قصد داشتیم گفتگوی ویژه ای داشته باشیم برای روز جهانی مبارزه با ایدز؛ تکراری نباشد. واقعی تر باشد. جذابتر باشد، مسوولان نباشند، راحت تر و زنده هم حرف بزنیم.

مریم صدرالادبایی/امید کریمی:  پیشنهاد شد با خانواده ای که با HIV درگیر هستند، صحبت کنیم. سراغ انجمن ایدز ایران رفتیم. خانواده ای یافتیم که هم امکان صحبت داشتند و هم این که به زودی اتفاق خوبی برایشان می افتد؛ آنها می خواهند بچه دار شوند. در این گفتگو، دکتر حمیدرضا شاعری، رییس انجمن ایدز ایران هم همراهمان بود.

نکته: این گفتگو عکس ندارد. توضیح هم البته نیاز ندارد!


- آقا مازیار، چطور شد به این بیماری مبتلا شدید؟
- مثل خیلی از مبتلایان از طریق سرنگ مشترک. من اعتیاد تزریقی داشتم و به واسطه مصرف مواد یک جاهایی آدم اجبار دارد که از سرنگ مشترک استفاده کند. من هم مثل دیگران از طریق سرنگ به این بیماری مبتلا شدم.
- چه سالی؟
- حدوداً یازده سال و نیم پیش متوجه شدم. از موقعی که پاک شدم، آزمایش دادم و آن زمان بود که متوجه شدم که مبتلا شده ام.
- آن زمان مجرد بودید؟
- بله
- چه سالی ازدواج کردید؟
- یک سال و نیم است که ازدواج کرده ام.
- چطور با این بیماری کنار آمدید؟ چون آن موقع مثل الان این حداقل اطلاع رسانی راجع به این بیماری وجود نداشت.
- واقعیتش را اگر بخواهید اوایلش یک مقدار سخت بود.
- چقدر؟
- 50 درصد. باعث شد اولش یک مقدار از آدم ها دور بشم. اما نهایتا با این مسئله کنار آمدم و توانستم این راه را ادامه دهم. خدا رو شکر که خیلی زود متوجه شدم. شاید اگر مصرف می کردم واین مسئله را هم نمی دانستم شاید تا به حال مرده بودم. اما چون متوجه شدم و پیگیر شدم و به واسطه آگاهی که نیاز داشتم دوره هایی را دیدم. به اندازه خودم از بیماری ام اطلاعات پیدا کردم که اگر روزی هم درد من از من سئوالی کرد بتوانم حداقل یه جوری راهنمایی اش بکنم و او را در مسیری قرار دهم که خودم طی کرده بودم.
- هیچ وقت فکر می کردید که بتوانید زندگی تشکیل دهید با کسی که منفی است؟ و بچه دار شدن را هم در ذهن داشته باشید؟
- همه دوستان من منفی هستند. خیلی از آنها می خواستند با من ازدواج کنند. اما خوب به واسطه یک سری فاکتورهایی که برای من مهم بودند؛ نتوانستم با آنها به این نتیجه برسم. اما کسانی بودند که هم می خواستند به واسطه علاقه به من هم می خواستند مبتلا شوند و هم با من ازدواج کنند. اما من همیشه صبر کردم و نمی خواستم یک اشتباه را دوبار تکرار کنم. سعی کردم صبر کنم تا خداوند فرد مناسب را به من معرفی کند.
- از چه نظر مناسب است؟
- از همه نظر. عاشق است و خیلی ایثارگر. کاملا من را درک می کند.

- چطوری آشنا شدید با هم؟
- از طریق یکی از دوستان.

-چطور بیماریتان را به او گفتید؟

- تلفنی که ابتدا حرف می زدیم، گفتم باید حضوری صحبت کنیم. من گفتم که شاید من سرطان داشته باشم؛ یک سال بیشتر زنده نباشم. او گفت که مگر من می دانم که تا چه زمانی زنده هستم. از همین خوشم آمد. موضوع را در ملاقات حضوری گفتم؛ و او حتی یک پلک هم نزد. قبول کرد و گفت حدس زده بوده که من مبتلا به HIV باشم. نیازی نیست که من برای همه سفره دلم را باز کنم. اما من موظف بودم تمام واقعیت را به این خانم بگویم. همه چیز را به او گفتم. خانواده من هم با این خانم صحبت کرد و گفت برادر ما هزاران ایراد را دارد؛ اما دو حسن دارد؛ به خانم ها بها می دهد و می داند باید با آنها چطور رفتار کند و یکی دیگر این که نق نقو نیست. اگر می توانی با ایرادهایش کنار بیایی بسم الله اما اگر فکر می کنی که می توانی او را عوض کنی، خودت آزرده می شوی. چون ما که او را بزرگ کرده ایم؛ نتوانستیم کاری برایش بکنیم.
- چند درصد از اطرافیان می دانند که شما اچ.آی.وی مثبت هستید؟
- خانواده؟ کاملاً
- دیگران چطور؟ دوستان، آشنایان.
- دوستان من خیلی راحت می دانند من همچین مسئله ای را دارند. اکثر دوستان من یا معتادان بهبود یافته و یا در حال بهبود هستند و یا این که در رابطه با همین HIV با من ارتباط دارند. دوستان دیگری که هیچ کدام از این ها را هم ندارند؛ با من مشکلی ندارند و راحت آن را پذیرفته اند.
-یک نگاهی که در جامعه ما وجود دارد بیمار سرطانی، تالاسمی، ام.اس و یا هر کدام از این بیماریها که ما می بینیم ناخواسته نسبت به او حس ترحم داریم؛ اما وقتی با یک HIV مثبت روبرو می شویم ناخواسته حس تنفر داریم نسبت به او. چقدر این را در جامعه حس کردید؟
- صادقانه بخواهم بگویم؛ اصلا درصدی برایش نمی توانم قائل شوم. من با افراد جامعه ام مشکلی ندارم. اگر آنها با من مشکلی دارند، مشکل برای خود آنهاست. خیلی از کسانی هم که من را دیدند و من را شناختند از من خیلی تعریف کردند که شما چقدر شهامت داشتید و جسارت.
- چند درصد از مردم اینطوری هستند؟
- همه که قرار نیست من را بشناسند.
- چند درصد مردم وقتی با شما برخورد می کنند؛ و متوجه می شوند که شما HIV مثبت هستید؛ به نظرشان شما یکی بوده اید مثل خودشان؟
- به نظر من اکثریت کسانی که من را دیده اند، مشکلی با من نداشتند. کسانی هم که مشکل داشتند؛ یا آگاهی ندارند و یا تعصبات کورکورانه دارند. آنها فکر می کنند که با یک سری رفتارهای غیر متعارف صرفا مردم مبتلا به این بیماری می شوند.؛ ولی خوب شاید ندانند که سرنگ مشترک هم این مسئله را ایجاد می کند. بگذارید رک بگویم؛ جامعه پزشکی ما هم دراین زمینه ظلم کرده است. مشکلی که داشتیم با این پزشکان این بود که روی تخت بیمارستان از یک مریض HIV فیلم نگیرید که بدنش آبسه کرده است؛ مردم فکر می کنند این آبسه ها برای HIV است، در صورتی که آن آبسه ها برای سرنگ است. اما چون مردم آگاهی ندارند؛ می گویند این آبسه ها برای HIV است. نمی گویند که این جای تزریق سرنگ است. یک عکس اسکلت کشیدند و مردم را ترسانده اند به جای این که آگاهی دهند.


- فکر می کنید مسئله پیشگیری از ایدز و بحث آگاهی مردم از این بیماری و حتی آگاهی خود کسانی که HIV مثبت هستند چقدر است. چقدر فرد این آگاهی را دارد که وقتی به دندانپزشکی و آرایشگاه مراجعه می کند، چه مسائلی را باید رعایت کند. فکر می کنید از نظر میزان آگاهی در هر دوی این بخش جامعه ما چه وضعیتی دارد؟
- متاسفم برای افراد جامعه مان که آگاهی بسیار کمی دارند و تنها بر شنیده ها اتکا می کنند. آرایشگر من، من را در تلویزیون خودمان دید. او هم متعجب است که تو حتی یک جوش هم نداری که آدم از آن بترسد. من به او گفتم تا زمانی که من و تو با هم ارتباط خونی نداشته باشیم، نه اتفاقی برای تو می افتد و نه برای من. یک جاهایی می رفتم و می گفتم. اما بعدها به من گفتند که نمی خواهد وقتی هر جایی می روی، بگویی که HIV مثبت هستی. چون برخوردهای خیلی بدی با HIV مثبت ها می شد. از مطب آنها را بیرون می کردند. گفتند که دندانپزشک موظف است وسیله ای را که در دهان یک مریض می کند در دستگاه بگذارد؛ مهم نیست که او HIV مثبت هست یا نه. اینها را نمی توانم من درست کنم. من شهامت این را دارم که بیان کنم. اگر نداشتم، در فیلمی شرکت نمی کردم که همه من را بشناسند. این کار را کردم که دیگران هم این شهامت را پیدا کنند. خیلی ها حتی شهامت آزمایش دادن را هم ندارند. البته شاید خدایی بود که من دوماه بعد از ترک، آزمایش دادم و این مسئله مشخص شد. اگر نمی فهمیدم، مطمئن باشید افراد زیادی را مبتلا می کردم. اما از زمانی که فهمیدم، خودم را در یک چارچوب قرار دادم. دیگر مجاز نیستم به دیگران خسارت وارد کنم. رعایت کردم؛ همه چیز را. یک نفر هم تا به حال نگفته است که از من مبتلا شده است. برای من آدم ها مهم هستند، اگر این تفکر را نداشتم؛ می گفتم من دارم، بگذار همه داشته باشند. اما من خوشبختانه این طور نیستم. همانطور که الان هستند خیلی از کسانی که اینطور فکر می کنند. من شدم، چرا باقی افراد بشوند؟ صداقت را نمی شود به دیگران تزریق کرد. کسی به من نمی گوید رعایت کن، این یک مسئله شخصی و ذاتی است.
 

- برخورد جامعه در این زمینه تاثیر ندارد؟ شاید اگر برخورد بدی با افرادی که بیان می کنند مبتلا هستند، صورت نگیرد؛ شاید آنها هم این تفکر را نداشته باشند.
- بله؛ همینطور است. می شود روی این مسئله هم بحث کرد. بعضی ها به عنوان یک مجرم به این افراد نگاه می کنند. یک پزشک باید برخورد خوبی داشته باشد، با توجه به اطلاعاتی که راجع به این مسئله دارند. روز جهانی ایدز که می شود همه به تکاپو می افتند و 11 آذر ماه تمام پرونده ها بایگانی می شود تا سال دیگر. شاید باورتان نشود اما سازمان انتقال خون می گوید که روزی 200 آزمایش، HIV مثبت اعلام می شود. این مسئله یک اپیدمی است و باید جدی گرفته شود. کشورهای دیگر هم قاعدتا تلاش های زیادی در این زمینه کرده اند. فرد مرکوری جزء اولین شهدای ایدز بود. این آدم 20 میلیون دلار هزینه کرد برای پیدا کردن دارو برای این بیماری اما متاسفانه پیدا نشد. من خودم تنها زمانی به یاد این مسئله می افتم که یا می خواهم بروم آزمایش بدهم؛ و یا زمانی که مسائل جنسی در میان باشد. آن زمان است که من می دانم که این مسئله را دارم و باید در چارچوب باشم.
- هزینه های درمان این بیماری چطور است؟ ما ظاهراً می گوییم که هزینه های درمان رایگان است اما در واقع اینطور نیست و هزینه های بالا باعث می شود خیلی از مبتلایان بحث درمان را رها کنند.
- من هم همین مشکل را دارم. من کاری ندارم؛ تنها از طریق خانواده ام حمایت می شوم.
- چرا؟ آیا نباید در جامعه برای یک HIV مثبت کار وجود داشته باشدو این امکان برایش مهیا شود که بتواند کار کند و زندگی کند؟
- خوب خیلی ها شاید این مسئله را نپذیرند؛ اما باز هم می گویم هیچ لزومی ندارد که من هر جایی می روم مطرح کنم که یک بیمار HIV مثبت هستم. اما خوب در مورد شخص خودم، من سنم بالاست و هر کاری را نمی توانم انجام دهم. علاوه بر این به خاطر دارویی که مصرف می کنم، این اجازه را نمی دهد. نمی دانید تا این دارو بر بدن من اثر کند، چه پوستی از من کنده شد. مثل شیمی درمانی است. به در و دیوار می خوردم تا زمانی که این دارو به بدن من نشست. من باید کاری را بکنم که بتوانم از پس آن بربیایم.
- شما متادون درمانی هم دارید؟
- نه من حتی آسپرین بچه هم استفاده نمی کنم؛ هیچ قرصی، غیر از داروهایی که برای بیماری ام استفاده می کنم. درست 11 سال و 23 روز است که هیچ نوع ماده مخدری، الکل و حتی یک دیازپام مصرف نکردم.
- چی شد که تصمیم گرفتید بچه دار شوید؟
- صادقانه بگویم که همسرم علاقه دارد. چون همسرم جوان است و دور و اطرافیانش را می بیند. من هم به طرف مقابلم خیلی جاها حداقل 20 درصد حقی می دهم؛ نمی گویم نه صد درصد. اما می بینم که این آدم تا این حد گذشت کرده است، خوب یک خواسته هایی هم دارد. می گوید اگر به من بگویند نمی شود، حتی دیگر حرفش را هم نمی زنم. اما وقتی می گویند که می شود، بگذار سعی مان را بکنیم.
- خطر ابتلایشان چی؟
- خوب اسپرم واشینگ می شود و ویروس ها جدا می شوند. یک کارهایی را در این زمینه مثل اینکه در رویان انجام می دهند. یک بحث تخصصی است.
- IVF انجام می شود؟
- دکتر شاعری: نه شستشوی اسپرم انجام می شود. چندین مرحله شستشو انجام می شود و بعد از آن می تواند به روش طبیعی تلقیح انجام شود. ولی بعضی جاها می گویند بهتر است به روشی به نام ICSI که مستقیم اسپرم تزریق می شود داخل تخمک لقاح انجام شود. اما خیلی از جاها می گویند به طریق معمول هم می شود انجام داد. 


- آقای دکتر توضیحی درباره اتفاقاتی که معمولا برای بیماران اچ.آی.وی مثبت می افند، می دهید؟

- HIV خودش باعث هیچگونه بیماری و مرگی نمی شود. اصلاً این HIV نیست که افراد مبتلا را از پا در می آورد، بلکه بیماری هایی که در ارتباط با نقص سیستم ایمنی بدن ناشی از HIV ایجاد می شود، فرد را به سمت بیماری می برد. فی نفسه HIV خودش کشنده نیست؛ اما چون به مرور زمان سیستم ایمنی بدن را ضعیف می کند، بدن به مرحله ای می رساند که با یک سری از معیارهای شناخته شده فاز ایدز بیماری HIV نام گرفته است. وقتی فرد وارد این مرحله می شود، داروها برای فرد شروع می شود. این داروها عمر افراد را افزایش داده و ارتقاء کمی و کیفی برای زندگی شان را فراهم کرده است. منتها داروها قسمتی از کار هستند، بخشی از بیمارها نسبت به این داروها مقاومت پیدا می کنند و بعضی از آنها باید داروهای دیگری استفاده کنند. داروهایی متنوعی وجود دارد؛ اما همه آنها از طریق دولتی داده نمی شوند و باید با قیمت بالایی خریداری شوند. از این ها که بگذریم، با فرض این که داروها را افراد رایگان دریافت کنند؛ اما باز هم ایدز بیماریهایی دارد که آن بیماریها هزینه بر هستند؛ مثل سل. خیلی از بیماران ما همزمان مبتلا به هپاتیت c هستند که درمان های بسیار سنگینی را لازم دارند. خیلی از عفونت هایی که ناشی از ایدز است نیاز به درمان های سنگین و بستری شدن های طولانی مدت دارند.

 

- پس با این حساب باید قید کار کردن را بزند.

ایدز باعث کاهش توان افراد می شود؛ اینها ضربه های اقتصادی زیادی به فرد می زند. افزایش میزان غیبت از کار و کاهش کیفیت کار هم چیزهایی است که فشار اقتصادی به بیمار تحمیل می کند. اینجاست که پای کمک های جامعه و مردمی به بیمار باید باز شود. اگر این بیمار را به عنوان مجرم بشناسند و به او به عنوان مجرم نگاه کنند؛ آنوقت این حمایت های اجتماعی هم به آنها داده نمی شود. اگر خیلی ها دوست دارند کارهای سمبلیک گذشته است. الان در دهه چهارم بیماری ایدز باید شرایطی فراهم شود تا هم جامعه این افراد را بپذیرد و هم این افراد بتوانند با ارتقاء کیفیت و کمیت زندگی شان بتوانند در جامعه مورد پذیرش قرار گیرند و مثل یک شهروند عادی به جامعه خدمت کنند و زندگی کنند. متاسفانه همچنان همان کارهای نمایشی در روز جهانی ایدز انجام می شود که آنچنان جالب نیست.


- راهکار شما برای این که به جامعه بقبولانیم که این مسئله را بپذیرند و برخوردها اصلاح شود، چیست؟
- از خود ما شروع می شود. از پائین ترین سطح جامعه شروع می شود تا سطح بالا که سطح سیاستگزاری و تصمیم گیرنده است. باید آگاه باشیم از فرد مبتلا گرفته، پزشک، خانواده فرد مبتلا تا سیاستگزار. ما در خیلی از موارد هنوز از اطلاعات محروم هستیم. ریشه پیشگیری از این بیماری و زندگی با این بیماری اطلاعات است. اطلاعاتی که منجر به تغییر رفتار شود؛ چه در فرد مبتلا و چه در بقیه جامعه. متاسفانه ما در جامعه یک خلاء اطلاعات و آگاهی در جامعه داریم که این خلاء لحظه به لحظه دارد بیشتر می شود. الان که دارم با شما صحبت می کنم، خیلی از واژه ها در اینترنت ما فیلتر است. یک جوان برای پیشگیری از این بیماری نیاز به اطلاعات دارد. باید بداند کاندوم چیست؟ رابطه جنسی ایمن چیست؟ حتی باید بداند اگر می خواهد با یک بیمار ارتباط برقرار کند، چطور باید این کار را بکند. این اطلاعات را از کجا می شود به دست آورد؟ ما خلاء ارتباطی داریم. قصه ایدز، قصه ندانستن است. هم در افرادی که به این بیماری مبتلا شده اند که اگر می دانستند رفتار پرخطری را که منجر به این بیماری می شود، این رفتارها را ادامه نمی دادند؛ و هم در مورد پزشکان که باید بدانند چطور باید با یک بیمار HIV ارتباط برقرار کنند. همه به حق خود مبنی بر دانستن واقف شوند و به آن برسند.

 

- این اطلاع رسانی ها کافی نیست؟

شما به عنوان اصحاب رسانه شاید خیلی از اوقات بر حق خودتان برای پرسش از مسئولین واقف نباشید. خیلی از اوقات شاید نمی دانید از مسئولین مملکتی باید چه چیزی را بخواهید. از من پزشک فعال در این عرصه چه چیزی باید بپرسید و چه اطلاعاتی را باید به مردم بدهید. دانستن حق همه است. دختر جوانی که در یک رابطه جنسی خیلی از اوقات ناخواسته مبتلا به بیماری مقاربتی از جمله HIV می شود. خیلی از اوقات ما به عنوان یک عضو تاثیرگذار جامعه باید به خودمان رجوع کنیم و بدانیم چرا ما اطلاعات لازم را به آن دختر جوان ندادیم و چرا او را محروم کردیم از اطلاعات و او به این بیماری مبتلا شده است. بیماری مقاربتی که همراه با انگ و تبعیض است. تنها راه این است که اطلاعات داده شود و بعد خیلی اوقات باید گفتگو انجام شود. در بیشتر موارد ما در بین بیماران و جامعه سد درست می کنیم. وزیر بهداشت ما سه سال پیش روز جهانی ایدز؛ 5 بار در رادیو و تلویزیون از اصطلاح آلوده برای مبتلایان به HIV استفاده کرد. این که ما انقدر هزار نفر آلوده در کشور داریم. وقتی وزیر بهداشت که در راس تصمیم گیری یک وزارت خانه مربوط به سلامت است، آگاهی لازم نداشته باشد؛ آنوقت شما ببینید که دیگران به تاسی از ایشان چطور خواهند بود. اول آگاهی و بعد ارتباط آدم ها با هم را باید زیادتر کنیم. نمی گویم که همه جا در مورد ایدز صحبت کنیم و همه باید در مورد ایدز خیلی چیزها بدانند. اطلاعات را باید به افراد کلیدی جامعه بدهیم. اطلاعات را هم نباید از جمعیت هدف محروم کنیم. ما کاری که کردیم اطلاعات را از جمعیت هدف محروم کردیم. جمعیت هدف چه کسانی هستند؟ جوانان و نوجوانان، دختران و زنان جوان، افراد مصرف کننده مواد. اینها جمعیت هدف هستند. افراد پر خطر جنسی . ما حتی به افراد پر خطر جنسی دسترسی هم نداریم، حتی آنها را به عنوان یک شهروند هم نمی پذیریم. بنابراین باید منتظر باشیم که در آینده اتفاقات ناجور هم بیفتد.


- این حس امنیتی که افراد مبتلا به HIV بتوانند در مراکزی که مراجعه می کنند مثل آرایشگاه، دندانپزشکی و یا در رابطه هایی که دارند بتوانند بیان کنند که مبتلا هستند، تا جلوی ابتلای بعدی گر فته شود؛ چقدر می تواند در بحث پیشگیری و شیوع HIV تاثیر بگذارد؟
- یکی از ارکان شیوع HIV خود مبتلایان هستند. آنها رکن اصلی پیشگیری هستند. همیشه باید یک طرف داستان فرد مبتلا به HIV باشد. در خلاء که این بیماری به وجود نمی آید. دو آدم سالم که با هم ارتباط داشته باشند که این بیماری به وجود نمی آید. محمد توضیح داد که احساس تعهد داشته در 11 سال گذشته که فهمیده مبتلا به HIV هست که این بیماری را به دیگری انتقال ندهد. یکی از کارهایی که ما می توانیم انجام دهیم این است که این احساس تعهد را در افراد مبتلا به HIV ایجاد کنیم. این مستلزم این است که جامعه آنها را به عنوان عضوی از خود بپذیرد. ما اگر این افراد را طرد کنیم و به دید مجرم به آنها نگاه کنیم؛ مطمئناً آنها دید و نگرش مثبتی نسبت به جامعه نخواهند داشت. ما بر اساس این قضیه است که به پیشگیری مثبت خیلی اعتقاد داریم؛ این که بیماران خودشان نقش داشته باشند در این پیشگیری. برای این هدف جامعه باید تعهداتش در قبال این بیماران را انجام دهد. یکی از این تعهداتی که در مقابل این بیماری داریم این است که درمورد آن بدانیم. این حق را باید ما برای خودمان قائل باشیم که در برابر این بیماری ساکت نشینیم. این بیماری بسیار پویا و فعال است. از 30 سال پیش که این بیماری کشف شد؛ که تا ده ها سال قبل از آن هم بوده، تا امروز این بیماری تغییر چهره های زیادی داده است. ما در کشورمان حداقل دو موج HIV را پشت سر گذاشتیم. بنابراین ما اگر بنشینیم و فکر کنیم که این بیماری گذشته است اشتباه کرده ایم ،پاک کردن صورت مسئله هم هیچ گاه جواب مسئله نیست. فکر می کنم باز هم باید تعامل فرهنگی و اطلاعاتی بین جامعه، مدیران و تصمیم گیرندگان بهداشتی و مبتلایان اتفاق بیفتد تا جامعه ما برسد به مرحله ای شبیه به مرحله ای که در بحث اعتیاد به آن رسیده است. اتفاقی که در مورد اعتیاد افتاد در مورد ایدز هم بیفتد که متاسفانه نیفتاد. هر اتفاقی که در مورد ایدز و اعتیاد افتاده، ناشی از تاثیرات کاهش آسیب اعتیاد بوده که به برنامه های پیشگیری از اچ.آی.وی گمک کرده است. چون به تنها گروه پرخطری که توانستیم دسترسی داشته باشیم، معتادان بوده اند.
 

- برویم سراغ هاله خانم؛ شما به عنوان همسر یک اچ.آی.وی مثبت. چگونه با این ازدواجح موافقت کردید، چطور با جامعه کنار آمدید
- اول در حد صجبت بود، گفت من باید چیزی را به تو بگویم. توضیح داد که باید رو در رو صجبت کنیم. قرار گذاشتیم، قضیه را گفت، از قبل به من الهام شده بود. گفته بود که بیماری لاعلاجی نیست و از قبل خودم را آماده کرده بودم. گفت یکسری پیشگیری و مشاوره دارد. به مازیار اعتماد کردم که می توانم با او زندگی کنم. مشکلی نداشتم.
- از برخود اطرافیان نمی ترسیدی؟
- وقتی نخواهند قضیه را قبول کنند، به هر حال عکس العمل های بدی نشان می دادند. اما من مثل کسی می دیدم که دیابت داشته باشد یا چربی خون داشته باشد. می تواند ارثی باشد. من این جوری را می دیدم. بالاخره خانوادم قبول کردند.
- درباره بچه دار شدن شما هم صحبت کردیم. چطور شد مادر شدن را خواستید تجربه کنید.
- اول که صحبت کردیم برای زندگی گفتیم اصلا صحبت نکنیم درباره بچه. مازیار گفت دوست ندارم اتفاقی بیفتد یا کس دیگری را مبتلا کنم. من گفتم در مورد این قضیه حرف نزنیم من به مادر شدن فکر نمی کنم. اما چند وقت پیش در تلویزیون گفتند یک زوج مثبت منفی می توانند بچه دار شوند. گفتم برویم دنبال راهش شاید ماهم بچه دار شدیم. یک جورهایی امیدوار شدم و دوست دارم مادر شدن اتفاق بیفتد.
- شما درباره بیماری، اطلاعاتتان را از کجا بدست آوردید؟
- من خودم رفتم کتاب گرفتم. که چی هست، چگونه ابتلا اتفاق می افتد، پیشگیری ها چه چیزی دارد. البته همه را قبل از ان مازیار به من گفته بود.
- در این مدت هیچ وقت به مشاور احتیاج پیدا نکردید؟ اصلا جایی بود برای مشاوره؟
- نه، هیچ مشاوره ای نرفتیم. البته همه را قبلا مازیار به من گفته بود. همه مشاوره ها را می داد. خودش هم بسیار احتیاط می کرد و از نظر اخلاقی بسیار رعایت می کرد.
- در رابطه ها اطرافیان، برخوردهای جامعه هیچ وقت احساس نکردید نیاز به مشاوره دارید؟
- دوست داشتم بروم، اما هیچ جایی نبود که بروم و مشاوره بگیرم برای این موضوع.
- در رابطه با برخوردهای جامعه احساس نکردید خلایی برای اطلاع رسانی و آگاهی دادن وجود دارد؟
- اتفاقا چرا، من حتی مواردی دیده ام که وقتی آزمایش می دهد، پیش از اینکه متوجه شوند اچ.آی.وی مثبت هستند؛ می گویند خودمان را می کشیم. چند ماه پیش که رفتم آزمایش بدهم برای اینکه ببنیم مبتلا شدم یا نه، پرستار از من پرسید نمی ترسی مبتلا شد یا نه؟ گفتم نه و گفت کاش همه اینها که می آیند همین جور فکر کنند.
- معمولا هر چند ماه یکبار آزمایش می دهید؟
- هر 6 ماه یکبار
- به ادم هایی که در جامعه هستند و نگاهشان مثل شما نیست، نگاه هایی که برخی مواقع نیاز دارید عوض شود، چه توصیه ای دارید
- عکس العمل ها فرق می کند، باید به یک باور برسند. اما زندگی کردن با یک بیمار اچ.آی.وی مثبت، هیچ ترسی ندارد. می توان زندگی کرد. اما بیشتر آدم ها می ترسند.


- آقای دکتر ظاهرا هیچ جایی نیست برای مشاوره. برای این موضوع باید چه کار کرد؟
- ما متاسفانه برای داشتن مراکز مشاوره، موانع دولتی داریم. قضیه ایدز در ایران خیلی پیچیده نیست، خیلی ساده است. انسان هایی که مبتلا می شوند، آدم های ساده ای هستند. اما برای اطلاع دادن و مشاوره دادن، موانع داریم. این در حالی است که ما در ایران فاصله بین 24 هزار نفر تا 84 هزار تخمینی، 60 هزار نفر است. یعنی از هر 5 نفر، بیمار، یکی شناسایی شده. این خلا را باید و می توانند NGO پر کنند. باید شبکه ای از بیماران وجود داشته باشد تا بیماران شناخته شوند، تا همان تعهدی محمد دارد، بقیه هم داشته باشند. این درحالی است که ما در ایران فقط به گروه های معتادان تزریقی دسترسی داریم. توانستیم برنامه های کاهش آسیب را روی آنها اجرا کنیم. و همین باعث شده میزان ابتلا در معتادان تزریقی از 25 درصد در سال 83، به 14 درصد در سال 90 برسد. این اتفاق خیلی بزرگی است. اینها با برنامه کاهش آسیب که در معتادان تزریقی بوده، اتفاق افتاده. اما تاکنون غیر از معتادان تزریقی، سراغ دیگر گروها نرفته ایم. اما بعد از این، کنترل نداریم. و پس از آن می شود الگوی جنسی شیوع ایدز. موج جنسی حتما فرا می رسد، چون جامعه در معرض خطر قرار می گیرد. شرکای جنسی درجه یک و دو معتادان تزریقی، در خطر هستند. باید عین همین برنامه های کاهش آسیب را در شیوع جنسی هم داشته باشیم. باید انجمن داشته باشند، آگاهی رسانی داشته باشد. یکی از کارهایی که باید رسانه ها انجام شود، زنان جامعه کهدر معرض خطر هستند را باید آگاه کنند. تیپیک، می گوییم یک معتاد تزریقی اچ.آی.وی مثبت، با یک زن جوان ارتباط جنسی برقرار می کند و او مبتلا می شود از طریق جنسی. به همین دلیل زنان باید هوشیار شوند.و این بهترین راه است. و این حق خانم ها برای دانستن است.
4747

کد خبر 187440

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 11 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 16
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • بدون نام IR ۰۹:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
    11 2
    مشکل اصلی اینجاست که در ایران هیچ کدام از داروهای ضد ویروس HIV /ایدز تولید نمی شود و تمام آن ها وارداتی هستند.
  • بدون نام DE ۱۰:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
    24 7
    ببخشید می خواهم رک بگویم و از دید و حق بچه حرف بزنم که هر کدام از ما با هر وضعیتی به خود حق می دیم بچه دار بشیم و خودمون را بهش تحمیل کنیم این صحبتها چیست فردا یک در هزار هم بچه شان از این کارشان راضی نباشد چه جواب می دهند این خودخواهیه خود من بیکارم و زن نمی گیرم هیچ بجه دار هم نمیشم بچه ای که وجود نداره چیزی ازدست نمیده خداییش این کار را نکنید به این زوج و هر زوج با مشکلات متعدد مالی و روحی و مادی
  • بدون نام IR ۱۰:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
    21 12
    آخه اون بچه چرا باید قربانی خودخواهی شما بشه؟!
  • بدون نام IR ۱۲:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
    9 28
    خواهشا از کسی که ایدز داره قهرمان نسازید!! آقا شما کاره خوبی نکردی که با افتخار ازش حرف میزنی!! در هر صورت خداوند شفا بده بهت انشالا
    • كوروش IR ۰۹:۵۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۳
      14 3
      شما چه كار خوبي انجام داده اي ؟ اين آقا خيلي اطلاعات مفيد را بيان كردبنده همسر و پسرم مبتلا به اين بيماري هستند ، بنده ايشان را درك ميكنم.
    • مصطفی US ۲۰:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۳
      11 2
      دوست گرامی زندگی هر آدمی پر از اشتباهات کوچک وبزرگ است . انشا.. خدا به شما هم شفا عنایت کنه تا از این دید کوته بینانه ات خلاص شوی که بسیار از ایدز بدتر است. زندگی خوشی رابرای این زوج آرزومندم . به عقیده من همه مشکلات جامعه ما از فقر اطلاعاتی نشات می گیرد.هیچ اطلاع رسانی نیست.
    • کیوان A1 ۰۸:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۲
      8 0
      دوست عزیزی که میگی از بیمار ایدزی قهرمان نسازید میخام اینو بدونی که همه ممکنه اشتباه کنن یا اگاهی نداشته باشن اوناییم که ایدز ندارن که همشون امام زاده و پاک دامن نیستن ممکنه 1000 تا کار کرده باشن فقط شانس اورده باشن...
  • گروه جامعه IR ۱۲:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
    21 1
    کاربر گرامی، هدف قهرمان سازی نیست. نقد به نگاه جامعه به یک اچ.آی.وی مثبت است.
  • محمد رضا IR ۱۷:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
    11 0
    وقتيكه ويروس از طريق خون و ترشحات جنسي وارد بدن فردي ميشود و آلوده اش ميكند قطعا اين فرد بارها و بارها به دندانپزشكي و آرايشگاه مراجعه ميكند و احتمال سرايت بديگران بالا ميرود - پس چرا همش در مورد رابطه جنسي و اعتياد تزريقي صحبت ميشود ؟ واقعا چه تدابيري براي دندانپزشكي ها و آرايشگاهها انديشيده شده ؟ اگر كسي فكر بكند كه فقط از آن دو راه ممكن است آلوده شود سخت در اشتباه است
  • تيمور IR ۱۷:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
    13 1
    همه ما از جمله شما آقا ي بدون نام در طول زندگي مدام در حال خطا كردن و اشتباه كردن هستيم منتهي به شكلهاي مختلف پس لازم نيست ديگران را محكوم كنيم ! يقينا اين هموطن ما قهرمان نيست اما واقعيت اينست كه من و تو هم قهرمان نيستيم ! دعايت براي شفا يافتنش قشنگتر بود
  • توصيه IR ۰۱:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۱
    14 2
    يك بچه ازپرورشگاه بياوريد.هم راحت تر است وهم ثواب دارد
  • بدون نام IR ۲۱:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۱
    6 0
    در دنیا حدود 10 قلم داروی ضد ویروس HIV / ایدز داریم که اینها بصورت ترکیبی یعنی 3 یا 4 تاشون باهم به یک بیمار داده می شه حدود ماهی یک هزار دلار هزینه یک بیمار است . تمام این دارو ها هم در دنیا امروز در هند که یکی از پیشروهای تولید داروهای ژنریک ( در مقابل تجاری و برند) هست تولید می شود با کیفیت خیلی خوب . ما هم اگر یه سرمایه گذاری درستی در زمینه تولید این داروها داشته باشیم می توانیم این داروها را در ایران تولید کنیم .البته چون تا حالا داروی ضد ویروس HIV / ایدز تولید نکرده ایم یه مقدار سخت تولیدش ولی اساتید و بزرگانی هستند که می توانند در صورت حمایت های لازم این داروها را در ایران تولید کنند و هزینه درمان را به یک چهارم یا کمتر کاهش دهند.
  • بدون نام IR ۱۰:۵۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۴
    8 1
    این یه کار سرویس اجتماعی خوب بود
  • بدون نام IR ۱۹:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۶
    9 3
    shomaro be khoda be oon bache rahmetoon biyad .bachei ke har lahze emkan dare pedaresho az dast bede. baba age bache mikhasti ba ye adame salem ezdevaj mikardi
  • رضا IR ۰۳:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    10 0
    سلام اقای بدون شما دارید بد فکر میکنید اصلا اینطور نیست ومشکل ما فقط اینه که نشستیم از بیرون و داریم نطر میدیم فک کن خودت خدایی نکرده زبونم لال بری آزمایش بدی hivمثبت باشی میتونی اون لحظرو تصور کنی؟به نطر من ان شالاه صد سال عمر کنین حتی بیشتر از ما عمرم تقدیم شما میکنم نگرانم نباشید علم هر روز داره پیشرفت میکنه و ممکنه درمان قطعی هم بیاد پس امیدتون بخدا باشه
  • بی نام A1 ۲۲:۲۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۹
    2 0
    یک فرد بعد از اینکه مبتلا شد تا چند سال میتونه زنده بمونه؟