بعضی وقت ها کار کردن و فعالیت هنری، تبدیل به سوهان روحی می شود که آدم ترجیح می دهد مصداق بارز آن ضرب المثل معروف "مهرم حلال، جونم آزاد" باروبندیلش را بردارد؛ از یک پروژه سینمایی یا تلویزیونی خداحافظی کند و جان خود و دستیارانش را نجات دهد. در این میان کلاهبرداری و تضییع حقوق مادی و معنوی افراد نیز که جای خود دارد و تقریبا به یک روال عادی و پیش پا افتاده تبدیل شده است.
وارد یک پروژه - سریال به قول معروف "بترکان" می شوی! قراردادت را به عنوان طراح صحنه و لباس امضاء می کنی و کارت را شروع می کنی. یک ماه از آغاز کارت می گذرد؛ اما خبری از نسخه قراردادت نمی شود. گوشزدها و یادآوری هایت به مدیر تولید، به شوخی برگزار می شود و در نهایت دستت به قراردادی که امضاء کرده ای نمی رسد.
روزها از آغاز کارت می گذرد و خبری از پیش قسط نیست. انگار تهیه کننده لطف کرده که تو را طراح صحنه و لباس این شاهکار تصویری کرده است و باید منت گذار ایشان باشی! گوشزدها و یادآوری هایت به مدیر تولید، در نهایت تبدیل به چکی می شود که با هزار منت به تو تحویل داده می شود.
بازیگران، درست در شبی که باید فردای آن روز در مقابل دوربین قرار بگیرند به تو معرفی می شوند. لباس چندین و چندنفرشان ناقص است و باید برایشان تهیه کرد. گوشزدها و یادآوری هایت به مدیر تولید، به شوخی برگزار می شود و در نهایت مجبور می شوی از جیب خودت و دستیار لباست هزینه کنی و برای بازیگران لباس بخری. جالب آن که پول این لباس ها را باید چند روز بعد و با کلی التماس از مدیر تولید پس بگیری!
بازیگر دیگری با دو چمدان لباس از راه می رسد. گویا این لباس ها را خودش از یک سفر خارجی تهیه کرده است. محتویات این دو چمدان می شوند لباس های وی در این سریال! حالا پیدا کنید وظیفه طراح لباس را در یک اثر نمایشی!
قرار است صحنه ای را آماده کنی. از مدیر تولید تقاضا می کنی تا چندین و چند وسیله و اکسسوار را برای لوکیشن یاد شده تهیه کند. جواب می شنوی :" پول نداریم. خودت یک کاری بکن!" مجبور می شوی هرچه مجسمه و کتاب و تابلو داری از خانه ات بیاوری و صحنه و خودت را از بی آبرویی نجات دهی. اینجاست که طراح صحنه تبدیل می شود به مباشر و " کار راه انداز" گروه تولید و تدارکات!
می خواهند در صحنه ای از سریال، لیوانی در دست بازیگری بشکند. از گروه صحنه می خواهند تا مقدمات و اجرای این کار را بر عهده بگیرد. به گروه کارگردانی و تولید اعلام می کنی که این کار در حوزه وظایف و تخصص گروه جلوه های ویژه است. انگار نه انگار این کار با جان بازیگر در ارتباط است و هرکس باید وظایف خود را انجام دهد. از ما انکار و از گروه تولید و کارگردانی اصرار... عاقبتش را خودتان حدس بزنید!
کم کاری ها و ناشیگری های گروه تولید و تدارکات جانت را به لبت می رساند و تصمیم می گیری بارو بندیلت را جمع کنی و عطای کار را به لقایش ببخشی. دستمزد یک ماه کار تو و گروهت را نمی دهند و همه چیز پایان می گیرد. با تمام این مشکلات و به رغم اعلام تو مبنی بر این که آماده ای تا کار را به شرط تحویل نسخه قراردادت (که حق قانونی توست) و مهیا ساختن شرایط بهتر کاری ادامه دهی، طراح صحنه و لباس پروژه تغییر می کند و همه چیز پایان می گیرد.
این تنها بخشی از تصویر رایج پشت صحنه برخی سریال ها و پروژه های سینمایی است که با ابتدایی ترین شکل و ناشیانه ترین روش ممکن، ساخته و روانه خانه ها می شود. جالب آن که ادعای حرفه ای بودن و متخلق بودن سازندگان چنین آثاری، همواره گوش فلک را کر کرده و می کند.
کد مطلب 172674







نظر شما