این اتفاق نظروجود دارد که عکاسی خبری، پس از انقلاب در ایران متولد وبا جنگ به نقطه اوج رسید، پس ازآن باورودنسل جوان وخوش ذوق به این رشته مسیر ترقی ورشد بخوبی درحال طی شدن بود و این تنها حرف عکاسان نیست، آنچنان که اسنادش در مسابقات جهانی عکاسی نیز وجود دارد. ولی چند سالی است که انگار همه چیز دست به دست هم دادهاندتا عکاس خبری خانهنشین شود. امروز پرسشهای مختلفی در این باره مطرح است: نخست اینکه آیا در دانشگاه، اساتید رشته عکاسی و دانشجویان و فارغالتحصیلان، وظیفه خویش را برای رشد صعودی عکاسی خبری در کشور انجام دادهاند؟
دوم اینکه آیا رسانههای خبری درست و به جا از عکس استفاده میکنند یا نه، و این بخش از کار را در چه درجه اهمیتی قرار دادهاند؟
سوم اینکه آیا عکاسان خبری، آنطور که باید درصحنه های خبری حضور داشته اند وبه وظیفه خود عمل کردهاند؟
در این میان بیشک حتماً برای عده زیادی از عکاسان خبری سؤال و مشکل عمدهتری وجود دارد و آن اینکه آیا آزادی عمل برای عکاس خبری وجود دارد و در صورت ثبت لحظات خاص ، کدام رسانه برای انتشار آثار عکاس آمادگی دارد؟
آیا اساسا جامعه، ازمردم کوچه وخیابان گرفته تامسوولان به عکاس اعتماد دارندیا نه، واگر اعتمادی بوده به آن خدشه وارد شده است؟
بررسی این پرسش ها در حوزههای خود شاید بتواند ما را به آسیبشناسی حوزه عکاسی خبری رهنمون سازد.
تنها نوشتن کافی نیست، با نگفتن و ننوشتن هم کسی از مشکلات این کار مطلع نمیشود.
عکاسان خبری مطبوعاتی باید دغدغههای خود را در این زمینه ثبت کنند تا به کمک انجمنهای صنفی ،رسانه ها و ارگان های ذیربط مشکلات این حوزه بررسی و تبیین شود.
در این راستا قصد دارم در آینده تجربیات و مشاهدات خود را از شیوه برخورد رسانهها با عکس، رسالت عکاسان خبری و... منعکس و منتشر کنم تا دردها و دغدغهها ثبت شده و شاید دردمندان، همدرد و همداستان شوند. امید آنکه راهی گشوده شود.






نظر شما