فروهر فرزانه استاد دانشگاه صنعتی شریف در خبرآنلاین نوشت: با مشاهده بهای هر گالن گازوئیل ۶ دلار، و هر گالن بنزین بالای ۵ دلار در آمریکای شمالی و با توجّه به آنکه بهای این دو در اروپا حداقل ۴۰ درصدی هم بیش از آمریکاست از یک سو، و مشاهده بهای کمتر از ۱ سنت بر گالن گازوئیل در ایران و بهای کمتر از ۱۰ سنت گالن بنزین در ایران، دوباره انسان یاد زندگی اسرافآمیز خودمان در ایران در حوزه آب، انرژی و سوخت می افتد و ثروت کمنظیر ملّی که بر باد می رود! در مقام ضرورت یادآوری و تذکار بعنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی اهل علم و مهندسان در کشور، بنده ابتدا صورت مسئله سپس راه حلّ فرضی و مجانبی را عرض خواهم کرد.
- در حال حاضر در ایران رورانه حدود ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین (به ارزش صادراتی ۶۵ سنت بر لیتر) یعنی روزی ۷۸ میلیون دلار و سالی ۲۸/۵ میلیارد دلار بنزین مصرف می شود!۲
- با احتساب رورانه ۱۱۰ میلیون لیتر گازوئیل (به ارزش صادراتی حداقل ۶۰ سنت) روزی ۶۶ میلیون دلار و سالی ۲۴ میلیارد دلار هم گازوئیل مصرف می شود.
- روزانه حدود ۷۰ میلیون لیتر هم سایر فرآورده ها اعم از نفت سفید، کروزین، سوخت جت، نفت کوره و غیره مصرف می شود که اگر ارزش آنها را هم فقط لیتری ۵۰ سنت فرض کنیم، روزی ۳۵ میلیون دلار و سالی ۱۳ میلیارد دلار هم اینجا می شود!
- جمع ارزش سوخت مصرفی در کشور ما می شود بیش از ۶۵ میلیارد دلار در سال!
- ارزش واقعی و صادراتی برق مصرفی در کشور به ازاء ۳۶۰ میلیارد کیلو وات-ساعت در سال و هر کیلووات-ساعت ۱۰ سنت حدود ۳۶ میلیارد دلار است.
- ارزش صادراتی گاز طبیعی مصرفی در کشور بر مبنای حدود ۳۰۰ میلیارد متر مکعب در سال و هر متر مکعب ۳۰ سنت، برابر ۹۰ میلیارد دلار می شود. فعلا فرض می کنیم مصرف گاز و برق بجاست، گر چه جمع ارقام اینها به ازاء جمعیت کشور ما هنوز زیاد است.
فعلا به همین سوخت مایع بپردازیم. نکته مهمّ اینجاست که مصرف سرانه بنزین و سوخت مایع در ایران حدود ۲ تا ۲/۲ برابر متوسط جهانی است! یعنی چه؟ یعنی ایران به اندازه یک کشور متوسط ۲۰۰ میلیون نفری سوختمصرف می کند! اظهر من الشمس است که یکی از علل بلکه علّت اصلی این مصرف وحشتناک بهای تصنعی و غیرواقعی سوخت است.
ما با سوخت ارزان چند کار انجام می دهیم:
- سرمایه ملّی خود را بر باد می دهیم، سرمایه ای که می توانست و می تواند برای رفاه جامعه بکار رود.
- شهرها و جادّه های خود را شلوغ و پرترافیک می کنیم و اوقات نیروی کار را تلف می کنیم، ضمن آنکه تصادفات را افزایش میدهیم.
- محیط زیست خود، شهرها، و روستاها را با مصرف بالای سوخت متنازل یا داغان می کنیم
- آلودگی محیط زیست و شهرها تبعاتی علیه تندرستی و بهداشت انسان و جامعه بوجود می آورد.
راه حلّ فرضی:
- آموزش: آگاهی بخشی در جامعه و تبلیغات موثر و توجیه شهروندان در مورد ارزش واقعی سوخت و انرژی طی یک فرآیند چند ماهه تا چند ساله.
- بتدریج بهای بنزین، گازوئیل و سوخت مایع به بهای متوسط فوب خلیج فارس رسانده شود. (خواهش می کنم ناراحت و پریشان نشوید، این مصوبه ۲۰ سال پیش مجلس بود).
- حتما در ابتدا عدّه ای فریاد خواهند برآورد که آقا ما فقیریم مگر ما به دلار حقوق می گیریم که پول سوخت را بدهیم؟ پاسخ: نه شما به دلار حقوق نمی گیرید! مردم افغانستان و مردم پاکستان از ما فقیرترند و دلار نمی گیرند، امّا بنزین را لیتری یک دلار میزنند. هم چنین مردم مصر و ترکیه سوخت را به بهای واقعی مصرف می کنند!
- آقا ما نفت داریم، روی دریای نفت هستیم، چرا باید پول سوخت را بدهیم؟!! مردم امارات و عربستان هم نفت دارند و بنزین را لیتری دو ریال و نیم یا ۲/۵ درهم می زنند (یعنی تقریبا معادل ۶۵ سنت بر لیتر). زیر پای ما دریای نفت نیست، منابع محدودی است که باید صرف آینده کشور و جوانان شود.
خوب حالا تا آخر داستان را بخوانید تا به جاهای خوب برسد!
اگر بهای سوخت در ایران واقعی شود، این امکان و احتمال وجود دارد که مصرف معقول شود و احیانا تا ۵۰٪ کاهش یابد. در این صورت نصف این منابع برای دولت آزاد شده و به صادرات می افزاید. یعنی می توان انتظار حداقل ۳۲ میلیارد دلار درآمد صادراتی بیشتر را داشت.
- با این درآمد دولت می تواند به ۸ میلیون معلم، کارگر، کارمند، سپاهی، ارتشی خود، با همین قیمت های فعلی، ماهیانه ۵۰ میلیون تومان حقوق بیشتر دهد! (به هر کارمند دولت ۴۰۰۰ دلار در سال و با دلار ۱۵۰،۰۰۰ تومانی ماهی ۵۰ میلیون تومان می رسد).
- موضوع به همین جا ختم نمی شود! درآمد داخلی دولت هم از فروش داخلی سوخت ۲۰ برابر می شود! بله، ۲۰ برابر! زیرا فعلا ۹۵٪ ارزش سوخت یارانه است! خدا می داند با این درآمد دولت چه ها که نمی تواند بکند.
- پالایشگاه ها، نیروگاه ها، کارخانه ها همه بهینه و با حداکثر صرفه جویی کار خواهند کرد.
- محیط زیست از آسیب ۳۳۰ میلیون تن هیدروکربور مصرفی خلاص شده، نفسی خواهد کشید. زیرا مصرف داخلی نصف میشود.
- ترافیک شهرها و بزرگراه ها بشدّت کاهش خواهد یافت، تصادفات هم قهرا کاهش خواهد یافت.
- زمینه برای سرمایه گذاری عمومی در مترو، اتوبوس، حمل و نقل عمومی فراهم خواهد شد.
- حتی سلامتی شهروندان در اثر راه پیمودن بیشتر بهبود خواهد یافت، در اثر راه رفتن، شکم های بزرگ و اضافه وزن کاهش خواهد یافت. الان وزارت بهداشت می گوید حدود ۵۰٪ مردم ایران اضافه وزن دارند!
- البته الگوی زندگی ایرانیان تغییر خواهد کرد و استفاده افراطی از خودروی شخصی و موتورسیکلت باید کنار گذاشته شود و پاره ای مشاغل کاذب حذف خواهند شد.
- جوانان بجای مسافرکشی، توزیع پیتزا و کالای سوپری با موتور، در کارخانه ها بکار خواهند پرداخت و تولید ملّی افزایش خواهد یافت. این ها که عرض شد نتایج مجانبی است و یک شبه بدست نخواهد آمد، ولی افقی امیدوار کننده را نشان ما می دهد.
استاد دانشگاه صنعتی شریف.
6464




نظر شما