«خشم انباشته»، نتیجه ایجاد محدودیت برای اعتراض / نقش اعتراض و گفت‌وگو در گذار به توسعه پایدار

وضعیت دشوار ایران کنونی نیازمند عزمی است جمعی برای حل مسائل پیچیده و متراکم. این عزم زمانی پدید می‌آید که فضایی امن برای بیان تمام اندیشه‌ها، و شنیده شدن تمام نظرات از جمله صداهای اعتراضی انتقادی، وجود داشته باشد. اعتراض نه تهدید که نشانه‌ای است از زنده‌ بودن جامعه و فرصتی است برای یادگیری جمعی.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سایت اندیشه ما، دکتر بهمن اکبری استاد دانشگاه وپژوهشگر مسائل اجتماعی، در مقاله ای با عنوان«نقش اعتراض و گفت‌وگو در گذار به توسعه پایدار» با  تحلیل جامعه‌شناختی در باره ایران پسادیماه، پدیده اعتراض را با رویکرد جامعه شناختی تحلیل کرده است. این مقاله در ادامه می خوانید. 

****

دکتر بهمن اکبری/ نقش اعتراض و گفت‌وگو در گذار به توسعه پایدار
 بهمن اکبری

 این مقاله با رویکردی تحلیلی و با استناد به نظریه‌های توسعه سیاسی و جامعه‌شناسی تغییرات اجتماعی، به بررسی جایگاه اعتراض، تنوع‌خواهی و گفت‌وگوی ملی در فرآیند توسعه ایران بزرگ می‌پردازد. استدلال اصلی این نوشتار آن است که محدود کردن فضای نقد و اعتراض، جامعه را از مکانیزم‌های حیاتی اصلاح و انطباق محروم می‌سازد و بحران‌ها را عمیق‌تر می‌کند. در مقابل، به رسمیت شناختن حقوق اعتراضی و ایجاد نهادهای پاسخگو برای مدیریت غیرخشونت‌بار اختلافات، پیش‌نیاز تحقق عدالت و انسجام اجتماعی پایدار است.

سرآغاز: مسئله‌شناسی توسعه در ایران معاصر

جامعه ایران در دهه‌های اخیر با چالش‌های پیچیده‌ای در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیست‌محیطی مواجه بوده است. پژوهش‌های متعدد (نظیر آرانی، ۱۳۹۸؛ عبدی، ۱۴۰۰) نشان می‌دهند که رویکردهای یک‌سویه به حکمرانی و عدم تحمل نقد و اعتراض سازنده، ظرفیت‌های حل مسئله جامعه را محدود و تضعیف کرده است. این مقاله بر آن است که «تزئین غیرواقعی گذشته» و چشم‌پوشی از نقد تاریخی، نه تنها راه‌گشا نیست، بلکه مانعی است بزرگ برای شناخت دقیق مسائل و یافتن راه‌حل‌های بومی و پایدار.

چارچوب نظری: اعتراض به مثابه سازوکار تنظیم اجتماعی

بر اساس نظریه‌های «فضای تنفسی سیاسی» و «سامانه‌های یادگیرنده اجتماعی» (هابرماس، ۲۰۰۱)، اعتراضات مسالمت‌آمیز و نهادینه‌شده، عملکردی مناسب در سیستم‌های پیچیده دارند؛ فشارهای انباشته را تخلیه و اطلاعات ضروری درباره ناکارآمدی‌ها را به تصمیم‌گیران منتقل می‌کنند. جامعه‌ای که این مکانیزم‌ها را محدود کند، به تدریج با «خشم انباشته» مواجه می‌شود که می‌تواند به شکلی غیرقابل پیش‌بینی و مخرب ظهور کند.

تحلیل: پیامدهای سرکوب اعتراض و نادیده‌گرفتن تنوع

۱. از دست رفتن فرصت‌های اصلاح:

تاریخ معاصر ایران شاهد موارد متعددی است که هشدارهای نخبگان و اعتراضات مردمی درباره مشکلات اقتصادی، زیست‌محیطی یا اجتماعی نادیده گرفته شده و منجر به بحران‌های عمیق‌تر شده است (مطالعات موردی: بحران آب، تحریم‌ها، تورم).

۲. ساخت اپوزیسیون رادیکال:

آنگاه که عرصه برای نقد سازنده و اعتراض مسالمت‌آمیز تنگ شود، گفتمان‌های اعتراضی به سمت رادیکالیزه شدن و گاه وابستگی به بازیگران خارجی کشیده می‌شوند. این امر “امنیت ملی” را به شدت تضعیف می‌کند.

۳. تضعیف سرمایه اجتماعی:

بی‌اعتمادی نهادینه شده هنگامی ایجاد می‌شود که نهادها به انتقادات پاسخ ندهند یا اشتباهات خود را نپذیرند. این بی‌اعتمادی، همکاری جمعی برای حل مشکلات ملی را ناممکن می‌سازد.

۴. عدالت به مثابه دال مرکزی ناقص:

عدالت صرفاً توزیع منابع نیست؛ بلکه به رسمیت شناختن کرامت انسانی، حق ابراز نظر و امکان اصلاح خطاها را نیز شامل می‌شود. جامعه‌ای که در آن “اعتراف به اشتباه” عیب شمرده شود، “عدالت” را در سطحی ناقص فهمیده است.

راه‌حل‌: به سوی الگوی ایرانی گفت‌وگوی ملی

۱. نهادسازی برای مدیریت اعتراض:

ایجاد نهادهای مستقل میانجی‌گری و داوری اجتماعی که نخست؛ اعتراضات را رصد، ثبت، تحلیل و پایش کرده و سپس به نهادهای مربوطه منتقل کند. این نهادها باید قدرت واقعی را برای وادارساختن دستگاه‌ها به پاسخگویی داشته باشند.

۲. بازنگری در قوانین مربوط به تجمع و بیان:

تدوین قوانینی که بر اساس معیارهای بین‌المللی حقوق بشر، حق اعتراض مسالمت‌آمیز را تضمین و تنها خشونت و تخریب را محدود کند. برابر آنچه مقام معظم رهبری در تحلیل و اقدامات قضایی حوادث اخیر ارشاد کردند.

۳. تاریخ‌نگاری چندصدایی:

حمایت از پروژه‌های علمی که تاریخ معاصر ایران را از منظر گروه‌های مختلف اجتماعی فرهنگی روایت می‌کند. این کار به جامعه کمک می‌کند تنها گذشته را ایدئال‌سازی نکند بلکه ضمن افق گشایی آینده، گذشته را مایه عبرت قرارداده و از اشتباهات گذشته درس بگیرد.

۴. تقویت جامعه مدنی غیرسیاسی:

حمایت از NGOهای فعال در حوزه‌های گوناگون فرهنگی اجتماعی همچون محیط زیست، حقوق مصرف‌کننده، شفافیت و مبارزه با فساد که کانال‌های غیرمستقیمی برای بیان مطالبات اجتماعی را فراهم می‌سازد.

۵. آموزش گفت‌وگو و مدارا در نظام آموزشی:

گنجاندن مهارت‌های گفت‌وگوی انتقادی، شنیدن فعال و مدیریت اختلاف نظر در برنامه‌های درسی از مدرسه تا دانشگاه.

و در پایان:

وضعیت دشوار ایران کنونی نیازمند عزمی است جمعی برای حل مسائل پیچیده و متراکم. این عزم زمانی پدید می‌آید که فضایی امن برای بیان تمام اندیشه‌ها، و شنیده شدن تمام نظرات از جمله صداهای اعتراضی انتقادی، وجود داشته باشد. اعتراض نه تهدید که نشانه‌ای است از زنده‌ بودن جامعه و فرصتی است برای یادگیری جمعی.

آینده مطلوب ایرانیان نه در بازگشت به گذشته‌ای ایدئال‌شده، که در ساخت چارچوبی است مبتنی بر قانون، عدالت، پذیرش تکثر و پاسخگویی نهادهای مسئول. بحران امروز را مردم ایران می‌توانند حل کنند، اما تنها در صورتی که تمام ظرفیت‌های فکری و انتقادی جامعه بتواند در فرآیندی مردمسالارانه و غیرخشونت‌بار مشارکت کند. این مسیر هرچند دشوار، اما تنها مسیر پایدار به سوی توسعه و انسجام ملی است.

 *منابع

· آرانی، ح. (۱۳۹۸). جامعه‌شناسی بحران در ایران معاصر. تهران: نشر نی.
· عبدی، ع. (۱۴۰۰). فرهنگ سیاسی و توسعه در ایران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

این مقاله با هدف تحریک گفتمان علمی و ارائه چارچوبی برای تفکر بیشتر ارائه شده است.

216216

کد مطلب 2178659

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =

آخرین اخبار