نرگس کیانی: قطع راههای ارتباطی و رسانهای از عصر پنجشنبه ۱۸ دیماه، به دستور «مراجع امنیتی ذیصلاح به واسطه شرایط پیش آمده در کشور برای تامین حق امنیت شهروندان» وارد یازدهمین روز خود شده است. هرچند در طول این مدت، شاهد ایجاد گشایشهایی هرچند اندک در آن بودهایم. از جمله برقراری امکان تماس تلفنی مستقیم با برخی از کشورهای خارجی، ارسال پیامک و در دسترس قرار گرفتن گوگل اگرچه به شکل شدیدا ناپایدار. ضمن این که برنامههای اغلب تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزبان خارج از کشور به واسطه پارازیت قابل تماشا نیستند و همینطور، از تعداد شهروندان احتمالی که با استارلینک به اینترنت بینالمللی متصلاند، به دلیل جرمانگاری آن، آماری در دست نیست. با این حساب، تنها رسانههای در دسترس زیر سایه صداوسیما که عنوان رسانه «ملی» را یدک میکشد، روزنامهها و خبرگزاریهای داخلی ( با وارد کردن آدرس کامل انگلیسی آنها بر روی دامنه .ir در موتورهای جستوجو) هستند.
در مورد این وضعیت، از زمان شکلگیریاش تاکنون، کارشناسان و متخصصان بسیاری ازجمله کامبیز نوروزی حقوقدان و کارشناس رسانه، مجید رضائیان استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم، حسن نمکدوست استاد علوم ارتباطات و روزنامهنگاری، اکبر منتجبی روزنامهنگار و مرضیه ادهم، محمد رهبری و میلاد نوری کارشناسان و پژوهشگران حوزه فناوری هشدار دادهاند. علیاکبر قاضیزاده، پژوهشگر حوزه رسانه و ارتباطات و روزنامهنگار پیشکسوت نیز از شرایط کنونی با عنوان «گشودن درها به روی شایعات و فراهم آوردن زمینهای برای خبرسازی» یاد میکند و نسبت به آن هشدار میدهد. قاضیزاده «قطع راههای ارتباطی و رسانهای» را نه فقط زمینهساز سکوت مخالفان که به معنای بستن دست خودمان و به وجود آوردن وضعیتی میداند که اصلا به نفعمان نیست و نیازمند تجدیدنظر است.
قطع راههای ارتباطی و رسانهای؛ بال و پر گرفتن شایعات و پذیرش آنها از سوی جامعه
قاضیزاده معتقد است «قطع راههای ارتباطی و رسانهای، حتی در میانه بحران نیز کارساز نیست و چنین تصمیمی، در هیچ شرایطی به تامین منافع و پیشبرد اهداف نیروی اجرایی کشور، منجر نمیشود.» او ایجاد زمینه برای شکلگیری شایعات را ازجمله تبعات چنین تصمیمی میداند و از زمینه موجود در جامعه برای پذیرش این شایعات به واسطه مرجعیت خبری از دست رفتهمان میگوید.
او در این مورد توضیح میدهد: «در نظر داشته باشید، چنین اقدامی در شرایط کنونی، در اصل میتواند راه را برای شکلگیری همهگونه شایعه و خبرسازی باز بگذارد. اتفاقی که چنانچه مشاهده میکنیم، در عمل رخ داده است. همچنین باید اشاره کرد که متاسفانه زمینه پذیرش چنین شایعات و اخباری نیز در سطح جامعه به وفور مشاهده میشود. چراکه معالاسف، مرجعیت رسانهای از جمله امور خدشه دار شده در کشور ماست. در واقع رسانههای ما، متاسفانه دیگر دارای مرجعیت خبری نیستند. پس قطع راههای ارتباطی و رسانهای به این معناست که ما به جای بازگذاشتن مجاری ارتباطی و اطلاعرسانی، درها را به سوی شایعات باز کرده و زمینه را برای خبرسازی فراهم آوردهایم.»
نیازمند اساسی به تجدیدنظر؛ مردم را خودی بدانیم و به چشم دشمن ننگریم
این پژوهشگر حوزه رسانه و ارتباطات و روزنامهنگار پیشکسوت، ضمن این که معتقد است قطع راههای ارتباطی و رسانهای نمیتواند کمکی به سیستم اجرایی کشور کند، از نقطه خطرناکی میگوید که در آن قرار گرفتهایم.
قاضیزاده در این مورد توضیح میدهد: «ما هماکنون در حال رسیدن به نقطهای خطرناک هستیم. به نقطهای که سررشته اطلاعرسانی به دست کسانی افتاده که کارشان شایعهپراکنی و جریانسازی است. حاصل کار این افراد نیز در غیاب رسانههای داخلی و شبکههای اطلاعرسانی معمول، متاسفانه از سوی جامعه مورد پذیرش قرار میگیرد. با این حساب باید گفت تاسفآور است که خودمان با دست خودمان، خود را از آنچه میتوانست به کمکمان بیاید محروم کردهایم. چراکه قطع راههای ارتباطی و رسانهای، نه فقط زمینهساز سکوت مخالفان که به معنای بستن دست خودمان است. وضعیتی که اصلا به نفعمان نیست و نیازمند تجدیدنظر است.»
او در پایان با تاکید بر لزوم تجدیدنظر، تاکید میکند: «در حقیقت، ما باید مردم را خودی بدانیم و به چشم دشمن به آنها ننگریم تا شاید از فضایی که با محدودیت ارتباطی و رسانهای و با شعارسازی و خبرهای غیرقابل باور ایجاد کردهایم خارج شویم.»
۲۴۲۲۴۲





نظر شما