الا تو ای پیــــامبر رحمت بیـــا و ببین
به نام تو که چسان پاره کرده اند عنـــــان

نه رحم و عشق، نه لطف و عطوفت نبـوی
به جاش کشتن و غارت، عداوت و طغیان

قرائتی که تو بر آن شـــــده بُدی مأمور
کجا می بتوان اخــذ کرد از آن عُــدوان

«رضا»  می نشمر هر قرائت خوانش خوب
کجــا قرائت سلمان بود چو بوسفیــــان

* عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه تهران

کد خبر 1367645

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =