حرکتی که امام سجاد(ع) پس از واقعه کربلا ایجاد کرد

کاروان کربلا در روز دوازدهم و نقش امام سجاد(ع) پس از واقعه کربلا

پاسداشت عزای سید و سالار شهیدان در خبرآنلاین با  آثار و گفتاری از: آیت الله سیدرضی شیرازی، دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر رسول جعفریان، دکتر صادق آیینه وند، استاد شهریار، شهید سید مرتضی آوینی، جرج شکور و ویلیام چیتیک.
این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت های عاشورا که امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد.
 

آیت الله سیدرضی شیرازی/ یک تصور غلط درباره امام سجاد(ع)

دوازدهم محرم سالروز شهادت امام سجاد(ع)، فرزند امام حسین(ع) که در واقعه کربلا به امر الهی به شهادت نرسید، است. امام سجاد(ع) پس از شهادت پدر، در ایام اسارت و در شرایط ‏اختناق، امامت را به عهده گرفت و این شرایط سخت تا پایان ‏امامت وی ادامه یافت. آیت الله آقا سید رضی شیرازی درباره یک تصور غلط که به ایشان نسبت داده شده و گفته می شود که امام سجاد(ع) تنها به عبادت و گوشه نشینی مشغول بود، می گوید:

« تصور خیلی ها از امام سجاد فردی است که فقط به عبادت و گوشه نشینی مشغول بوده که این فقط یک بعد مبارزه امام بوده. این مبارزه در عرصه های دیگری به شکل دیگر بوده است و آن بررسی وضعیت فکری شیعه و پاسخ ویی و حرکت تبیینی برای معارف شیعه بوده است. آن روزی که حسین بن علی(ع) شهید شد، در سراسر جوامع اسلامی بیش از یکی دو سه تن مسلمان واقعی باقی نمانده بود. امام صادق (ع) می فرماید: «ارتد الناس بعد الحسین الا ثلثه؛ پس از حسین (ع) تمام مردم به سوی کفر بازگشتند، مگر سه نفر که هنوز در عقاید خود استوار بودند.»

این روایت، تابلوی زنده و گویایی است که قیافه جامعه اسلامی آن روز را در برابر ما قرار می دهد. در چنین دوره تاریک و سیاهی بود که امام علی بن الحسین(ع) می بایست زمام امور را در دست گیرد و به نام انجام وظیفه امامت، اسلام را از یک سقوط قطعی و مسلم نجات بخشد. فاصله اسلام با مرگ و نابودی، بیش از یک قدم نبود، در و دیوار ممالک اسلامی از تیرگی گناه سیاه شده بود و می رفت تا یک باره به سوی جاهلیت بر گردد و بت، جای گزین خدا شود و مسجد ها بت کده گردند و ظلم و ستم بر عدالت چیره شود. قدرت ها همه در دست مخالفان اسلام بود و ناجوان مردانه می کوبیدند و جلو می رفتند. در چنین شرایط سخت و خطرناکی بود که می بایست امام سجاد (ع) پا به میدان مبارزه بگذارد و با تمام کژی ها و انحرافات مبارزه کند.

از یک طرف، امکانات زین العابدین (ع) برای وصول به این هدف بزرگ در حد صفر بود و از طرف دیگر، قدرت های مادی و ظاهری نیز همه در اختیار دشمن بود. او اکنون به صورت یک انسان اسیر، در چنگ دشمن قرار دارد، مردم همه سنگ امویان را به سینه می زنند و طرفداران خاندان نبوت و آنان که قطب قلب و دلشان به یاد خدا می تپید، همه و همه در خاک و خون غوطه ور شده اند. امام (ع) از کربلا به سوی کوفه رفت تا در لباس اسارت، تبلیغات عظیم خود را علیه ایجاد کنندگان صحنه کربلا شروع کند. در دوره اول تلاش امام این بود که هر چه بیشتر باطن ننگین دودمان اموی را در برابر مردم ظاهر سازد و عقربه توجه آنان را از کشش به سوی این خاندان ستم گر، منحرف گرداند. باید آزادی فکر در جامعه های اسلامی تأمین شود و روح مردم از سیطره حکومت وحشت و ترور یزید خارج گردد. پس از وصول به این هدف است که امام(ع) می تواند دوره دوم زندگی خود را با ورود به مدینه و پس از مرگ یزید که دو سال بعد از واقعه عاشورا رخ داد، آغاز کند و توجه به خدا و فضیلت را در روح مردم زنده گرداند.»

دکتر رسول جعفریان/ حرکتی که امام سجاد(ع) پس از کربلا درتاریخ شیعه انجام داد

دکتر رسول جعفریان، نویسنده، و استاد تاریخ اسلام درباره نقش امام سجاد(ع) پس از واقعه کربلا و حرکتی که در شیعه ایجاد کرد، می گوید:

«پس از واقعه کربلا که ضربه هولناکی برای شیعیان به شمار می‌رفت و تجربه بسیار سختی بود که شیعه نتواند در راس امور قرار گیرد، حضرت سجاد(ع) مسیر زندگی سیاسی شیعه را از برخورد مستقیم به غیرمستقیم، تغییر داد و در واقع این برخورد غیرمستقیم نیز تفسیر تازه‌ای از کارهای سیاسی و فرهنگی بود.
باید به این حقیقت توجه داشت که امامان ما تنها امام سیاسی نبودند که جامعه را رهبری کنند بلکه آنها امامانی بودند که بایستی دین را برای مردم تبیین می‌کردند. این مسئله که بیش از 50 دعای مشهور و بیش از 200 دعای غیر مشهور از امام سجاد(ع) به جا مانده نشانگر آن است که یکی از وظایف امام(ع) تبیین رابطه زیبای میان انسان و خداست.

امام سجاد(ع) بانی و عامل سیاست جدیدی در میان شیعیان بود که تقویت کننده بنیادهای فکری و اخلاقی شیعه محسوب می‌شد. ممکن است مانند دوران شاهنشاهی یک مرجع تقلید سال‌ها هیچ گونه قدرت سیاسی نداشته باشد ولی به هر حال تبیین احکام دینی برعهده وی است حالا آنکه امامان ما درجه بالاتری را در این امور داشته‌اند. امامان معصوم(ع) به دلیل عصمت و درکی که خداوند متعال از قرآن به آنها داده بود رسالت مهم‌تری در تفسیر دین بر عهده آنها بود، این سیاست امام سجاد(ع) بعدها میان شیعیان باقی ماند به طوری که امام باقر(ع) و امام صادق(ع)‌ نیز همین استراتژی را ادامه دادند.

شیعیان نباید فقط به انجام کارهای سیاسی مشغول شوند بلکه باید در کنار فعالیت‌های سیاسی به اندیشه و تفکر هم بپردازند، بسیاری از اوقات وقتی حکومت بیش از حد، سیاسی ‌شود در واقع، اخلاق، فرهنگ و دین‌شناسی مورد غفلت قرار می‌گیرد. با مروری بر صحیفه سجادیه در می‌یابیم که بخش عمده معارف این کتاب ارجمند، توحید، نبوت،امامت و ولایت است که به تبیین موقعیت و جایگاه اهل بیت علیهم‌السلام پرداخته و به طور کلی صحیفه سجادیه منبع عرفان نظری مقبول و معقول است و ما امروز به جای عرفان‌های کاذبی که در جامعه شایع بوده و اسباب تحریف اجتماع را فراهم می‌کند باید «دعا» را تقویت کنیم.
نباید بیش از حد، به ادعیه شکل سیاسی داد بلکه باید سعی شود مضامین بلند آنها به طور مستقل، بخش‌ معنوی جامعه را تغذیه کند چرا که جامعه امروز به لحاظ اخلاقی، نقاط ضعف‌هایی دارد که باید جلسات دعا در میان توده مردم، تقویت شود. »

متن کامل این گفت و گو را اینجا بخوانید.

دکتر غلامرضا اعوانی/ چرا به امام حسین ذبیح الله می گویند؟

دکتر غلامرضا اعوانی استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه در مورد لقب "ذبیح الله" و جایگاه امام حسین(ع) در عرفان اسلامی می گوید:

«عاشورا، جایگاه عظیمی در تاریخ اسلام دارد و در واقع خوابی که حضرت ابراهیم(ع) در مورد ذبح حضرت اسماعیل(ع) دیدند و ایشان را به قربانگاه بردند، اما این خواب تعبیر نشد، تعبیرش در امام حسین(ع) انجام شد.
طبق نظر بعضی از مفسران آیاتی از قرآن به این معنی دلالت دارد، آنجایی که داستان حضرت اسماعیل (ع) را بیان می‌کند و می‌فرماید: «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» و او را در ازای قربانی بزرگی که مراد همان گوسفندی باشد که حضرت ابراهیم(ع) قربانی کرد فدا دادیم. «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِینُ» این آزمایش بزرگی برای حضرت ابراهیم(ع) بود اما در ادامه آیه آمده است «وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ» این را برای دیگران باقی گذاشتیم. به این علت مفسران می‌گویند که این آزمایش برای امام حسین(ع) واقع شد و ایشان از این امتحان الهی سربلند بیرون آمدند.
در ظاهر این امر، مقامی بوده که خداوند برای حضرت امام حسین(ع) حفظ کرده است، مقام شهادت مقام عظیمی است که فقط خواص به این درجه می‌رسند. به این دلایل است که به حضرت امام حسین(ع) «ذبیح‌الله» می‌گویند.

حضرت امام حسین(ع) دین اسلام را احیا کردند و به حقیقت محمدی برگرداندند، چنانچه امام علی(ع) هم این کار را انجام دادند و دین را به اصل خود برگرداندند و از انحراف‌ها جلوگیری کردند و در واقع هر امامی این کار را کردند که آنها وارثان به حق حضرت رسول(ص) و قرآن مجسم و ناطق بودند این کار را انجام دادند و قرآن و دین را احیا کردند.

امام حسین(ع)در واقع وارث به حق رسول الله(ص) و عالم حقیقی دین است، نه تنها ارث جسمانی از حضرت رسول(ص) بلکه جسم روحانی و معنوی هم از ایشان بردند و وارث ولایت و وارث حقیقی ایشان بودند و البته همه ائمه(ع) ما این گونه بودند و عرفا اینها را قبول دارند.
عرفا هم به مقام امام حسین(ع) توجه دارند و هم به اینکه ایشان «محیی» بوده یعنی واقعا ایشان را «محیی‌ دین » می‌دیدند که عارف بالله به معنی حقیقی است که انجام قیام عاشورا و ایستادگی و شهادت این گونه فقط از یک انسان کامل ساخته است. ایشان در مظهر انسان و ولی کامل هستند که فقط انسان کامل می‌تواند دین را احیاء کند.»

دکتر صادق آیینه وند/ برخورد و حمایت امام سجاد از قیام های پس از واقعه کربلا

بعد از واقعه عاشورا، قیام های متعددی در طول تاریخ اسلام به وقوع پیوست. برخی از این قیام ها مثل قیام توابین، قیام مختار، قیام زید و ... بسیار مشهور هستند و همه ما آنها را می شناسیم. قیام هایی هم وجود دارد که مشهور نبوده، اما مورخان و محققان تاریخ از آنها اطلاع دارند.

دکتر صادق آیینه وند، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس درباره حمایت امام سجاد از قیام های پس از واقعه کربلا می گوید:
« مام سجاد(ع) با این قیام ها ارتباط داشت؛ منتها شرایط و جو جامعه به لحاظ سیاسی، اجتماعی و فکری به گونه ای بود که خیلی قابل اعتماد نبود ولی امام با افرادی که مورد اطمینان بودند و قیام داشتند ارتباط داشت. شرایط جامعه به گونه ای بود که عده ای به خاطر سوء استفاده از جو بعد از عاشورا می خواستند خود را قهرمان جلوه دهند، امام سجاد(ع) ضمن اینکه این افراد را می شناخت به آنها پشت می کرد و در عوض به افرادی که مورد اطمینان بودند کمک می کرد، یعنی تأیید می کرد اما نه به صورت و عنوان رسمی.
امام سجاد(ع) بعضی از قیام هایی که بعد از عاشورا اتفاق افتاد را حمایت کردند، امام(ع) از کمک به کمیت بن زید اسدی که از شعرای انقلابی بود و شعرهای بسیار خوبی می گفت و از انقلابیون دفاع می کرد دریغ نکردند.
باید توجه داشت قیام های زمان امام سجاد(ع) به نسبت به امامان بعد از ایشان زیاد نبود. قیام های زیادی در زمان امام محمدباقر(ع) و امام موسی کاظم(ع) روی داد. در زمان امام سجاد(ع) تنها شورش هایی رخ داد؛ یکی از آنها شورش واقعه حره بود که در مدینه اتفاق افتاد. دیگری حادثه مکه بود که توسط اموی ها صورت گرفت.»

دکتر آئینه وند درباره قیام مختار می گوید: «قیام توابین و قیام مختار هم به تبع عاشورا روی داد، امام سجاد(ع) ضمن اینکه با آنها ارتباط داشت اما تصدیق هم می کرد. به نظرم امام به صورت صریح نمی خواستند. سران توابین که مورد اطمینان بودند، ولی شاید امام(ع) نمی خواست نتیجه کار را تأیید کند. بنابراین صریحا روایتی در این ارتباط نداریم؛ از سوی دیگر روایتی در نفی این قیام هم نداریم.
راجع به قیام مختار هم امام(ع) در مراحلی حمایت می کرده ضمن اینکه تمام کار مختار را تأیید نکرده ولی از مختار به بدی هم یاد نکردند. گرچه در میان روایات دو نظر از امام سجاد(ع) وجود دارد اما شاید نظر مخالف را امام از باب تقیه و در شرایط خاصی گفته باشند. نظر بنده این است که شخص مختار و کارهایش مورد تأیید بوده اما نه همه کارهایش. امام سران و آنهایی را که می شناخته تأیید می کرده است.»

شعر کاروان کربلا سروده استاد شهریار

مرحوم استاد شهریار در قطعه شر «کاروان کربلا» چنین سروده است:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پرانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

سید مرتضی آوینی/ کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا یعنی چه؟

شهید سید مرتضی آوینی در کتاب فتح خون می نویسد: «ای دل، نیک بنگر که زبان رمز، چه رازی را با تو می گوید: کلّ ارض کربلا و کلّ یوم عاشورا. یعنی اگر چه قبله در کعبه است، اما فاینما تولوّ فثمّ وجه الله. یعنی هر جا که پیکر صدپاره تو بر زمین افتد، آنجا کربلاست؛ نه به اعتبار لفظ و استعاره، که در حقیقت. و هر گاه که علم قیام تو بلند شود عاشوراست؛ باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره.
کربلا آمیزه کرب است و بلا ... و بلا افق طلعت شمس اشتیاق است. و آن تشنگی که کربلاییان کشیده اند، تشنگیِ راز است. و اگر کربلاییان تا اوج آن تشنگی - که می دانی - نرسند، چگونه جانشان سرچشمه رحیق مختوم بهشت شود؟ آن شراب طهور که شنیده ای بهشتیان را می خورانند، میکده اش کربلاست و خراباتیانش این مستانند که اینچنین بی سر و دست و پا افتاده اند. آن شراب طهور را که شنیده ای، تنها تشنگان راز را می نوشانند و ساقی اش حسین است؛ حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین.»

جرج شکور/ ما مسیحیان نیز از نوادگان حسینیم

قسمتی از سروده‌های جرج شکور، ادیب و نویسنده مسیحی لبنانی الاصل از مجموعه کتاب «حسین حسین» و ارادت او به سردار شهید کربلا را در ادامه می خوانید.

«بر ضمیر انسان، خونی به مثابه آتش نورانی می‌نشیند، زمانی که حق سربریده می‌شود و قصابان آن کافر باشند. خون حسین (ع) سخاوتمندانه در قربانگاهش می‌ریزد و برای شهادت طعمی است که هر سنگدلی آن را نمی‌چشد. ائمه گفتند و امت‌ها به آنان اقتدا و دشمنان بدان اعتراف کردند.

حسین (ع) دست پرورده نبی بود و حاصل جدش؛ کسی که او را ریحانه جوانان نامید؛ ریحانه‌ای که در بهشت عطرش می‌پیچید.

حسین(ع) وارث علی است؛ جوانمردترین جوانان؛ کسی که در خلوتش سلوک پر راز دارد و شمشیرش ذوالفقاری است که سرگردنکشان را به فرمانبری می‌کشاند.

جانشین مصطفی در روز غدیر که خدا از غیب به پیامبرش وحی کرد ابلاغ کند، آنچه باید بگویی و گفت: هر که من مولای اویم علی مولای اوست.

امام حسین (ع) مانند مسیح (ع) مرگ را ترجیح داده و حیات را به دیگران بعد از خودش هدیه داد.

امام حسین (ع) پدر هر مقاومت شریفی است و پدر مقاومت لبنان است؛ مقاومتی که من برای آن سرودم و گفتم که مقاومت شریفی است که پشت آن امام علی و امام حسین (ع) قرار دارد.

شعرهای من می‌گوید ملتی که حق را شناخت و در این راه جان سپرد، هرگز نمی‌میرد، می‌گوید یادگار حسین (ع) همچنان در یادها و نفوس خلایق می‌ماند.

ما نوادگان حسینیم که فدیه حق را با خون خود می‌پردازیم و همواره در خاطره‌های امت‌ها باقی می‌مانیم.

بارها گفته‌ام که انسان پیش از ادیان خلق شده است. برای من به عنوان یک انسان، تمام جهان وطن واحد است و همه مردم برادران و خواهران من. در قلب من حد و مرزی وجود ندارد. جدال حق و باطل مرز بردار نیست. از هر چیز خوبی که شایسته سرودن باشد می سرایم. از حسین (ع)، رسول خدا (ص)، مسیح (ع)، حضرت مریم (س) و از هر انسانی که شایستگی بیشتری برای سرودن اشعار داشته باشد می‌سرایم. به جای اینکه مدح افرادی را بگویم که ارزشی نمی‌توان برایشان متصور شد. اما اینهایی که برایشان شعر می‌سرایم جاودانه‌اند، تأثیرگذارند و هر جا ارزشی به پا شود آنان حاضرند.»

امام سجاد (ع) و صحیفه سجادیه  از نگاه یک  محقق آمریکایی

ویلیام چیتیک، اسلام شناس و پژوهشگر و عرفان پژوه آمریکایی، درباره «صحیفه سجادیه» امام سجاد(ع) می گوید:

«عنوان صحیفه سجادیه به معنی «کتاب سجاد» است. سجاد یکی از القاب «زین‌العابدین» است، به معنی «کسی که به طور دائم در نماز و دعا به سجده می‌رود.» این کتاب اغلب با عنوان صحیفه کامله سجادیه ـ کتاب کامل سجاد ـ نیز نامیده می‌شود. به نقل از «سیدعلی‌خان شیرازی»، مفسر صحیفه سجادیه، واژه کامله نشان‌دهنده کمال سبک و مضمون این کتاب است. برخی منابع دیگر، دلیل افزوده شدن این صفت را متمایز کردن این اثر از کتاب دیگری می‌دانند که نسخه ناقص صحیفه محسوب شده و در میان زیدی‌ها رایج و شناخته شده است. اما با توجه به شیوه استفاده از این واژه در مقدمه اثر، چنین احتمالی کم‌رنگ می‌شود.
صحیفه با عناوین احترام‌آمیز دیگری چون «خواهر قرآن»، «انجیل اهل‌بیت» و «مزامیر آل محمد» نیز خوانده می‌شود. ترتیب قرارگیری مناجات‌ها به شکلی است که به ما اجازه می‌دهد با اطمینان کامل، خط تمایزی میان 54 مناجات تشکیل دهنده پیکره اصلی کتاب، مناجات‌های اضافه تشکیل دهنده ضمایم پانزده‌گانه (از جمله ادعیه روزهای هفته) و پانزده مناجات یا «دعاهای زیرلب» قائل شویم.

تازگی و طراوت و وحدت مضمون و سبکی را که به طور غیرقابل انکاری در پنجاه و چهار مناجات اصلی وجود دارد در بخش‌های افزوده شده دیگر به خصوص مناجات‌ها نمی‌توانیم ببینیم؛ چرا که هنرمندی و نظم و ترتیب آگاهانه این مناجات‌ها به نحوی است که وجود ویراستاری را در این میان به ذهن می‌آورد. هرگونه تلاش جدی برای به دست آوردن دلایل تاریخی بر صحت هر کدام از مناجات‌ها و ادعیه موجود در تمام ویراست‌های صحیفه که مبتنی بر بررسی‌های انتقادی جدید نیز با باشد، وظیفه‌ای دشوار است که در آن مسائل مهم و عمده‌ای نیز باید مورد توجه قرار گیرند.
اگر چه بسیاری از دعاهایی که از پیامبر(ص) و امام(ع) به ما رسیده‌اند به طور یقین اظهارات قبلی خود جوش آن‌ها بوده‌اند، اما سایر دعاها باید با هدف بازگویی در شرایط مختلف یا انتقال به مؤمنین و دینداران نگاشته شده باشند. بیشتر دعاهای پیامبر(ص) کوتاه هستند و می‌توانند فی‌المجلس نقل شوند، اما برخی از دعاهای که از امامان رسیده‌اند مانند دعای امام زین‌العابدین(ع) برای روز عرفه طولانی بوده و دارای سبک نگارشی بسیار فاخر و پرطمطراقی هستند.

حتی اگر این دعاها در ابتدا به صورت خودجوش و خودانگیخته بوده باشند، این حقیقت که آن‌ها به عنوان دعاهایی برای شرایط به خصوص به وجود آمده‌اند، نشان‌دهنده این است که آن‌ها دست به دست امامان(ع) و پیروان آن‌ها رسیده‌اند تا در شرایط مشابه شرایط زمان ادای آن‌ها دوباره تکرار شوند.
کتابی مانند صحیفه بعد درونی و داخلی اسلام را آشکار می‌کند که حتی ممکن است فهم و درک آن در سایر متون اولیه دشوارتر نیز بوده باشد. هنگامی که دانشمندان و سایر افراد ناآشنا به اسلام به آن می‌نگرند، به طور طبیعی آن‌چه را که در نگاه اول دیده باشند درک می‌کنند که از آن جمله می‌توان به وقایع، گزارش‌ها و اسناد مکتوب، روابط اجتماعی و غیره اشاره کرد.

آگاهی یافتن از از درون و قلب مردم و یا اصرار بر فهمیدن رابطه شخصی افراد با پروردگار کار آسانی نیست، اگر چه بیشتر مردم نیز علاقه‌ای بر این کار ندارند. اگر راهی به درون قلوب مردم وجود داشته باشد، یافتن آن مستلزم مطالعه و بررسی درونی‌ترین نگرانی‌ها و دغدغه‌های افراد است که در فعالیت‌های بیرونی و نوشته‌های ایشان منعکس می‌شوند. اما ابعادی از اسلام که بیشتر توجه نظاره‌کنندگان بیرونی را به خود جلب کرده‌اند ابعاد بیرونی و مشخص آن هستند که نسبتا خالی از عشق و حرارتی هستند که در غرب از معنویت و روحانیت سراغ دارند.»

با ورود اسرای کربلا به کوفه چه اتفاقاتی رخ داد؟

دو روز بعد از واقعه عاشورا، روز دوازدهم محرم، کاروان اسرا وارد شهر کوفه شد. در کتب ناسخ التواریخ و لهوف در این باره نوشته اند: هنگامی که خبر به ابن زیاد رسید که اهل بیت به کوفه نزدیک شده اند، دستور داد که سرهای شهدا را که قبلا ابن سعد فرستاده بود، برگردانند، و بر سر نیزه ها نصب کنند و پیش روی اهل بیت حرکت داده، همراه اسراء وارد شهر کنند و در کوچه و بازار بگردانند تا قهر و غلبه سلطنت یزید بر مردم معلوم گردد، و بر ترس مردم افزوده شود.
مردم کوفه چون از ورود اهل بیت آگاه شدند از شهر بیرون رفتند. ابن سعد به همراه اسیران راه پیمود، چون به نزدیکی کوفه رسید مردم کوفه برای تماشای اسیران گرد آمدند. گویند زنی از زنان کوفه(ام حبیبه) سر برآورد و گفت: «شما اسیران از کدام قبیله اید؟ گفتند: ما اسیران آل محمدیم.»

