خبرآنلاین- زهره نوروزپور: سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا همچنان در هالهای از ابهام است. ایران پاسخ خود را به طرف پاکستانی به عنوان میانجی میان ایران و آمریکا ارائه داد اما ترامپ بار دیگر پیشنهاد ایران را نپذیرفت. رد و بدل این پیامها و پیشنهادها در شرایطی است که ایران در محاصره دریایی است و تنگه هرمز هم همچنان بسته است.
تحلیلگران در رسانههای خارجی میگویند ایران از لحاظ راهبردی دست بالا را دارد و به همین دلیل هیچ دلیلی نمی بیند که در مقابل فشار ایالات متحده راضی به هر توافقی شود. حالا بار دیگر دور جدیدی از مذاکره پس از آتشبس راه به جایی نبرد و طرفین میانجی بار دیگر تلاشهای خود را برای نزدیک کردن نظرات دو طرف از سر گرفتند کما اینکه قبل از ارائه پاسخ ایران قطر فعالیت دیپلماتیک خود را با سفر به واشنگتن و دیدار با جی دی ونس معاون اول ترامپ اغاز کرد و پس از آن دیداری در میامی با روبیو و ویتکاف داشت.
او در ادامه مساعی جمیله خود در میانه دیدار با وزیر خارجه آمریکا و فرستاده ویژه ترامپ با بن فرحان وزیر خارجه عربستان تلفنی گفتگو کرد و در راه بازگشت از واشنگتن نیز در پاکستان با شهباز شریف نخست وزیر پاکستان نیز دیدار و گفتگو کردو در نهایت با سیدعباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان تماسی تلفنی برقرار کرد و در نهایت خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) اعلام کرد که ایران به طور رسمی پاسخ پیشنهاد آمریکا را داده است.
در همین باره وحید غروی، استاد دانشگاه با اشاره به روند مذاکرات میان ایران و ایالات متحده تأکید کرد که با وجود اختلافهای جدی بر سر برخی مفاد، مسیر دیپلماسی هنوز بسته نشده و همچنان امکان رسیدن به توافق وجود دارد. به گفته او، ادامه تماسها و مطرح بودن بسته پیشنهادی ایران نشان میدهد که مذاکرات در مرحلهای قرار دارد که میتواند در صورت شکلگیری نوعی بدهبستان متوازن میان دو طرف به نتیجه برسد.
وی همچنین با اشاره به تجربه چند دههای ایران در مواجهه با تحریمها گفت اقتصاد ایران در طول سالهای گذشته سازوکارهایی برای مدیریت فشارهای خارجی ایجاد کرده و همین مسئله باعث شده تحریمها نتوانند به طور کامل اقتصاد کشور را متوقف کنند.
مشروح مصاحبه خبرآنلاین با دکتر وحید غروی استاد دانشگده روابط بین الملل وزارت خارجه را در ادامه میخوانیم:
************************************************************************************************************
هنوز امکان رسیدن به توافق وجود دارد/ توپ در زمین آمریکاست
*** شانس توافق میان ایران و آمریکا با وجود اختلافهای عمیقی که بر سر مفاد توافق وجود دارد را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا هنوز میتوان به دستیابی به توافق امیدوار بود؟
الان در جمهوری اسلامی ایران این اراده وجود دارد که مسئله و یا مناقشه کهنه و تاریخی با آمریکا، به شیوهای اصولی و با حفظ منافع ملی، حلوفصل شودمن شخصاً آدم خوشبینی هستم. برخلاف بعضیها که به مسائل بدبینانه و منفی نگاه میکنند، من معمولاً نگاهم مثبت است؛ مگر اینکه خلافش ثابت شود.
من معتقدم که الان در جمهوری اسلامی ایران این اراده وجود دارد که مسئله و یا مناقشه کهنه و تاریخی با آمریکا، به شیوهای اصولی و با حفظ منافع ملی، حلوفصل شود. در این مسیر، یک دور مذاکره هم انجام شده و بهنظرم این خودش یک واقعه تاریخی بود. آقای قالیباف، بهعنوان یکی از شخصیتهای مهم کشور، در این شرایط خاص، بهطور مستقیم با آمریکاییها و با جِیدی ونس و تیمش مذاکره کردند.
با این حال، هنوز هیچکدام از طرفین نگفتهاند که مذاکرات تمام شده است. برعکس، آخرین اقداماتی که انجام شده نشان میدهد هنوز پنجره مذاکره باز است. البته آمریکا در این مذاکرات، موضوعات مختلفی را مطرح کرده که برخی از آنها اصلاً مورد نظر ایران نبوده؛ مثل غنیسازی صفر یا محدودیتهایی با افق ۱۰ ساله یا ۲۰ ساله، که اینها از موضوعات مورد مناقشه بودهاند.
در حال حاضر، پیشنهادهایی که ایران داده، در دست آمریکاییهاست هر چند واکنش شخص ترامپ به برخی پیشنهادهای ایران منفی بوده است. ایران مجموعهای از ۱۴ پیشنهاد ارائه کرده و آمریکاییها گفتهاند که میخواهند روی آنها کار کنند و بررسی کنند که چه کاری میتوان انجام داد. بنابراین، الان توپ در زمین آمریکاست و ایران منتظر است ببیند آنها این پیشنهادهای ۱۴ مادهای را چگونه بررسی میکنند و چه پاسخی میدهند.

دیپلماسی یعنی دادن و گرفتن؛ یعنی هر دو طرف باید امتیاز بدهند
*** یعنی هنوز امکان رسیدن به توافق را محتمل میدانید؟
هدف نهایی این است که در پایان، هر دو طرف احساس کنند برنده شدهاندبله، البته باید توجه داشت که در دیپلماسی، هیچوقت اینطور نیست که فقط یک طرف بخواهد شرایط خود را یک طرفه به طرف مقابل تحمیل کند مگر اینکه موازنه قدرت به نفعی یک طرف باشد و همه چیز همانطور که او میگوید پیش برود. دیپلماسی یعنی دادن و گرفتن؛ یعنی هر دو طرف باید امتیاز بدهند تا به یک توافق برسند.
هدف نهایی این است که در پایان، هر دو طرف احساس کنند برنده شدهاند. حتی من بعضی تحلیلها را میخواندم که میگفتند ترامپ، که الان در داخل آمریکا هم بهخاطر مسائل مختلف با افت محبوبیت روبهرو شده، دوست دارد این مسئله را هرچه زودتر حل کند. او احتمالاً خیلی امیدوار است که این موفقیت به نام خودش ثبت شود.
ترامپ میخواهد قهرمان شود
*** دلیل این حساسیت چیست؟
هیچیک از طرفین تمایل ندارند شرایط به سمت یک درگیری مستقیم و گسترده نظامی حرکت کند. چنین درگیریای میتواند تبعات سنگینی برای کل منطقه و حتی اقتصاد جهانی داشته باشدببینید، از سال ۱۹۸۰ یا ۱۹۸۱ میلادی، بعد از بحران گروگانگیری و قطع رابطه ایران و آمریکا، تقریباً هر رئیسجمهوری که به کاخ سفید آمده، با دو پرونده اصلی مواجه بوده است:
یکی پرونده فلسطین و اسرائیل، و دیگری پرونده ایران.
هر رئیسجمهوری که بتواند این گره را باز کند و به یک توافق کلی برسد، در واقع یک دستاورد بزرگ سیاسی به دست آورده است. یعنی توافقی شکل بگیرد که در آن طرفین امتیازهایی بدهند؛ یک طرف داراییها یا بخشی از مطالباتش را بگیرد، و طرف دیگر هم تعهداتی را بپذیرد. در چنین شرایطی، رئیسجمهور در داخل آمریکا بهعنوان یک قهرمان مطرح میشود.
ترامپ هم دقیقاً بهدنبال همین است. او میخواهد مسئله ایران را حلوفصل کند و بگوید که من توانستم پرونده ایران را ببندم. بعید هم نیست که در ذهنش به گرفتن جایزه صلح نوبل هم فکر کند. اینها واقعیتهایی است که در فضای سیاسی وجود دارد.
ایران تجربه طولانی مقابله با تحریمها را دارد
*** آیا مردم می توانند در این شرایط تاب بیاورند، سقف تحمل تا کجاست؟
مقالهای از آقای کیث جانسون در فارن پالیسی خواندم که نکته جالبی را مطرح میکند. او میگوید چرا ایران هنوز در برابر محاصره دریایی و فشارهای آمریکا از پا درنیامده است. او حتی از تعبیر جالبی استفاده میکند و میگوید ایران «پلک هم نمیزند»؛ یعنی در اوج خونسردی است و بهاصطلاح خودش را نمیبازد.
از نگاه او، محاصره دریایی باعث شده که بخشی از صادرات نفت ایران تحت فشار قرار بگیرد، اما ایران با وجود این فشارها همچنان مقاومت کرده. دلیلش هم این است که ایران طی چند دهه گذشته، تجربه زیادی در مقابله با تحریمها دارد.
من اینجا یک نکته دیگر هم اضافه کنم: بعد از جنگ اوکراین، وقتی روسیه تحت شدیدترین تحریمها قرار گرفت، در همان زمان شنیدیم که آقای پوتین هم از تجربه ایران در دور زدن تحریمها و مقابله با فشارهای اقتصادی استفاده کرده است. این نشان میدهد ایران در این حوزه واقعاً تجربه عملی داشته است.

تنگه هرمز؛ یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان
*** به نظر شما ایران تا چه زمانی میتواند از کارت تنگه هرمز بهره ببرد؟
هیچ کشوری نمیتواند همسایگان خود را تغییر دهد و به همین دلیل در بلندمدت چارهای جز حرکت به سمت نوعی همکاری و مدیریت مشترک امنیت منطقهای وجود نداردتنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی در جهان است و هرگونه تنش در آن بلافاصله پیامدهای جهانی خواهد داشت. طبیعی است که در شرایط تنش، بحثهایی درباره احتمال بستن تنگه یا افزایش فشارهای نظامی مطرح شود. در مقاطعی که چنین بحثهایی مطرح شده، آمریکا نیز حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داده و ناوهای جنگی بیشتری به خلیج فارس اعزام کرده است.
با این حال واقعیت این است که هیچیک از طرفین تمایل ندارند شرایط به سمت یک درگیری مستقیم و گسترده نظامی حرکت کند. چنین درگیریای میتواند تبعات سنگینی برای کل منطقه و حتی اقتصاد جهانی داشته باشد.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند مسئله تنگه هرمز نیز در نهایت باید از مسیر راهحلهای سیاسی و دیپلماتیک مدیریت شود. افزایش قیمت نفت و انرژی در بازارهای جهانی در دورههای تنش نیز نشان میدهد که امنیت این منطقه تا چه اندازه برای اقتصاد جهانی حیاتی است.
در نهایت باید توجه داشت که کشورهای منطقه ناگزیرند در کنار یکدیگر زندگی کنند و امنیت آنها به شکل عمیقی به یکدیگر وابسته است. هیچ کشوری نمیتواند همسایگان خود را تغییر دهد و به همین دلیل در بلندمدت چارهای جز حرکت به سمت نوعی همکاری و مدیریت مشترک امنیت منطقهای وجود ندارد.
تلاش میانجیها برای جلوگیری از تشدید تنشها
*** در روزهای اخیر تحرکات دیپلماتیک مختلفی از سوی برخی کشورهای منطقه مشاهده شده است؛ از جمله سفر وزیر خارجه قطر به واشنگتن و تماسهای دیپلماتیک میان ایران، قطر و پاکستان. این تحرکات را چگونه ارزیابی میکنید؟
قطر از جمله کشورهایی است که روابط نسبتاً متفاوت و ویژهای با ایران در میان اعضای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دارد و در بسیاری از بحرانهای منطقهای نقش میانجی را ایفا کرده است.
ترکی الفیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان، در یادداشتی در روزنامه الشرق الاوسط تأکید کرده که عربستان از همان ابتدا تلاش کرده مانع از گسترش درگیری در منطقه شود. او معتقد است معیار واقعی در سیاست، نتیجه اقدامات است نه فضای تبلیغاتی و رسانهایامارات که متحد اسرائیل محسوب میشود. عربستان هم با ایران دست به عصا میرود، از سوی دیگر پاکستان نیز روابط نزدیکی با ایران دارد تا کنون ایران هم اعلام نکرده است که میانجیگری چه از طریق قطر یا پاکستان مشکلی به وجود خواهد اورد به این معنا که تهران موافق این مساله است به ویژه درباره پاکستان. عربستان سعودی با پاکستان یک پیمان راهبردی دفاع مشترک امضاء کردهاند. یعنی اگر به عربستان حمله شود پاکستان باید با ارتش از عربستان دفاع کند پاکستان یک قدرت هستهای است، خب این کشور ارتش قوی بسیار بزرگی هم دارد.
