۰ نفر
۱ آبان ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۸

ورودی حرم را که دیدم یاد شبهای حرم امام رضا افتادم و بعد از خرداد 88 تهران! شلوغی دم بست و ماموران منظم به صف ایستاده.

بدون هیچ گیر و ایرادی وارد بین الحرمین شدم و دوربین را با خیال راحت دست گرفتم. دیشب نه از ماموران عقال قرمز خبری بود و نه از چهره عصبی ماموران انتظامی مدینه. در عوض دشداشه های سفید و عقال های سفید تر صاحبانش را ماوران رسمی نشان می هد.
 
پشت سرم را نگاه کردم. چرا کلاه‌خود و باتوم؟ باز شکر که از اسلحه خبری نیست. اما تا دلت بخواهد دوربین کاشته اند این سو و آن سو.
زن ها ذوق کرده اند که اینقدر به بقیع نزدیک شده اند و کسی مزاحمشان نیست و آقایان هم که یا مشغول عکس انداختن با گوشی های موبایلشان هستند و یا خواندن نماز و دعا. خیلی ها هم که بهت زده اند.
از خیابان ابوذر پیرزنی هنوز به محدوده دعا نرسیده بودکه اشک هایش جاری شده بود و هق هق می زد روی ویلچر.
در بقیع باز است و تعدادی مامور از آن بالا می پایند ما را و این پایین هم برادران عربستانی مشغول برپا کردن دوربین فیلم برداری شان هستند.
جایگاه قرائت دعا در میانه زائران قرار دارد و پس و پیش آن جمعیت آرام نشسته. ظاهرا توجیه اینکه کسی صلوات بلند نفرستد و خودسر مرثیه یا روضه ای سر ندهد کار ساز بود که تا آغاز دعا صدایی بلند نشد. هر چه باشد باید 3 دعای کمیل دیگر هم در مدینه داشته باشیم. با چشم گنبد خضراء را انداز و ورانداز می کنم و از جایی که ایستاده ام کوچه ای می کشم به سمت حرم. در کوچه بنی هاشم نشسته ام؟
 به حرمت قرآن و چشم غره های دوستان فیلم بردار که در برنامه های قبلی شان چند باری در کادرشان قرار گرفته بودم می نشینم.
سعید طوسی هر کجا باشد بچه مشهدی است. روضه را او با سوره کوثر شروع می کند. تا حالا در روضه ها مداح و مرثیه خوان ندیره بودم که با قرآن اشک بگیرد. تا نوای «انا اعطیناک الکوثر...» در بین الحرمین به گوش می رسد هق هق ها هم شروع می شود و تازه این اول ماجراست. مرثیه خوانی محمدرضا طاهری هم روضه حضرت فاطمه(ع) بود. بماند.
دیشب برادران سعودی که آن سوی حلقه انتظامات نشسته بودند دلی از عزای گز و باقلوا در آوردند. اینها خیراتی هایی بود که زائران در میان هم کاروانی‌ها و برادران سعودی شان تعارف می کردند.
 
مراسم با دعای حاج آقای قاضی عسکر تمام شد. الهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین و دعا برای فرج امام زمان(عج) من را یاد خطبه سه هفته پیش امام جمعه مسجد النبی(ص) انداخته بود که در چند متری همین جا به امام زمان توهین کرده بود.
مراسم تمام شد و تذکر ها به نتیجه رسید. هر ایرانی که از زمین بلند می شد دو ور برش را جمع می کرد و هرچه روی زمین ریخته بود بر می داشت. دستمال کاغذی، پوست پسته و شکلات. بین الحرمین خالی می شد و حرم پیغمبر(ص) یکی از شبهای خلوتش را تجربه می کرد در این چند هفته که میزبان زائران بوده است.
 نماینده سعودی ها که در مراسم حضور داشت با دو خودش را به سرپرست حجاج ایرانی رساند با لبخند با حاج آقای قاضی عسکر خوش و بش کرد. دیگر مسئول دفتر آقا هم در ماشین ون نشسته بود. پشت سرم ماموران صف ایستاده بودند و ما ها را نگاه می کردند.
رفیق پاکستانی ام که داستانش را بعد خواهم گفت هم از میانه جمع خارج شد. ماموران انگار تازه فهمیده بودند او و همراهش ایرانی نبودند در شب ایرانی بین الحرمین.
/2727
کد مطلب 179494

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =