۰ نفر
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۱

خبر سفر جمعی از هنرمندان به مازندران برای حمایت و همدلی مهاجران افغان را شنیده‌اید یا نه؟

اگر نشنيده‌ايد بدانيد كه جناب آقاي مهرجويي و سرکارخانم ليلا حاتمي به همراه جمع ديگري از هنرمندان قرار است راهي استان مازندران شوند تا بالاخره در مقابل موج افغان‌ستيزي مشكوكي كه اين روزها راه افتاده است كاري انجام داده باشند. اين‌كه چنين عملي به چه نتيجه‌اي منجر خواهد شد چندان مهم نيست، مهم اين است كه جمعي از هنرمندان دست به كار بزرگي زده‌اند و يك كار روشنفكري به معناي حقيقي كلمه انجام داده‌اند.حالا كه كار سياسي با سوءتفاهم‌ها و بدفهمي‌هاي بسياري همراه است و ورود هنرمندان به اين عرصه مشكلات فراواني ايجاد مي‌كند، در حوزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي كه مي‌توان فعال بود. فعاليت هنرمندان جامعه را به تكاپو و جنبش وامي‌دارد و از رخوت و خمودگي آن مي‌كاهد، علاوه بر اين از آنجايي كه هنرمندان در چنين فعاليت‌هايي چندان به منافع فردي و جمعي خويش نمي‌انديشند بيشتر مي‌توان به آنان اعتماد كرد. يكي از دلايل پرهيز و دوري مردم از حركت‌هاي اعتراضي جمعي، بي‌اعتمادي آنان به سردمداران اين اعتراض‌هاست.
معمولا كساني رهبري اين اعتراض‌ها را بر عهده مي‌گيرند كه با اهل سياست پيوند دارند. طبيعي است كه اهل سياست هم همواره سوداي رسيدن به قدرت را در سر داشته باشند. يك ضرب‌المثل قديمي هست كه مي‌گويد: هيچ گربه‌اي براي رضاي خدا موش نمي‌گيرد. غالب مردم چنين تصوري از اهل سياست دارند، اين تصور در اين سال‌ها روز به روز به دلايلي كه مي‌دانم و مي‌دانيد پررنگ‌تر هم شده است. خيلي‌ها به نام عدالت و حق‌طلبي از گرده مردم محروم و ساده‌دل بالا رفته‌اند و ظاهرا قصد پايين آمدن هم ندارند. پس اين عدم‌اعتماد چندان هم بي‌مورد نيست. الحمدالله مردم هنوز به اهل هنر به‌ويژه هنرمندان محبوب و مشهوري كه از طريق سينما و صدا و سيما به آنها شناسانده شده‌اند اعتمادكي دارند و اين اعتمادك مي‌تواند گره‌گشاي بسياري از معضلات باشد. بيچاره هنرمندان! با انواع محدوديت‌ها و مصيبت‌ها مواجه‌اند و از طرف تنگ‌نظران و متحجران و خشك‌مغزان با انواع و اقسام تهمت‌ها و دشنام‌ها نوازش مي‌شوند و آن وقت در چنين مواقعي بايد جور ندانم‌كاري‌هاي اهل سياست را هم به دوش بكشند.
اهل سياست جامعه را خشن و عبوس جلوه مي‌دهند، هنرمندان بايد فضاي جامعه را تلطيف كنند. اهل سياست حرف بي‌حساب مي‌زنند و خلقي را به زحمت مي‌اندازند و آن وقت هنرمندان بايد با حضور در مجامع رسمي و غيررسمي براي خود و كشورشان آبرو بخرند. اهل سياست تفرقه و تشتت ايجاد مي‌كنند و آن وقت هنرمندان بايد با هزار مصيبت دل‌ها را به هم نزديك كنند و از آشتي و صلح و دوستي سخن بگويند. بله، روزگار غريبي است. به قول شاعر: كاركرد جهان دون عجب است
همه سوگ است و نام او طرب است
 

کد مطلب 210433

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • متولد ماه مهر IR ۰۹:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۷
    0 0
    قصدم طرفداری از افغان نیست، اینو قبول کنید که به نسبت دستمزد، کارگرانی با کارائی بالا هستند و اغلب کارهائی رو انجام میدهند که کارگران ایرانی انجام نمیدهند (به واسطه شغلم با این موضوع هرروز سرو کار داریم!) تو زمینه جرم و جنایت هم اگه کل رو درنظر بگیریم، اگه کمتر از ما مجرم نباشند، بیشتر هم نیستند، گو اینکه بزرگترین جنایات و تجاوزات این سالهای اخیر رو اونها انجام ندادند!! دین و فرهنگ ما نباید متاثر از دیدگاه و شرایط اقتصادیمون قرار بگیره تابه انسانی که به نوعی داره کار و خدمت میکنه، چنین تبعیض و بی انصافی رو روا بدونیم. مطمئن باشین اونها هم از زندگی تو غربت لذت نمیبرن، اگه مملکت شون31 سال درگیر جنگ و اشغال و ناامنی نبود، اونها هم تو خونه خودشون بودند. کمی انصاف داشته باشیم