روزنامه کیهان در سرمقاله خود با عنوان «با چند روز انفرادی چطورید؟» نوشت:

* با چند روز انفرادی چطورید؟ ظاهراً سؤال نامفهوم و نچسبی است، آن قدر که حتی ذهن درگیر آن نمی شود چه رسد به پاسخ. بسیار خوب! مقدمه پرسش این باشد که مأمور پستچی زنگ خانه را زده باشد و حکم چند مدت انفرادی را دست شما داده باشد. یا نه، ماموران آمده باشند و شما را صاف برده باشند برای تحمل حبس انفرادی. حالا چطور؟! به هم ریختن، طبیعی ترین واکنش به چنین اتفاقی است، لابد. اما آیا همه به این پرسش ها پاسخ منفی می دهند و انفرادی را کابوس می شمارند؟ پاسخ بستگی به موقعیت مخاطب دارد. برای کسانی، همین انفرادی می شود عقده و آرزوی آمیخته با حسرت. تصور کنید یک جانی یا خائن محکوم به اعدام را، اصلا چرا راه دور برویم؛ همین متهمان اول فساد بزرگ بانکی که اتهامشان فساد فی الارض است و مرگ را در چند قدمی خود می بیند.
*امروز روز خداست، سوم خرداد. دیروز روز خدا بود، دوم خرداد. و فردا هم روز خداست و شب آرزوها، لیله الرغائب. دیروز- دوم خرداد 76- روز خدا بود که خداوند نعمت 30میلیون حضور و 20میلیون رای به فرد منتخب را ارزانی کرد. 18خرداد 80، 27خرداد و 3 تیر 84، 22 خرداد 88، 21 اسفند 90 و 15 اردیبهشت 91 روزهای خدایی بودند. امروز هم روز خدا و یوم الله است، سی امین سالگرد فتح خرمشهر. روزهای خدایی را پیامبر اعظم(ص) این گونه معنا کرد: «ایام الله نعمائه و بلائه ببلائ ه سبحانه. ایام الله، روزهای نعمت خدا و آزمایش های او به وسیله بلاهاست». یعنی که نعمت ها و بلاها درهم تنیده اند. بهره مندی، اسباب ابتلا و سنجش است، و ابتلا و سنجش مقدمه بهره مندی و نعمت بالاتر. جنگ ما را ساخت هر چند که ناخوش می داشتیم آن را. چشم ما را باز کرد آنجا که خباثت دشمنان را دیدیم و دندان سبعیت او را بر پاره تن خود حس کردیم.
*با چند روز انفرادی چطورید؟ هنوز خوب نیستید؟ مرگ اگر برای همسایه باشد، خوب است... نه؟! با این گزاره چطورید: چند روز انفرادی برای آن دسته از صاحبان منصب و تریبون و رسانه که زیاد جنجال می کنند یا در غوغاها غوطه ورند و از رسالت و مسئولیت خود بازمانده اند. اصلا این گزاره چطور است؛ هر که توانگرتر، برای انفرادی سزاوارتر! باز هم تند است؟ باور کنید آن صحابه راه گم کرده ای که در جمل شمشیرش را - پس از مرگ- دست امیر مؤمنان(ع) دادند و امام سخت بر حال صاحب شمشیر گریست، آرزو می کرد کسی یافت می شد، با قهر و غضب تمام گریبان او را می گرفت و از آن ورطه پرغوغایی که خود ساخته بود، به فرسنگ ها بیرون معرکه پرتاب می کرد. یا اصلا از معرکه نجات می داد و به سیاهچالی می انداخت تا آخر عمر. زمانی به خود آمد و پشیمان شد و خواست برگردد اما فرزند شومش گریبان وی را گرفت که «کجا؟ بقیه چه می گویند؟ نمی گویند معرکه را خودش راه انداخت اما ترسید و جا زد؟ قسم خورده ای که دیگر با علی نجنگی؟ خب! کفاره اش را بپرداز و سوگندت را بشکن پدر!».
*ما نیازمند خلوتیم و توانگرهای ما به این خلوت محتاج تر. اگر کسی را چند نفر دوره کرده باشند و مشغول ضرب و شتم او باشند، حتماً دست آن را که به نجات او بیاید و از این غوغا بیرون بکشد، می بوسد. ما و توانگران ما - در حوزه سیاست و اقتصاد و سرمایه و رسانه و فرهنگ- محتاجیم که گاه خود را از پنجه شلوغی اطرافیان برهانیم. به خودمان مرخصی و انفرادی بدهیم و چرتکه بیندازیم که مستحق رحمت حضرت حقیم یا غضب او.
*فردا، شب آرزوهای برآورده است. هنوز می پذیرند و می پوشند و می بخشند. هنوز مهلت داده اند. خدا هست، خوبی هست، خوبان هستند، خیانت هم هست. «الف-میم» و «میم-الف» و «میم-خ»ها هستند- چه منتظر حکم و چه برحسب ظاهر فعلاً از مؤاخذه گریخته- جهان آرا و احمد کاظمی و حسین خرازی ها هم هستند. و هستند هزاران نام آور گمنام که روزگار خدایی ما روی کاکل خوبی ها و خدمت های آنان می گردد. خیانت خائنان را حجت کوتاهی و کم فروشی گرفتن، سست ترین عذرها و دستاویزهاست.
.29217
کد خبر 215437

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • متولد ماه مهر IR ۰۸:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۳/۰۳
    54 1
    خداوند بزرگ تنها قاضی شایسته و قیامت تنها محمکمه عدل در این زندگی است.
  • بدون نام IR ۱۲:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۰۳
    23 0
    جهان آفرینش بسیار پیچیده است. اینکه چه کسی رستگار می شود و چه کسی نه را فقط خداوند می داند و بس. و تاوان نعمت عقل و اختیار مسئولیت پذیری است.