میهن‌دوستی توخالی پهلوی کارساز نبود

میهن‌دوستی به مفهوم جدیدش به قول امروزی‌ها بعد از انقلاب فرانسه شکل گرفت، یا شاید بتوانیم بگوییم که صاحب مکتب شد. یعنی مکتب ناسیونالیسمی که در یک دوره‌ای از جهان معاصر شکل گرفت. می‌شود گفت تقریباً بعد از انقلاب فرانسه یک مفهوم جدیدی پیدا کرد. در ایران معاصر هم بدون این‌که بزرگان ما توجهی به این مسئله فرانسوی داشته باشند، در جنگ‌های ایران و روس نوعی میهن‌دوستی و دفاع از مرزهای کشور به وجود آمد، که مبنای آن رساله‌های جهادیه‌ای بود که علمای آن زمان برای دفاع از کشور نوشتند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، هدایت‌الله بهبودی، زاده سال ۱۳۳۹ در تبریز، نویسنده و پژوهشگر تاریخ است. بهبودی مسئولیت‌های مختلفی را برعهده داشته ازجمله مسئولیت بخش خبرنگاری و عکاسی روزنامه تهران‌تایمز، دبیر گروه فرهنگی روزنامه ایران، مسئول دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز دوهفته‌نامه کمان و سردبیر فصلنامه مطالعات تاریخ اشاره کرد.

بهبودی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر درباره شیوه و مصادیق ایران‌دوستی ایرانیان، هم در برابر هجوم دشمن خارجی و هم در برابر آشوب و درگیری داخلی گفت: البته باید بگویم که به این موضوع نمی‌توان جنبه اطلاق داد که تنها ما ایرانیان هستیم که در برابر خطری که کشور را تهدید می‌کند انسجام داخلی مرئی یا نامرئی داریم، که ریشه در گذشته‌های دور و فرهنگ و دارایی‌های مکتوب و نامکتوب دارد؛ ملل و نحل دیگری هم هستند که در طول تاریخ بر مبنای میهن‌دوستی از سرزمین‌شان دفاع کردند و کشته دادند. البته ممکن است مردمی که ریشه فرهنگی چندانی نداشته‌اند با پیدایش خطرات یا ناکامی‌ها جاخالی بدهند و از کشورشان دفاع نکنند و آن را رها کنند. ما باید از مباحث شعاری و تبلیغی فاصله بگیریم و به مبانی حقیقی نزدیک‌تر شویم.

ایران و اسلام دست در گردن هم دیگر

وی افزود: ببینید، به هر حال وقتی ما تاریخ دوره‌های گذشته را ورق می‌زنیم، اجداد ما، نیاکان ما، پیشینیان ما از حدود و ثغور این کشور دفاع کردند. ما اگر بخواهیم شاهنامه را مبنایی برای آن ریشه‌های فرهنگی و یکی از علل این دفاع از حدود و ثغور کشور در نظر بگیریم؛ باید بگوییم یک منبع بی‌نظیر مربوط به پیشدادیان و دوره ایران باستان است. در دوره‌های بعدی نیز این مسئله وجود دارد؛ یعنی ایرانیت همواره در ضمیر و ذهن مردم این مملکت زنده بوده و نکته جالب این است که وقتی که اسلام وارد ایران می‌شود، یک آشتی کم‌نظیر و دیدنی بین ایران و اسلام به وجود آمد که تا امروز هم ادامه دارد و در بعضی از مواقع شعله‌ورتر می‌شود. در بعضی از مواقع ممکن است این شعله کمتر دیده شود، ولی همواره این دو دست در گردن هم بودند و به هم یاری رساندند و با کمک دارایی‌های معنوی خود از ایران دفاع کردند.

او ادامه داد: میهن‌دوستی به مفهوم جدیدش به قول امروزی‌ها بعد از انقلاب فرانسه شکل گرفت، یا شاید بتوانیم بگوییم که صاحب مکتب شد. یعنی مکتب ناسیونالیسمی که در یک دوره‌ای از جهان معاصر شکل گرفت. می‌شود گفت تقریباً بعد از انقلاب فرانسه یک مفهوم جدیدی پیدا کرد. در ایران معاصر هم بدون این‌که بزرگان ما توجهی به این مسئله فرانسوی داشته باشند، در جنگ‌های ایران و روس نوعی میهن‌دوستی و دفاع از مرزهای کشور به وجود آمد، که مبنای آن رساله‌های جهادیه‌ای بود که علمای آن زمان برای دفاع از کشور نوشتند، تا هم حاکمان را و هم مردم را برای مقابله با روس‌های متجاوز تجهیز کنند. ما مفاد چشم‌گیر و مصادیق فراوانی در رساله‌های جهادیه می‌بینیم که برای دفاع از وطن نوشته شده است. بنابراین، در آن دوره هم می‌بینیم که این دو پدیده، یعنی ایران و اسلام به کمک هم آمدند تا از ایران دفاع کنند.

خودنمایی میهن‌دوستی توخالی در دوران پهلوی

این پژوهشگر و نویسنده در ادامه گفت: هرچند در دو جنگ ایران و روس به دلیل ضعف‌های مفرطی که دامن‌گیر سازمان نظامی ایران شده بود، نتوانستند از کشور دفاع کنند و بخش قابل توجهی از خاک کشور از دست رفت؛ اما نمی‌توان منکر این هم‌آوایی بین این دو برای دفاع از کشور شد. در دوره‌های بعدی نیز می‌شود مصادیق این را پیدا کرد، ولی غلظتش به اندازه نقشی که در دوره جنگ‌های ایران و روس داشت، نیست. ما هرچه جلوتر می‌آییم، با یک پدیده میهن‌دوستی مواجه می‌شویم که، نمی‌خواهم بگویم بدلی ولی تو خالی است. این هم در دوره پهلوی خودنمایی کرد، یعنی نوعی از شاه که با خدا برابری می‌کرد؛ شعار «خدا، شاه، میهن» شعار اصلی حکومت پهلوی بود.

بهبودی با اشاره به این‌که این میهن‌دوستی توخالی کارساز نبود، گفت: ممکن بود گروه‌هایی از اجتماع را به میهن‌دوستی تجهیز و تشویق کند، اما کارآیی آن‌چنانی نداشت. مثلاً در قضیه اشغال آذربایجان، این موضوع میهن‌دوستی تا چه حد بُرد داشت؟ در دخالت‌هایی که روس و انگلیس در دوره پهلوی اول رضاشاه به ایران تحمیل می‌کردند تا چه حد مؤثر بود؟ این‌ها قابل بررسی است. من قضاوت خیلی سرراستی نمی‌خواهم درباره این‌ها بکنم اما به نظر می‌آید که از همین راه دور هم نگاه می‌کنیم، چندان کارگر نیفتاده است.

او ادامه داد: زمانی که مردم به خودشان می‌آیند، زمانی که شخصیت خودشان را پیدا می‌کنند و زمانی که فاصله‌ها بین حاکم و مردم به حداقل می‌رسد آن پدیده‌ای که بعد از بهمن ۱۳۵۷ در ایران رخ داد، می‌بینید که جوان‌های این کشور در برابر دست‌کم سی‌وسه کشور از میهن‌شان دفاع کردند. البته آرمان‌های آن‌ها همچون گذشته، آمیخته با آئین تشیع و آئین و مذهب اسلام بود. با پتانسیلی که مذهب دمید در وجود این بچه‌ها، از میهن‌شان دفاع کردند. این دفاع، واقعاً جانانه است و سابقه ندارد. ما، هم‌دستی دو ابرقدرت اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا را علیه ایران در این جنگ مشاهده کردیم. این‌که گفتم سی‌وسه کشور، برای این است که ما از سی‌وسه کشور در ایران اسیرداری کردیم! یعنی این تعداد از ممالک بیگانه سرباز فرستادند برای رویارویی با بچه مسلمان‌های ایرانی. اگر بخواهیم حفظ ثغور و حدود کشور را مبنای شکست یا پیروزی این جنگ هشت‌ساله بدانیم قطعاً ایرانی‌ها پیروز این جنگ بودند. به هر حال این تعصب ایرانی و این دلدادگی که به ایران وجود دارد، این حسرتی که همچنان [در] ما و پدران‌مان و بچه‌های‌مان برای از دست رفتن خاک در دوره‌های گذشته وجود دارد، برای فرهنگی که شاعران، دانشمندان و بزرگان این سرزمین از گذشته‌های دور تا امروز در زادگاه خودشان به وجود آوردند و ریشه دوانده و ما را همچنان زنده نگه داشته، این‌ها قابل بررسی و قابل مشاهده است.

کشوری که با چند روز مخالفت خشن سقوط کند کشور نیست

بهبودی گفت: مردم ایران محاسبه‌گر هستند؛ یعنی برای پذیرش هر حادثه، یک ترازو جلوی روی‌شان قرار می‌دهند و سبک سنگین می‌کنند. می‌گویند که این حادثه‌ای که پیش روی ماست چیست؟ آیا به نفع ماست؟ آیا به نفع کشور است؟ آیا به ضرر کشور است؟ این محاسبه‌ها وجود دارد.

او ادامه داد: کشوری که بخواهد با چند روز تظاهرات و با چند روز مخالفت‌های خشن علیه حاکمیت یک کشور سقوط کند، نمی‌شود اسمش را کشور گذاشت. این یک چیز دیگری است. موقعیت فعلی که ایران از آن برخوردار است، آسان به دست نیامده، که با دو روز تظاهرات به همین آسانی هم از دست برود. یک کشوری مثل فرانسه که از ۳۶۵ روزش شاید بشود گفت ۲۰۰ روز توأم با اعتصابات و مخالفت با این‌ها هست، چطور بعد از انقلاب‌شان همچنان دوام دارد و آباد است؟ یا کشورهای دیگری که ثبات دارند در روش‌های حاکمیتی خودشان. انقلاب اسلامی چیزی نیست که به این سادگی به دست آمده باشد و حالا با یک اعتراض هم بخواهد به این راحتی از بین برود. ریشه‌های ایرانی و اسلامی محکمی در خاک این سرزمین دارد.

هدایت‌الله بهبودی در پایان گفت: حفظ این مرزوبوم و حفظ این حاکمیت منوط به حفظ مردم و رضایت مردم است. ما الان با ظرفی به نام ایران مواجهیم و با مظروفی به نام آئین تشیع یا مذهب اسلام. برای حفظ این آئین، ما باید این ظرف را همچنان پاکیزه و دست‌نخورده و سرشار از رضایت‌های مردمی حفظ کنیم وگرنه این مظروف بعید می‌دانم جای دیگری پشت این کره زمین برای زندگی داشته باشد.

۲۵۹

کد مطلب 2169009

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =