به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، اسکندر مختاری، پژوهشگر میراث فرهنگی و متخصص مرمت و معماری با تشریح ابعاد تخریب کاخ سنا (ساختمان سابق مجلس) در جنگ اخیر، جزئیاتی از این میراث فاخر سیاسی و معماری مدرن ایرانی را که تا کنون ناگفته مانده بود، تشریح کرد.
در پی حملات نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، یکی از مهمترین بناهای معاصر کشور،«ساختمان مجلس سنا» دچار آسیبهای گسترده و ویرانیهایی شد. بنایی که نهتنها از نظر معماری، بلکه به عنوان بخشی از حافظه تاریخی و سیاسی ایران، جایگاهی ویژه دارد.
اسکندر مختاری، مرمتگر، معمار و پژوهشگر میراث شهری و چهره ماندگار میراث فرهنگی ایران، که پس از تخریب جنگی از این بنا بازدیدی داشته است، در گفتوگو با ایسنا، با نگاهی تخصصی به ابعاد تاریخی، معماری و میزان خسارات واردشده به این بنا میپردازد و چشمانداز بازسازی آن را بررسی میکند.
کاخ سنا پیش از جنگ
مختاری درباره میزان خسارات واردشده به ساختمان سنا، به ایسنا گفت: کاخ سنا یا مجلس سابق شورای اسلامی پیش از واقعه، در دست مرمت بود. در آن مقطع، ساختمان در اختیار دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار داشت. این دبیرخانه طی قراردادی با شرکت ملی ساختمان و همچنین با همکاری یک شرکت مهندسی مشاور فرآیند مطالعات و مرمت بنا را آغاز کرده بود. به همین دلیل، مطالعات از قبل شروع شده بود و در حال حاضر اسناد کاملی از وضعیت بنا موجود است. در جریان این مطالعات، بنا به طور کامل اسکن لیزری شده و نقشههای فتوگرامتری متعددی از آن تهیه شده بود، به گونهای که میتوان گفت امکان بازسازی کامل بنا با تمامی دقت و جزئیات سازهای وجود دارد. تمامی جزئیات و عناصر سازهای مورد بررسی دقیق قرار گرفته بود.
او افزود: در بخشهایی نیز کار مرمت آغاز شده بود، ازجمله مرمت مبلمان داخلی صحن، مرمت لوسترها با یک تیم مجهز مرمت آثار تاریخی، تعمیرات نما و همچنین تعمیرات مربوط به زنجیر معروف «زنجیر عدالت» که در دو طرف نمای ساختمان قرار دارد. افزون بر این، بخشهایی از بام نیز در دست مرمت بود که با آغاز جنگ این فعالیتها متوقف شد و پس از آن، بنا مورد حمله قرار گرفت.
پس از حمله
مختاری ادامه داد: در اثر این حمله، بخش اداری کاخ سنا که در قسمت شمالی آن قرار داشت، تا حدود ۸۰ درصد تخریب و عملاً منهدم شد. موشک به داخل ساختمان اصلی اصابت کرده و به صحن وارد شده بود و درنتیجه، دو لایه از سقف صحن تخریب شده، بالکنهای بخش خبرنگاران از بین رفته و به سازه اطراف نیز آسیب وارد شده است. در بخش جنوبی ساختمان نیز آسیبهای اساسی به وجود آمده، به نحوی که برخی از تیرهای بتنی شکسته و آوار روی آنها فرو ریخته است. با این حال، ساختمان اصلی در بخش نمای استوانهای که دارای تیغههای سنگی است، هرچند آسیب دیده، اما میزان آسیب آن چندان زیاد نیست. نمای رو به خیابان امام خمینی (ره) حدود ۲۰ درصد دچار آسیب شده است. عناصر دکوراتیو و نمادین اطراف نما در دو طرف ساختمان همچنان سالم باقی ماندهاند و سقفهای قسمت پیشین نما نیز هنوز پابرجاست.
به گفته این پژوهشگر میراث فرهنگی، «مستندنگاری انجامشده پیش از سانحه، کمک شایانی به فرآیند بازسازی خواهد کرد و این امید وجود دارد که بازسازی با دقت و براساس اطلاعات دقیق انجام شود.»
تاریخچه شکلگیری ساختمان مجلس سنا
این مرمتگر در ادامه به تاریخچه شکلگیری ساختمان سنا پرداخت و به ایسنا گفت: زمینههای ایجاد کاخ سنا تا حدی به نیازهای اجتماعی و سیاسیای بازمیگردد که در دهه ۱۳۳۰ در جامعه ایران شکل گرفت و تقویت نقش پارلمانیسم را ضروری میکرد. این ضرورت از آنجا ناشی میشد که وجود تنها یک نهاد پارلمانی به نام مجلس شورای ملی کافی به نظر نمیرسید. به همین دلیل، در سال ۱۳۲۸ مجلس سنا تشکیل شد. در ابتدای کار، جلسات مجلس سنا در همان ساختمان مجلس شورای ملی و به صورت دو روز در هفته برگزار میشد. از همان ابتدا نیز این اندیشه وجود داشت که مجلس سنا باید ساختمان مستقلی داشته باشد. در این راستا، رفتوآمدها و بررسیهای متعددی انجام شد. در این میان، رویدادهایی مانند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز رخ داد.
او اضافه کرد: درنهایت، در سال ۱۳۳۴ تصمیم گرفته شد که کاخ متعلق به علیرضا پهلوی، که پیشتر درگذشته بود، برای این منظور مورد استفاده قرار گیرد. مجلس شورای ملی این کاخ را از ورثه علیرضا پهلوی خریداری کرد، اما ساختمان آن بلافاصله تخریب نشد. این بنا از سال ۱۳۳۴، که آغاز پروژه کاخ سنا محسوب میشود، تا سال ۱۳۳۹ همچنان پابرجا بود.
مختاری در ادامه گفت: در این مدت، در باغ غربی آن، ساختمان جدید مجلس سنا در حال احداث بود و ظاهراً تا زمان آماده شدن بنای جدید، جلسات مجلس سنا در همان کاخ علیرضا برگزار میشد. سرانجام، در مهرماه ۱۳۳۸ کاخ سنا به بهرهبرداری رسید و تا سال ۱۳۵۷ مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۳۵۷ و با وقوع انقلاب اسلامی، این ساختمان به دلیل مجهز بودن، محل تشکیل مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی شد. پس از آن نیز مدتی محل برگزاری جلسات مجلس شورای اسلامی بود، تا زمانی که ساختمان جدید مجلس ساخته شد. پس از آن، این مکان ابتدا به مجلس خبرگان و سپس به مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار شد. این روند ادامه داشت تا چند ماه پیش از این واقعه، که ساختمان برای انجام یک مرمت اساسی و احیای کامل، تعطیل شد.
این معمار درباره زمینههای طراحی توضیح داد: یکی دیگر از عوامل مهم، حضور معماران توانمند و خوشذوق در ایرانِ آن دوره بود. ازجمله این معماران میتوان به آقای «محسن فروغی» اشاره کرد که کارنامه بسیار قابل توجهی دارند. ایشان هم دفتر فنی بانک ملی و هم دفتر فنی وزارت دارایی را راهاندازی کرده بودند و نقش محوری در طراحی و ساخت دانشگاه تهران و همچنین در تأسیس رشته معماری در این دانشگاه داشتند. آقای فروغی در آن دوره در تمامی عرصههای معماری نقش مؤثری ایفا کردند و آثار ماندگاری از خود بهجا گذاشتند، ازجمله ساختمانهای بانک ملی در تهران و ساختمانهای وزارتخانه دارایی که جالب است بسیاری از آنها هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرند. طی دهه ۷۰ تا ۸۰ خورشیدی، این ساختمانها هنوز هم جزو بهترین بناهای شهری محسوب میشوند؛ چه ساختمانهای وزارت دارایی و چه بناهایی که بانک ملی در آنها شعبه مرکزی دارد.
