۰ نفر
۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۳
شیخ المحدًثین دوران؛ زبان حوزه

نیم قرن از درگذشت حاج شیخ مرتضی انصاری قمی گذشت. این یادداشت در چهار بخش برای پاسداشت این شخصیت تقدیم می شود.

بخش اول این یادداشت را اینجا بخوانید.

حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ مرتضی انصاری قمی خطیب سترگ، محدث بزرگ و یکی از مبلغان نستوه دین به شمار می‌رفت که تلاش‌های خستگی‌ناپذیری در راه روشنگری و مبارزه با فرقه‌های انحرافی انجام داد و خدمات ارزنده‌ای به دین اسلام کرد. ایشان در سال ۱۲۸۴ خورشیدی در قم به دنیا آمد. نسبش به شیخ الطایفه سعد بن ‌عبدالله بن ابی خلف اشعری قمی، صحابی امام حسن عسکری(ع) می‌رسد. پدرش شیخ محمدحسین واعظ قمی از معتمدین قم بود.

شیخ المحدًثین دوران؛ زبان حوزه

خطیب سترگ، محدث بزرگ و یکی از مبلغان نستوه دین به شمار می‌رفت که تلاش‌های خستگی‌ناپذیری در راه روشنگری و مبارزه با فرقه‌های انحرافی انجام داد و خدمات ارزنده‌ای به دین اسلام کرد. ایشان در سال ۱۲۸۴ خورشیدی در قم به دنیا آمد. نسبش به شیخ الطایفه سعد بن ‌عبدالله بن ابی خلف اشعری قمی، صحابی امام حسن عسکری(ع) می‌رسد. پدرش شیخ محمدحسین واعظ قمی از معتمدین قم بود.

مرحوم انصاری پس از ملبس شدن به لباس روحانیت با سفر به شهرهای مختلف به تبلیغ در ماه‌های رمضان و محرم پرداخت و به توصیه آیة الله حائری یزدی، برای اقامه جماعت و تبلیغات دینی به مدت ۱۰ سال در گرگان زندگی کرد. او نقش مهمی در مبارزه با فساد و منکرات داشت و با سخنرانی‌های خود، مردم را به مبارزه با برنامه‌های ضد دینی رژیم پهلوی تشویق می‌کرد. همچنین به عنوان نماینده آیت‌الله بروجردی در منبرها به تبلیغ و روشنگری علیه فرقه بهائیت می پرداخت.

شیخ المحدًثین دوران؛ زبان حوزه

وی در منبرهای خود همواره از اوضاع نابسامان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور و اقدامات و بی‌توجهی مردم به امور دینی و علاقه و دلبستگی عده‌ای به ثروت، مقام و شهرت و نقش مخرب تلویزیون در جامعه و ترویج بی‌حجابی انتقاد می‌کرد.

شیخ مرتضی سخنوری فصیح و بلیغ و واعظی دلسوز به حال جامعه بود. محبت و اخلاص وی به ائمّه اطهار(ع) به حد کمال بود و برای اشاعه روایات و احادیث آنان می کوشید. مردی روانشناس بود و بیشتر مطالب روز را با احادیث و روایات تطبیق می کرد و با شیرینی و ملاحتی که داشت، آنها را به جامعه تفهیم می کرد. تخصص وی بیشتر در نشر احادیث و اخبار بود و مطالب را با استناد به آیاتی از قرآن عنوان و تا آخر منبر بر پایه آن، ده ها حدیث و روایت را تفسیر می کرد و آن را با اشعار، امثال و حکایت های دلنشین می آمیخت. به هر جا که شیخ مرتضی قدم می نهاد، منشأ خیر و برکت بسیاری روی می آورد. چه بسیار اشخاص گنهکار در محضر او توبه کردند و از کارهای زشت به یکباره دست کشیدند.

