به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حسین انتظامی روزنامهنگار و مدیر رسانهای در ایبنا نوشت: سنت خاطرهنویسی و تجربهنگاری در مدیران ایرانی رایج نیست. میتواند چند دلیل داشته باشد: بیحوصلگی، آزردگی و دست به قلم نبودن را میتوان در زمره دلایل برشمرد. اما از بخل، غافل نشویم. فوت و فن کوزهگری را نمیخواهند لو بدهند. دلیل اصلیتر اما شاید نگرانی از کدورت، دشمنتراشی، قضاوت شدن و پروندهسازیهای احتمالی است.

مرحوم آیتالله هاشمی این سنت را با انتشار خاطرات روزانه شکست. وزرای خارجه (آقایان دکتر ولایتی و دکتر علیاکبر صالحی) نیز خاطرات خود را منتشر کردهاند که دوره فشردهای برای کادر وزارتخارجه و علاقمندان سیاست خارجی به شمار میآید. خاطرات دکتر ولایتی که تاکنون چهار جلدش منتشر شده همچنان ادامه دارد. دکتر ظریف هم «پایاب شکیبایی» را عمدتاً متمرکز بر برجام منتشر ساخته است، نه خاطرات ٨ساله. پیشتر هم از او «آقای سفیر» را معطوف به دوره سفارتش در سازمان ملل دیده بودیم. بیست سال پیش هم دکتر علی لاریجانی خاطرات خود از دوره مدیریتش بر سازمان صدا و سیما را با نام «هوای تازه» انتشار داده بود که خطشکنی به شمار میآمد. به این سیاهه، چند مورد خاطرات یا تجربهنگاری در سطح معاون وزیر هم را باید افزود. در میان رجال دوره پهلوی هم صرفنظر از چند «تاریخ شفاهی» برجستهترین خاطرات را میتوان به روزنوشتهای اسدالله علَم وزیر دربار و انیس ِشاه دانست که دو دهه پس از مرگش انتشار یافت. اما در میان این همه، کتاب دکتر جهانگیری از نظر سطح مدیریتی (پس از آقای هاشمی) بالاترین و از این جهت مهمترین است. هر چند با درآمدن خاطرات دکتر حسن روحانی -که ظاهرا دور هم نیست - رتبهی دوم از آنِ رئیسجمهور پیشین خواهد شد.
اینکه مدیری جرأت کند و ضمن بیان خاطرات، تحلیل هم بکند و بعضی اسرار مگو را فاش سازد فینفسه ارزشمند است و برای فعالان و پژوهشگران و روَندگان، آموزههای فراوان دارد. جهانگیری مدیری پرتجربه و چندوجهی است. دو دوره نمایندگی مجلس، استانداری استان مهم اصفهان، هدایت دو وزارتخانه ادغامشده و ۸ سال معاون اولی در دورهای پرتنش. او از نظر کمیت، پس از مرحوم دکتر حسن حبیبی - که ۱۲ سال در این سمت بود - رکورددار است و از نظر کیفیت، از سرآمدان است. هیچ یک از پیشینیان، کارنامه متنوع و شبکه گسترده ارتباطی او را نداشتهاند. این کارنامه، پختگی و جامعیتی به فرد میدهد که از پس ِسِمت حساس معاون اولی برآید و اگرچه هدایت تیم اقتصادی دولت از او دریغ شد - که موجب دلگیریاش هم بود - اما انصافاً صلاحیت این کار را داشت.
خاستگاه دکتر جهانگیری و من، متفاوت است. او با سابقهای روشن در جبهه اصلاحات تعریف میشود و امثال من در جریان مقابل؛ هرچند بنیادگرایانِ نو آمده، گروه سنتی و میانهروی اصولگرایی (و بلکه اقطاب و مؤسسان اصولگرایی یعنی آقایان مهدوی کنی و ناطق نوری و عسگر اولادی و لاریجانی و باهنر و...) را به زعم خود از اردوگاه اخراج کرده باشند و سکه را به نام خود زده باشند! جهانگیری، هم به واسطه خوی و خُلق و هم تجربه بالای مدیریتی با اصلاحطلبان تندرو متفاوت است و از حذف دیگران و خودکامگی و رفتار قبیلهای فاصله دارد و از این رو با نگاهی ملی میتواند با طیف وسیعی از مدیران کار کند.
باید اقرار کنم همواره با لطف ویژهای که به من داشته است با همه مشغلات، وقت میگذاشته و خواستهها را عملی میکرده است. ازجمله با اضافه کردن مادهای به آییننامه اجرایی قانون منع بهکارگیری لغات بیگانه، شورای هماهنگی پاسداشت زبان فارسی به ریاست وزیر فرهنگ و حضور همه دستگاههای مرتبط ایجاد شد. همچنین تکلیف ویژه به دستگاههای اجرایی و پیگیری از آنان برای جدی گرفتن قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات.
کتاب شامل ۱۹ پرونده یا موضوع (برجام، کرونا، انتخابات ۱۳۹۶ و...) است و از این جهت تجربهنگاری به شمار میآید نه خاطرهنویسی. در گونه دوم، اقدامات و دیدارها و جلسات به صورت کرونولوژیک بیان میشود و خواننده از میان آن روایتها، چیزهایی دستگیرش میشود. خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی از این نمونه است. در تجربهنگاری، یک موضوع یا پرونده بیان میشود همراه با شرح اقدامات و تحلیل. و طبعا بازگویی خاطرات مرتبط با آن موضوع.
کتاب، پیگفتاری هم دارد حول دغدغه اصلی جهانگیری. او از توسعه میگوید و راه فلاح کشور را در تمرکز به این مفهوم میداند و پیشنهادهای کاربردی و کمهزینه هم دارد. دکتر پدرام الوندی که از روزنامهنگاران موفق است با ۵٠ ساعت مصاحبه حضوری، این کتاب را بهخوبی سر و سامان داده است، با نثری روان و خواندنی. انتشارات موسسه اطلاعات هم با خوشسلیقگی، کتابی تر و تمیز درآورده است. همه چیز به قاعده: نوع حروف، صفحهآرایی، کاغذ، صحافی، بخش عکس، نمایه و...
از آن مهمتر، چیزی که معمولاً در ناشرهای دولتی غایب است: رصد مداوم شبکه توزیع و چاپهای بعدی را بدون معطلی زدن، نه پس از فروکش کردن عطش بازار.
پیشنهاد میشود دکتر جهانگیری به فکر مجلدات بعدی هم باشد. پروندههای دیگر را هم مطرح کند که شمار آنها از دهها فراتر است و البته صریحتر هم باشد. ضمناً به تیم رسانهای مرتبط با ایشان پیشنهاد میشود با توجه به آنکه کتابخوانی در بین مدیران تقریباً صفر است پاراگرافهای مهم را - که به نظرم حداقل ۱۰۰ مورد است - با تیترهای جذاب در شبکههای اجتماعی توزیع کند. این ضمنا در اقبال به خود کتاب هم مؤثر است.
۲۵۹




نظر شما