خبرآنلاین - محمد عارف معزی: انتشار تصاویر بازدید مشترک عبدالفتاح سیسی، رئیس جمهور مصر و محمد بن زاید، رئیس امارات، از یک اسکادران جنگنده مصری مستقر در خاک امارات در میانه تنشهای جاری خاورمیانه خبرساز شد. اعزام نیروهای نظامی مصر به امارات این سوال را دامن زد که آیا مصر قصد دارد مستقیما در درگیریهای نظامی جاری در خلیج فارس مداخله کند؟
با این حال به نظر میرسد گزارشها درباره حضور محدود نیروهای نظامی مصر در امارات متحده عربی بیش از آنکه نشانهای از ورود قاهره به یک آرایش نظامی جدید در خلیج فارس باشد، بازتابی از بازتنظیم روابط امنیتی میان کشورهای عربی در سایه تنشهای منطقهای است. منابع ایرانی نیز تأکید کردهاند که تهران با ماهیت روابط مصر و کشورهای جنوب خلیج فارس آشناست و این حضور را لزوماً در چارچوبی ضدایرانی ارزیابی نمیکند. از این منظر، این استقرار بیش از آنکه پیام بازدارندگی برای ایران داشته باشد، حامل پیام اطمینانبخشی متقابل میان قاهره و ابوظبی درباره همکاریهای آموزشی، لجستیکی و امنیتی است.
در یک دهه گذشته مصر در برابر درخواستهای مکرر ریاض و ابوظبی برای مشارکت نظامی مستقیم در بحرانهایی چون یمن مقاومت کرده و ترجیح داده نقش خود را در چارچوب ثباتساز و دیپلماتیک تعریف کند. همین سابقه نشان میدهد که بعید است قاهره رویکردی ماجراجویانه در قبال تنشهای جدید منطقه اتخاذ کند. بنابراین، حضور نیروهای مصری در امارات را نمیتوان به معنای آمادگی برای مداخله فراگیر در درگیریهای منطقهای دانست، بلکه بیشتر باید آن را در چارچوب همکاریهای دفاعی معمول میان دو کشور تحلیل کرد.
از سوی دیگر، این تحول نشانهای از پیچیدهتر شدن مناسبات درون اردوگاه عربی نیز هست. امارات در سالهای اخیر با نقشآفرینی فعال در یمن، دریای سرخ و شاخ آفریقا، تا حدی از محور سنتی تحت رهبری عربستان فاصله گرفته، در حالی که مصر عمدتاً همسو با ریاض حرکت کرده است. همکاری امنیتی قاهره و ابوظبی میتواند تلاشی برای ایجاد موازنه جدید در این آرایش منطقهای باشد.
در نهایت، نقش دیپلماتیک فعال مصر در پرونده ایران طی یک سال گذشته نشان میدهد که قاهره همچنان ترجیح میدهد در جایگاه میانجی و تسهیلگر باقی بماند. همین ویژگی باعث شده مصر، در کنار پاکستان و ترکیه، برای کشورهای خلیج فارس هم شریک امنیتی بالقوه و هم بازیگری قابل اعتماد در مسیر کاهش تنش تلقی شود؛ جایگاهی که این جنگ بیش از پیش آن را برجسته کرده است.
در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین با سید عبدالامیر نبوی استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به گفتگو پرداخته است.
مشروح این گفتگو بدین شرح است؛
مصری ها خود را حافظ جهان عرب میدانند
*** برخی رسانهها به نقل از منابع ایرانی ادعا کردهاند تهران با ماهیت روابط مصر و کشورهای جنوب خلیج فارس آشنا است و نگران روابط امنیتی مصر با این کشورها نیست. فکر میکنید حضور این نیروها چه معنایی برای ایران داشتهباشد؟ آیا مصر ممکن است به شکل فراگیرتر در تنشهای منطقه مداخله کند؟
بسیاری از کشورهای عربی، از جمله مصر، به دلایل مختلف خواهان برهم خوردن موازنههای موجود در منطقه نیستند؛ زیرا در صورت پیروزی ایران یا اسرائیل در این نبرد، امکان دستیابی به نوعی رهبری بلامنازع منطقهای برای آنها فراهم میشود؛ امری که مورد پسند هیچ کشور دیگری در منطقه نیستمصر از دیرباز نسبت به امنیت خلیج فارس و کشورهای عربی این منطقه حساس بوده است. این مسئله به صورت سیاست اعلانی بارها اعلام شده و در عمل نیز طی سالهای گذشته شاهد همکاریهای گسترده نظامی و امنیتی مصر با کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس بودهایم. این موضوع جدا از دیدارهای منظم و متقابل رهبران و سیاستمداران این کشورهاست. در کنار آن، سرمایهگذاریهای گسترده اقتصادی کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس در مصر، نکته مهمی است که نباید از آن غافل شد.
در کنار همکاریهای گسترده نظامی و امنیتی مصر با حوزه جنوبی خلیج فارس، بهویژه عربستان و امارات، این کشور خواهان کاهش تنشها در منطقه خاورمیانه است، خصوصاً با توجه به جنگ دو ماه اخیر. تداوم و تشدید بحران در منطقه به سود منافع و مصالح ملی مصر نیست؛ از آن جهت که این کشور در مرزهای شرقی، جنوبی و غربی خود طی سالهای گذشته شاهد ناآرامیهای گستردهای بوده که در برخی موارد، مانند سودان، همچنان ادامه دارد.
از سوی دیگر، مصریها به خوبی آگاهاند که تداوم این بحران میتواند به پدیدههای ناپسندی همچون گسترش تروریسم، قاچاق انسان، فعالیت گروههای جرایم سازمانیافته و جابهجاییهای جمعیتی دامن بزند. همچنین، تداوم و تشدید بحران در صورتی که به شکست ایران یا اسرائیل بینجامد، میتواند موازنههای قدیمی منطقهای را برهم زند. در حال حاضر، بسیاری از کشورهای عربی، از جمله مصر، به دلایل مختلف خواهان برهم خوردن موازنههای موجود در منطقه نیستند؛ زیرا در صورت پیروزی ایران یا اسرائیل در این نبرد، امکان دستیابی به نوعی رهبری بلامنازع منطقهای برای آنها فراهم میشود؛ امری که مورد پسند هیچ کشور دیگری در منطقه نیست.
از این رو، مصریها از تشدید تنش یا تداوم بحران استقبال نمیکنند. با این حال، خود را حافظ جهان عرب میدانند و بر این باورند که باید نگرانیها و حساسیتهای متحدانشان مورد توجه و پیگیری قرار گیرد. این مسئله توضیح میدهد که چرا مصر همچنان خود را پیشتاز حفظ امنیت کشورهای عربی میداند؛ با این ملاحظه که به طور معمول، مصر دارای قویترین ارتش در جهان عرب است و چنانچه روزی همکاری نظامی در قالب ناتوی عربی شکل بگیرد جایگاه مهمی خواهد داشت
.jpg)
.
*** مصر در یک دهه گذشته در مقابل درخواستهای عربستان و امارات برای ورود به درگیریهای نظامی منطقه از جمله یمن مقاومت کرده بود، آیا تحولی در دیدگاه مصر نسبت به مسائل منطقه رخ دادهاست؟
خیر، تحولی رخ نداده است. مصر همچنان تأکید دارد که حضورش صرفاً برای دفاع از کشورهای عربی و حفظ امنیت آنهاست و تاکنون نیز گزارشی مبنی بر مشارکت نیروهای نظامی مصر در تهاجم علیه ایران وجود نداشته است.
مصر از هرگونه اقدامی که موجب رنجش امارات و عربستان شود، پرهیز خواهد کرد
*** تحلیلهای زیادی وجود دارد که ادعا میکنند امارات متحده عربی به دلیل رویکردها ماجراجویانه در مناطقی مانند یمن، دریای سرخ، شاخ آفریقا، شمال آفریقا و غرب آفریقا در حال دورتر شدن از ائتلافهای عربی تحت رهبری عربستان سعودی است. مصر اما در یک دهه گذشته عمدتا همسو با سیاستهای عربستان عمل کردهاست. حضور نیروها مصری در امارات متحده عربی در چه نشانههایی در مورد کلیت روابط امارات با دیگر قدرتهای عربی در خود دارد؟
هم امارات و هم عربستان از بزرگترین سرمایهگذاران اقتصادی در مصر هستند. لذا مصر از هرگونه اقدامی که موجب رنجش این دو متحد قدیمی و بزرگ شود، پرهیز خواهد کردمجموعه ای از رویدادها نشان میدهد امارات تلاش دارد سیاستی مستقلانه در برابر دیگر کشورهای عربی در پیش گیرد و منافع خود را در چارچوب ائتلافهای جدید تأمین کند. نمونههایی از رقابت امارات با عربستان در پروندههایی مانند سوریه، یمن، سودان و لیبی مشاهده شده است. در این میان، مصریها با توجه به روابط گسترده سیاسی، نظامی و اقتصادی با هر دو کشور، نوعی توازن را حفظ کردهاند. به این معنا که در عین پیگیری منافع مستقل خود در سوریه، لیبی، سودان، پرونده غزه و رابطه با اسرائیل، از اتخاذ سیاستی که موجب رنجش هر یک از این دو کشور شود، خودداری کردهاند و با ظرافت روابط خود با هر دو طرف را مدیریت کردهاند.
باید یادآور شد که هم امارات و هم عربستان از بزرگترین سرمایهگذاران اقتصادی در مصر هستند. لذا مصر از هرگونه اقدامی که موجب رنجش این دو متحد قدیمی و بزرگ شود، پرهیز خواهد کرد. در سال ۲۰۲۳، امارات سرمایهگذاری جدیدی به ارزش ۳۵ میلیارد دلار در اقتصاد مصر انجام داد. افزون بر آن، حدود یک میلیون کارگر مصری در عربستان مشغول به کار هستند و بخشی از درآمد خود را به مصر ارسال میکنند که برای اقتصاد این کشور اهمیت فراوانی دارد. اینها جدا از سرمایهگذاریهای پیشین عربستان و امارات در مصر است.
از این رو، مصریها ضمن پیگیری منافع مستقل خود در قبال درگیریهای منطقهای، کوشیدهاند توازن را در روابط با عربستان و امارات حفظ کنند و تاکنون نیز در این زمینه موفق بودهاند

.
هیچ بازیگری بهتنهایی قادر به خاموش کردن شعلههای بحران ایران نیست
*** در طول یک سال گذشته شاهد فعالیت مستمر مصر برای همکاری در حوزه دیپلماتیک برای حل و فصل پرونده هستهای و تنشها میان ایران و آمریکا بودیم. وزیر خارجه مصر به صورت دائمی با مقامهای منطقهای و بینالمللی در مورد پرونده ایران در تماس بود. فکر میکنید نقش دیپلماتیک مصر بتواند تاثیری در روابط ایران و کشورهای همسایه در خلیج فارس بگذارد؟
مصریها تلاش کردهاند جایگاه خود را بهعنوان یک میانجی قابل اعتماد در بحرانهای منطقهای حفظ کنند و از همین رو، تحرکات دیپلماتیک آنها در قبال پرونده ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
پیچیدگی پرونده ایران به اندازهای است که نه تنها مصر، بلکه بسیاری دیگر از کشورهای منطقهای و فرامنطقهای تاکنون نتوانستهاند مدیریت کامل آن را در دست بگیرند و به سرانجام برسانندمصریها همواره کوشیدهاند خود را بهعنوان یک بازیگر مسئولیتپذیر و صلحطلب در منطقه معرفی کنند و از دستگاه دیپلماتیک فعال و چابکی نیز برخوردار بودهاند. اوج حضور مصر در پرونده هستهای ایران را میتوان در «تفاهم قاهره» میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی مشاهده کرد؛ تفاهمی که البته عمر طولانی نیافت. در مورد مذاکرات اسلامآباد نیز مصریها حضوری فعال داشتند و ضمن حمایت، کوشیدند هماهنگ با وزرای خارجه پاکستان، عربستان و ترکیه مواضع مثبتی برای کاهش تنشها اتخاذ کنند. تردیدی نیست که مصر از این طریق تلاش کرده است بر روند بحران اثر بگذارد و آن را به سمت نوعی مصالحه یا دستکم مدیریت بحران سوق دهد. همچنین تردیدی نیست که مصریها، مشابه سایر بازیگران، از این مسیر در پی تقویت جایگاه منطقهای خود برآمدهاند.
با این حال، باید توجه داشت که پیچیدگی پرونده ایران به اندازهای است که نه تنها مصر، بلکه بسیاری دیگر از کشورهای منطقهای و فرامنطقهای تاکنون نتوانستهاند مدیریت کامل آن را در دست بگیرند و به سرانجام برسانند. در سالهای گذشته کشورهایی چون عمان، قطر، ترکیه، عراق و در مقطع اخیر پاکستان کوشیدهاند کانالهایی برای گفتوگو، مذاکره و مصالحه فراهم کنند و حتی با جلب همراهی قدرتهای بزرگی مانند چین، به مدیریت این بحران کمک کنند. اما طولانی شدن این بحران و پیچیدگیهای متعدد آن سبب شده است که هیچ بازیگری بهتنهایی نتواند نقش یک میانجی کامل را ایفا کند و شعلههای بحران را خاموش سازد. از این رو، انتظار حلوفصل کامل این مخاصمات از یک بازیگر منطقهای، انتظار واقعبینانهای به نظر نمیرسد.
مصر و پاکستان؛ ارتشهای بزرگ با ترجیح نقش صلحجو
*** روابط با مصر و پاکستان و ترکیه به عنوان دو کشور مسلمان پرجمعیت با قدرت نظامی قابل توجه، همواره مورد توجه کشورهای عربی جنوب خلیج فارس بودهاست. نقش مصر و پاکستان بعد از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. آیا میتوان گفت که این جنگ جایگاه مصر و پاکستان را در منطقه ارتقا دادهاست؟ یا اینکه بیمیلی همیشگی مصر و پاکستان برای دخالت نظامی نیابتی در جنگها و تهدیدهای امنیتی کشورهای جنوب خلیج فارس باعث کاهش اعتماد به چتر حمایتی این دو کشور میشود؟
مصریها بهشدت نگراناند که تداوم بحران موجب کاهش عبور و مرور کشتیها و نفتکشها در دریای سرخ و کانال سوئز شود. طی دو سال میلادی اخیر، کاهش چشمگیر درآمدهای مصر از محل عبور و مرور در کانال سوئز مشهود بوده است و برای سال ۲۰۲۶ نیز پیشبینی میشود که رقم مورد انتظار — که حدود هفت میلیارد دلار برآورد شده — بهطور کامل محقق نشود. این مسئله برای اقتصاد شکننده مصر بسیار مخاطرهآمیز استدر خصوص جایگاه مصر و پاکستان پس از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، باید گفت که هر دو کشور از ارتشهای بزرگ و توانمند برخوردارند و همواره مورد توجه کشورهای عربی جنوب خلیج فارس بودهاند. با این حال، رویکرد سنتی این دو کشور، پرهیز از ورود مستقیم به درگیریهای نظامی منطقهای و ترجیح نقشهای دیپلماتیک و صلحجویانه بوده است. این رویکرد نه تنها از ارزش جایگاه آنها نکاهیده، بلکه در شرایط فعلی، بر اهمیت نقش آنها افزوده است.
اگرچه ممکن است مصر نسبت به پاکستان با احتیاط بیشتری وارد این پرونده شده باشد، اما هر دو کشور به خوبی آگاهاند که گسترش این بحران میتواند تبعات مستقیم امنیتی، اقتصادی و سیاسی برای آنها داشته باشد. از همین رو، ترجیح دادهاند با ایفای نقشهای متوازن، از یک سو حساسیت متحدان عرب خود را در نظر بگیرند و از سوی دیگر، در جایگاه بازیگران صلحجو و میانجی باقی بمانند. این رویکرد سبب شده است که تصویر آنها بهعنوان کنشگرانی مسئول و ثباتطلب در منطقه، بیش از پیش تقویت شود.
بحرانی که با قدرت نظامی مصر و پاکستان هم قابل مهار سریع نیست...
از سوی دیگر، مضرات و آسیبهای آن برای امنیت ملی هر دو کشور بسیار گسترده و حتی ویرانگر خواهد بود. از همین رو، هر دو کشور، با همراهی بخشهای مهمی از منطقه و جهان، خواهان آن هستند که این بحران هرچه سریعتر فروکش کند، مهار شود و از بروز آسیبهای بیشتر جلوگیری به عمل آید.
پیشتر به برخی آسیبهای مرتبط با مصر اشاره شد. مصریها بهشدت نگراناند که تداوم بحران موجب کاهش عبور و مرور کشتیها و نفتکشها در دریای سرخ و کانال سوئز شود. طی دو سال میلادی اخیر، کاهش چشمگیر درآمدهای مصر از محل عبور و مرور در کانال سوئز مشهود بوده است و برای سال ۲۰۲۶ نیز پیشبینی میشود که رقم مورد انتظار — که حدود هفت میلیارد دلار برآورد شده — بهطور کامل محقق نشود. این مسئله برای اقتصاد شکننده مصر بسیار مخاطرهآمیز است؛ زیرا تداوم بحران و احتمال ورود انصارالله یمن به درگیریها میتواند به عبور و مرور نفتکشها و کشتیها در خلیج عدن و تنگه بابالمندب آسیب بیشتر وارد کند. از این رو، مصریها نیز در پی آن هستند که این بحران هرچه سریعتر کاهش یابد؛ چراکه این بحرانی نیست که بتوان صرفاً با اتکا به توان نظامی ارتش مصر یا ارتش پاکستان آن را بهسرعت مدیریت و کنترل کرد.
۲۱۹/۴۲




نظر شما