شیخ المحدًثین دوران؛ زبان حوزه

مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری و آیة الله وحید خراسانی

مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری منبرش به قدری مفید و باارزش بود که همه - از عالی و دانی واز فقیه و مجتهد تا آدم های عادی - از منبر وی و سخنانش بهره می بردند ومنبر او را قدر می دانستند. نمونه ای را در این باره می کنم :
سالی در کربلا، در منزل مرحوم آیه الله العظمی حاج آقا حسین قمی منبر می رفت. روزی سخنش به درازا کشید و ظهر نزدیک شد، ایشان خواست منبر را خاتمه دهد. آیه الله قمی فرمودند:
به بیانات خود ادامه دهید، امروز نماز نمی رویم.
و این امر از شخصی زاهد و متقی مانند مرحوم آیه الله قمی بسیارعجیب بود. یکی از شاگردان حوزه نجف می فرمود:
ایشان سالی در ماه مبارک رمضان، در نجف اشرف در مسجد شیخ انصاری به منبر می رفت.
آیه الله العظمی خویی(ره) هم شب ها درمسجد خضرا درس می فرمود. ما به ایشان می گفتیم: آقا، درس را کمی زودتر تعطیل کنید تا به منبر آقای انصاری هم برسیم. ایشان پرسیدند:
مگر آقای انصاری در منبر چه می گوید که شما می خواهید از درس من کم کنید؟ گفتیم:
آقا! منبر ایشان گفتنی نیست، دیدنی است.
ایشان، شبی درس را زودتر تعطیل کرده و به مجلس آقای انصاری،حاضر شد و از کثرت نقل احادیث در شگفت آمد و فرمود:
آری! شما حق دارید. این مجلس خیلی قابل استفاده است.

از آن روز به بعد، هر شب درس را کمی زودتر تعطیل می فرمود. او به هر جا قدم می گذارد منشا خیر و برکت می شد. چه بسیارگنهکارانی به محضر ایشان آمدند و توبه کردند و از کارهای زشتشان به یکباره دست کشیدند. او خود در این باره نقل می نمود:
زمانی در شبهای محرم، در تهران پس از نماز مغرب و عشا، سه مجلس را اداره می کردم. طیب خان - رضایی - پیش من آمد و مرا برای مجلس بارفروشان میدان شوش دعوت کرد. عذر آوردم و گفتم:
طیب خان! من پس از نماز سه مجلس دارم و دیگر به مجلس شمانمی رسم. وانگهی ساعت از نیمه شب هم می گذرد. او گفت: آقای انصاری! ما ده بیست نفر بودیم که همه جور کارهای خلاف را انجام می دادیم و در اثر منبرهای پارسال شما از همه آن ها دست کشیدیم.
من شما را - چه دعوت ما را قبول کنی و چه قبول نکنی - می آیم ومی برم.
من هم قبول کردم و فکر می کردم که مجلسم بسیار خلوت است. امادیدم مجلس مالامال از جمعیت است و از بهترین مجالس من در تهران شد. مرحوم حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدعلی انصاری ( اخوی ایشان ) که خود شارح و ناظم نهج البلاغه منظوم بشمار می آید ، ی نویسد:
در زمان رضاخان سواد کوهی و پس از آن، رشت و بندر انزلی دراثر استیلای حزب توده، مرکز فحشا و منکرات بود و زن و مرد درانواع تمایلات نفسانی آزاد بودند. در چنین شرایط سختی ، عده ای ازمتدینین بندر به فکر افتاده و از مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری دعوت کردند که دو ماه محرم و صفر برای تبلیغ به آن شهر برود.
وی آن سال را بدان شهر رفت و تبلیغات دینی را آغاز کرد.
می گفت: دیدم نامه های زیادی نوشته می شود و از گرانی پول حمام شکایت دارند. در منبر پرسیدم: آقایان! گرانی پول حمام به من چه ربطی دارد؟
گفتند: آقا تا وقتی شما به این شهر نیامده بودید، غالب مردم نماز نمی خواندند و برای غسل به حمام نمی رفتند. اکنون مردم اهمیت نماز را یافته و نیازمند حمام و غسل هستند و حمام کم وگران است.
از این رو ایشان دو باب حمام ساختند و مساجد متروکه و مخروبه را تعمیر و آباد کردند و دو مسجد جدید نیز ساختند. ادامه دارد..

شیخ المحدًثین دوران؛ زبان حوزه

کد خبر 1508853

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =