هیچ از یاد نمیبرم که این مرد الهی (آیتالله العظمی حاج شیخ هاشم آملی) در تمامی جلسات خود به یک امر همگان را توصیه میکرد و آن گام برداشتن در مسیر علم و تحقیق بود و همیشه علم و دانش را ارج مینهاد و برای آنانی که غیر طریق دانش را ارزش میپنداشتند، تأسف میخورد و توصیه مؤکد ایشان به بنده و اخوان که بر ضرورت میبایست در تهران ادامه تحصیل دهیم این بود که ایام عمر را صرفاً در بحث و درس بگذرانیم...
خاندان معزز و ارجمند «آملی لاریجانی» با محوریت آیتالله العظمی حاج شیخ هاشم آملی فقیه متضلّع و اصولی ژرفنگرِ عمیق و میراثبانِ دانش و پژوهش فقه و اصول حوزههایِ علوماسلامی (=تهران، قم، بهویژه نجف) در حوزه از جایگاهی ارجمند و شایسته تکریم و سزامند بزرگداری و ارجگزاری است.
دانشیمرد فرزانه، محقق استواراندیش و بهرهمند از ژرفا ژرف معارف ثقلین خونین چهره شیفته آل اللّه دولت مرد پیراسته جانِ پاک سرشتِ سپیده سیره زنده یاد رضوان جایگاه که یادش و نامش برای کسانی که آشنایی ۔وگرچه اندک از او۔ داشتند یادآور اعتدال، عقلانیت، استوارگامی و صفا و صمیمیت بود. دولتمردِ فخرآفرین، عالم عاملِ شهید، بلندآوازه روزگار حضرت دکتر علی لاریجانی از ثمرات این خاندان گرانقدر و ارجمند است.
دوستی، همراهی و همدلی این بنده با آن چهره منور و خونین روزگار ما از روزگارانی رقم خورد که دوست عزیز و فرزانه ما، مورخ بلندآوازه حضرت دکتر رسول جعفریان با پیشنهاد آن بزرگوار و البته با سختی و دشواری ریاست کتابخانه مجلس شورای اسلامی را پذیرفتند.
گزینش بجا بود و دقیق و آن جایگاه برای این نویسنده نامآشنا و کتابشناس و آگاه از ابعاد تمدن اسلامی شایسته بود و سزامند. در همان روزهای آغازین شروع به کار حضرت جعفریان به پیشنهاد و حکم آن شهید عزیز این بنده در جمع هیئتامنای کتابخانه حاضر شدم. زندهیاد لاریجانی اهتمام بااهمیت و توجه تبلیغی به کتابخانه و گرانمایگی و بلندآوازگی و دور نمایه فاخر آن داشت و از این روی راهنمایی میکرد همدلی داشت و پشتیبانی میکرد و دشواریهای رسیدن به اهداف را میزدود.
و رسول بزرگوار ما با تمام توش و توان در تحقق این مسئولیت میکوشید ۔و سپاس خدای را۔ حق اعتماد تامّ و تمام ریاست گرانقدر مجلس شورای اسلامی را بهدرستی گذارد و به شایستگی این لطف را پاسداشت.
این بنده در مقامی دیگر و در نگاشتهای خرد با عنوان «پژواکی از رسالت رسول» اندکی از بسیاری را که در روزگار ریاست حضرت جعفریان، تحقق یافت (=دوره اول) قلمی کردهام.
اندک تأملی در آنچه در آن روزگاران و در هنگامه مسئولیت حضرت جعفریان رقم خورد و در گستره دانش و پژوهش و نشر میراث کهن ... تحقق یافت نشان خواهد داد که بگفته بیهقی بزرگ اینهمه «از لونی دیگر» است.
اما بیگمان وجود متفکر شهید که کتاب را میشناخت و پهندشت دانش و پژوهش را با ژرفا ژرف وجودش درمییافت و بر ضرورت پرداختن خردمندانه و استوار بدان را تأکید میکرد و چنین بود که از هیچگونه یاریرسانی و کوشش در تحقق آرمانهای بلند و ارجمند رئیس کتابخانه دریغ نمیورزید بسیار کارآمد بود و نقشآفرین.
باری، جایگاه این بنده در هیئتامنای کتابخانه اندک اندک؛ و حتماً با ترغیبها و تأکیدهای دوست عزیز، نامآشنا، بلندآوازه و آگاه از ابعاد دانشهایِ حدیثی بهویژه مصادر و ... و میراث مکتوب، حضرت حجتالاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدمهدی معراجی [به تعبیر لطیف خودم مرجعیت مُفَدّی و به تعبیر اعاظم قوم مقام مرجعیت و به دیگر تعبیرِ واقع نمایِ ارجمند عاملِ «جمع پریشانیها» و گشایندۀ گرهها...] تبدیل شد به همگامی، همراهی، دوستی که آمیخته بود با لطف عظیم و مهرورزی ارجمند آن بزرگوار به این بنده و ارادت و شیفتگی و اخلاص این بنده به شخصیت، منش، کرامندی، نرمخویی و پیوندجویی، فَرّی و فرزانگی و آخراندیشی و نازکبینی و ... آن بزرگوار قدس اللّه نفسه الزکیه در همان روزگاران بود که دبیری علمی کنگره بینالمللی استاد شهید مرتضی مطهری را به این بنده پیشنهاد کردند با تأکید بر پذیرش آنکه از آغاز تا پایان آن را در خدمت استادان، عالمان و محققان و فرزانگان بودم و برگزار شد.
دوستان عزیز، و همراهان گرانقدر آن بزرگوار در اندیشه تدوین ارج نامهای هستند برای چهلم آن گرامی چهره ازدسترفته ۔که دلهای بسیار همراه او و یاد عزیز اوست۔ این بنده نیز به پاس الفت و آشنایی روزگارانی آهنگ آن کردم که در حدّ توان در این روزهایِ داغ و دریغ و اشک و آه ۔امّا امیدواری با نگاه به حرکت پرشور و سپیده گشای امت که خدا کند پاس داشته شود۔ لَختی خامه بگریانم با اینکه از ژرفا ژرف جان میدانم که این هنگامههایِ جانسوز و قلب گداز را از یاد نامِ پیشوای شهید تا کربلایی سیرتان ۔ از پیر و جوان و ... این قصه را: الم باید که از «قلم» هیچ نیاد.
باری بر سَر سخن بازآیم و بگویم که آهنگِ آن دارم که با دلی شکسته و یادی آکنده از غم، تأمل در خاطرههای شکوهمند و آموزنده و دلپذیر ۔که اندکی از آنرا باز خواهم گفت۔ سطوری دربارۀ آن عزیزِ دریاجانِ بُرنادل و استوارگام بنگارم...
دانشمردی با آگاهیهای گسترده
شهید و شاهد ما دانشآموخته فلسفه بود، دکتری فلسفه غرب از دانشگاه تهران که عنوان رسالهاش «فلسفه ریاضی کانت» بود. امّا چنانچه افتد و دانی کسانی از فرهیختگان را رشته تحصیلی گام یا گامهایی برای وارد شدن در گستردۀ میدانِ دانش است امّا دانشوری، دانشاندوزی و بهرهوری از ابعاد گسترده تمدن اسلامی آنان را در زندگی چونان آرمانی است بلند و هماره روزها و ماهها و سالهای حیات علمی آنان در فراخنایِ گرانمایه و دلپذیر دانش است با همه گستردگی آن، و آن عزیز چنان بود.
بسیار پرمطالعه بود و جستجوگر. و در مطالعه نکتهیاب بود و دقیق و در جستجوگری خستگیناپذیر بود و باریکبین. در یکی از دیدارها از کتابخانه بسیار مهم و بزرگِ حضرت آقای جعفریان «کتابخانه تاریخ اسلام و ایران» قفسههای مرتبط با تاریخ معاصر را درنوردید و انبوهی کتاب مرتبط با تاریخ معاصر و با زاویه دید فلسفه سیاسی و جریانهای سیاسی جهان اسلام را برگزید، پس از مدتی ۔که چندان طولانی نبود۔ دیداری دست داد، که فرصتی بود بسنده برای گپ و گفت، از آن مجموعه سخن رفت معلوم بود که اندیشمندانه همه را با دقت خوانده و بررسیده که نگاهی نقّادانه محتوای کتابها را تحلیل میکرد، اکنون که کتاب سودمندِ «عقل و سکون در حکمرانی» را در پیش رو دارم میبینم درونمایه برخی از آن کتابها را در تدوین این اثر بازتابانده است.
در دیداری دیگر برای حضور و گفتاری درباره تفسیر قرآن کریم در روزگاران معاصر و نقش یکی از تفاسیر معاصر با این بنده ضعیف مشورت کردند، آنچه را که در آن فرصت کوتاه فرایاد داشتم گفتم پس از چند روز در آن جمع سخن گفتند و به جهتگیری تفاسیر معاصر پرداختند و درباره تفسیر مورد نظر نیز بحث کردند و نکتههایِ بدیع و شایستۀ تأمل آن تفسیر را با دقت و تأمل و شنیدنی برنمودند و عرضه کردند، در برخی از جلساتی دیگر نیز که حضور داشتم گستردگی مطالعۀ همراه با تأمل و دقت و نقد و ارزیابی کاملاً هویدا بود. گویا آن عزیز آموزههای بلند «معصومان ع» را درباره دانشاندوزی و ضرورت آگاهی و آگاهییابی در تمام ساحتهای زندگی در پیش چشم داشت، چونان کلام صادق آلمحمد(ع) که گذشت و آموزه جهت آفرین علوی که: اُغدُ عالماً او متعلّماً و لاتکن الثّالثَ فتَعطَب. یا دانا باش یا جوینده دانایی و جز این دو نباش که هلاک خواهی شد [کنزالفوائد ج1/ 109؛ الحیاة ج1/ 71] یعنی یا تحصیل علم کرده و به دانایی رسیده باش و یا به طلب علم برخیز و جویای آن باش. [الحیاة، همان]
و وصیت والد ارجمندش فقیه گرانقدر و اصولی بسیاردانِ روزگار معاصر را «نصب العین» قرار داده بود که همه ایام را صرفاً در بحث و درس بگذراند جز مواردی که رسالتی دیگر بر دوش داشت.
جلوه و مصداق عمل صالح
«عمل صالح» ازجمله مفاهیم ترکیبی بلند و شایسته تأمل و سزامند دقت و بهرهوری است. و ازجمله روشنگری درباره ابعاد معارفی و درونمایه زندگیساز و سپیدهگشای آن. برخی از مفسّران سادهانگارانه محتوای آن را به «واضحات عند الناس مفهوماً و مصداقاً» ارجاع داده و نوشتهاند که «کلّما یُحبُّه اللّه و یرتضیه» عمل صالح است. و صدالبته درست است، اما اندک تأمل در بسیاری از روایات و آیات مشتمل به این ترکیب و فرجامهایی که بدان رقم میزنند گویا نیازمند تأمل بیشتری باشد. اکنون بدون اینکه دامن سخن را بگسترانم ۔که فسحت میدانِ سخن را ندارم ۔ به پندارم «عمل صالح» به لحاظ خاستگاه و انگیزه الاهی است و به لحاظ ظرف وقوع در فسحت زمان و گسترۀ زمین و زندگی ضروریترین فوریترین و کارآمدترین است. بدینسان روشن است که «عمل صالح» هر عملی است که از سر اخلاص باشد و در شکلگیری آن به لحاظ انگیزه و خاستگاه هیچچیزی جز یاد خدا، نام خدا و برای خدا نباشد و به تعبیر دقیقتر اثربخش و سودمند و کارآمد باشد. و روشن است که کارآمدی و اثرگذاری از ویژگیهای کیفی عمل است و نه کمّی آن. برخی از کارها ۔چنانکه افتد و دانی۔ گاه شایستهاند و بایسته نیستند و یا بهعکس.
زندهیاد سیّدِ معلّمان، استاد سیّد علیاکبر پرورش را در این موضوع تأملی است لطیف و خواندنی با توجه به آیات و روایات و آثار رقم خورده برای «عمل صالح» در آیات و روایات. [پیشگامان کهف صفحه 22 به بعد]
اکنون دامن سخن برچینم و یادآوری کنم که در آیات قرآن کریم «...عملوا الصاحات» هماره در کنار ایمان آمده است «الذین آمنوا و عملوا الصالحات» بیش از هفتاد بار که نشانگر آن است که عمل صالح، الاهی است و پردازندگان آن مخلصان (= پاکدلان، پاکدرون، یکتاکنندگان) هستند. [فرهنگنامه قرآنی فرهنگ برابرهایِ فارسی قرآن بر اساس/ 142 نسخه کهن خطّی ج3/ 329. برای آگاهی از گسترۀ معنای «عمل صالح» و برخی وجوه آن بنگرید به: المدرسه القرآنیه، شهید آیتالله صدر/ 339 به بعد؛ تفسیر بیان، محمدتقی فلسفی/ 167 به بعد؛ مشکاة، تفسیر قرآن کریم ج2/ 295به بعد؛ مواهب الرحمان ج/ 175؛ تسنیم تفسیر قرآن کریم ج5/ 524؛ تأویلات اهل السنة (= تفسیر ماتریدی ج1/ 403؛ طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن 113/ 130) در تسنیم تفسیر قرآن کریم موارد بسیاری به «عمل صالح» و مسائل مرتبط با آن پرداخته شده است برای دستیابی به موضوعات مطرح شده درباره «عمل صالح» در آن نگاه کنید به: فهرست موضوعی تسنیم جلد 2/ 100۔198؛ الاعمال الکامله، شیخ محمد عبده، تحقیق و تقدیم، محمد عماره ج4/ 102، ج5/ 485]
در آثار نگاشته شده از تفسیر و غیر آنکه اینک اندکی از آن یاد شد از جهاتی مختلف درباره «عمل صالح» سخن رفته است. مؤلفان و محققان آن مجموعه تلاش کردهاند که ترکیب «عمل صالح» را به لحاظ درونمایه معناشناسی کنند.
اکنون میخواهم نقبی بر روزگاران گذشته بزنم و به مواردی از مواضع استوار و بسیار شکوهمند آن شهید گرانقدر که نمونه عینی این آموزه قرآنی تواند بود بپردازم.
1. گو اینکه ما غالباً دچار فراموشی تاریخی هستیم و حوادث و جریانها و مسائل مرتبط با آنها بهویژه ریزهکاریها و ملابسات درسآموز آن را از صفحه ذهن میزداییم و غالباً در صحنه زندگی هم عبرتآموزی از آنها را از دست فرومیگذاریم امّا شهد شیرین مواردی چنان کام را خوش میدارد و کامیابی را بر ژرفای جان میریزد که بهسادگی «ذکر جمیل» آنها از «بسیط» یادها و خاطرهها زدوده نمیشود و دیگر گاه شرنگ زشتی و پلشتی آنچنان دل را میآزارد و تلخکامی به وجود میآورد و جان را میفشرد و قلب را میفسرد، که ستوه به وجود آمده از آن همچنان در اعماق جان میماند و ... که آثار آن از صفحه ذهن شسته نمیشود.
قِصه آکنده از غُصه «کاندیداتوری» آن بزرگوار در آخرین دوره ریاست جمهوری چنین بود. که در آغاز با تمام توش و توان از پذیرش آن تَن میزد، برخی از دوستانش با این ایستارِ او همسو بودند، اما بسیاری از اندیشناکان سرنوشت کشور و اداره آن با تکیه بر عقلانیت، اعتدال و خردورزی آن چهره نامور بر این باور بودند که باید پای در رکاب نهد و در فسحت سخت و سنگین اداره کشور میدانداری کند. بسیاری از مراجع، عالمان، فقیهان، سیاستمداران و دانشوران چنین میاندیشیدند و بر پذیرش مسئولیت ترغیب و تأکید میکردند، آن عزیزِ خونین چهره در میدان حاضر شدند و ...
اکنون که مدتی گذشته و گرد و غبار برآمده از غوغاسالاری و مواضع ستمآمیز آن فروهِشته و برای بسیاری از کسان روشن شده است که به قول بیهقی بزرگ «پهنه کار تا کجا بوده است» و بَدرُوزانی حقیقتسوز با چه نسبتهای ناروا و سخنانی ناهنجار جانِ آن عزیز را سوزاندند و با چه ستمهای جانکاهی دلش را آزردند.
باری شد آنچه که نمیباید میشد، پس از گذر زمانی و چه و چها... با بزرگواری جمعی از دوستان و همدلان و همراهان را فراخواند که در مشاورتی دوستانه، برای موضع آیندهاش اظهارنظر کنند دوستان سخن گفتند ازجمله اینکه اندیشکدهای در موضوعات مرتبط بر فلسفه سیاسی رقم زنند و ... این بنده پیشنهاد کردم «سرخویش گیرید و بیرون روید از فضای سیاست، و بر کرسی استادی بنشینید و خامه بر کاغذ نهید و ...
با تأمل میشنید و مینوشت گویا سخن بلند امیر بیان مولای متقیان علی(ع) را بر جان داشت که فرمود:
تعلّم حُسّنُ الاستماع کَما تَعلَّم حُسنُ القول. خوب شنیدن را بیاموز چنانکه خوب گفتن را [المحاسن/ 233؛ بحارالانوار، چاپ دارالتعارف ج1/ 231]
گفتار همه دوستان را با بزرگواری و مهرورزی ستود و آنگاه گفت: در این پیشنهادها و برخی دیگر ازآنچه از دوستان دیگر بهویژه عزیزانی که در متن جریانها و نیازهای جامعه است تأمل میکنم و آنچه را مقتضای ایمان و ضرورت زمان و نیاز جدّی جامعه و مسئولیتم هست عمل میکنم. و صدالبته با مشورت مقام معظم رهبری پیشوای شهید و عزیز روزگار ما حضرت آیتالله العظمی خامنهای (قدس الله نفسه) پیشوای شهیدِ ما عمل صالح را بدینسان توضیح دادهاند:
«عمل صالح» یعنی تعهدِ متناسب با ایمان، ایمان بر دوش انسان تعهدی میگذارد انجام آن تعهد و بر دوش کشیدن آن تعهد و لوازم آن ... [طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن. در ضمن بحث خواندنی «ایمان» 157 به بعد. تمام مطلب دیده شود]
و آن یار سفرکرده چنان کرد با شکیبایی و دوراندیشی و گوش به هدایت و راهنمایی پیشوا و با نازکبینی و بیداردلی بدون اینکه از جامعه قهر کند و از گذاردن رسالت و مسئولیتی که دارد تن زند بهمقتضای ایمان، باور و جایگاهش در نظام اسلامی به ایفای نقش پرداخت و عمل کرد. «عمل صالح» و اندکی از پژواک آن در زندگانی عالمانۀ او کتاب کمبرگ و پربار شد «عقل و سکون در حکمرانی».
2. پس از آنهمه بیمهریها و ستمورزیها و جوسازیهای جانستان و حقیقتسوز... که پیشوایِ بیداردل و پاکیزهخوی و پیراستهجان و گلگونچهره در جهت پاسداشت حرمت حریم شهید راستخوی و استوار کار حضرت لاریجانی با عبارتی که در پی میآید: [در جریان عدم احراز صلاحیت به برخی کسانی که صلاحیتشان احراز نشد جفا شد. به خودشان و خانوادههایشان نسبتهایی داده شد که معلوم شد خلاف است. فضای مجازی بدون هیچ قید و بندی این مسائل را منتشر کردند. مطالبه من این است که دستگاههای مسئول جبران کنند. گزارشها خلاف واقع بود.] بر ستمی که روا شده بود تصریح کردند و بر «تدارک مافات!!!» تأکید. ولی شد آنچه که همه دانند و تاریخ بر آن گواه خواهد بود. اما آن عزیز در هنگامه داغ و دریغ و نیاز کشور بهویژه در میدان أمن و امنیت، دستور پیشوای عزیز و ارجمندش را ۔که بیش از هرکسی ارج و جایگاه و فضل و فضیلت او را میشناخت، بر دیده نهاد و با توجه به همه تنگناها، دشواریها و خطرات و مخاطرات پای در میدان نهاد۔ در هنگام هنگامهای که میدانست اکنون زمانه و زمینه ایثار است و خودسوزی، سختکوشی است و تلاش و نه بیرون رفتن از صحنه با بینادلی و دلیری آخرین عمل صالحش را برای پاسداشت تعهد برخاسته از ژرفا ژرف ایمانش رقم زد.
و تبلور و تحقق وفای به عهد الاهی، نبوی و وَلَوی و لازمه آگاهی بر مسئولیت و رسالت عالمانه را به فرجام نشاند و با خون سرخ و شعلهور خویش به شعله خورشید پیوست.
و بر این هم تأکید کنم که او در گذاردن این رسالتها و مسئولیتها و تحقق اهداف اندیشناک هیچچیزی نبود جز انجام درست آنچه بر عهده او بود و بهراستی او مصداقی از این آیتالاهی بود که:
...یجاهدون فی سبیل اللّه و لایخافون لَومةَ لائم ذلک فضل اللّه یوتیه من یشاء و اللّه واسعٌ علیم [مائده/ 54]
... در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ سرزنشگری نمیهراسند این است فضل خداوند که به هر کس خواست میدهد و خداوند گشایشگر و داناست.
اکنون که سخن بدینجا رسید و از آن عزیز بهعنوان مصداقی از «عمل صالح» یاد کردم که نشان دهم جانش مشتعل بود با یاد خدا و آکنده بود از «ذکر اللّه» و کُنِش او آمیخته به اخلاص و به تعبیر دقیق برخی از مترجمان کهن قرآن کریم رفتارش همراه بود با یکتایی و یکتویی.
باری با توجه به همۀ اینها یاد کنم عنوانی را که از خود با آن یاد میکرد یعنی: «بندۀ خدا» یعنی در همۀ نگاشتهها از خود با عنوان «بندۀ خدا» یاد میکرد بهویژه سالیان اخیرِ عمرِ سراسر اقدام و تلاش و خورشیدوَش خویش با عنوان «بندۀ خدا» امضا میکرد.
برخی از مفسران بهدرستی تصریح کردهاند که اینگونه کسان (کسانی که آیه از آنان سخن میدارد) ازجمله ویژگیشان این است که تمام جهد و جهاد و سختکوشی و تلاش آنان برای فرازمندی آموزههای اسلام است و تمام استعداد و توش و توانشان را در راه گسترش اهداف جامعه ایمانی بکار میگیرند و در این سبک و سیاق و راه و روش از غوغاسالاری غوغاسالاران و جوّسازی تبهکاران و تُنکخردان نمیهراسند. [المیزان ج5/385، الفرقان ج8/350، من وحی القرآن ج5/200، مشکاةج12/470و ...]
یکی از ویژگیهای شهید عزیز ما همین بود، که تمام توش و توان را برای تبلور اهداف به کار میگرفتند و به کسانی که با دشنام و فضاسازی تلاش میکردند فرصتها را بسوزانند بیتوجهی میکردند و دشنام را با دشنام مقابله نمیکردند و ...
در یکی از حوادث بسیار تلخی که کسانی بس تلخکامی ایجاد کردند و در مکانی مقدس شناعتها و ... آفریدند مقابله به مثل نکرد و بدی را با بدی پاسخ نگفت. ایکاش برای ثبت در تاریخ و عبرتآموزیها عزیزانی که آگاهیهای بسیار دقیقی از جریان و مواضع ارجمند و درسآموز شهید عزیز ما دارند با استوار و دقت جریان را گزارش کنند.
او بهراستی پیرو امیرالمؤمنین علی(ع) بود. در هنگامه صفیّن برخی از یاران امام(ع) به حاضران در اردوی شام به سردمداری معاویۀ تیره جانِ سیهدل، دشنام دادند.
امام فرمود: إنی أکرهُ أن تکونوا سبّابین. من خوش ندارم که شما دشنامگو باشید. [وقعه صفیّن 203/ نهجالبلاغه خطبه 206]
زندهیاد دکتر علی شریعتی پس از ترجمۀ جملۀ یادشده توضیح لطیفی در شرح آن آوردهاند:
...که نه شما آنقدر کوچکید که فحّاش باشید و نه آنها آنقدر بزرگ که حتی به فحش بیرزند [خودسازی انقلابی/ 238]
راستی را، گاهی کسانی با رفتارهای زشت و بقول صائب: ... با خاکبازی طفلانه ... [دیوان صائب، تصحیح مجید قهرمان، ج5/ 2448]
آنچنان از جایگاه انسانیت فرومیافتند که شایسته دشنام نیز نیستند.
بر بخشهایی ازآنچه به خامه آمد گواه و تائیدی میآورم از پیام ارجمند حضرت آیتالله حاج شیخ صادق لاریجانی فقیه متضلّع و دانشور بسیاردان و اصولی مبتکر و ژرفاندیش:
مجاهدتهای بیتظاهر اما اثرگذار ایشان در دوران دبیری شورای عالی امنیت ملی، تلاشهای خستگیناپذیر برای دور کردن سایه جنگ از سراسر کشور و مقاومت جانانه در برابر تهدیدات بیگانگان، هرگز از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد، بهویژه نقش استوار و انسجام بخش ایشان در این ایام خطیر و پرالتهاب پس از رهبر شهید (قدس سرّه) و همچنین مدیریت میدان و دیپلماسی از طریق رایزنیهای راهبردی و منطقهای با چین، روسیه، لبنان و عراق نشان داد که وی شخصیتی مقبول خردورز و مورد وثوق در عرصههای داخلی و بینالمللی است که در طوفانها کشتی نظام را به سمت آرامش هدایت میکند. یکی از درخشانترین اوراق دفتر زندگانی آن برادر عزیز نجابت، تقوای سیاسی و ولایتپذیری ایشان بود. صبوری، حلم و سکوت نجیبانه در برابر نامهربانیها و جفاها درس بزرگ از اخلاقمداری و ترجیح مصالح نظام بر منافع فردی بود. [بخشی از پیام آیتالله لاریجانی به مناسبت شهادت آن عزیز]
عشق به اهلبیت(ع)
شهید سرافراز و گرانمایۀ ما هماره سر بر آستان آل اللّه داشت و شیفته معارف و جایگاه و عظمت معصومان(ع) بود. حضور هوشمندانه غمگسارانه و از سرِ اخلاص و بیپیرایۀ او در مجالس عزاداری دیدنی و تأمل کردنی بود و عزاداری سالانه و مرتب او در خانه نیز یاد کردنی است. اکنون که این ویژگی را رقم میزنم شایسته است بخشی از روایتی بلندی را بیاورم که بر پایه آن روایت، عزیز شهیدِ ما [شهید اندر شهیدند].
قال رسول الله ص: مَن ماتَ علی حبِ آل محمدٍ ماتَ شهیدا... [الکشف و البیان ج23/ 360؛ الکشّاف 5/ 406]
عشق به آل محمد است که شیفتگی و شیدایی و شورآفرینی و همراهی و همگامی آن سروران را رقم میزند و یاد و نام آن عزیزان تمام ابعاد زندگی را فرامیگیرد و باعث میشود که نام آن عزیزان تمام ابعاد زندگی را فراگیرد.
آن بزرگوار در زندگی به امیرالمؤمنین(ع) عشق ویژهای داشت، و در زندگی سیاسی و حیات اجتماعی تأمل در سیرۀ آن بزرگوار برایش نقشآفرین بود. نام مقدس «علی» را بر خود داشت و طُرفه آنکه با شیفتگی که به مولا داشت دو نوۀ عزیز و نازنینش را نیز نام «علی» نهاد.
اکنون که سخن بدینجا رسید جفاست که یاد نکنم از مهندس مرتضی لاریجانی، شهید جوانِ خردمندِ شیفته آل اللّه و ذاکر و یادآور فرهنگ و مصائب آن سروران [=مدیحه سرای آل اللّه] و زمزمه کنندۀ دلپذیرِ نیایشها بهویژه «دعای کمیل». آن عزیزِ خونین چهره و مهرورزِ ارجمند که همراهی و همدلی و همگامی پدر را بهویژه در روزگاران واپسین با شیفتگی بر اساس آنچه والدۀ ماجده و بزرگوارشان ۔شهیدزادۀ سربلند و اکنون همسر و مادر شهید۔ تصریح میکردند به خانواده قبولاند که همگام پدر باشد و بهگونهای صاحب اسرارش و شگفتا چه کسی میدانست که هم پرواز پدر بهسوی مینوی جاودان و رضوان الهی نیز خواهد بود. هنیاً لارباب النّعیم نعیمُهُم.
آزادی و رهایی
شهید أنوشه یاد و رضوان جایگاه نمونه بود از آزادی و رهایی از وابستگی و پیراسته از پیوستگیها. آن بزرگوار با توجه به دیدگاه علامه طباطبایی آزادی بدینسان سخن گفتند: رهاشدگی انسان در پناه تفکر توحیدی از هر نوع عبودیتی جز عبودیت خدا میداند. آزادی واقعی این است که [رمید پروار به فرخنای والای معنویت را رقم زند] نه آزادی ظاهری که در فرهنگ غرب پدیدار شده و در ظلّ آن به همه طبقات پایین ستم روا گردیده و هم به جوامع دیگری تعدّی شده است [عقل و سکون در حکمرانی ص173]
استاد ارجمند جناب آیتالله لاریجانی با اشارهای به ابعاد معنوی آن زندهیاد نوشتهاند:
اهل باطن بود، اهل راز و نیاز بود ولی تظاهری در این جهات نداشت، در این سالهای اخیر که مطلّعم چند ماه در سال صائم بود.
در مناسبتی که از آن بزرگوار خواسته شده بود درباره یکی از تفاسیر معاصر سخن بگوید [و پیشتر بدان اشاره کردهام] و آن زندهیاد آهنگ آن داشت که ضمن اشارهای به سنت تفسیرنگاری در سدۀ اخیر اهمیت، جایگاه و نوآوریهای [تفسیر نمونه] را بنمایاند. با این بنده ضعیف حتماً به لحاظ آگاهیهای اندکم در این حوزه و کارکهایی که کرده بودم و ایشان هماره با لطفی عظیم و بزرگداری نه در حدّ شایستگی من از آن یاد میکرد و تشویقها میفرمود و ترغیبها... . عناوینی را ۔فقط عناوین را۔ یادداشت کردم و نمونهها را ازجمله تفسیر تقریباً ابتکاری مفسّر ارجمند آن تفسیر را ازجملههای...
و یضع عنهم إصرهم و إلاغلال التی کانت علیهم ... [اعراف/ 157] در اختیار ایشان گذاشتم.
تقریباً تمام مفسران آیه را به لحاظ اینکه در سیاق آیات مرتبط با حضرت موسی و رسالت آن بزرگوار است درباره چگونگی رسالت وی دانسته و «إصر» و «إغلال» را احکامی دانستهاند دشوار و سخت که رسول اللّه(ص) از امّت اسلامی برداشته است.
اندکی از مفسّران بهویژه مفسّران معاصر عناوین «إصر» و «إغلال» را بهعنوان یکی از اهداف بلند رسول اللّه(ص) در رهایی انسان از خرافه و نیرنگ و جهالت و سفاهت باورهای ناهنجار دست و پاگیر دانسته که از پرواز انسان به وادی بالائیها و والائیها مانع میشود، ازجمله مفسر و پیشوای شهید آیتالله العظمی امام خامنهای و مفسر بلند آواز شهید آیتالله مرتضی مطهری که هر دوی این عزیزان تفسیری گرانمایه، زندگی ساز از آیه به دست دادهاند: «با رهایی سنگین از عادات و خرافات و غل و زنجیرهایی روحی که بر نیروها و استعدادهای معنوی بشر گذاشته شده همانهایی که نتیجهاش جمود، افسردگی، یأس و بدبختی بود. [مجموعه آثار ج3/ 323؛ طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن 311 و نیز بنگرید به آفاق سنت 311، 312]
در تفسیر مورد بحث نیز «غل و زنجیر» جهالت و نادانی و خرافات دانسته شده است که پیامبر با زدودن آنها انسان را آزاد میکند و زمینه پرواز او را آماده میسازد. [تفسیر نمونه ج 472به بعد]
شهید عزیز ما در برنمودن فرازمندیها و ابتکارهای آن تفسیر با اشاره به نگاه دقیق آنان به تفسیر «غل» و «زنجیر» و بهویژه با تأمل در مطالب استاد شهید مطهری تفسیری ارجمند و شنیدنی از آیه به دست دادند و آن را مرتبط کردند به آزادی روحی و معنوی انسان، که چهسان رسول اللّه(ص) زنجیرهای هشته بر ذهن و زبان و ضمیر و عیان آنان را برمیدارد و آثار ذلتبار آن را از صفحه ذهن و صحنه زندگی او میسترد تا پرواز کند به وادی امن اندیشههای معنوی این خاطره را آوردم تا
1. نشان دهم جایگاه فکر و اندیشه و تحلیل عمیق و فهم نافذ آن عزیز را از مفاهیم اسلامی و معارف قرآنی.
2. اینکه میدانیم هر موضوعی را محققی یا مؤلفی و یا گویندهای ننیوشیده باشد و آنچه بدان میپردازد در جانش ننشسته باشد نمیتواند آنچنان که بایدوشاید تحلیل کند و عرضه نماید. با آنچه از نگاشته آن ۔پروازکننده به مینوی با چهره سرخفام از خون۔ آوردم میخواهم بگویم آزادی با آن مفهوم ۔مفهوم قرآنی، معنوی۔ در جانش نشسته بود و او خود در رفتار و ذهن و زبان و منش آزاد بود، آزاد و رها از وابستگیها...
دولتمرد، خادمِ صادق
سخن به درازا کشید و قطعاً، با اینهمه، آنچه سزامند آن شیرافکن میدان ستیز با اهریمنان و سیاستمدار فهیم صحنههای رویارویی با سفیهان (=تنگ خردان) صحنه سیاست بود به خامه نیامد ۔که مجال تنگ است و فرصت اندک۔ شهید در تمام روزگاران مسئولیت، ریاست، سکانداری ۔چنانکه پیشتر آوردم۔ به خدمت میاندیشید و گشودن گرهها و زدودن بنبستها و ...
آن بزرگوار تمام همتش این بود که این کشور و نظام مقدس بپاید و گرفتاریها برهد. تلاش میکرد چهرۀ رحمانی دین و نظام نموده شود و خشونت چونان «انگی» به آن نچسبد از این روی گوشی شنوا داشت برای دردمندیها و دستی پرمهر برای یاریها. چه اندازه فراوانند گرفتاران و غریقانی که ازجمله دست پرمهری که بهسوی آنها دراز شد و برکشید غریق را دست لاریجانی بود، با نهایت نجابت و بدون غوغاسالاری و آوازهگری.
او در خانوادهای اصیل با ایمانی راسخ و اعتقاد ژرف به معارف ثقلین برآمده و باید چنین میبود.
مگر نه اینکه در معارف ثقلین و آیات و روایات بسیاری خدمت به مؤمن بَل انسان خدمت به خدا و خانواده مؤمن «عیال اللّه» و خدمت به فرودستان خدمت به «اللّه» تلقی شده است و یاری کردن به مؤمن و یاری رساندن به انسان یاری کردن به «اللّه تعالی شأنه»
حضرت امام حسن عسکری فرمود: خصلتان لیس فوقهما شیٌ: الایمان باللّه و نفع الاخوان [تحف العقول/ 263]
دو فضیلت نیک است که برتر از آن دو چیز نیست: ایمان به خدا و سودرسانی به برادران دینی.
امام علی(ع) فرمود: من کان فی حاجةِ أخیه کان اللّهُ فی حاجته
هر کس به رفع نیاز برادر مؤمنی بپردازد خداوند به رفع نیاز او پردازد. [بحار الانوار ج78/ 12؛ الحیاة ج7/ 390]
عالم بود و مؤمن به رسالتگذاری عالمانه، مؤمن بود و باورمند به بایستههای ایمانی، دولت مردی اندیشور بود و معتقد به «نجات غریق»
| صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه |
بشکست عهد صحبت اهل طریق را |
|
| گفتم: میان عالم و عابد چه فرق بود |
تا اختیار کردی از آن این فریق را؟ |
|
| گفت: آن گلیم خویش بدر میبرد زموج |
وین جهد میکند که بگیرد غریق را |
[گلستان سعدی، تحقیق یوسفی104]
در راهی که برگزیده بود استوار گام بود و بیتوجه به چه و چهای روزگار، او در یکی از آخرین گفتههایش باصلابت تمام کلام مولایش پیشوای شهیدان حسین بن علی(ع) را فراز آورد که:
إنی لا أری الموت الّا السعادة و لا حیاة مع الظالمین الّا برما
که من مرگ را درین راه جز سعادت و زندگی با ستمکاران جز مایۀ ضجر و تنگدلی چیزی نمیدانم. [تحف العقول 176؛ الحیاةج7/551]
بدین حضور در صحنهها و تلاش برای زدودن گرفتاریها و کوشیدن برای گشودن گرهها و پنجه در پنجه ستم گستران افکندنها، مؤمنانه موضع گرفتنها برایش «سعادت» بود و «کیمیای سعادت»: شهادت.
مبارک باد آن عزیز نامدار بسیارهوش، خردمند بیباک، پاکسیرت راستخویِ استوارکار، آخرت اندیشِ سعادتجوی را، پرواز خونین به «مینوی جاودان» و «فرخنای رضوان».
فرخنده باد سیر و سلوک مؤمنانه آن رادمرد ایثارگر را چنین فرجامی خوش و پایانی شکوهمند.
گرامی باد شنای سرخ و دلیرانه او در «شطّ خون»
سخن را به پایان میبرم و خداوند سبحان را بر این توفیق سپاس میگذارم و از خداوند منّان میخواهم شهیدان این صحنه توُبَرتوُی ستم و پُشته بر پشته جنایت اهریمنان دنیای استکبار گلگون چهرگانی که دلاورانه رفتند و بر شهیدان تاریخ نماز گذاردند بهویژه پیشوای شهید آن پیراسته جانِ نازک بینِ بُرنادل و رادمردان و فرماندهان شهید در صحنه نبرد با اهریمنان و تمام شهیدان این روزگارِ اخیر و آن عزیزِ حکیم، عاقل عاملِ عالم انوشه یاد استاد دکتر علی لاریجانی را در بیکران رحمت خویش غرق فرماید.




نظر شما