به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات روز پنجشنبه ۲۵ ذیقعده ۱۲۸۷ (۲۷ بهمن ۱۲۴۹) نوشت: در قم توقف شد، مثل دیروز بعدازظهر به زیارت رفتم و برگشتم. شب بعد از شام مردانه شد، عکاسباشی و غیره آمدند – سیاچی میاچی. عصری معیرالممالک آمده بود از طهران، دیده شد. بعد از شام از بینیِ من – در وقت دست شستن – خون آمد. از دماغ انیسالدوله هم خون زیادی آمد. امروز هم از بینیِ انیسالدوله خون زیادی آمده بود. پیشخدمتها که آمدند، بعد رفتم اندرون قدری گشتم؛ الی دم در رفتم، با باشی و کوچولو [به] چادرِ زنها رفتم. باز آمدم بیرون خیلی نشستیم. عکاسباشی صحبت میکرد که دیشب یک زن آمده بود پیش عکاس، صحبتشان به جای نازک هم رسیده بوده است، اما عکاسباشی میگفت زنکه پنجاهساله بود.
الی ساعت پنج نشستیم، بعد خوابیدیم. معصومه...
قرار نانی برای فقرای قم گذاشتم. صدوپنجاه خروار غله دادیم که به دست آقا حسین و متولیباشی، به فقرا برسانند. الی پنجاه روز، روزی به هزاروهشتصد نفر فقیر نان مجانا بدهند. پانصد خروار گندم هم به فقرای اصفهان داده شد. میرزا سیدیوسف نایبالحکومه قم عزل شد و عباسقلیخان قاجار پسر محمدولیخان قاجار مرحوم نایبالحکومه شد.
منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه قاجار از ربیعالاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، ص ۲۹۰.
۲۵۹






نظر شما