۱۳ نفر
۲۲ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۷:۵۱
اعتراف به خطا و استغفار سیاسی

در این یادداشت می خواهم نوعی توبه را بر معانی توبه بیفزایم و آن «توبه سیاسی» است. مرادم از توبه سیاسی بازگشت از روش، راه و طریقه فکری و عملی سیاسی واجتماعی است.

1-آورده اند که وقتی برادر«آلفرد نوبل» مخترع دینامیت فوت کرد بطور اشتباهی  فوت نوبل در یک روزنامه فرانسوی در سال ۱۸۸۸ میلادی،منتشرشد در حالی که او را به خاطر اختراع دینامیت گناه کار خوانده بود،  با خواندن آن خبرنوبل را به فکر ایجاد تصویر بهتری از خود نزد آیندگان واداشت. این نشریه این گونه نوشته بود: «فرشته مرگ مرده‌است، دکتر آلفرد نوبل، فردی که برای ایجاد راهی برای کشتن افراد بیشتر در زمان کمتر ثروتمند شده بود؛ دیروز فوت کرد»

در تاریخ ۲۷ نوامبر ۱۸۹۵ در باشگاه نروژی ها-سوئدی‌ها در پاریس، آلفرد نوبل آخرین وصیت نامه خود را امضا کرد و بیشتر دارایی خود را به جایزه‌ای اختصاص داد تا همه ساله بدون توجه به ملیتی خاص، به افراد شایسته  که «برای صلح» درسال کار کرده اند اهدا گردد. او بر اثر سکته قلبی در گذشت و مبلغ ۳۱ میلیون کرون سوئد، حدوداً معادل ۴٫۲ میلیون دلار آمریکا به جایزه مذکور تعلق یافت. (ضمیمه روزنامه اطلاعات /13خرداد93).

به صراحت می توان گفت بیش ازارزش اموالی که او برای صلح اهدا کرد،تحول نفسانی ای که دروی پدید آمد به مراتب ارزشمند تراز اموال مزبور می باشد ، اقدام حاکی از ندامت وی و اعتراف درپیشگاه بشریت و اتخاذ تدابیر جبرانی هنگامه ایست که وی قولا وعملا به پا کرده است.

2- یکی از نهادهای بسیار زیبا و از طرفی بسیار مهم درادبیات ادیان الهی به ویژه ادبیات اسلامی نهاد «توبه» است. خوشبختانه قانونگذار در قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ در رویکردی تحسین برانگیز نهاد" توبه" را از حقوق جزای اسلامی اقتباس کرد و آن را به عنوان یکی از تاسیسات ارفاقی در قواعد حقوق جزای عمومی وارد کرد، به‌گونه‌ای که مبحث پنجم از فصل یازدهم قانون مزبور یکی از موجبات "سقوط مجازات" به "توبه مجرم "اختصاص یافت و قواعد آن در مواد ۱۱۴ تا ۱۱۹ و چند تبصره بیان شد و فی الجمله نهاد توبه از موجبات سقوط یا تخفیف مجازات شناسایی شد این نهاد اصطلاحی دینی، فقهی، اخلاقی و عرفانی است. به معنای بازگشت بنده به سوی خدا، به وسیله ندامت و پشیمانی می باشد. من می خواهم در این یادداشت نوعی توبه را برآن معانی بیفزایم وآن «توبه سیاسی» است. مرادم از توبه سیاسی بازگشت از روش، راه وطریقه فکری وعملی سیاسی واجتماعی است که منتهی به ایجاد نگرش منفی در میان گروهی از مردم شده و باور و اعتقاد آنها را به خقیقت و فضایل اخلاقی تضعیف کرده باشد.

3- برای توبه از گناه فقیهان ،عارفان ،عالمان اخلاق ومحدثان اولین مرحله را «ندامت» وسپس «اعتراف» و نیز «جبران ما فات» دانسته اند. به نظرمی رسد این مراحل  به یقین در توبه سیاسی نیز جریان دارد. درتوبه سیاسی ندامت که امری است قلبی همانند توبه از گناه وجود دارد. اما در سه مرحله دیگرازجهاتی متفاوت است . درتوبه از گناه، شخص گناهکار در آداب اسلامی فقط به درگاه خدا اعتراف وبه درگاه خدا استغفار یعنی طلب عفو وبخشش می  نماید.اعتراف به گناه دردرگاه الهی می تواند درخلوت تنهائی ، نیمه شب ویا درمحل کار بطور خصوصی و به اصطلاح از طریق نجوا و مناجات صورت گیرد ولازم نیست همانند مسیحیت درکلیسا و نزد کشیش انجام گیرد. اما درتو به سیاسی اعتراف و استغفار باید درپیشگاه ملت به علن، شفاف و آشکارا صورت گیرد.

4 - اما مهمترین مرحله در تحقق توبه، مربوط است به مرحله «جبران مافات» این عنصر در نهاد توبه برای جبران و تدارک هر عمل و عبادت از دست رفته پیش بینی شده است و زمانی محقق می‌شود که اقدام عملی برای جبران مافات و ترمیم خرابی‌ها انجام شود. عنصر جبران در تحقق توبه، انواع مختلفی دارد. زیرا توبه از گناهان انجام می‌شود و چون گناهان دارای طبقه بندی خاص هستند، جبران هر گناه و توبه از آن انواع مختلف خواهد داشت. بعنوان مثال اگر گناه از نوع ستم به خویشتن باشد «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ» (فاطر/32) جبران آن به نحوی انجام می‌شود. اما اگر گناه از نوع حق ا... باشد، جبران آن مستلزم تکمیل و قضای واجبات از دست رفته است. اما اگر گناه از نوع حق الناس باشد، جبران آن متفاوت خواهد بود. زیرا اگر گناه حق الناسی از نوع تجاوز به اموال باشد، باید از طریق باز پس دادن مال نامشروع جبران شود ولی اگر گناه از نوع تجاوز به تمامیت جسمانی افراد باشد جبران آن از طریق پرداخت خساراتی انجام می‌شود که در شرع مقدس در قالب دیّات و اروش پیش بینی شده است و اگر گناه حق الناسی از طریق لطمه به حیثیت و عرض و آبروی افراد باشد نیز جبران آن طریقه ای خاص و پیچیده دارد و ظرایفی در این خصوص مطرح است که در منابع تفصیلی اسلامی، شرایط آن بیان شده است. اکنون این سوال مطرح می‌شود که عناصر سازنده توبه در «توبه سیاسی» چیست؟ و چگونه محقق می‌شود؟ و توبه سیاسی با انواع توبه‌های شناخته شده در منابع اسلامی، چه وجوه تشابهی دارد؟ در منابع اسلامی، یکی از انواع توبه به عنوان «توبه اضلال» شناخته شده است. اضلال جزء بزرگترین گناهان است که منتهی به گمراه کردن افراد از مسیر حق و حقیقت می‌شود و بر این اساس توبه از گناه اضلال بعنوان یکی از انواع توبه در منابع اسلامی شناخته شده است. تا آنجا که امام صادق (ع) در توضیح آیه شریفه « مَن قَتَلَ نَفسًا بِغَیرِ نَفسٍ أَو فَسادٍ فِی الأَرضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعًا  »  (مائده/32) توضیح داده اند و می‌فرمایند «من اخرجها من هدی الی ضلال فقد قتلها» (حر عاملی، محمدبن حسن وسایل الشیعه، جلد 16 صفحه 186 و 187 چاپ آل البیت) بنابراین اگر کسی با گفتار و رفتار خویش و یا هر شیوه دیگری، شخص یا افرادی را از راه حقیقت به گمراهی و تباهی فکر ویا به جهالت بکشاند، نیازمند توبه اضلال خواهد بود. در پاسخ به اینکه عنصر جبران در توبه اضلال چگونه محقق می‌شود، صاحب وسایل الشیعه روایتی را از امام صادق (ع) به این مضمون آورده اند که «در زمان گذشته مردی، دینی تأسیس کرد و مردم را بدان فرا خواند و افراد زیادی را گمراه کرد. اما در نهایت به گناه و لغزش خود پی برد و تصمیم به توبه گرفت. خداوند به پیامبران آن زمان وحی فرستاد که به او اعلام کند « و عزتی لو دعوتنی حتی تنقطع اوصالک، ما استجبت لک، حتی ترد من مات الی مادعوته الیه فیرجع عنه» یعنی به عزت خودم سوگند اگر آنقدر مرا بخوانی که اعضای بدنت از هم گسیخته گردد، دعا و توبه تو را نمی‌پذیرم تا کسانی که گمراه کرده ای و مرده اند را به راه حق و هدایت برگردانی.» (حر عاملی، همان، ج 16، ص 154) اکنون این سوال مطرح است که مراحل توبه در گناهان سیاسی چگونه است؟ و چه شرایط و اوصافی دارد؟ به نظر می‌رسد هر چهار مرحله در توبه سیاسی نیز وجود دارد. اما در توبه سیاسی اعتراف و استغفار نه پنهان بلکه باید در پیشگاه ملت به علن شفاف و آشکارا صورت گیرد. و برای تحقق عنصر جبران نیز باید تلاش کافی در آگاهی بخشی به مردم صورت پذیرد و علت و آثار خطای سیاسی توضیح داده شود و اقناع عمومی یا حداکثری محقق گردد.

5- فرق دیگری که در توبه سیاسی وجود دارد نوع گناه است. در گناهان غیر سیاسی نقش علم وعمد کاملا روشن است .گناه شخص جاهل نزد خداوند بخشوده است وقابل مجازات نیست. در حقوق عرفی هم عنصرمعنوی یکی از عناصر جرم است . شخص مادام که ازآگاهی و قصد سوء ونیت مجرمانه برخوردار نباشد ، مجرم شناخته نمی شود. اما در امورسیاسی ومملکت داری حتی خطا واشتباه وسوء مدیریت آثار اجتماعی خودرا دارد و همین ویژگی است که گناهان سیاسی را به گناه "اضلال" شبیه می کند و نیازمند توبه ای از جنس "توبه اضلال" است. به اصطلاح فنی حتی حسن فاعلی یعنی نیت خیر هم کافی نیست ، آنچه لازم است حسن فعلی  است.  یعنی  عمل شخص متصدی امورسیاسی بایستی درراه مصالح ملی باشد . این نکته حتی با موازین کلامی وفقهی ما نیز منطبق است زیرا پرواضح است که ابن ملجم مرادی برای خدا وبه قصد قربت برفرق مبارک مولای متقیان (ع) شمشیر زده آیا می شود صرفا چون قصد خیر داشته اورا مقصر ندانیم ؟ هرگز! . به یقین چون عمل قبیح وزشتی را مرتکب شده قصد اوتاثیری برای توجیه عمل وی ندارد.

اشخاصی که درامور اجتماعی متصدی امری می شوند چنانچه نتایج اعمالشان خلاف مصالح ملی از آب درآیدونتایج سوأ برآن مترتب گردد یقیناً موجب تغییر نگرش و تغییر باورها و افکار مردم می شوند و گناهی نزدیک به گناه "اضلال" را مرتکب می شوند لذا مرتکبان گناه سیاسی اولاً باید ثابت کنند که عمداً تقصیری ازآنان سرنزده وثانیاًدرپیشگاه ملت باید طلب بخشش وعفو نمایند  تا در اصلاح نگرش مردم  موثر باشد.

5- این روزها افرادی را می بینیم که قبلا درسیاست جور دیگری فکر و عمل می کردند و امروز کاملا پشیمانند و خود را اشتباه کار میدانند و به نتایج اشتباهشان واقف گشته اند. اما متاسفانه به دلیل عدم «اعتراف» به طور علن و شفاف در پیشگاه ملت توبه آنان نقش تربیتی چندانی برای توده جامعه ندارد و مهمتر آنکه عنصر جبران ما فات هم مشاهده نمی شود. آنان جلوی چشمانشان افرادی را می بیینندکه در آتش جهل می سوزند وهنوز مانند حالت سابقه آنان خودرا موفق میدانند، درمیان جهنمند ولی خودرا دربهشت برین می بینند، گرسنه اند ، ولی گرسنگی را موهبتی الهی می دانند ، بیمارند ولی بیماری را سعادت دانسته وبدان افتخار می کنند ، درظلمات جهل وفقدان دانش وآگاهی مانند کوران قدم برمیدارند، ولی درجهل مرکبند وخودرا دارای بصر وبصیرت می خوانند. برای بازگشت این افراد، اعتراف واستغفار و آگاهی دادن از سوی کسانی که زمانی همانند خودشان بوده اند درتکان خوردن وتحول فکری آنان بسیار موثراست. البته می پذیرم که  تاثیر پذیری نیز نوعی آمادگی پذیرش می خواهد . گاهی دربرخی به دلیل عدم آمادگی پذیرش به هیچوجه اثر نمی کند.جاهلند ولی از معرفت گوئی وحشت دارند. معروف است وقتی از «هریت تابمن» سیاهپوستی که برای نجات بردگان تلاش بسیار کرده بود پرسیدند که «سخت ترین مرحلۀ کار و عملیات شما برای نجات بردگان چه بود؟»هریت عمیقاً به فکر فرو رفت و با اندوه گفت :

« قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی و باید آزاد باشی...»!!