او ادامه داد: بنابراین، از آقای فروغی دعوت به کار میشود و در کنار ایشان، از معمار آوانگارد یا پیشروی دیگری به نام آقای غیایی برای ساخت این بنا دعوت میشود. او تحصیلکرده فرانسه بوده و در دانشگاه، همراه با آقای فروغی در یک آتلیه به تدریس معماری مشغول بودند. این دو معمار، ظاهراً خواسته حکومت وقت برای داشتن یک بنای یادمانی باشکوه برای پارلمان جدید را در نظر داشتند و درنهایت، کار طراحی به آنها واگذار میشود.
این معمار اضافه کرد: یکی دیگر از زمینههای طراحی که به نظر میرسد اهمیت داشته، این است که این دو معمار از تجربیات جهانی بیبهره نبودند، بهویژه تجربیات طراحی در فرانسه و به طور کلی اروپا. از سوی دیگر، تأکید بر این بوده که در طراحی ساختمان جدید، از زمینههای معماری ایرانی نیز استفاده شود و این اصول تا حدی رعایت شود. در ابتدا تصمیم بر این بوده که ساختمان هم مدرن باشد، هم اروپایی، و در عین حال اصالت ایرانی خود را حفظ کند. این موضوع ازجمله خواستههایی بوده که دولت، معماران و جامعه معماری بر سر آن اتفاقنظر داشتهاند.
او گفت: یکی دیگر از ویژگیهای این دو معمار این است که هر دو خود را نماینده و داعیهدار سبک معماری مدرن میدانستند و اساساً قائل به کار در سبکهای دیگر نبودند. بنابراین، اصول معماری مدرن را بهخوبی میشناختند، بهخوبی اجرا کرده بودند و آن را در دانشگاه نیز تدریس میکردند. درنتیجه، انتظار میرفت کاری که انجام میدهند، با آثار پیشین و آنچه تدریس میکنند، همراستا و نزدیک باشد. از دیگر زمینههای طراحی، محدودیتهای سایت بود. سایت پروژه یک زمین صاف و یکپارچه نبود که به طور کامل در اختیار طراحان قرار گرفته باشد. این زمین حدود ۲۰ هزار مترمربع مساحت داشت، اما بهتدریج در اختیار آنها قرار گرفت.
این پژوهشگر میراث فرهنگی ادامه داد: در وهله اول، طراحان در بخشی از زمین که در اختیار داشتند، شروع به ساخت کردند. حتی اکنون هم اگر ملاحظه کنید، در سمت شرق و غرب ساختمان سنا فضاهای خالی دیده میشود؛ زیرا این بخشها از ابتدا در اختیار طراحان نبوده و بعدها به مجموعه افزوده شدهاند. در سمت شرق، کاخ علیرضا پهلوی قرار داشت که قرار بود تا پایان کار باقی بماند، و در سمت غرب نیز زمینی بود که بعداً در اختیار قرار گرفت. به همین دلیل، بخش اداری که در قسمت شمالی ساختمان قرار دارد، به صورت ناقص اجرا شد. در طرحهای اولیه، این بخش به صورت یک نوار کامل در شمال ساختمان پیشبینی شده بود، اما در اجرا، بهدلیل در اختیار نبودن زمین، بهصورت ناقص باقی ماند.
این مرمتگر اضافه کرد: بنابراین، این محدودیتهای سایت یکی از عوامل مهم در شکلگیری طرح بود. در طرح اولیه، قرار بود ساختمان دارای جلوخان باشد، اما خیابان سپه/ امام خمینی مانع این موضوع میشد. حتی تلاش شد که زمین دانشکده افسری برای این منظور در اختیار پروژه قرار گیرد، اما درنهایت این اتفاق نیفتاد. درنتیجه، کاخ سنا به ساختمانی تبدیل شد که فاقد جلوخان و حیاط ورودی است و تنها از طریق سکویی که حدود ۴ متر از سطح خیابان بلندتر است، از خیابان جدا میشود و دسترسی به آن از طریق پلکان صورت می گیرد.
این کارشناس مرمت و معماری گفت: در مورد سایت، این مجموعه پیشتر متعلق به خانواده فرمانفرما بوده است. این خانواده درنهایت مجبور شدند املاک خود را در اختیار رضاشاه پهلوی قرار دهند. ابتدا رضاشاه باغ سالار لشکر را که در محل فعلی کاخ مرمر قرار داشت، خریداری کرد و تا سال ۱۳۱۳؛ یعنی زمان ساخت کاخ مرمر، در آنجا سکونت داشت. پس از آن، با تثبیت قدرت، تلاش کرد در بخشی از املاک فرمانفرما برای فرزندان خود ساختمانهایی احداث کند؛ مشابه آنچه در سعدآباد انجام شد. برای هر یک از فرزندان، مانند غلامرضا، اشرف، شمس، محمدرضا و علیرضا، در این املاک کاخهایی ساخته شد.
مختاری با بیان اینکه درواقع، این سایت به مجموعهای از کاخهای رضاشاهی تبدیل شد که بهتدریج به دولت واگذار شدند، افزود: برای مثال، کاخ اشرف بعدها به نخستوزیری تبدیل شد. کاخ محمدرضا به محل استقرار ریاستجمهوری بدل شد و همچنان نیز دفتر رئیسجمهور در آنجاست. کاخ ملکه مادر نیز بعدها در اختیار مجلس خبرگان قرار گرفت. به طور کلی، این کاخها بهمرور زمان کاربریهای دولتی پیدا کردند. ساختمان سنا نیز در همین مجموعه شکل گرفت و در مجاورت خیابان ساخته شد و به همین دلیل، محدودیتهای خاص خود را پذیرفت.
این مرمتگر اظهار کرد: براساس شواهد، نخستین جلسات مجلس سنا در این بخش از شهر و در کاخ علیرضا پهلوی، حوالی سال ۱۳۳۰ برگزار شد. در سال ۱۳۳۴ قرارداد ساخت ساختمان با یک شرکت پیمانکاری سیوند بسته شد و طراحی توسط این دو معمار آغاز شد. درنهایت، در سال ۱۳۳۸ ساختمان به پایان رسید، البته با برخی نواقص، اما به اندازهای آماده بود که بتوان از آن بهرهبرداری کرد. در همان سال، ساختمان رسماً افتتاح شد.
جزئیات معماری ساختمان مجلس سنا
مختاری در بخش بعدی گفتوگو با ایسنا درباره معماری این بنا توضیح داد: زیربنای ساختمان حدود ۱۰ هزار مترمربع است. ساختمان جدید از دو بخش اصلی تشکیل شده است: یک بخش اداری در شمال که به صورت یک مکعب نواری طراحی شده و روی زمین قرار گرفته است، اما در عین حال یک ساختمان سهطبقه روی پیلوت اجرا شده، به گونهای که زیر ساختمان کاملاً آزاد است. این ویژگی از اصول معماری مدرن به شمار میرود. در نمای این بخش، تعداد زیادی تیغه سنگی مانند پردهای آویزان دیده میشود که به مکعب سفیدرنگ بنا شخصیت معماری خاصی میبخشد.
او افزود: بخش دیگر ساختمان شامل صحن است که به صورت یک نیماستوانه طراحی شده و در کنار آن، بخش کمیسیونها به صورت یک حجم مکعبی قرار دارد. ورودی اصلی نیز در جنوب این مجموعه واقع شده است. درمجموع، ساختمان ترکیبی از یک مکعب پنجطبقه و یک استوانه چهارطبقه است که صحن در آن قرار گرفته است. صحن اصلی دو طبقه دارد و طبقه همکف آن به دو بخش تقسیم میشود، بخشی برای نمایندگان و بخشی برای مهمانان. درمجموع، این فضا ظرفیت حدود ۵٠٠ صندلی را داشته است. میان بخش نمایندگان و مهمانان نیز یک دیوار متحرک وجود داشته که در مواقع عدم حضور مهمانان، میتوانستند آن را به صورت یک پرده مکانیکی بالا ببرند. این دیوار متحرک از ویژگیهای تکنولوژیک جالب ساختمان بوده و با بالا رفتن آن، فضای صحن کوچکتر میشده است. ما در تصاویر، معمولاً یک صحن بزرگ را دیدهایم، اما درواقع صحن، کوچکتر هم میشده است. زمانی که این پرده متحرک بسته میشده، فضا محدودتر میشده است.
این متخصص مرمت و معماری گفت: در طبقه بالا نیز یک بالکن وجود دارد که ظرفیت حدود ۴۰۰ صندلی برای مهمانان و خبرنگاران را داشته است. بنابراین، با احتساب حدود ۵۰۰ نفر در پایین و ۴۰۰ نفر در بالا، درمجموع نزدیک به ۹۰۰ نفر گنجایش برای این فضا در نظر گرفته شده بود. سقف سالن نیز به صورت دو پوسته طراحی شده و از شاهکارهای معماری مدرن بهشمار میرود؛ هم از نظر تزئینات و هم از نظر مهندسی و شیوه اجرا. پوسته اول سقف، به نوعی با الهام از معماری ایرانی، بهویژه سقف مسجد شیخ لطفالله طراحی شده است. نقشی که در این سقف ایجاد شده، زمینهای شفاف و ترنسپرنت دارد و از شیشه ساخته شده است. در بخشی از همین سقف نیز یک نقاشی دیواری با سرامیک اجرا شده بود که این بخش بیشتر تحت تاثیر معماری اروپایی است، برای مثال میتوان آن را با سقف اپرای پاریس مقایسه کرد، که دارای یک نقش و نگار مدرن در این قسمت است.
او اضافه کرد: پوسته دوم سقف که حدود ۴ متر بالاتر از پوسته اول قرار دارد، درواقع سازه نگهدارنده سقف اول است. این پوسته دوم به وسیله حدود ۴۰ میل مهار به پوسته اول متصل و از آن آویزان شده است. برای تأمین نور و ایجاد روشنایی، در فضای بین این دو پوسته تعدادی چراغ تعبیه شده بود که همواره روشن میشدند. به همین دلیل، از داخل صحن، سقف به گونهای دیده میشد که گویی مستقیماً با آسمان در ارتباط است و نور طبیعی از آن وارد میشود. درواقع، این طراحی با الهام از نقوش هندسی مسجد شیخ لطفالله (اصفهان)، تداعیکننده آسمان بوده است.
این پژوهشگر میراث فرهنگی اضافه کرد: پوشش داخلی نیز در بخشهایی با چرم انجام شده بود. در صحن، بخشی نیز به هیأترئیسه اختصاص داشت که از سمت جنوبی ساختمان به آن دسترسی وجود داشت. این مجموعه دارای پنج ورودی بوده است. در اطراف صحن، یک راهروی عریض به صورت پیرامونی قرار داشت که همچنان نیز وجود دارد. ارتفاع این بخش، یعنی صحن و راهروی پیرامونی آن، نسبت به سایر قسمتهای ساختمان یک طبقه کمتر است. بخش مکعبی ساختمان شامل ورودی اصلی در جنوب، فضاهای تشریفات، سالنهای متعدد، اتاقهای جلسات، اتاقهای کمیسیون و یک سالن تشریفات بوده است. در فاصله میان ساختمان سنا و خیابان امام خمینی (ره)، یک پرده سنگی قرار دارد که از شبکهای چهارخانه با ابعاد بیش از حدود دو متر در دو متر تشکیل شده و این عنصر همچنان سالم باقی مانده است.
او ادامه داد: در دو طرف این شبکه سنگی، زنجیرهای معروف «زنجیر عدالت» قرار داشتند. طراحی اصلی ساختمان توسط آقای «حیدر غیایی» انجام شده بود و نظارت عالیه، مشارکت در طرح و حتی بسیاری از جزئیات، با آقای «محسن فروغی» بوده است. طراحی معماری داخلی نیز توسط یک معمار فرانسوی، که از همکاران آقای غیایی بوده، انجام شده است. بسیاری از جزئیات داخلی، ازجمله مبلمان، پوششهای چرمی و کفسازیها، در فرانسه طراحی و اجرا شده و پیمانکاران فرانسوی نیز در اجرای این بخشها نقش داشتهاند.
مختاری توضیح داد: در خصوص آقای غیایی نیز باید بگویم که طراحی «زنجیر عدالت» به یکی از همکاران ایشان، به نام آندره بلوک، واگذار شده بود. این دو زنجیر با الهام از مفهوم «زنجیر عدالت انوشیروان» طراحی شدهاند. براساس روایتهای تاریخی، «انوشیروان» زنجیری داشته که هرکس برای دادخواهی به آن متوسل میشده، درخواست او مورد رسیدگی قرار میگرفته است. این دو زنجیر از نظر دکوراتیو و مجسمهسازی واقعاً بینظیرند. من جزئیات آنها را از نزدیک دیدهام، واقعاً باورنکردنی است. نحوه اتصال پوششهای طلاییرنگ روی بدنه آهنی به شکلی اجرا شده که بسیار دقیق و هنرمندانه است. نکته جالب این است که این زنجیرها اساساً نیرویی به زمین منتقل نمیکنند، چون دائماً در حال حرکت و جابهجایی هستند. بنابراین، نحوه انتقال بار در آنها از نظر سازهای نیز یک شاهکار مهندسی بهشمار میرود.
این متخصص مرمت و معماری گفت: جالبتر اینکه در اثر انفجارهای مهیب، این زنجیرها آسیب ندیدهاند. بخشی از ورودی و سقف در دو طرف نما، به واسطه عناصری که در دو طرف قرار دارد، بر این زنجیرها استوار است؛ یعنی این زنجیرها نقش سازهای نیز ایفا میکنند. پیمانکاران اصلی پروژه ایرانی بودند، بهجز بخش تأسیسات که پیمانکاران اروپایی داشت و یکی دو بار نیز تغییر پیمانکار در آن صورت گرفت. در بخش دکوراسیون نیز، همانطور که گفته شد، پیمانکاران فرانسوی حضور داشتند. درنهایت، ساختمان تکمیل و به بهرهبرداری رسید.
مختاری با تاکید بر رویکردهای طراحی ساختمان سنا، اظهار کرد: علاوه بر توجه به زمینههای معماری ایرانی، این ساختمان از نظر سبک، به «مدرن بینالملل» یا «اینترنشنال استایل» تعلق دارد. در عین حال، عناصری که از معماری ایرانی تأثیر گرفتهاند نیز در آن دیده میشود. به عنوان مثال، تیغههای سنگی که در بخش مدور و نمای اصلی ساختمان اداری چیده شدهاند، متأثر از «کلات نادری» هستند. همچنین سقف صحن، که از نقوش متداول معماری ایرانی و بهویژه گنبدخانهها الهام گرفته، بیشترین تاثیر را از مسجد شیخ لطفالله پذیرفته است. «زنجیر عدالت انوشیروانی» نیز به عنوان یک نماد فرهنگی در طراحی بنا به کار رفته و این موضوع نشاندهنده پیوند این معماری با گذشته تاریخی ایران است.
او ادامه داد: بخش دیگری از تزئینات، که بعدها انجام شده، توسط خانم «منیر فرمانفرما» صورت گرفته است؛ در تالار تشریفات که برای مهمانان در نظر گرفته شده بود. ایشان در این فضا با سلیقهای بسیار ظریف کار کردهاند. جالب اینجاست که برخلاف ظاهر باشکوه فضا، از مصالح بسیار گرانقیمت استفاده نشده، اما نتیجه کار واقعاً بینظیر است. اگر بخواهید یک فضای مکعبی ساده را تصور کنید که پیامهای هنر ایرانی در آن به سادهترین و در عین حال تأثیرگذارترین شکل جاری شده باشد، باید این تالار تشریفات را ببینید. بهجرأت میتوان گفت یکی از نمونههای موفق تلفیق معماری مدرن با هنر ایرانی، همین تالار است.
مختاری ادامه داد: در بخشهایی که تحت تأثیر سبک بینالمللی است، میتوان به چند ویژگی اشاره کرد: یکی استفاده از حجمهای خالص مانند مکعب، نیمدایره و احجام کشیده که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این موضوع از ویژگیهای مورد علاقه معماری مدرن است. دیگری استفاده از سطوح یکدست سنگی، بهویژه با سنگ یشم، که در فضای داخلی نوعی شکوه و عظمت ایجاد کرده است. از دیگر ویژگیها، توجه به پلکان به عنوان یک عنصر مجسمهگونه است. در این ساختمان، پلکانها صرفاً یک عنصر عملکردی نیستند، بلکه بهمثابه یک مجسمه طراحی شدهاند. این پلکانها به بدنه ساختمان نچسبیدهاند، بلکه به صورت معلق از سقف آویزان شده و با جزئیاتی بسیار دقیق اجرا شدهاند. سنگهای استفادهشده در این بخش یکتکه، فاخر و بسیار باکیفیت هستند و میتوان گفت این پلکانها از زیباترین نمونههای پلکان مدرن در ایران به شمار میروند. خوشبختانه این بخشها سالم باقی ماندهاند. در نما نیز از مصالح مدرن استفاده شده که با اصول معماری مدرن همخوانی دارد.
او با اشاره به اینکه اهمیت کاخ سنا از چند جهت قابل بررسی است، توضیح داد: نخست اینکه این بنا بدون تردید یکی از شاخصترین نمونههای معماری مدرن در ایران است و در حافظه میراث معماری معاصر جایگاه ویژهای دارد. در واقع، این ساختمان نشان میدهد که معماران مدرن در ایران چگونه به معماری مینگریستهاند و کارنامه آنها چه بوده است. نکته دیگر این است که این مکان، یک محل رویدادهای تاریخی مهم بوده است، به دلیل حضور مقامات برجسته، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، و همچنین حضور بسیاری از شخصیتهای مهم ایرانی. از سوی دیگر، این بنا یک «یادمان شهری» نیز محسوب میشود؛ یعنی عنصری بوده که به هویت شهر چیزی اضافه میکرده و به عنوان بخشی از میراث شهری قابل تعریف است.
این چهره ماندگار میراث فرهنگی ایران اظهار کرد: پس از تخریب، اهمیت این بنا ابعاد دیگری نیز پیدا میکند. این اتفاق میتواند به عنوان نمونهای از مواجهه مخرب با ارزشهای فرهنگی و داراییهای جمعی یک ملت تلقی شود. چنین رفتاری نشاندهنده بیتوجهی به فرهنگ و تلاش برای نادیده گرفتن و حتی حذف افتخارات ملی است و دشمن نشان داد که فرهنگستیز است. این مسئله را میتوان نوعی تقابل با تاریخ و هویت یک ملت دانست؛ تقابلی که گاه از طریق هدف قرار دادن مراکز علمی همچون دانشگاهها و میراث فرهنگی نمود پیدا میکند. دشمن محو تمدن را با همین تقابل شروع کرده است، او فرهنگستیز است اما ما فرهنگپرور هستیم، دوباره چهلستون، سنا، کاخ گلستان و هر آوری که تخریب شده را میسازیم، رویکرد ما بر حفظ و بازسازی است. کار این ملت خلق شاهکارهای هنری است، کار این ملت اشاعه یک فرهنگ جهانی است و ما کوتاه نمیآییم.
۲۵۹




نظر شما