روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود با عنوان«جنگ نرم از درون» نوشت:

 *سالهای متمادی است که از تهاجم فرهنگی دشمنان انقلاب اسلامی به ملت ایران سخن گفته می‌شود و به درستی بر ضرورت مقابله با این تهاجم تأکید می‌گردد. هر چند خطر این تهاجم را نمی‌توان انکار کرد، لکن واقعیت مهمتر و خطرناک‌تر اینست که درست به موازات همین تهاجم سنگین بیرونی، در داخل نیز اصول و ارزش‌ها و آرمان‌های انقلابی و دینی و اخلاقی ما بشدت مورد تهاجم است و متأسفانه نسبت به این جنگ نرم که از درون است غفلت می‌شود و یا تغافل صورت می‌گیرد.

*تفاوت تهاجم از بیرون با تهاجم درونی اینست که اولی با بودجه دشمن صورت می‌گیرد ولی دومی بودجه ملت را می‌بلعد و آن را به گلوله توپ تبدیل می‌کند و جبهه خودی را هدف قرار می‌دهد.

*ساده‌ترین نمونه، همین تلویزیون خودمان که قرار است "سیمای جمهوری اسلامی" باشد. از یازده ماه سال که بگذریم و فقط بر ماه مبارک رمضان متمرکز شویم که تلویزیون هم سعی می‌کند رنگ مذهبی به خود بگیرد و مردم را به خدا نزدیک کند، چنان تصویری از اسلام در برابر چشمان مردم به نمایش در می‌آورد و جان مردم را پر می‌کند که نه در کتاب‌های فقهی و اعتقادی خوانده‌اند و نه در سیره عملی پدران و مادران و آباء و اجداد خود دیده‌اند "ماسمعنا بهذا فی آبائنا الأولین".

*مجموعه‌های تلویزیونی سیمای جمهوری اسلامی در سالهای گذشته به عشق‌های زمینی انفرادی قانع بودند و هر کاری می‌خواستند در همین چارچوب انجام می‌دادند، اما امسال این عشق‌های زمینی، مثلثی و مربعی شده‌اند و کار به جائی رسیده که حتی دوستی‌های دختران و پسران نامحرم و معاشرت‌های حرام آنها به ارواح نباتی و حیوانی هم سرایت کرده است! در یک مجموعه تلویزیونی ماه رمضانی، سه دختر و زن عاشق سینه چاک یک مرد می‌شوند و برای تصاحب او به آب و آتش می‌زنند و در یکی دیگر از این مجموعه‌ها دختر چادری یک حاجی متدین و خوشنام و آبرومند آنچنان عاشق یک جوان شیاد می‌شود که حاضر است چادرش را دور بیاندازد و در برابر پدرش بایستد و همه معیارها و اصول و ارزش‌ها را نادیده بگیرد و با کهنه خواندن افکار پدر و به استناد تغییر کردن زمانه، خود را تسلیم آن جوان شیاد کند. تأسف‌بارتر اینکه آن پدر متدین نیز همواره با عصبانیت و رفتارهای بی‌منطق خود به این ماجرا دامن می‌زند و حتی یکبار هم برخورد منطقی نمی‌کند. توجیه مسئولان تلویزیون لابد اینست که می‌خواهیم عاقبت زشت این قبیل ناهنجاری‌ها و رفتارهای نادرست جوانان و عصبانیت و بی‌منطقی پدران را نشان دهیم و این مجموعه‌ها وقتی به آخر برسند، نتایج عبرت آموزی خواهند داشت. این توجیه، در واقع عذر بدتر از گناه است.

*متأسفانه اسیر تخیلات شدن، بیماری خطرناکی است که در سال‌های اخیر گریبان گیر بعضی اقشار تحصیل کرده نیز شده است. در ویژه نامه‌ای که اخیراً توسط یک روزنامه دولتی درباره شخصیت و جایگاه زنان منتشر گردیده و جنجال آفریده، از دو نفر به عنوان استاد دانشگاه و محقق و صاحب فکر و اندیشه نام برده شده و مطالبی از آنها به چاپ رسیده که جای شرمندگی بسیار دارد. اگر اینان استادان دانشگاه‌های ما هستند، وای به حال جوانان جامعه ما که قرار است از این چنین افرادی علم و معرفت بیاموزند. یکی از آنها آنقدر همه چیز را سکسی می‌بیند که همه بخش‌های اجتماعی جامعه را گرفتار سکس می‌داند بطوری که از نظر وی سکس در ورزش و ساختارهای شهری هم نفوذ کرده تا جائی که حتی آشپزخانه‌های باز و خودروی 206 و فوتبال را نیز نمادهائی براساس ساختار سکس می‌پندارد. آن دیگری حتی به حوادث بعد از انتخابات هم رحم نکرده و با صراحت می‌گوید: من بزرگترین قدرت محرکه این حوادث را محرکه جنسی می‌دانم. کاندیداهای معارض به دنبال خود نمائی جنسی رفتند، یعنی وقتی مثلاً لباس سبز پوشیدند، تحریک آمیز بودند.

*بی انصافی است اگر گفته شود همه مطالب ویژه نامه مورد اشاره،‌ انحرافی است. اما واقعیت اینست که این قبیل مطالب تخیلی که حتی پرت و پلاهای فروید را هم پشت سر گذاشته، آن را به درجه‌ای از انحطاط و سقوط کشانده که طبیعی بود سیل اعتراض‌ها را متوجه خود کند. اهانت و تمسخر نسبت به حدیث شریف نبوی "من تزوج فقداحرز نصف دینه..." و سایر مطالب موهن نیز از ویژگی‌های این ویژه نامه است که نمونه‌ای از جنگ نرم از درون است.

*نکته قابل تأمل اینست که در روزگار ما این قبیل مطالب سست و بیمارگونه را معمولاً تحت عناوینی از قبیل "پدیدارشناسی" و "جامعه شناسی" و "روان شناختی" و... به خورد مردم می‌دهند و الفاظ جدید و من در آوردی را نیز آنچنان چاشنی آنها می‌کنند که بتوانند خواننده و شنونده را مقهور الفاظ و اصطلاحات پرطمطراق کنند و او را از اندیشیدن به محتوای پوچ و انحرافی آن مطالب غافل نمایند. همین غفلت است که راه را برای تهاجم از درون هموار می‌نماید و مقولات انحرافی که در قالب گفتارها، فیلم‌ها، مجموعه‌های تلویزیونی و مقالات به خورد مردم داده می‌شوند را در کام شنوندگان و بینندگان و خوانندگان بی‌اطلاع و خوشبین حتی از عسل هم شیرین‌تر جلوه می‌دهند. اینست که عقلای قوم باید خطر جنگ نرم از درون را جدی بگیرند. تا این مشکل حل نشود، مبارزه با تهاجم فرهنگی به جائی نخواهد رسید.

17217

کد خبر 168735

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 9
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۰۵:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    متاسفانه در آن سریال نريشن( گفتار متنى )از زبان شیطان ارائه شده و مخاطب پای تلویزیون باید به صدای ابلیس گوش فرا دهد. از طرف دیگر شخصیتهای متدین سریال دست بزن داشته و بارها شاهد توگوش زدن آنها هستیم دختری که با آن وضع در کودکی(ضربات درست برزمین)آیه وسوره قرآن را میگوید به ظاهر چادری و متدین می باشد به یکباره بدون هیچ توجیهی جلوی پدر قد الم میکند
  • David US ۰۷:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    hahahaha
  • حسین IR ۰۷:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    فقط به روزنامه جمهوری اسلامی می شود گفت : این گوی این میدان بفرمائید داخل ببینیم شما چکار میکنید - از بقیه که کاری ساخته نشد
  • کوروش IR ۰۷:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    احسن بر روزنامه جمهوری اسلامی حرف دل مرا نوشتی
  • بدون نام IR ۰۷:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    واقعا كه صداوسيما ديگه شورش رو درآورده ....
  • جامعه IR ۰۷:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    دلم به حال رادیو تلویزیون میسوزه - بیچاره ها اگر چنین برنامه هایی نسازند میگن چرا واقعیات جامعه منعکس نمی شود-چرا مشکلات جامعه مطرح نمی شود- چرا به معضلات پرداخته نمی شود و میخواهید همه چیز را خوب نشان دهید- اگر هم بدبختها نشان بدهند که میگن اینطوری و آنطوری. چیکار کنند بالاخره
  • بدون نام IR ۰۸:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    کاملاًموافقم مخصوصاًدر موردسریالهای سیمادر ماه رمضان که خیلی...
  • صوفان IR ۰۹:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    بابا داغ نکن تو رو چی به نظر دادن.
  • من IR ۱۱:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
    0 0
    «عشق‌های زمینی انفرادي» دقيقاً يعني چه؟!