فرهاد قاسمی

در رابطه با موضوع دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات اخیر خاورمیانه با ید به چند موضوع اساسی اشاره نمود. نخست اینکه اصولا دیپلماسی به عنوان یک سیستم دارای اجزاء متعددی است که تعامل و همگونی بین چنین عناصری می تواند موفقیت و کارآمدی آن را تضمین نماید.

بنابراین اولین موضوع در خصوص دیپلماسی منطقه ای ج. ا .ایران در قبال تحولات اخیر شناخت عناصر سیستم دپلماسی منطقه ای در خاورمیانه است.

از این منظر اصولا باید عناصر چندی را مورد واکاوی قرار داد. نخست عناصر زیر بنایی در شکل گیری منطقه خاورمیانه می باشد. این عناصر می توانند گویای بسیاری از ناکارآمدی های ذاتی منطقه باشد که خود را در سامان دهی نظم منطقه ای آن و از جمله دیپلماسی منطقه ای کارآمد نشان می دهد.

در این راستا نخستین متغیر نحوه شکل گیری یک منطقه می باشد. شکل گیری شبکه خاورمیانه ای را می توان بر اساس منطق های پنج گانه زیر از جمله:

                                1 -منطق چرخه جهانی قدرت،

                                2- منطق چرخه محلی و منطقه ای قدرت،

                                3 - منطق تهدیدات ،

                                4  - منطق همجواری جغرافیایی،                              

                               5 - منطق گفتمان حاکم بر نخبگان ملی کشور ها،نشان داد که بر همین اساس خاورمیانه در برگیرنده حلقه های متمایزی خواهد بود که آن بهم پیوستگی لازم را نخواهند داشت بر این اساس شبکه استراتژیک خاورمیانه از حلقه های متمایز اما به هم مرتبط مختلفی مانند حوزه شامات خاورمیانه ای،حوزه غربی خاورمیانه،حوزه خلیج فارس،حوزه جنوب غربی آسیا،(پاکستان و افغانستان)ترکیه آسیای میانه وقفقاز(حوزه حاشیه ای) شکل گرفته است  .

به طور کلی در شکل گیری شبکه ژئوپلیتیکی خاورمیانه، دو گونه از متغیرهای اساسی دخیل می باشند که می توان در قالب متغیر بیرونی و متغیر درونی مفهوم سازی نمود که در نهایت تعامل بین آنها در چارچوب منطق های پنجگانه فوق الذکر، شبکه منطقه ای خاور میانه را تشکیل می دهند.

بخش عمده ای از این شبکه ناشی از کارکرد قدرت هژمونیک سیستم بین الملل و نیروهای خارجی است که چرخه جهانی قدرت آن را نشان می دهد. در این میان حلقه خاورمیانه ی شدیدا تحت تاثیر گفتمان قدرت و مداخله قدرت یا قدرت های خارجی شکل گرفته است.این متغیر دیپلماسی منطقه ای بومی در جهت شکل بخشیدن به یک نظم منطقه ای بومی و کارآمد را با مانع جدی روبرو می نماید.

از سوی دیگر خاورمیانه شبکه ای منسجم نمی باشد و با توجه به توزیع تهدیدات و شباهت های هویتی در آن به حوزه های مختلف تقسیم می گردد. در این میان تشکیل اسرائیل حوزه امنیتی متمایزی را در گستره شامات بوجود آورد. این حوزه متشکل از حوزه هایی است که در معرض خطر مستقیم اسرائیل قرار داشته و یا مستقیما با نزاع های مربوطه درگیر می باشند.

موضوع دوم حساسیت های ژئوپولیتیکی و ژئواکونومیکی منطقه خاورمیانه می باشد. این ویژگی عملا خاورمیانه را به صحنه عملیات قدرت های بزرگ تبدیل کرده است. استراتژی صحنه عملیات نیز در برگیرنده فعالیت های نظامی است که از همکاری های زمان صلح با دیگر کشورها تا مواجهه با تهدیدات بالقوه از طریق برنامه ریزی های استراتژیک و برنامه ریزی جهت مقابله با بحران را در بر می گیرد. استراتژی صحنه عملیات، نیروهای صحنه و سطوح عملیاتی را سامان دهی نموده و روابط متقابل بین آنها را برای انجام یک اقدام منسجم ومتحد تنظیم می نماید. استراتژی صحنه عملیات همچنین لجستیک کافی و دیگر حمایت های لازم جهت حمایت از فعالیت های مشترک، چند ملیتی و...را فراهم خواهد کرد.تمامی موارد مذکور نوعی اقدام نظامی را در منطقه جغرافیایی خاص به منظور دستیابی به اهداف استراتژیک سبب خواهد شد. ویژگی صحنه عملیات بودن یک منطقه نیز دیپلماسی منطقه ای را ناکارآمد می نماید.

با نگاهی به موارد مذکور این واقعیت نمایان خواهد شد که اولا خاورمیانه یک منطقه منسجم محسوب نمی شود. دوم اینکه حلقه ها و واحد های متعددی را در درون خود جای داده است و سوم اینکه مداخله خارجی توسط قدرت های مداخله گر یکی از فرآیند های همیشه حاضر در آن می باشد.ناکارآمدی داخلی آن زمینه حضور مداخله گران فرآمنطقه ای در فرآیند نظم منطقه ای آن را فراهم می نماید.نتایج متغیر های مذکور ناکارآمدی دیپلماسی منطقه ای بومی در خاورمیانه می باشد.

متغیر دوم وضعیت دیپلماتیک منطقه ای خاورمیانه است. وضعیت دیپلماتیک که زیر بنای شکل گیری دیپلماسی منطقه ای ج. ا. ایران در خاور میانه می باشد را می توان با توجه به عناصر آن به صورت زیر مطرح ساخت:

1-واحد های درگیر در وضعیت چانه زنی دیپلماتیک که سه گروه از واحدها را می توان تشخیص داد. واحدهای مداخله گر منطقه ای از جمله آمریکا و قدرت های اروپایی، واحدهای درون منطقه ای که از تحولات مذکور متضرر خواهند شد و اکثر واحدهای تاثیر گذار منطقه ای نیز در این گروه قرار می گیرند. و سوم واحد های درون منطقه ای خواهان تغییر وضع موجود که ایران عملا جزء این گروه محسوب می شود تعداد این واحد ها بسیار محدود می باشند.

2- وضعیت تشابه و تعارض منافع. قدرت های مداخله گر مسلما از این تحولات متضرر خواهند شد.بنابر این عملا خواهان حفظ وضع موجود و یا تغییر آن به گونه هدایت شده خواهند بود تا نظم منطقه ای در راستای نظم جهانی ترسیم شده توسط آنها بنیان نهاده شود.قدرت های محافظه کار منطقه ای که مخالف تحولات منطقه ای می باشند .این گروه از رژیم های منطقه ای به دلیل وابستگی به غرب عملا در راستای خطوط استراتژیک ترسیمی توسط قدرت های مداخله گر حرکت خواهند کرد.گروه سوم که بسیار محدود می باشند خواهان تحولات منطقه ای و ایجاد نظم نوین منطقه ای با رژیم های جدید مردم مدار  می باشند

3- میزان نهادینگی روابط در منطقه .خاورمیانه به شبکه منطقه ای فاقد معیار می باشد که در آن رژیم های منطقه ای منسجم که توان مدیریت نظم منطقه ای را بر عهده داشته باشند وجود ندارد.

ویژگی های مذکور دیپلماسی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران را در حوزه رسمی بسیار محدود خواهد کرد. از جمله محدودیت های آن عبارتند از:

  • 1. -عدم امکان بهره گیری از رژیم های بین الملل جهانی به دلیل تعارض منافع قدرت های مداخله گر موجود در این رژیم ها با تحولات منطقه ای مذکور. در عمل نیز این رژیم ها توسط قدرت های مداخله گر منطقه در جهت هدایت تحولات در رااستای اهداف استراتژیک آنان مورد بهره برداری قرار می گیرند.
  • 2. عدم امکان بهره گیری از رژیم های منطقه ای مانند سازمان کنفرانس اسلامی به دلیل اینکه واحدهای اصلی این رژیم نیز در معرض چنین تحولاتی بوده و عملا خواهان مقابله با آن می باشند،
  • 3. عدم امکان بهره گیری از سایر انواع دیپلماسی چند جانبه گرا به دلیل همراهی واحد های منطقه با قدرت مداخله گر،
  • 4. محدود بودن گستره دیپلماسی دو جانبه ایران و ترکیه در منطقه به دلیل برخی از سمت گیری های جهانی ترکیه

در این میان ایران در حوزه دیپلماسی منطقه ای رسمی با گزینه میانجی گری در منازعات منطقه روبرو می باشد تا از این طریق از انحراف انقلاب های اخیر و رفتن آنها به سمت نظم منطقه ای مورد نظر قدرت های مداخله گر و متحدین منطقه ای آن جلوگیری بعمل آورد.

البته حوزه کارآمدی این روش نیز چندان گسترده نخواهد بود. به این ترتیب با توجه به آنچه گفته شد نمی توان انتظار چندانی از دیپلماسی رسمی در تحولات مذکور داشت به این سبب الگوی دیپلماسی می بایست تغییر نماید. دیپلماسی رسمی ایران با توجه به ویژگی های محیطی خاورمیانه با محدودیت های بسیاری روبروست. لذا ایران در این الگو بایستی دیپلماسی را از حالت منطقه ای خارج نماید و نوعی دیپلماسی فرامنطقه ای به ویژه با برخی قدرت های بزرگ و برخی از کشورهای مسلمان خارج از منطقه که خواهان موازنه بخشی نرم در مقابل قدرت های مداخله گر منطقه ای (آمریکا و اروپا) می باشند شکل دهد.

موضوع بعدی این است که با توجه به محدودیت دیپلماسی رسمی منطقه ای و جنس و نوع تحولات که با کارگزاری مردم های منطقه صورت می گیرد دیپلماسی عمومی مهمترین نوع دیپلماسی است که توسط ج.ا.ایران می تواند کاربرد داشته باشد. در این راستا بایستی به ویژگی های این جنبش ها توجه شود. جنبش های مذکور استعمار ستیز، و دیکتاتور ستیز می باشند. به عبارتی ظلم ستیزی به عنوان وجه ممیزه چنین تحولاتی است. دو آرمان را می توان مشاهده کرد آرمان رهایی از استعمار.

باید توجه داشت که خاورمیانه از گذشته جولان گاه چنین قدرت هایی بوده است و استقلال آرزوی ملت ها می باشد. دوم آرمان آزادی خواهی در مقابل رژیم های مستبد داخلی که عملا استعمار را نیز همراهی می نمایند. در این الگو از دیپلماسی چند مسئله باید رعایت شود:

  • 1- باید به گونه ای عمل شود که دیپلماسی به سمت دولت محوری حرکت ننماید،
  • 2- نهادهای مردم محور نقش اساسی در این نوع دیپلماسی خواهند داشت و کارگزاری این نوع از دیپلماسی بایستی بر عهده نهاد های مذکور قرار گیرد،
  • 3- ترسیم اهداف و آرمان های ج.ا.ایران و شناساندن آن به مردمان حاضر در گستره دیپلماسی عمومی، برای ترسیم اشتراک در اهداف و آرمان ها ملت های منطقه ضروری است ؛
  • 4- برقراری تعامل و کنش متقابل بین اهداف و آرمان های ملت ها ی منطقه اساسی است،
  • 5- بایستی اهداف دیپلماسی عمومی از حوزه کنش های سیاسی ،نظامی منطقه ای جدا گردند ،
  • 6- ضروری است حرکات ارتباطی در سیستم دیپلماسی عمومی ج. ا. ایران در منطقه بر اساس حرکات ارتباطی مکمل باشد و حالت تعارضی یا مسابقه ای به خود نگیرد.
  • 7- قواعد دیپلماسی عمومی بر اساس خواسته های مردم منطقه شکل می گیرد بنابر این وجود یا همسویی برخی دولت های منطقه نبایستی تعارض و تناقض در قواعد دیپلماسی عمومی ایران را سبب شود.
  • 8- نباید اجازه داد که قدرت های مداخله گر از طریق نفوذ در منطقه و یا در میان برخی جریانات موجود در منطقه، منطق دیپلماسی عمومی و قواعد آن راشکل دهند. در این میان برقراری تعاملات با این جریانات ضروری است،
  • 9- موضوع تقریب بین مذاهب به ویژه در حوزه های ظلم ستیزی، استکبار ستیزی و مردم داری بایستی به عنوان موضوعات مهم در دستور کار دیپلماسی عمومی ایران قرار گیرد.

استادیار روابط بین الملل دانشگاه شیراز

   /27214

  

  

  

 

کد خبر 170482

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =