ما به عنوان مسلمان و پیروان حضرت محمد (ص) موظفیم برای دریافت سعادت دنیا و آخرت، راه و رسم محمدی را نصب العین خویش قرار دهیم. در عرصه سیاست خارجی نیز این ضرورت وجود دارد و شناخت سیره نبوی در برقراری ارتباط با کشورها و قبایل دیگر و مطالعه ریزهکاریها و ظرافتهای این سیره میتواند برای دیپلماتهای کشورهای اسلامی و بخصوص ایران مفید باشد.
ابزارهای اصلی اجرای سیاست خارجی نبوی، پرسنل ماهر و وفاداری بودند که به عنوان سفیر و نماینده به سوی کشورها و قبایل مختلف روانه شده و در جهت منافع نظام اسلامی فعالیت میکردند. وظیفه آنان مذاکره و چانه زنی با کشورهای هدف به منظور دستیابی به توافق بر سر منافع مسلمانان بود. کشورها و قبایل باید قانع میشدند که فشردن دست دوستی مسلمانان به نفع آنان است.
اگرچه به نقل از مورخین، پیامبر اسلام از سال ششم هجری اقدام به اعزام نماینده و سفیر به دیگر بلاد نمود اما شواهد تاریخی نشان میدهد که مدتها قبل از این تاریخ نیز فرستادگان پیامبر اسلام به سوی قبایل و سرزمینهای دور و نزدیک گسیل شده و فعالیتهای دیپلماتیک خود را با اهداف مشخص انجام دادهاند. ارسال پیام برای معرفی اسلام و دعوت به این دین الهی، تلاش جهت جلوگیری از جنگ، حفظ وحدت مسلمین، انعقاد پیمان و توافقات و برقراری ارتباطات فرهنگی و بازرگانی از جمله اهداف پیامبر اکرم در خصوص اعزام نماینده و سفیر بوده است. در دوره نبوی،سفرا از میان صالحترین و شایستهترین افراد مؤمن انتخاب میشدند و وظایف دعوت به اسلام و به ویژه قبل از آغاز جنگ؛ مذاکرات صلح و ترک مخاصمه و مذاکرات در باب مبادله اسیران جنگی؛ مذاکره در باب انعقاد قراردادهای مربوط به فدیه و غرامت و مذاکره در جهت ایجاد حس تفاهم و جلب دوستی و انعقاد پیمان همکاری در زمینههای مختلف با طرف قرارداد را به عهده داشتند.متقابلا مأمورین خارجی مقیم سرزمین اسلامی نیز از اهمیت خاصی برخوردار بودند. پیامهای آنان با ادب و نزاکت شنیده میشد و پیامبر بنابر عادت شخصی خود، هدایای فراوانی نیز به آنها ارزانی میداشت».
وظیفه بعدی سفرای اسلام، اطلاع رسانی و برقراری ارتباط با مقامات و افکار عمومی کشورهای هدف برای توجیه برنامههای پیامبر بود. البته در کنار این اقدامات، ابزارهای اقتصادی و ابزارهای نظامی نیز در مقاطع لازم مورد بهره برداری قرار میگرفت.
سیره نبوی حاکی از آن است که اولویت اصلی در دیپلماسی پیامبر، انجام مذاکره برای حل اختلاف با دشمنان قبل از استفاده از جنگ بوده است.سفرا و فرستادگان نیز موظف بودند با ارائه راهکار برای جلوگیری از بروز تخاصم تلاش نمایند.در واقع وظیفه اصلی سفرا و فرستادگان، اتخاذ تدابیر لازم و ارائه مشورتها و راهکارهای اجرائی برای جلوگیری از بروز تخاصم بوده و در این روند تمسک به راهکارهای مسالمتجویانه بر اقدام به جنگ و جهاد بر علیه متخاصمان اولویت داشته است.
پیامبر اسلام با الهام از آیه شریفه: «لاینها کم اللّه عن الذین لم یقاتلوکم فیالدین و لم یخرجوکم من دیارکم أنتبروهم و تقسطوا الیهم» که در آن به روابط صلح آمیز مسلمانان با کفار غیرمحارب با تاکید بر احترام متقابل و نفی توسعهطلبی توصیه شده است. با کشورها و قبایل دیگر ارتباط برقرار میکرد و در واقع برنامة دولت اسلامی پیامبرآن بود که با همة ملتها و دولتها ارتباط صحیح و همراه با تفاهم داشته باشد. آن حضرت نه تنها فقدان رابطه با جهان خارج را منطبق با آموزههای اسلام نمیدانستند، بلکه این ارتباط را موجب شناخت اسلام توسط ملل جهان و صدور پیام فرهنگی، معنوی و انسانساز الهی به سرزمینهای دور تلقی مینمودند. ایشان ضمن اعلام اینکه دولت اسلامی درصدد سلطه در جهان نیست، بر ضرورت معرفی ارزشهای دینی و تحبیب قلوب ملتها تاکید داشتند و در این میان نقش سفرا و نمایندههای رسول خدا در تحقق اهداف سیاست خارجی نبوی مهم و موثربود.
یکی از وظایف سفرای پیامبر(ص)،تسلیم پیام های ایشان به سران کشورها و قبایل بود.مورخین بر ارسال بیش از یکصد نامه از سوی پیامبر به مقامات و افراد صاحب نفوذ در دیگر بلاد و قبایل صحه گذارده و اعزام دهها فرستاده از سوی پیامبر را تأیید کردهاند. اگرچه در اوایل بعثت انگیزهی اصلی پیغمبر از اعزام فرستاده، معرفی و ترویج اسلام به دعوت از افراد متنفذ برای پذیرش این دین جدید بود اما در سالهای بعد و پس از تثبیت قدرت اسلام، ایجاد رابطه با روسای کشورها و قبایل براساس احترام متقابل و رفتارهای مسالمتآمیز هدف اصلی دیپلماسی پیامبر بوده است. سیره نبوی نشان میدهد که اولویت اصلی در دیپلماسی پیامبر، انجام اقدامات مسالمت جویانه برای حل اختلاف با دشمنان بوده وهمواره مذاکره بر مبارزه مسلحانه ارجح بوده است.
برخی از مورخین، مصعب بن عمیر را به عنوان اولین سفیر پیامبر دانستهاند مصعب که از جوانان پاک نهاد بود جهت انجام مأموریت به مدینه اعزام شد. از حضرت علی(ع) نیز به عنوان آخرین سفیر پیامبر یادشده است. وی پس از جنگ تبوک و قبل از حجةالوداع به یمن اعزام و مأموریت تبلیغی ـ سیاسی خود را به انجام رسانید.
شواهد تاریخی نشان میدهد که بسیاری از فرستادگان و سفرای پیامبر نه تنها در صحنه دیپلماتیک بلکه در عرصه جهاد و مبارزه با دشمنان نیز پیشتاز بوده و اکثر آنان نظیر جعفر ابن ابیطالب و مصعب بن عمیر در عرصه کارزار به شهادت رسیده و به لقاءالله نائل گردیدهاند. نکته قابل توجه دیگر، شهادت برخی از فرستادگان پیامبر در حین انجام مأموریت است برای مثال حارث بن شجاع ابن وهب ابن منذر اسدی که به عنوان سفیر به دربار پادشاه غسانیان اعزام شده بود توسط عوامل غسانی به شهادت رسید و یا منذر بن عمرو که برای تسلیم نامه رسولالله(ص) به دربار سلطان نجد اعزام شد اما توسط این فرد به فیض شهادت نائل گردید.
پیامبر اسلام در انتخاب نمایندگان و سفرای خود بسیار دقیق و محتاط عمل کرده وحتی الامکان سفرای بدون نقص و عیب را برمیگزیدند. سفرای پیامبر عمدتاً تیزهوش، سخنور، خوش سیما، شجاع و وفادار به ارزشهای اصولی مکتب اسلام بودند.
به امید آنکه مطالعه و شناخت ابعاد مختلف دیپلماسی پیامبر بتواند دستاندرکاران سیاست خارجی را در دفاع و حفظ حاکمیت منافع ملی نظام اسلامی یاری رساند.[1]
[1] - برای مطالعه بیشتر ر.ک.دیپلماسی نبوی-سفیران پیامبر(ص)،محسن پاک آیین،انتشارات فرهنگ سبز،تهران،1390







نظر شما