۵ نفر
۲۷ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۸:۲۱
آیا شاهد ظهور نسل «تری این وان» هستیم؟

کافه در ایران عموماً جایی است که جوانان در آن احساس آزادی بیشتری دارند و مانند سفارت‌خانه‌ای است که تابع قوانین کشور میزبان خود نیست.

نهادهای رسمی در کافه‌ها دقایقی جوانان را به حال خود رها می‌کنند. عبور از خطوط قرمز نهادهای رسمی و سنتی جامعه در خصوص معاشرت اجتماعی، یکی از ویژگی‌های بارز رفتار جوانان در کافه است.  اشتغال دختران جوان، پخش موسیقی اروپایی و آمریکایی، طراحی داخلی شیک و امروزی، آزادی نسبی در پوشش و رفتار در کافه‌ها به‌گونه‌ای است که گویی گوشه‌ای از پاریس یا پراگ به ایران منتقل شده باشد.
طراحی داخلی، موسیقی،  منو، لباس و رفتار میزبانان همگی فضای متفاوتی برای جوانان خلق می‌کند. همین ویژگی‌هاست که اتمسفر اجتماعی کافه‌ها را برای مثال با فست فودها یا سفره‌خانه‌ها متمایز می‌کند. این جوانان لزوماً از طبقه مرفه نیستند و این سبک زندگی آنان است که مجوز ورود آنان به کافه است. اینان عموماً جوانانی با ظاهر و رفتارهای متمایزند. من این جوانان را (وان این وان) می‌دانم یعنی آنکه مهم‌ترین ویژگی آنان مدرن بودن است.

هرچند ویژگی کافه‌ها فضای تساهل حاکم بر آن است ولی در ظاهر، کافه‌های شهرهای بزرگ کشور در قرق جوانانی با سبک زندگی خاص است. منظور آنکه ظاهراً سبک زندگی همه افراد حاضر در کافه شبیه هم است. احساس « هم سبکی» به‌شدت در بین جوانان کافه رو وجود دارد.

اما دریکی دو سال اخیر به‌تدریج شاهد حضور جوانانی نوظهور در کافه‌ها هستیم. معمولاً با ورود این افراد به کافه‌ها، دیگران به شکل نامحسوس به وارسی آنان می‌پردازند.  برخلاف گروه نخست، این جوانان نوظهور را 3 in 1 (تری این وان) می‌دانم. منظورم آن است که این‌ها سه ویژگی مهم دارند که در یکجا جمع شده است:

متدین بودن: این جوانان سعی می‌کنند رفتارهایشان را در چارچوب هنجارهای دینی و چارچوب‌های جمهوری اسلامی تنظیم کنند. برای مثال در خصوص خانم‌ها، پوشش آنان چادر و به معیارهای شرعی حجاب پایبندند. پسران نیز عموما ریش(نه برای مد روز بودن) و برخی انگشتر عقیق بر دست دارند. نکته حائز اهمیت آنکه اینان دین‌داری خود را در چارچوب جهان امروز تعریف می‌کنند. با بی‌حجابی دیگران مشکلی ندارند. هویت را امری خودساخته می‌دانند و معتقدند که هر کس باید این مجال و فرصت را داشته باشد که هویت اش را خودش بسازد. پذیرفته‌اند که در جامعه‌ای متکثر زندگی می‌کنند و به تنوع هویت‌ها و سبک‌های زندگی (حداقل در فضای کافه) اعتقاد دارند. تمرکزشان نه بر تغییر دیگران، که نحوه سازگاری دین‌داری خودشان با الزامات جهان امروز است. 

متجدّد بودن: این گروه از جوانان با جریان کلی تجدد همراه هستند. برای مثال دختران، آرایش مد روز دارند، همراه با چادر، کتانی چینی و شلوار جین یا شلوار پلنگی می‌پوشند و شال رنگی خود را با کیف و رنگ آستین مانتو ست می‌کنند. به کوله پشتی شان عروسک آویزان می کنند. با اعتماد بنفس و صدای رسا صحبت می‌کنند. موقع حرف زدن با پسران به آن‌ها نگاه می‌کنند و اگر خنده‌شان بگیرد راحت می‌خندند، سینمای ژان لوک گدار را می‌شناسند و موقع صحبت درباره فیلم‌ها به نقدهای مجله «کایه دو سینما» ارجاع می‌دهند، با آراء اسلاوی ژیژک آشنایند و گهگاه ارادت خود را به میشل فوکو ابراز می‌کنند. برخلاف والدین انقلابی‌شان، ابایی ندارند که سرشان را بالا بگیرند و با تکان دادن دست‌هایشان موقع حرف زدن، به گارسون کافه بگویند « من کف شیر روی کاپوچینو رو خیلی دوس دارم، خیلی، لطفاً زیاد بشه.»

مرفه بودن: به نظر می‌رسد که برخلاف جوانان (وان این وان)، اینان عمدتاً از خانواده‌های مذهبیِ مرفه‌اند. آنها عمدتاً فرزندان نسل انقلابیونی هستند که هم‌اکنون مسن شده‌اند، یکی از برادران یا خواهرانشان ساکن یکی از کشورهای اروپایی است، تابستان‌ها برای دیدن او به اروپا می‌روند، خانواده بیش از یک ماشین دارد و غالباً ماشین خارجی سوار می‌شوند. 

نکات پایانی:
در بین اینان، آقازاده‌های فرهنگی هم وجود دارند. همه آقازاده‌ها به سمت اقتصاد و مدیرعامل شدن نمی‌روند. عده‌ای هم آقازاده‌های فرهنگی می‌شوند. البته اینان منتقد پدران خود هستند. از سیاست بدشان می‌آید و از دیدن فنجان فانتزی اسپرسو به وجد می‌آیند. 
پرسش آن است که چه اتفاقی افتاده است که به‌تدریج پای متدیّنان به مکان‌هایی باز می‌شود که همواره در قرق متجددان بوده است؟

مدتی قبل دریکی از کافه‌ها دیدم که یکی از دختران چادری متعلق به نسل (تری این وان) در حال سیگار کشیدن است. آیا جوانان نسل « تری این وان» را باید در مرحله گذار به جوانان نسل ( وان این وان) دید یا هویت آنان ثبات یافته است؟ 
توضیح: اصطلاح تری این وان  را از تبلیغ برخی نسکافه‌های فوری وام گرفته‌ام. 

*عضو گروه جامعه شناسی دانشگاه گیلان

کد خبر 1555826

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • عباس محمدی IL ۱۴:۵۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۷
    0 0
    درود. در مقام یک کافه دار، از تحلیل شما لذت بردم؛ با واقعیت تطبیق دارد.
  • GB ۱۶:۲۵ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۷
    0 0
    کاشکی جامعه ما به همین شیکی بود که جنابعالی توصیف کردین،ولی این “تری این وان”که شما توصیف کردین، چند درصد جامعه رو تشکیل می دهند.من پزشک هستم و خارج از کشور زندگی می کنم و‌هر دو تا سه سال یکبار به ایران عزیزم برای رفع دلتنگی بر می گردم،ولی هر بار که با جوانان نشست و‌ برخواست می کنم از افکار و‌توقعات و کلا نگرش اکثر آنها به دنیا و دریافتشون از دنیا وحشت می کنم که چه درصد کثیری، درگیر ظواهر زندگی هستن،چقدر عمیقا بی سودان و از هر چیزی فقط یه مقدار سرفصل می دونن ولی فکر می کنن عالم دهر هستن ،اینکه همش به دنبال میانبر برای رسیدن به اهدافشونن و‌اینکه‌ در مقایسه با ما دهه شصتی ها ، زمانیکه جوان بودیم،افکارشون کودکانه است وصد البته مقصر خودمان هستیم که شاید در نقش والد بودن خودکوتاهی کرده ایم.در هر حال چه اقا زاده چه غیر آقازاده، نسل جدید متاسفانه خیلی سطحی هستن ‌وبی هدف و شبیه این حرفهای قشنگ شما نیستن.
  • علی FR ۱۷:۱۳ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۷
    0 0
    چه دغدغه جالب و لاکچری!
  • IR ۰۱:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۹
    0 0
    مطلبتون باحال بود ولی قرابتی با واقعیت از دید من نداشت.ما میرفتیم کافه تا بدون اینا نفس بکشیم حالا اینا اونجا رو هم اشغال کردن و منم نمیگم ما کجا میریم.