یک دلیل عمده همین است که جلوی آسیب به عربستان را بگیرد. اگر سعودی مورد حمله قرار بگیرد طبیعتا پاکستان باید وارد عمل شود. به همین دلیل طبیعی است که چنین کشورهایی تلاش کنند از طریق میانجیگری مانع از تشدید تنشها شوند. بسیاری از این تلاشهای دیپلماتیک در پشت صحنه انجام میشود و هدف اصلی آن جلوگیری از تبدیل بحرانهای سیاسی به درگیریهای نظامی است.
وقوع یک جنگ بزرگ میتوانست برای همه کشورهای منطقه، از جمله خود عربستان، پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد
*** در این میان نقش عربستان سعودی را چگونه ارزیابی میکنید؟چرا عربستان وارد جنگ مستقیم با ایران نشد؟
در این زمینه میتوان به دیدگاههایی اشاره کرد که از سوی برخی چهرههای شناختهشده عربستان مطرح شده است. برای مثال ترکی الفیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان، در یادداشتی تأکید کرده بود که عربستان از همان ابتدا تلاش کرده مانع از گسترش درگیری در منطقه شود.
ترکی الفیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان، در یادداشتی در روزنامه الشرق الاوسط تأکید کرده که عربستان از همان ابتدا تلاش کرده مانع از گسترش درگیری در منطقه شود. او معتقد است معیار واقعی در سیاست، نتیجه اقدامات است نه فضای تبلیغاتی و رسانهای. به گفته او اگر عربستان وارد یک درگیری مستقیم با ایران میشد، نهتنها زیر ساخت های ایران بلکه زیرساختهای حیاتی عربستان نیز در معرض خطر جدی قرار میگرفت؛ از جمله تأسیسات نفتی و تأسیسات آبشیرینکن که بخش مهمی از نیازهای این کشور را تأمین میکنند.
در واقع برخی کشورهای منطقه، بهویژه در شورای همکاری خلیج فارس و از جمله امارات، انتظار داشتند عربستان بهعنوان قدرت بزرگتر منطقه وارد میدان شود. توان تسلیحاتی عربستان قابل توجه است بهویژه با توجه به حجم گسترده خریدهای نظامی از ایالات متحده.
برای مثال در سال ۲۰۱۷، زمانی که دونالد ترامپ در نخستین سفر خارجی خود به عربستان رفت، قرارداد بسیار بزرگی در حوزه تسلیحاتی میان دو کشور امضا شد که شامل فروش هواپیماهای پیشرفته، سامانههای راداری و تجهیزات نظامی گسترده بود. با این حال در عمل مشاهده شد که عربستان وارد درگیری مستقیم نشد و حتی دیگر کشورهایی که تجهیزات نظامی پیشرفته از آمریکا دریافت کرده بودند نیز نتوانستند نقشی تعیینکننده در ایجاد یک رویارویی نظامی ایفا کنند.
حتی زمانی که برخی درخواستها از سوی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی برای مشارکت فعالتر در یک درگیری نظامی با ایران مطرح شد، عربستان تمایلی به حرکت در آن مسیر نشان نداد. در واقع میتوان گفت این کشور تلاش کرد مانع از تبدیل تنشها به یک جنگ گسترده منطقهای شود.
البته برخی مقامهای سعودی در این میان تأکید کردهاند که این رویکرد به نوعی مانع از شکلگیری جنگی فراگیر در منطقه شده است. با این حال واقعیت این است که وقوع یک جنگ بزرگ میتوانست برای همه کشورهای منطقه، از جمله خود عربستان، پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد.
در مجموع باید گفت امنیت کشورهای منطقه به شکل عمیقی به یکدیگر وابسته است و بیثباتی گسترده در خاورمیانه به سود هیچ کشوری نیست. به همین دلیل در نهایت بسیاری از این بحرانها تنها از مسیر گفتوگو، دیپلماسی و مدیریت سیاسی اختلافها قابل حل خواهد بود.
۳۱۵/۴۲




نظر شما