همراه زنان، علی بن الحسین(ع)، حسن بن حسن مثنی -برادرزاده امام حسین که با کشتن 17 نفر به دلیل زخمی شدن از کارزار او را بیرون آوردند- زید و عمر و دو فرزند امام حسن(ع) همراه کاروان اسیران بودند.
اهل کوفه چون نگاهشان بر آنان افتاد، گریستند و نوحه سرایی نمودند. امام سجاد(ع) فرمود: شما بر حال ما نوحه و گریه می کنید، پس آن کس که ما را کشت که بود؟!

علامه مجلسی از بعضی کتب معتبره از مسلم گچکار روایت کرده است که گفت: ابن زیاد مرا به تعمیر فرمانداری گماشته بود، در این بین که مشغول کار بودم سرو صدا و هیاهو از اطراف کوفه شنیدم. از آن خادمی که با من بود پرسیدم: این ضجه و ناله در کوفه چیست؟ گفت: همین ساعت سر مرد خارجی که بر یزید خروج کرده آورده اند. گفتم: این خارجی کیست؟ گفت: حسین بن علی.چون این شنیدم صبر کردم تا آن خادم بیرون رفت، آن گاه سیلی محکمی بر صورت خود زدم که بر چشمم ترسیدم. دست و صورتم که گچی بود شستم و از پشت فرمانداری بیرون آمدم تا به کناسه رسیدم.
مردم منتظر آمدن اسیرها و سرها بودند، من ایستادم. ناگاه نزدیک به چهل محمل و هودج پیدا شد که بر چهل شتر حمل می کردند، و در میان آن ها، زنان و حرم حضرت سید الشهدا(ع) و اولاد فاطمه(س) بودند و علی بن الحسین(ع) بر شتر برهنه سوار بود، و از سختی زنجیر، خون از رگ های گردنش جاری بود، گریه می کرد...
مسلم گفت: مردم کوفه را دیدم که به اطفال خرما و نان و گردو می دادند، ام کلثوم بر اهل کوفه بانگ زد و فرمود: «ان الصدقه علینا حرام» «صدقه بر ما اهل بیت حرام است» و آن ها را از دست کودکان می گرفت و دور می افکند، و مردم بر مصائب آن ها گریه می کردند. سپس ام کلثوم سر از محمل بیرون آورد و فرمود: ای اهل کوفه، ساکت باشید مردان شما ما را می کشند و زنان شما بر ما می گریند! خداوند در روز قیامت بین ما و شما حکم فرماید. آن بانو در حال سخن بود که ضجه و غوغا برخواست و سرهای شهدا را بر نیزه کرده آوردند.

جلوی آن سرها، سر نورانی حسین(ع) بود که تابنده و درخشنده و شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) بود، محاسن شریفش به سیاهی شبه (که سنگ بسیار سیا براقی است)، خضاب شده که سفیدی بٌن موها ظاهر شده بود، و چهره اش چون ماه می درخشید و باد محاسن شریفش را به راست و چپ حرکت می داد.
حضرت زینب چون نگاهش به سر مبارک افتاد، پیشانی خود را بر چوب جلو محمل زد که خون از زیر مقنعه اش فرو ریخت و با سوز دل به آن سر اشاره کرد و فرمود:

ای ماه نو که چون به کمال رسیدی خسوف ترا فرو گرفت و پنهان گشتی. ای پاره دلم، گمان نمی کردم چنین روزی مقدر و نوشته شده باشد. ای برادر، با این فاطمه خردسال سخن گوی که نزدیک است دلش آب شود. ابن زیاد سر امام حسین(ع) را فرستاد تا در کوچه های کوفه و در میان قبایل بگردانند.

/6262

کد خبر 1427598

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =