به گزارش خبرآنلاین روزنامه هم میهن نوشت: این واکنشها از آن جهت قابل توجه بود که سخنان مذکور درست در زمانی بیان شد که اقتصاد ایران با مجموعهای از فشارهای کمسابقه مواجه است و جامعه بیش از هر زمان دیگری نسبت به آینده اقتصادی خود دچار نگرانی و نااطمینانی شده است.
در خصوص این اظهارات، چند نکته اساسی و قابل تأمل وجود دارد:
۱- حتی اگر فرض کنیم اظهارات آقای عراقچی از نظر مفهومی و تحلیلی قابل دفاع باشد، باید تأکید کرد که زمان طرح آن بههیچوجه مناسب نبود. اقتصاد ایران در یک سال گذشته تحت تأثیر تشدید چالشهای سیاسی و امنیتی، بهویژه جنگ ۱۲ روزه و بازگشت تحریمهای شورای امنیت، بهشدت ملتهب شده است. ارزش پول ملی در بیسابقهترین وضعیت خود در دهههای اخیر قرار گرفته، بازارها دچار بیثباتی شدهاند، سردرگمی اقتصادی افزایش یافته و قدرت خرید مردم بهطور محسوس کاهش پیدا کرده است.
در چنین شرایطی، انتظار طبیعی از مدیران و مسئولان سیاسی و اقتصادی کشور این است که با اتخاذ سیاستها و تصمیمات دقیق، علمی و هماهنگ، این روند پرالتهاب را کنترل و مدیریت کنند. بیتردید تشدید التهابات ارزی در روزهای اخیر و نگرانیهای فزاینده فعالان اقتصادی و کسبه، بیارتباط با فضای ناامیدی ناشی از چنین اظهاراتی نیست.
واقعیت آن است که در ماههای اخیر، هیچ پیام یا سیگنال مثبتی از سوی نظام سیاستگذاری اقتصادی و سیاسی کشور برای دلگرمی حداقلی مردم نسبت به آینده صادر نشده و نوعی سکوت همراه با انفعال و بیتفاوتی بر ساختار حکمرانی سایه افکنده است. در چنین فضایی، سفرهای اخیر مقامات عالیرتبه به خارج از کشور و دیدار با رهبران برخی کشورها، از جمله روسیه، یا برخی جلسات داخلی و اظهارنظرها نهتنها پیام مثبتی به بازار مخابره نمیکند، بلکه در مواردی حتی بازخورد منفی نیز دارد.
۲- یکی از نهادهای بسیار تأثیرگذار بر سرنوشت اقتصادی ایران در سالهای اخیر، دستگاه سیاست خارجی بوده است. دلیل این امر روشن است؛ مشکل بزرگ و مزمن اقتصاد ایران در وضعیت کنونی، بیش از هر چیز به سیاست خارجی بازمیگردد. هرچند تا پیش از جنگ ۱۲ روزه تلاشهایی در این حوزه صورت گرفته بود، اما بخش قابل توجهی از دستاوردهای آن، به دلیل خطاهای محاسباتی فاحش، عملاً از بین رفت یا خنثی شد. پس از جنگ ۱۲ روزه، وزارت امور خارجه عملاً در وضعیتی از انفعال، بیعملی و بیتفاوتی نسبت به تحولات اقتصادی داخلی قرار گرفته است. کمتر دورهای در دهههای اخیر میتوان به خاطر آورد که دستگاه سیاست خارجی تا این حد دچار ایستایی و بیتحرکی بوده باشد.
۳- ما هم دوست داشتیم مثل آقای عراقچی فکر کنیم و شاید تا چند سال پیش هم تا حدی و نه کاملاً مثل ایشان فکر میکردیم که تحریم میتواند برکت هم باشد به این معنا که از اقتصاد صرف نفتی عبور کنیم و اقتصاد متنوعی را بسازیم اما واقعیت این است که گذشت ۱۵ سال از تحریمهای نفتی نهتنها وابستگی اقتصاد ایران را به نفت کاهش نداده، نهتنها باعث شرکای تجاری ایران در پرتو تحریم افزایش نیافته، نهتنها بزرگتر فکر نکردهایم، نهتنها گزینههای متنوعتر اقتصادی و تجاری بهدست نیاوردهایم، نهتنها مقاومتر نشدهایم، نهتنها بازارهای جدیدی بهدست نیاوردهایم، نهتنها مسیرهای تازهای برای تجارت و تعامل اقتصادی با دنیا ایجاد نکردهایم بلکه برعکس همه اینها اتفاق افتاده؛ بهگونهای که شرایط نابسامانی و التهاب اقتصادکشور در سال ۱۴۰۴ گویای آن است.
در طول ۱۵ سال گذشته تولید ناخالص داخلی ایران درجا زده است اما در همین زمان تولید ناخالص داخلی کشورهایی مانند ترکیه ۲تا ۳ برابر شده است. در چنین شرایطی استقلال کشور به خطر میافتد و شرایط به گونهای پیش میرود که حتی پیشرفتههای نظامی هم نمیتواند تنها ضامن استقلال و تمامیت ارزی کشور باشد.
هیچ انسان عاقلی با این گزاره آقای عراقچی مخالف نیست که «نباید جریان تولید، تجارت و پیشرفت کشور را موکول به رفع تحریم کرد و نباید منفعلانه منتظر روزی ماند که شاید تحریمها برداشته شود.» اما این گزاره هم نادرست است که باید «با تحریم زندگی کرد».
تحریم نه نعمت است و نه برکت و نباید هم با تحریم زندگی کرد. تحریمها نه باعث تولید ثروت برای ایران شده است و نه باعث قدرت که اگر شده بود، اوضاع اقتصادی و معیشتی کشور اینگونه نبود. هیچ کشوری در دنیا و تاریخ با تحریم نه زندگی خوبی داشته و نه پیشرفت کرده است.
۱۷۳۰۲





نظر شما