به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «تو زودتر بکش» یکی از آثار تحقیقی برگمن است که روایت «اسرائیلی» از پیشزمینهها و روند تشکیل سازمانهای اطلاعاتی رژیم است و در این بین بیش از هر چیز بر ترورهای صورتگرفته از سوی این دستگاه تمرکز دارد. برگمن برای به دست آوردن تصویری از سیر و عملکرد این دستگاه هزاران سند (که برخی از آنها، محرمانه بوده و به صورت غیرقانونی در اختیار او قرار گرفته) تعداد بیشماری کتاب و مقاله را بررسی کرده است. اما اهمیت بیشتر این کتاب به صدها مصاحبه اختصاصی مولف با کسانی است که خود به صورت مستقیم در این سازمان (یا در وقایع مورد اشاره در کتاب) حضور داشتهاند و رتبه عملیاتی یا سازمانی برخی از آنها در بالاترین سطح بوده و همین اطلاعات آنها را به معنای دقیق کلمه «دست اول» کرده است.
در این گزارش که سطوری از کتاب «تو زودتر بکش» تالیف رونن برگمن با ترجمه وحید خضاب منتشر شده در انتشارات شهید کاظمی است، نگاهی کوتاه به رویکرد شینبت است که عملیاتهای ترور در آن برنامهریزی و انجام میشود:
تا پایان سال ۲۰۰۱ شینبت خود را محدود کرده بود به هدف قرار دادن آنچه «بمب ساعتی در حال تیک تاک» خوانده میشد؛ یعنی کسانی که یا در حال طراحی یک حمله بودند یا در آستانه اجرای حمله قرار داشتند یا کسانی که مستقیماً در چنین رفتارهایی دخیل بودند (به عنوان مثال فرماندهان یا مسئولان جذب مهاجمین یا سازندگان بمب).
ورای اتاق مشترک جنگ، ساختار قتلهای هدفمند ضدتروریسم، هزاران نیروی دیگر را شامل میشد؛ افسران پروندهها، تحلیلگران سیستم، سربازان پیادهنظام مخفی که ماموریت رصد میدانی را انجام میدادند، اپراتورهای پهپادی شناسایی، اپراتورهای پهپادهای قاتل، مترجمان، متخصصان مواد منفجره و تکتیراندازها.
این یک ساختار بسیار بزرگ و پیچیده بود که با این وجود، سلسلهمراتب واضح و سختگیرانهای داشت. در این سلسلهمراتب، شینبت در رأس بود و نمایش را اجرا میکرد. در یکی از اسناد داخلی شینبت اشاره شده است: «در بین همه {نهادهای اطلاعاتی} دستگاه امنیت عمومی {نام سازمان رسمی شینبت} با توجه به خدمات امنیت عمومی، مسئولیت حفظ امنیت کشور را برعهده دارد… راهی که از طریق آن، این هدف محقق میشود عبارت است از ممانعت و پیشگیری از حملات تروریستی از طریق حملات پیش دستانه به اهداف.
به صورت کلی، هر عملیات قتل هدفمند با جمعآوری اطلاعات از سوی نیروی عملیاتی میدانی و مشخص کردن دقیق یک هدف آغاز میشد، معمولاً هدف یک شخصیت برجسته در یک سازمان تروریستی بود (به قول دیختر «به کسی که لایق گرفتن یه بلیط توی قطار نابودی باشه») یا شخص دیگری که ارزش مصرف منابعی را برای قتلش لازم بود، داشت.

یک پرونده اطلاعاتی از سوژه، تشکیل و به معاون مدیر تحویل داده میشد، معاون هم تصمیم میگرفت که این شخص واقعاً یک گزینه مناسب برای نابودی هست یا نه. اگر معاون و سپس خود مدیر هردو این ترور را تایید میکردند، آن وقت یک «برگه قرمز» [مجوز ترور] به نخستوزیر ارائه میشد.
بعد از اینکه نخستوزیر برگه قرمز را امضا میکرد؛ به بازوهای اطلاعاتی که با آن منطقه جغرافیایی و آن سازمان تروریستی مورد بحث سروکار داشتند، دستور داده میشد تا توجه ویژهای به اطلاعاتی که ضربه را تسهیل میکرد، مبذول دارند.
عملیاتهایی که از اتاق مشترک جنگ انجام گرفت، در سال ۲۰۰۱، ۲۴ تن را کشت، در سال ۲۰۰۲، ۱۰۱ نفر را و در سال ۲۰۰۴، ۱۳۵ نفر را. برعکس قتلهای پراکندهای که موساد در خارج از کشور انجام میداد، در اینجا برای اسرائیل ممکن نبود که بگوید در پس این ترورها [قرار] نداشته (یا دستکم اینکه اگر میگفت هم باور کردنی نبود.) به قول سرتیپ یوسی کوپرواسر، رئیس واحد تحقیقات امان، «ما نمیتوانستیم ادعا کنیم که این عملیاتها رو دولت فنلاند اجرا کرده که!»
از این گذشته، مدارک عینی هم وجود داشت [که انکار این موضوع را غیرممکن میکرد]؛ چندتایی از موشکهایی که به دلیل نقص فتی منفجر نشده بودند، سالم به دست فلسطینیها افتاده بودند که روی آنها عبارت عبری «میخولیت» (به معنای «قلمموی کوچک») نوشته شده بود؛ نسخه ضد نفر موشک «میخول» (به معنای «قلممو») که یک موشک ضدتانک است.
انتقادات به قتلهای هدفمند هم، از داخل و خارج اسرائیل، این ضروروت را ایجاد کرده بود که هرکدام از قتلهای هدفمند از طریق افشای جزئیات جرایمی که سوژه عملیات انجام داده بود توجیه شود تا درنتیجه این مسئله جا بیفتد که اسرائیل دلایل کافی و وافی برای عکسالعمل [و انجام آن ترور] در دست داشته است.
مادامی که کوهن قادر بود با استفاده از اطلاعات عمومی گستردهاش و بینشی که از طبیعت انسانها داشت، با پوشش بازرگانان اروپایی (و هویتهای مختلفی در این پوشش) برای جذب تعداد زیادی جاسوس فعالیت کند، متد هیوگینت موساد نیز مدام در روند کار بهتر و بهتر میشد. کوهن [توانست] به واسطه همین دستاوردها، «جایزه امنیتی اسرائیل» را هم (که بالاترین نشان برای موفقیتهای مربوط به فعالیتهای دفاعی [امنیتی] کشور است.) دریافت کند.
در سال ۲۰۰۴ داگان، کوهن را به فرماندهی عملیاتهای مربوط به ایران در موساد تعیین کرد. به لطف جاسوسهای کوهن و سیستم هیوگینت، واحد ۸۲۰۰ موفق شد به بخشی از سیستمهای ارتباطی نفوذ کند.
۲۵۹





نظر شما