رسالت در سرمقاله خود با عنوان«واگرایی همگرایانه و یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری» نوشت:

* جمهوری اسلامی ایران در 33 سال گذشته بیش از 30 انتخابات برگزار کرده و در تمام این انتخابات رای دهندگان با حضور گسترده خود ثابت کرده اند که به نظام جمهوری اسلامی و اصول اساسی آن وفادار و ملتزم هستند. اما متاسفانه برخی جریانات و بازیگران سیاسی افراطی چه در جبهه اصولگرایان و چه در جناح ساختار شکن با دوقطبی کردن فضای حاکم بر انتخابات همواره سعی کرده اند معادله رای را حول محور تقابل جریان انقلاب و ضد انقلاب سامان دهند. در انتخابات یک جناح را خودی کنند و یک جریان را غیر خودی! گروهی اصولگرا و گروه دیگر اصول ستیز! عده ای خواص مقبول و عده ای دیگر خواص مطرود و مردود! عده ای شب انتخابات برای مشتی رای با ضد انقلاب فالوده می خورند عده ای زلف رقیب خود را به دشمن گره می زنند، عده ای کارخانه ضد انقلاب سازی راه می اندازند و با خط کش خود برای فتنه گری درجه می اندازند و عده ای دیگر معادلات خود را با دشمن تنظیم می کنند و حتی پیغام به خارج از مرزها می دهند که الان وقت تحریم های بیشتر است ویا اکنون نوبت تهدید است! و ...حال پرسش اینجاست که آیا قرار است در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نیز ما شاهد چنین کژ کارکردی های سیاسی در حوزه رقابت ها باشیم. آیا نظام قرار است در انتخابات بعدی نیز رفراندوم برگزار کند؟ آیا قرار است شاهد صف آرایی جریان انقلابی و ضد انقلاب باشیم؟
*نظام و مردم چند سال است که از جریان ساختار شکن و اصول ستیز عبور کرده اند. رای دهندگان در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی بار دیگر با رای خود نشان دادند نمی خواهند سیر قهقرایی به سوی جریانات ساختار شکن داشته باشند. مردم از تفوق فضای متنازع بر انتخابات مختلف و تسری آن به اصول، مبانی و مناشی نظام عبور کرده اند. 9 دی 1388 مطلع دوران جدیدی در فرهنگ سیاسی کشور بود که راقم این سطور نام آن را عصر طلایی رقابت های سیاسی در ایران نهاده است. دورانی که رقبای سیاسی در عین همگرایی در مبانی و اصول در برنامه ها و اولویت های سیاست گذاری خود دارای واگرایی هستند. وحدت کلمه در زیر بنا و اختلاف سلیقه در روبنا.
*ممکن است هر جریان سیاسی داعیه این را داشته باشد که می تواند سریع تر از سایر رقبا در مسیر پیشرفت ملت ایران را به مقصد برساند. اینجا باید هویت های سیاسی متمایز را شناسایی و به رسمیت شناخت و به شدت از دوقطبی سازی آن هم به شکل انقلابی و ضد انقلابی پرهیز کرد. مثلا - البته در مثال جای مناقشه نیست- اگر فرض کنیم در انتخابات آینده عده ای در هر دو طرف ماجرا تلاش بکنند یک دوقطبی اصولگرا و اصول ستیز ایجاد کنند نه تنها خدمتی به انقلاب نمی کنند بلکه در حال یک مشغله سازی جدید برای نظام سیاسی هستند. طبیعتا ممکن است یکی از این دو یا چند نامزد ظرفیت نمایندگی جریاناتی که خواستار تغییر وضعیت موجود در دولت دهم را دارند بر عهده بگیرد اینجا هنر نظام سیاسی و فحول دلسوز کشور در این است که اجازه ندهند جریانات ضد انقلاب این نامزد را مصادره کنند. از طرفی نباید اجازه داد که این دو رقیب هر کدام دیگری را غیر خودی کنند و کارخانه ضد انقلاب سازی مجددا روشن شود. نتیجه به وجود آمدن چنین دو قطبی چیزی جز مشغله سازی و غفلت از ضرورت پیشرفت و گرفتن فرصت آن در کشور مبتنی بر بایسته های دهه چهارم انقلاب نیست.
/27217
کد خبر 219915

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • اسماعیل IR ۱۰:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۲
    26 1
    من هم با مقاله نویس روزنامه ی رسالت موافقم باید همه ی کاندیداهای اصولگرا رد صلاحیت بشن و فقط چند تا کاندیدای اصلاح طلب با هم رقابت کنند اینجوری دیگه دو قطبی نمیشه
  • ایرانی IR ۱۲:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۲
    28 1
    یعنی تو ایران برا اصلاح طلبان جایی نیست ؟ پس شعار ایران برا همه ایرانیان چی میشه؟
    • بدون نام IR ۱۴:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۲
      4 8
      آقای ایرانی" ایران برای همه ایرانیان" شعار خود اطلاح طلباست.