6- به نظرنگارنده اصحاب حضرت حسین بن علی(ع) که در حادثه کربلا شهید شدند همه والامقام وعظیم اند سلام خدا برآنان باد. ولی شاید بتوان گفت درمیان آنان اقدام حربن یزید ریاحی بسیاردرخشان ، مهم وموثراست. حربن یزید ریاحی یک افسر نظامی بود که اکثر ایام عمرخودرا در شغل نظامی ودردورن پادگان گذرانده بود. هرگز وقت آن را نداشت که روی مسائل الهیاتی وسیاسی بیندیشد ، وقتی متحول شد کاری کرد کارستان که موثر دردیگران باشد. زیرا عنصر "جبران ما فات" در اقدام حر بن یزید ریاحی به شکل واضح و نمایانی وجود دارد. هرچند دستگاه تبلیغاتی اموی آنقدر قوی بود که نگذارد تاثیر شایسته خودرا بگذارد واگر گذاشته مورخان ووقعه نگاران را از ضبط ونقل آن منع کرده است. نگارنده مطمئن است هنگامه ای که حربن یزید با رفتنش بسوی سید الشهداء (ع) وخون دادنش دررکاب وی بپاکرد، نقش روشنگری درافرادزیادی داشته، هرچند اسناد تاریخی دراین جهت تاریک است. البته نمی توانم انکار کنم که گروه حاضر درکربلاغیر از مزدورانشان همه شستشوی مغزی شده بودندوبه دیگر سخن اشخاص مبتلا به «جهل مقدس» بودند،جهلی که رنگ ولعاب قدسی داردرا نمی توان به راحتی روشنگری نمود. زیرا نه تنها چنین جاهلی نمی داند که جاهل است بلکه به نادانی خود رنگ تقدس بخشیده واز ندانستن خود لذت می برد. دلش می خواهد کسی به جزمیاتش دست نزند وآنهارا نلرزاند.

7- طرز تفکر حربن یزید را با نحوه تفکرشمربن ذی الجوشن مقایسه کنید . برای مقایسه به حدیث زیر توجه فرمایید:

« ابو عبداللّه‏ محمد بن احمد بن عثمان معروف به ذهبی (م 748 ق) از بزرگان علم حدیث اهل سنت به شمار می رود. وی دارای تالیفات متعددی است که درمیان آنها کتاب «میزان الاعتدال‏» از ارزش بالائی برخوردار می باشد . درآن کتاب آمده است:

روی أبو بکر بن عیاش عن أبی إسحاق قال: کان شمر یصلی معنا، ثم یقول: اللهم إنک تعلم أنی شریف فاغفر لی. قلت: کیف یغفر الله لک وقد أعنت علی قتل ابن رسول الله صلی الله علیه وسلم؟ قال: ویحک! فکیف نصنع؟ إن أمراءنا هؤلاء أمرونا بأمر فلم نخالفهم، ولو خالفناهم کنا شرا من هذه الحمر السقاة. قلت: إن هذا لعذر قبیح، فإنما الطاعة فی المعروف.» ) میزان الاعتدال 2/280(

ابی اسحق می گوید: شمردرنماز {جماعت} با ما نماز می خواند وپس از نماز چنین با خدا دعا می کرد. می گفت خدایا تو میدانی من شخص شریفی هستم پس مرا ببخش . به اوگفتم چگونه خدا تورا ببخشد درحالی که تو برقتل فرزند رسول خدا(ص) اعانه واقدام کردی ؟ گفت ساکت باش ، پس چه باید می کردیم؟ فرماندهان وامیران ما به این امرمارا فرمان داده بودند ونباید با فرمان آنان مخالفت می کردم اگر مخالفت می کردم از الاغهای آبکش بد تر بودم!!به او گفتم : این عذر زشت وناپسندی است! ، دراعمال نیکو اطاعت باید کرد {نه دراعمال زشت} !!

حربن یزیدریاحی که در اعمال ارتکابی اولیه خود، دقیقا فکری همانند فکر شمر بروی حاکم بود لذا دستور وامر ابن زیاد را اطاعت محض وکورکورانه کرد واندکی تردید درخود راه نداد ولی سرانجام با فکر وتأمل واندیشه ورزی سرنوشت خویش را بکلی دگرگون کرد . او نه تنها گروه ابن زیاد را ترک کرد ، بلکه به قصد جبران ما فات و افزایش اثر بخشی وروشنگری جان برکف نهاد وبا شهامت تمام به میدان نبرد آمدودرشعار خود با اشاره به سابقه خویش ونوعی اعتراف به گناه با اعلام نبرد علیه گروه دشمنان حسین(ع) خواست آنان را روشن سازد. اما درمغزهائی که همچون شمر فکر می کردنداثری نداشت، هرچند مطمئنم که دربسیاری دیگر اثر نهاده ولی گزارشگران توسط سانسورگران اموی از نقل آن ممانعت نموده اند.

8- این روزها مصاحبه هائی از فریب خوردگان حرکتهای انحرافی بنام دین مانند داعش در رسانه های مجازی دیده می شود، حاوی اعتراف به اشتباه وخطاوارتکاب اعمال زشت وقبیح ووحشتناک که هرچند به نظر می رسد درروشنگری دیگران موثراست ولی ایکاش رهبرانشان روزی متوجه زشتکاری های خود که به نام دین مرتکب شده اندبشوند واز کرده های خویش پشیمان ونادم گردند و اقدام به اعتراف واستغفار نمایند و به جبران ما فات برای آگاهی بخشی به فریب خوردگان و پیروان خود تلاش داشته باشند تا نقش مهمی درروشنگری داشته باشند.  

9—در قرآن مجیدآیه ای وجوددارد که نگارنده مدتها درتفسیر آن مانده بودم وکلمات مفسرین مرا قانع نمی ساخت. آیه چنین است:

« إِلَّا مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا(70فرقان/

مگر کسانی که (از آنچه در آن بودند) توبه کنند و ایمان آورند و عمل شایسته نمایند، پس خداوند گناهانشان را تبدیل به نیکی‏ها می‏کند.

برای اینجانب چنین مطرح می شد که بخشش گناهان کاملا مفهوم ومعنای روشنی دارد ولی تبدیل گناهان به حسنات با ابهام روبروست . اما با توجه به مطالبی که درفوق گفته آمد به نظرمی رسد کاملا قابل توجیه است. اشخاص موفق به توبه از گناه اگر متوجه به اشتباهشان بشوند وبه درگاه خداوند اظهار ندامت واعتراف واستغفار کنند، چنان توفیقی خداوند نصیبشان می کند که اعمال صالحه آنان بعد از توبه از ارزش بسیار بالاتری برخوردار باشد. اعتراف واظهار ندامت توبه کاران سیاسی و اصلاح نگرش های آسیب دیده مردمی به نحو شفاف نیز به دلیل تاثیری که درجامعه خطاکاران واصلاح آنان دارد نوعی حسنات جاری ومستمر برای آنان منظور می گردد.  

10- تاکید بر این نکته ضروری به نظر می رسد که دولتمردان ودست اندرکاران امور سیاسی گاه درروزهای نخستین برای جلب نظر مردم مبادرت به دادن وعده هائی می کنند که حمل به صحت آن این است که چنین می پندارند که می توانندوفا کنند .خدا نکند العیاذ بالله با علم به ناتوانی ویا عدم امکان دستیابی به آنها به چنین اظهاراتی دست یازند که دراین صورت مشمول این کریمه صریحه خواهند شد که فرموده است :

کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ (3صف/): نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‏کنید! 

مقام معظم رهبری در نخستین ملاقات دولت سیزدهم با ایشان فرمودند :« اگر وعده‌ای دادید و بواسطه برخی مشکلات، امکان تحقق آن میسر نشد این موضوع را به مردم توضیح دهید و از آنان عذرخواهی کنید تا اعتماد مردم خدشه‌دار نشود.»(خبرگزاری ایسنا/ 12 شهریور 1400).

دستور معظم له راجع به «عذر خواهی از مردم» دقیقا رساگر نکته اصلی این یادداشت است. البته ایشان با حسن ظن  خیرخواهانه ، انگشت بر وعده هائی نهاده اند که عملی بوده ولی به خاطر برخی مشکلات امکان تحقق آن میسر نشده. چه رسد به وعده هائی که با یک محاسبه ساده سرانگشتی عدم امکان عملی آن ازهمان روزاول اظهر من الشمس  است! که به یقین «مقت کبیر». است . مقت به معنای مبغوضیت شدید است . (1) مقت عندالله عبارت است از امری که بغض شدید درمقامی که مربوط به خداوند تبارک وتعالی است. برای این گناه بزرگ توبه ،ندامت، اعتراف  واستغفار لازم است وچون گناه سیاسی است اعتراف واستغفاربصورت عذرخواهی باید به علن درپیشگاه ملت صورت گیرد.

11- دستور مقام معظم رهبری هرچند مخاطبش دولت سیزدهم بوده ولی به یقین از مواردی است که می توان گفت  مورد مخصص نیست زیرا مطلب امری است منطقی وعقلائی وبه اصطلاح حقوقی از قواعد آمره محسوب است و به تعبیر زیبای شیخ اعظم "آبی از تخصیص" است یعنی نه تخصیص پذیر است ونه استثناء پذیر.بنابراین پیشنهاد می شود ارکان دولتهای قبلی هم به این قاعده آمره عمل فرمایند ودرکنار موفقیت های خود نسبت به عدم تحقق وعده ها از مردم عذر بخواهند. همانگونه که شخص مقام معظم رهبری در مواردی صراحتاً و علناً اشتباه خود را پذیرفته و در پیشگاه مردم و تاریخ از خدای متعال طلب بخشش کرده (رک:سخنرانی ۲۰ مهر ۱۳۹۱) " مااز آغاز انقلاب اسلامی  تا امروز 13 دولت داشته ایم ، هریک از آنان پیروزی ها ، خرسندی ها ودرکنار آنها، خطاها ، تلخیها نا فرجامی ها داشته اند. چه می شد که همراه خاطرات روزمره نویسی ، به صراحت اعتراف به خطاها و نافرجامی ها وعدم موفقیت خویش نیز می کردندتا عبرتی ودرسی برای آیندگان باشد؟. آنها که برای سازندگی ویرانی های ایران ویا تحقق جامعه مدنی آمده بودند ویا یک شعار کلی «عدالت» را تکرار می کردند، ویا کلید حل مشکلات را دردست خویش می دیدند، آیا به این آرمانها رسیدند؟ اگر نرسیدند چرا نرسیدند ؟آیا مشکل دراشخاص بود ویا مشکل ساختاری ویا مشکل درخود این گونه مفاهیم بوده است؟ البته شاید تحقق این عناوین آرزوی آنان بوده، وآرزو نه تنها برجوانان عیب نیست ، که بر پیران نیزبخصوص درامور سیاسی هرگزعیب نیست!  ولی فرد آرزومند نباید محقق شدن آرزوهایش را از رهگذر داوری خویش متوهمانه محقق پندارد، زیرا داوری درامور مدیریت سیاسی باشهروندان حکومت شونده است ونه مدیران حکومت کننده .

12- در خاتمه این عریضه لازم است متذکر شوم که حافظه ملی را نباید بی اعتنا و بی توجه بودو نادیده گرفت. اگر پای درد دل مردم بنشینیم و به سخنان آنان گوش فرا دهیم می بیینم که گوئی دلی دارندحاوی نامه اعمال اربابان قدرت و لایغادر صغیرة ولا کبیرهً الا احصیها !! البته تصدیق می کنم که برخی از مردم کوچه وخیابان گذشته را همواره بهتر از حال قضاوت می کنند . گاه نسبت به اوضاع حال حاضر، بمباران تبلیغات قدرت داوری را از مغزشان سلب می کند ولی برای گذشته که فضائی آرام بخود گرفته به خوبی تحلیل می کنند. منکر نیستم که برخی از اهل نظر گذشته وحال ندارند وبرای اوضاع حال هم از فضای دوروبر بالا تر می روند وبه نقادی صادقانه می پردازند.

خلاصه کلام آنکه در معامله با دیگران نباید جهان را گذران پنداشت، تاریخ هرچند جوهری گذران دارد ولی حافظه دارد نه هاضمه ! این است معنای  این کریمه شریفه  که چهار باربا تفاوت یک کلمه درقرآن تکرار وبرآن تاکیدشده است:

أَ وَ لَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِم ْ کانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّة(روم/9-فاطر/44غافر21غافر82‏)

آیا آنان در زمین نگشتند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چگونه بود؟! همانها که از اینان قویتر (و نیرومندتر) بودند؟

سخنم را با یک رباعی از مولانا دردیوان کبیر به پایان می برم:

کشتی چو به دریای روان میگذرد                                   می‌پندارد که نیستان میگذرد

ما میگذریم ز این جهان در همه حال                              می‌پنداریم کاین جهان میگذرد

پی نوشت:
1) درکتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم مرحوم مصطفوی برای مقت عندالله آمده  است : یراد حدوث البغض الشدید فی مقام مربوط باللَّه تعالی‏.(ماده مقت)

 * مجتهد، حقوق‌دان، عضو پیوسته و رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران

کد خبر 1554273

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 7 =