۱ نفر
۸ فروردین ۱۳۹۱ - ۱۸:۲۵

کمان‌هایی که در قدیم در چاچ ساخته می‌شدند از شهرت فراوانی برخوردار بوده‌اند. چنانچه اصطلاح "کمان چاچی" در ادب فارسی به معنی بهترین کمان بوده و در واقع چاچ واژه‌ای ایرانی است.

در اولین روزهای ماموریت در ازبکستان ، به اتفاق آقای حبیب الله مترجم سفارت گذری در تاشکند داشتیم.این شهر دارای خیابان‌های پهن و فضای سرسبزاست.رودخانه هائی که از مرکز شهر می گذرد نیز زیبائی آن را مضاعف کرده است.این شهر در دوره اتحاد جماهیر شوروی پس از مسکو،لنینگراد و کیف،چهارمین شهر توسعه یافته شوروی محسوب می شد.وجود مترو،سرویس های منظم تراموا و اتوبوسرانی وخطوط تاکسیرانی حکایت از تکثر سفرهای شهری در تاشکند است.وجود اتومبیل های روسی مثل لادا و ولگا وپلیس های خشن راهنمائی با باتومهای راه راه نیز نظم و انضباط دوراه کمونیستی را تداعی می کند. میدان "علیشیر نوایی"  شاعر بزرگ ماورالنهر،با مجسمه برنزی وی نیز در مرکز آن و فضای سبز اطراف آن جاذبه خاصی دارد.در کنار این مجموعه،ساختمان سنتی مجلس ، موزه‌ امیرتیمور ،مجسمه های بزرگ ماکسیم گورکی و الکساندر پوشکین، کلیسای بزرگ ارتدکس ، در کنار هوای لطیف و خیابان‌های تمیز گردش آن روز ما را تکمیل می‌کرد.ساختمان ریاست جمهوری،وزارتخانه ها و دوایر مربوطه ، اتاق بازرگانی و صنایع ازبکستان در سر راه ما قرار داشت.آقای حبیب الله می گفت که تاشکند در توسعه تمدن جهانی سهم بزرگی داشته و از این روآن را "درهای مشرق زمین" نیز خوانده اند. در قدیم به تاشکند چاچ ، شاش ، بینکنت و شاشکنت هم گفته اند و این موضوع در آثار ابوریحان بیرونی، ، محمود کاشغری ، علیشیر نوایی و ظهیرالدین محمد بابر نیز دیده می شود.اما معروفترین نام قدیمی تاشکند،چاچ بوده است و چون در الفبای عرب حرف "چ" وجود ندارد،عربها به این شهر "شاش" گفته اند. نام چاچ در ادبیات فارسی به‌ویژه در شاهنامه فردوسی بسیار بکار رفته. کمان‌هایی که در قدیم در چاچ ساخته می‌شدند از شهرت فراوانی برخوردار بوده‌اند. چنانچه اصطلاح "کمان چاچی" در ادب فارسی به معنی بهترین کمان بوده و در واقع چاچ واژه‌ای ایرانی است.تاشکند در زمین لرزهسال1966 ویران شد و جاذبه‌های تاریخی شهر که یادگار جاده ابریشم است از بین رفت. این شهر پس از این حادثه به کمک 30,000 هزار نیروی داوطلب بازسازی شد.بعد از حاکمیت روسیه نیز تغییرات زیادی در این شهر بوجود آمد و موقعیت خویش را به عنوان قلب فرهنگی، اقتصادی و نظامی در منطقه حفظ کرد. حبیب الله می گفت تاشکند به عنوان "شهر صلح" ، "شهر دوستی" ، " شهر نان" هم معروف است.زبان مردم تاشکند، ترکی ازبکی و فارسی بخاری است.بیشتر مردم این شهر مسلمان و سنی مذهب و پیرو فقه حنفی هستند. محل استقرار مرکز مفتی آسیای مرکزی در تاشکند است. این شهراز سال 1968 به بعد مرکز فعالیت‌های مسلمانان منطقه بوده و نقش مهمی در توسعه علوم اسلامی و پرورش متکلمان و رهبران مذهبی در منطقه بازی می‌کند.

معمولا خیابان های تاشکند دارای اسفالت خوبی است ،مردم منظم هستند و مقررات رانندگی را رعایت می کنند.یکی از علل این امر نیز حضور پلیس مقتدر راهنمائی است که وقتی با باتومهای راه راه خود به راننده متخلف اشاره می کنند،چاره ای جز توقف وجود ندارد. پهنای خیابان‌ها حدود هفتاد متر است و اطراف آن‌ها رافضای سبز با درختان تنومند چنار فراگرفته است. ساختمان‌های اداری و مسکونی نیز در حاشیه این خیابان‌ها قرار گرفته اند. در مسیر خود از میدان امیرتیمورهم گذشتیم.این میدان در وسط شهر است و در مرکز آن  مجسمه تیمورگورکانی،سوار بر اسب بر فراز سکویی بلند و سنگی، خودنمایی می‌کرد. گورکان به معنی داماد است و تیمور را از این جهت گورکانی نامیده‌اند که دختران سرزمین های متصرفه را به همسری گرفت و گورکان یا داماد شد. در وسط میدان نیمکت هائی است که ازبکها با استفاده از تعطیلی روز یکشنبه روی آنها ولو هستند. معمولا مردان و زنان ازبک دندان‌های پیشین‌ خود را طلا می گیرند و این عمل در ازبکستان جنبه آرایشی و زینتی دارد.آن روز به پیشنهاد بچه ها در یکی از رستوران های میدان تیمور نهار خوردیم.در اکثرغذاهای ازبکها خمیر و گوشت نقش به سزایی دارند .انها به غذاهای پرچرب علاقمندند و بسیار دنبه می خورند.به عبارتی قیمت گوشت گوسفند در اینجا معادل قیمت دنبه است.شوربا که نوعی سوپ است نیز پیش غذای ازبکها می باشد. نوشیدن چای در بین غذا بخصوص چای سبز در ازبکستان یک سنت است. وقتی مسافری پا به تاشکند می گذارد حتما به بازار تاشکند که به تنهایی شبیه به یک شهرک مستقل است هم سری می زند. یک بازار بزرگ هم در میدان اصلی بخش قدیمی تاشکند به نام "چارسو" وجود دارد که در قرن نهم ساخته شده است. در واقع بازار چارسو یکی از معروف ترین بازارهای تاشکند است. تحرک زیاد و جریان زندگی در این بازار به وضوح احساس می شود.این بازار به بخش های مختلفی مثل بازار ادویه، بازار میوه و بازار گل تقسیم شده است . پس از میدان امیر تیمور ما هم به این بازار سنتی رفتیم. در این بازار فروشندگان برروی سکوهای فلزی به فروش خشکبار و آجیل های گوناگون مشغول بودند. برخی از آنان که فارسی می دانستند با ما به گفتگو و خوش و بش پرداختند.ما هم مقداری خشکبار از جمله بادام و کشمش از آنان خریدیم.

 

منبع:چهار سال در سرزمین تیمور،خاطرلت سفیر ایران درازبکستان،محسن پاک آیین،انتشارات فرهنگ سبز،تهران ،1389

 

کد مطلب 205347

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =