آزادی بیان در اسلام؛ حق مقدس یا آزادی مشروط؟

اسلام از نخستین مکاتب فکری است که آزادی اندیشه و بیان را بر پایه کرامت انسان به رسمیت شناخته؛ اما این آزادی تا کجا امتداد دارد؟ بررسی مبانی قرآنی، سیره معصومان و دیدگاه اندیشمندان اسلامی نشان می‌دهد که آزادی بیان در اسلام، هم گسترده است و هم دارای مرزهایی دقیق و هدفمند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آزادی بیان در اسلام، به عنوان یکی از ارزش های بنیادین که ریشه در کرامت ذاتی انسان دارد، از دیرباز مورد توجه بوده است. این مقاله به بررسی مبانی آزادی بیان در اسلام، ابعاد آن برای مسلمانان و غیرمسلمانان و همچنین حدود و قیود آن می پردازد.

بنابر روایت الشیعه، آزادی بیان در اسلام نه تنها از منظر فقهی و حقوقی، بلکه از جنبه های اخلاقی، تربیتی و قرآنی نیز دارای اهمیت فراوانی است و بستری برای رشد اندیشه ها و تبادل آرا فراهم می آورد. این مفهوم، عنصری حیاتی برای پویایی اجتماعی و فکری در یک جامعه اسلامی محسوب می شود، چرا که بدون آن، حقیقت یابی و سیر تکامل فردی و اجتماعی به دشواری ممکن خواهد بود.

اهمیت و ضرورت آزادی بیان در اسلام
آزادی، نعمتی گرانبها و سرمایه ای بی بدیل برای سعادت مادی و معنوی انسان است. میل به آزادی و حریت، نه تنها یک خواسته بیرونی، بلکه در عمق سرشت بشر نهفته و از مطبوع ترین تمایلات طبیعی او محسوب می شود. از دیدگاه اسلامی، انسان موجودی مکرم است که خداوند او را آزاد آفریده است. این تکریم شامل تمامی ارزش ها و کمالات انسانی از جمله آزادی می شود و به همین دلیل، حریت نه تنها حقی مسلم برای هر فرد، بلکه از ویژگی های جوهری و حدود موجودیت او به شمار می آید.

آفریدگار جهان با همه سلطه و سیطره ای که بر همه موجودات دارد، انسان را در حدود و اختیاراتی که بدو بخشیده است، مطلقاً ملزم به عملی نساخته و فعالیت او را مانند حیوانات محدود به قوای طبیعی و غریزی نکرده، بلکه تنها به وسیله امر، نهی و ارشاد به عواقب امور، افعال و حرکات او را تحت انضباط و انتظام در آورده و سرنوشت انسان را به اراده و اختیار او دانسته است. این مبنای الهی، زمینه ساز پذیرش گسترده آزادی بیان در اسلام است.

هدف انبیا در اسلام، بیدار کردن انسان ها و رهایی آنها از بندهای گوناگون و بندگی غیر خداست [۱]. این رهایی شامل آزادی اندیشه و بیان نیز می شود و رهایی از بندهایی که مانع رشد و تعالی انسان می شوند. آزادی بیان در اسلام به قدری مهم است که امام صادق (ع) محیطی را که در آن آزادی ابراز عقیده وجود دارد، تبلور زندگی نیکو و انسانی می دانند و آن را لذت واقعی زندگی برمی شمرند. [۲]

این آزادی گفتار و تضارب آرا، رمز حقیقی ترقی اندیشه ها و بهره برداری از دستاوردهای فکری است. ابتکار و خلاقیت، مرهون محیط آزاد اجتماعی است و آزادی بیان در اسلام، وحدت و همبستگی را در جامعه گسترش می دهد. با کاهش حقد و کینه ها، نقاط ضعف، سستی و نارسایی های پنهان یک جامعه را آشکار می کند و در نهایت، مانع از بروز استبداد، اختناق و طغیان اجتماعی می گردد.

در مقابل، جلوگیری از بروز افکار و عقاید، موجب تنبلی مغزها، سلب قوه ابتکار و خلاقیت می شود. افراد، قالبی و بی روح بار می آیند، جوانه های استعداد می خشکد، حرکت و تحول در جامعه افول می کند؛ زمینه نفاق، اختلاف، پنهانکاری و نافرمانی به وجود می آید و موجبات انحراف و بدعت نیز پدیدار می گردد.

همچنین باید توجه داشت که در طول تاریخ، قدرت طلبان همواره از دین برای توجیه استبداد سوءاستفاده کرده اند، همانطور که در تاریخ مسیحیت و حتی در دوره هایی از تاریخ اسلام (مانند دوران بنی امیه و بنی عباس) شاهد سرکوب آزادی بیان در اسلام به نام دفاع از دین بوده ایم. این حکّام، با سوءاستفاده از دیانت، به قلع و قمع بسیاری از زبان آوران و بزرگان دین پرداختند و در واقع فصل «پایان آزادی ابراز عقیده» را در تاریخ رقم زدند.[۳]

از سوی دیگر، استعمارگران نیز به نام دموکراسی و آزادی، به ایجاد تفرقه و ضربه زدن به ارزش های دینی و انسانی پرداخته اند، نمونه بارز آن حمایت از توهین به مقدسات به نام آزادی بیان است، در حالی که خودشان مانع آزادی های مشروع مسلمانان در بسیاری از سرزمین های مدعی دموکراسی می شوند. این موارد، نشان از ضرورت تبیین دقیق ابعاد و حدود آزادی بیان در اسلام دارد و نشانگر آنست که این مفهوم، همواره در معرض سوءتعبیر و سوءاستفاده بوده است.

آزادی بیان در اسلام برای مسلمانان
اسلام وظایف و دستوراتی برای مسلمانان مقرر کرده که انجام آنها مستلزم وجود آزادی بیان در اسلام است:

امر به معروف و نهی از منکر
این فریضه مهم دینی، مسلمانان را موظف می کند با تشخیص معروف و منکر، در گسترش معروف و زدودن منکر از جامعه با هر وسیله ممکن، تلاش کنند. اجرای این وظیفه از طریق زبان و قلم (بیان) انجام می شود و ابزاری قدرتمند برای نظارت عمومی و اصلاحگری اجتماعی است.

بنابراین، وجود چنین دستوری در دین، دلالت بر پذیرش اصل آزادی بیان در اسلام و اجازه ابراز عقیده برای پیروان دین است تا زمینه برای اجرای این واجب فراهم شود. بدون وجود آزادی بیان در اسلام، این فریضه مهم بی معنا و بدون تحقق خارجی خواهد بود و جامعه به سمت فساد و انحراف پیش خواهد رفت.

مشورت
تشویق به مشورت، ریشه در قرآن و سنت دارد. خداوند حتی به پیامبر (ص) با وجود عقل کامل و ارتباط با وحی، فرمان مشورت می دهد: «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»[۴] این تاکید بر مشورت، نشان دهنده اهمیت شنیدن و بررسی دیدگاه های مختلف است.

امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا؛[۵] کسی که (ترک مشورت کند و) استبداد به رأی داشته باشد، هلاک می شود و آن کس که با مردان بزرگ مشورت کند، در عقل و خرد آنها شریک می شود.»

امیرالمؤمنین علی (ع) بر تبادل آرا برای دستیابی به رأی درست تأکید کرده اند و رأی درست را مانند کره ای می دانند که از به هم زدن شیر در مشک پدید می آید.[۶] این تشویق ها نشان می دهد که اسلام خواهان جامعه ای است که در آن، افراد آزادانه به اظهار رأی و عقیده خود در امور جامعه و یکدیگر بپردازند و از تضارب آرا موافق و مخالف، بهترین گزینه انتخاب شود. این رویه، زمینه ساز تصمیم گیری های خردمندانه و جلوگیری از خودکامگی است.

نصیحت و خیرخواهی
وظیفه خیرخواهی (نصح) نسبت به آحاد مسلمانان و به ویژه پیشوایان دین، بر اساس حدیث پیامبر «ألا کُلُّکُم راعٍ و کُلُّکُم مَسؤولٌ عَن رَعِیَّتِه؛[۷] بدانید که همه شما مسئولید و همه شما نسبت به زیردستانتان بازخواست می شوید.» مسلمانان را موظف می کند تا با ارائه نظریات و انتقاد سازنده، حاکمان را یاری رسانند و از انحراف باز دارند.

امام علی (ع) نیز به مردم می فرمایند که حق را از من دریغ ندارید و با من آن طور که با جباران سخن می گویید، سخن نگویید؛ زیرا کسی که گفتن حق برایش سنگین باشد، عمل بدان سنگین تر است [۸]. این توصیه ها مستلزم وجود آزادی بیان در اسلام است و نشان می دهد که نقد سازنده، از حقوق مسلم مردم و وظایف آنان در قبال جامعه و رهبرانشان است.

نهی از کتمان حق
اسلام بر حرمت کتمان حق و لزوم بیان حقایق برای مردم تأکید دارد. قرآن کریم کسانی را که از روی هوس، ترس یا طمع به کتمان حق روی می آورند، نکوهش کرده و آنان را ستمکارترین مردم می داند.[۹] این وظیفه برای عالمان و دانشمندان سنگین تر است؛ آنان در زمان آشکار شدن افکار انحرافی، باید حق را از باطل آشکار کنند و بدعت را از سنت بازشناسند، وگرنه مشمول لعن الهی خواهند شد.[۱۰] لزوم بیان حق و ممنوعیت کتمان، مستلزم وجود آزادی بیان در اسلام است؛ زیرا اگر حقایق بیان نشوند، جامعه به سمت جهل و انحراف کشیده خواهد شد.

آزادی بیان برای غیرمسلمانان
آزادی بیان حتی با غیرمسلمانان نیز به رسمیت شناخته شده و شریعت اسلام دستورات مهمی را در برخورد با اندیشه های مخالف صادر کرده است. این رویکرد، نشان از اعتماد اسلام به منطق قوی خود و عدم ترس از مواجهه با عقاید دیگران دارد:

جدال احسن (بحث و استدلال نیکو)
قرآن کریم مجادله نیکو و کاوش طرفینی برای یافتن حق را شیوه برخورد با مخالفان معرفی می کند.«ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛[۱۱]با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به طریقی که نیکوتر است مناظره کن.»

این تعبیر به «احسن» شامل تمام روش های صحیح و مناسب مناظره و مباحثه، چه در الفاظ و محتوای سخن و چه در آهنگ گفتار و حرکات دیگر، می شود. این ترغیب و تشویق تنها زمانی معنا دارد که طرف مقابل فرصت ابراز عقیده و نظر مخالف را داشته باشد و در ارائه اندیشه خود آزاد باشد. این اصل، دعوت به گفتگوی سازنده و محترمانه را در پی دارد.

گزینش بهترین
اسلام، هر اندیشه ای را به مقدار سهمی که از واقع نمایی دارد، محترم می شمارد. قرآن کریم مسلمانان را به گوش دادن به سخنان و انتخاب بهترین آنها دعوت می کند، بدون تعصب و لجاجت، چرا که انسان فطرتاً طالب حق است و به هر سخنی با امید یافتن حقیقت گوش می دهد: «… فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ؛[۱۲] بندگان مرا بشارت ده، آنهایی که به سخنان گوش فرا می ‏دهند و بهترین آن را برمی‏ گزینند.»

این آیه نشان می دهد که آزادی بیان در اسلام، فضای لازم برای طرح و شنیدن انواع دیدگاه ها را فراهم می کند تا حقیقت شناخته شود. قرآن حتی پیامبر را نمونه سعه صدر و تحمل آرا مخالف می داند به گونه ای که از جانب برخی نادانان مورد سرزنش قرار می گیرد و به حضرتش می گویند: «او گوش است»، اما قرآن در پاسخ می فرماید: «نیکو گوشی برای شماست» [۱۳]. این نشان دهنده اهمیت پذیرش تنوع آرا و شنیدن دیدگاه های مختلف است.

برهان طلبی
قرآن مجید علاوه بر اینکه پیروان خود را به تبعیت از دلیل و برهان فرامی خواند، همواره از مخالفان خود نیز دلیل و برهان می طلبد.[۱۴] این تأکید بر منطق و استدلال، نشان دهنده اهمیت عقلانیت در اسلام است و بیانگر این حقیقت است که ایمان در اسلام بر پایه تقلید کورکورانه نیست، بلکه بر فهم و اقامه دلیل استوار است. لازمه برهان طلبی قرآن این است که اسلام به مخالفان آزادی داده است تا آرا و عقاید خود را بی پروا و با استدلال بیان کنند.

نقل آرا و نظرات مخالفان
قرآن کریم حتی کفرآمیزترین سخنان و استدلال های مخالفان را نقل می کند و سپس به نقد آنها می پردازد، مانند تعابیر «قال الذین کفروا…» یا «قال الذین اشرکوا…» و تعبیرات مشابه آن، بیانگر این حقیقت است و به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری اگر مادّیین و غیر خداپرستان افکاری داشته ‏اند و استدلال هایی کرده‏ اند همان است که در کتب مذهبی آمده و بر زبان ائمه (ع)جاری شده و بدین وسیله به ثبت رسیده است.[۱۵]

این شیوه نشان می دهد که نه تنها مخالفان در بیان عقیده آزادند، بلکه مسلمانان به ثبت و ضبط دقیق نظرات آنان تشویق شده اند تا برخوردی صحیح و علمی با افکار دیگران صورت گیرد. این امر، اعتماد به نفس اسلام در مواجهه با اندیشه های مخالف را نشان می دهد و زمینه ساز بحث های عمیق و منطقی است.

محدودیت های آزادی بیان در اسلام
باید توجه داشت که آزادی بیان در اسلام، مطلق و بی قید و شرط نیست، بلکه مانند هر حق دیگری در یک جامعه، دارای حدود و چارچوب هایی است. اساسا هیچ نظام حقوقی در دنیا، آزادی بیان را به طور کامل بدون محدودیت نمی پذیرد. در اسلام نیز، در مواقعی که آزادی بیان موجب فساد، گمراهی جامعه، توهین به مقدسات، اشاعه فحشا، تهمت، افترا، یا ضربه به امنیت و ارزش های اخلاقی و مقدس انسانی شود، باید جلوی آن را گرفت.

این محدودیت های آزادی بیان در اسلام برای حفظ مصالح مادی و معنوی، دنیوی و اخروی جامعه وضع شده اند و به منظور جلوگیری از هرج و مرج و آسیب به سلامت فکری و روانی جامعه است. هدف این قیود، صیانت از خود آزادی و جلوگیری از تبدیل آن به ابزاری برای تخریب است.

از دیدگاه علامه جعفری، آزادی بیان در اسلام باید«معقول» باشد؛ یعنی بهره برداری از آن نباید به ضرر مادی یا معنوی انسان باشد. اگر موافق اصول و قوانین مفید انسانی استفاده شود، معقول است [۱۶].

شهید مطهری نیز معتقدند که آزادی بشر تا آنجا محترم است که با استعدادهای عالی و مقدس نهاده شده در وجود او هماهنگ باشد و او را به سوی ترقی و تعالی سوق دهد. اما اگر این آزادی، بشر را به سوی فنا و نیستی سوق دهد و استعدادهای نهایی او را هدر دهد، دیگر احترامی ندارد.[۱۷] به بیان دیگر، ملاک شرافت و احترام آزادی بیان در اسلام این است که در مسیر انسانیت باشد و انسان را در راه رشد و تعالی هدایت کند، نه اینکه او را در مسیر ضد انسانیت آزاد بگذارد.

امام خمینی نیز به همین قلمرو و محدوده برای آزادی بیان در اسلام اشاره کرده اند و معتقد بودند که قلمی آزاد است که توطئه گر نباشد و نخواهد ملت را به عقب ماندگی و تباهی بکشاند. ایشان آزادی را تنها در چارچوب ارزش های اسلامی معتبر می دانستند که باید به بهترین وجه فراهم شود.[۱۸]

نتیجه گیری

آزادی بیان در اسلام، مفهومی عمیق و چندوجهی داشته و ریشه در کرامت ذاتی انسان و اهداف والای شریعت دارد. این آزادی نه تنها برای مسلمانان در راستای انجام وظایف مهمی چون امر به معروف و نهی از منکر، مشورت، نصیحت و عدم کتمان حق تضمین شده است، بلکه برای غیرمسلمانان نیز در قالب جدال احسن، گزینش بهترین، و برهان طلبی و حتی نقل و نقد نظرات مخالفان به رسمیت شناخته شده است.

نگاه به آزادی بیان در اسلام، نشان از اعتماد اسلام به منطق و توانایی خود در مواجهه با اندیشه های مختلف دارد و فضایی برای رشد فکری و اجتماعی فراهم می کند. با این حال، آزادی بیان در اسلام مطلق نبوده و دارای حدود و قیودی است که هدف آن، جلوگیری از فساد، گمراهی و آسیب به ارزش های انسانی و اسلامی است.

پی نوشت ها

سوره اعراف، آیه۱۵۷.
کلینی، روضه کافی، ج۸، ص۲۲۹.
ر.ک.: پیشوایی، سیره پیشوایان؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان.
سوره آل عمران، آیه۱۵۹.
شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت۱۶۱.
آمدی، غررالحکم، ج ۱، ص ۷۱.
محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ۴، ص ۳۲۷.
شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.
سوره آل عمران، آیه۷۱.
کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۵۴.
سوره نحل، آیه۱۲۵.
سوره زمر، آیات ۱۸ـ۱۷.
سوره توبه، آیه۶۱.
سوره نحل، آیه۶۴.
شهید مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، صص ۹۶ و ۱۳۲.
جعفری، حق آزادی در اسلام، مجموعه مقالات اندیشه معاصر(۲)، ص۱۸۱
شهید مطهری، اخلاق جنسی، ص۳۹.
امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه اثار)، ج۱۰، ص۳۵۰.
منابع

قرآن کریم
خمینی، روح الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (روضه الکافی)، قم، دارالحدیث، ۱۴۳۴ق.
پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۹۴ش.
شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۲ش.
شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، تحقیق: صبحی صالح، قم، هجرت، ۱۴۱۴ق.
التمیمی الآمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دارالکتاب الإسلامی، ۱۴۱۰ق.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۹ش.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران، صدرا، ۱۳۵۸ش.
جعفری، محمدتقی، حق آزادی در اسلام، در مجموعه مقالات اندیشه معاصر (۲)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۷ش.
مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی، تهران، صدرا، ۱۳۵۷ش.
منبع اقتباس: اسحاقی، حسین، مقاله آزادی بیان در اسلام، رواق اندیشه ۱۳۸۲شماره ۲۴. پرتال جامع علوم انسانی

کد مطلب 2163565

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =