به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دوران پهلوی نهتنها فضای بسیار مناسبی برای همه بهائیان بوده بلکه مناصب مهم دولتی از سوی شاه ایران به بهائیان واگذارشده بود. دکتر ایادی بهعنوان دکتر مخصوص شاه در حقیقت مشاور و فرد مورد اعتماد او بوده است. همچنین هویدا نخستوزیر شاه بهائی بوده و در زمان او است که بهائیان مناصب کلیدی را در دولت اشغال میکنند. تخریب حضیرة القدس به خاطر مخالفت علما و مراجع دینی با شاه به دلیل حمایت او از بهائیان بر اساس اقتضای مصلحت خود شاه انجامگرفته است.
* انکار رابطه پهلوی و بهائیت توسط بهائیان
بهائیان در راستای اثبات مقدسمآبی و دوری از سیاست و حکومت ارتباطشان را با دولت پهلوی منکر شده و تلاش دارند که حمایتهای شاهان پهلوی را از بهائیت از منظر عوام بپوشانند. درحالیکه رابطه دوستانه بین این دو قطب مخالف اسلام به هیچ عنوانی قابلانکار و کتمان نیست. در این مقاله مطالبی ارائهشده که این انکار و کتمان بهائیان را بیاثر نموده و رابطه تنگاتنگ خاندان پهلوی و بهائیت را به اثبات میرساند.
در اینکه رابطه رژیم پهلوی و بهائیان در هردو دوره بسیار دوستانه بوده و بهائیان در این دوره از سیادت و از فضای مساعد برای گسترش بهائیت در ایران بهرهمند بوده، هیچ تردیدی وجود ندارد. بنابراین انکار بهائیان باعث پنهان شدن این واقعیت نمیگردد. چه اینکه بهائیان در همان زمان و عصر حاضر با اربابان رژیم پهلوی رابطه تنگاتنگ دارند. با توجه به اینکه امروز بهائیت برای پیشبرد اهداف استعمار غرب بهویژه آمریکا و اسرائیل به سوژه و آلت مناسب تبدیلشده، بهائیان نباید از ارتباط با رژیم پهلوی هراسی داشته باشند تا برای فرار از این واقعیت، مرتکب خلافگویی نشوند.
در دوران پهلوی بهویژه در دوره پهلوی دوم به علت مساعد شدن شرایط حضور بهائیان درصحنههای اجتماعی و بهخصوص سیاسی، حضور گسترده آنان در مناصب کلیدی مشاهده میگردد. در دوران پهلوی بهائیت در پناه دولت خود را حفظ کرده، بر پیروان خود میافزاید و در این دوران ایران به پناهگاه امنی برای بهائیت تبدیل میگردد. هرچند در این دوران سران اصلی بهائیت در خارج از ایران به سر میبردند و امور بهائیان ایران به دستور شوقی افندی و بعدها از سوی بیت العدل اعظم که مرکزیت آن در اسرائیل است، از مجاری محافل ملی داخل ایران اداره میشد.[۱]
* نفوذ بهائیان در دستگاه پهلوی مستند است
رضاخان نسبت به بهائیان بسیار خوشبین بوده است و به همین دلیل یکی از افسران بهائی را بهعنوان آجودان مخصوص فرزند خود ولیعهد انتخاب میکند. به گفته فردوست این شخص که سرگرد صنیعی نام داشت، بعدها سپهبد میشود و به وزارت جنگ و تصدی یکی دیگر از وزارتخانهها منصوب میگردد. و این مثال خود حاکی از احترام و اعتماد رضاخان به بهائیان و میزان نفوذ آنان در دستگاه دولتی است.[۲]
سپهبد عبدالکریم ایادی فرزند محمدتقی در سال ۱۲۸۶ در تهران متولد شد، وی از خانوادههای طراز اول بهایی در ایران بود، پدرش از رهبران برجسته بهائی بود. نام فامیل ایادی از لقب پدرش «ایادی امرالله» گرفتهشده، که یکی از خواص عباس افندی بوده است.[۳]
همینکه خود بهائیان اعتراف نموده که شاه به خاطر اینکه به ایادی اعتماد داشته است او را دکتر مخصوص خود قرارداده ، کافی بر این است که بهائیان نزد محمدرضا پهلوی مورد اعتماد بوده است و این ادعا که بهائیان با رژیم پهلوی رابطه دوستان نداشتهاند بلکه هم در زمان پهلوی اول و هم در زمان پهلوی دوم ظلم بسیاری از طرف حکومت به جامعه بهائی شد، نهتنها غیر مستند بلکه با این اعتراف رابطه دوستانه پهلوی با بهائیان ثابت میگردد.
از همین رو نفوذ اصلی بهائیت در نهادها و ارکان دولت در دوران عبدالکریم ایادی که از خاندان طراز اول بهائیت بود، شکل گرفت. ایادی بانفوذی که نزد محمدرضا کسب کرد، بهائیان را به مقامات عالی رساند، او مسلماً در رساندن امیرعباس هویدا که بهائی بود به نخستوزیری ، نقشی مهم داشت. در زمان هویدا کار بهائیها پررونق بود و در اکثر نهادهای فرهنگی ، دارای مناصب و مشاغل بودند و مقامات عالی مملکت توسط آنها اشغال میشد.[۴]
در اینکه امیرعباس هویدا بهائی بوده است تردید وجود ندارد؛ زیرا میرزا رضا قناد پدربزرگ هویدا، از بهائیان مخلص، ارادتمند، فداکار و مجذوب عباس افندی بود که به خاطر ترس از خشم مسلمانان به عکا رفت و نوکری افندی را عهدهدارد شد. افندی حبیبالله خان (پدر هویدا و پسر قناد) را موردحمایت مالی خود قرارداد و او را تشویق به فراگیری زبانهای مهم دنیا کرد و او را به تهران و به دستگاه سردار اسعد بختیاری فرستاد. ا. به خاطر خوشخدمتی به سردار اسعد به عینالملک ملقب گردید و در وزارت خارجه مشغول به کار شد و سمت کنسولگری ایران در چند کشور عربی را عهدهدار گردید. سپس به ملک سعود نزدیک شد و عهدهدار مسئولیتی در جده شد. اما مطبوعات عربی به خاطر تبلیغ بهائیت، به او اعتراض کرده و او را مجبور به ترک عربستان نمودند.[۵]
* دلایل نفوذ بهائیان در رژیم پهلوی
در مورد بهائی بودن هویدا بهترین و گویاترین سند، نامهای است با امضای اسکندر که در مهرماه ۱۳۴۳ بهوسیله پست برای اکثر مقامات دولتی آن زمان ارسال شد که به افشای سوابق او میپردازد. متن این نامه در جلد دوم از خاطرات فردوست از صفحه ۳۷۵- ۳۷۷ آمده است. در این نامه سوابق خدمتگزاری پدر هویدا به بهائیت و برخی از تخلفات خود او در مناصب قبلی که داشته آمده و از برخی دوستان بهائی او نامبرده شده است.[۶]
دو سند دیگر که بهائی بودن هویدا را مورد تأیید قرار میدهد ، یکی نامهای است که ظاهراً یک یاز سران بهائیت به نام قاسم اشرافی در تاریخ ۱۲/ ۶/ ۱۳۴۳ به مناسبت تصادف هویدا در جاده شمال و شکسته شدن پای او برای فرهنگ مهر ارسال داشته است و سند دوم گزارش ساواک از جلسه بهائیان ناحیه ۲ شیراز به تاریخ ۱۹/ ۵/ ۱۳۵۰ است.[۷]
ازاینرو انتصاب هویدا به صدارت نهتنها اعتراض عامه مردم، بلکه حتی اعتراض خواص رژیم پهلوی را نیز برانگیخت . بهطوریکه دریکی از گزارشهای ساواک آمده است که : « سناتور جهانشاه صمصام در پایان جلسه روز ۱۷/ ۱۱/ ۱۳۴۳ مجلس سنا به سناتور مسعودی با حضور یکی از خبرنگاران جراید اظهار داشته: حیف است به این مملکت و ملت کسی چون هویدا که بهائی است حکومت کند(گزارش ساواک ۱۸/ ۱۱ / ۱۳۴۳)[۸]
اما تخریب حضیرةالقدس با رضایت خاطر محمدرضا پهلوی نبوده است بلکه با فشار علما و مراجع دینی، شاه مجبور میشود حضیرةالقدس بهائیان در تهران را تخریب کند. زیرا بهائیان که در ایران از سوی خاندان پهلوی کاملاً حمایت میشدند و خاندان پهلوی و بهائیان باهم مأموریت داشتند که مؤسسات اسلامی را نابود نموده و نهضتهای دینی را سرکوب کنند، محمدرضا از سوی علمای بزرگ و مراجع دینی شیعه تحتفشار قرار میگیرد و شاه بنا بر اقتضای مصلحت مجبور میشود دستور تخریب این مرکز تجمع بهائیان را صادر کند.[۹]
بههرحال جنبش بهائیت در دوران پهلوی یکی از شاخههای بسیار مؤثر و بانفوذ در تشکیلان سیاسی دولت و بهتبع آن ساختارهای فرهنگی و اقتصادی ایران بوده است. در دوران پهلوی اول سیاست دین و روحانیت زدایی او مطابق میل و هدف بهائیان بود. عناصر بهائی زیادی بهخصوص بعد از نهضت ۱۵ خرداد۱۳۴۲ در بخشهای مختلف سیاسی اقتصادی، فرهنگی و هنری ایران حضور داشتند. همچون هژیر یزدانی سرمایهدار معروف، ثابت پاسال رئیس رادیوتلویزیون، عهدیه خواننده زمان شاه، فرخ رو پارسا وزیر آموزشوپرورش کابینه هویدا، دکتر شاه قلی وزیر بهداری، مهندی از بهائیان کاشان شاغل در دفتر مخصوص پهلوی، مهدی میثاقیه سرمایهدار و صاحب استودیو میثاقیه، و صدها نفر بهائی متنفذ دیگر.[۱۰]
نتیجه:
ازآنچه بیان شد این نتیجه به دست میآید که بهائیان هیچ دلیلی بر عدم ارتباط با خاندان پهلوی ندارند و مظلومیتی را که از ناحیه خاندان پهلوی ادعا میکنند کذب محض است، بلکه دوران هردو پهلوی برای بهائیان دوران طلایی بوده و از این فضای مساعد بیشترین استفاده سیاسی و اقتصادی بردند و با پیروزی انقلاب اسلامی سفره بهائیان جمع گردید.
[۱] . زاهد زاهدانی، سعید، بهائیت در ایران، ص۲۳۷، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ۴، ۱۳۸۸ش.
[۲] . مؤسسه مطالعات و پژو هشهای سیاسی، خاطرات ارتشبد سابق فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی؛ چ۱، صص ۵۶- ۵۷، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۸ش. به نقل از بهائیت در ایران، ص ۲۳۷.
[۳] . فردوست، حسین، ظهوروسقوط سلطنت پهلوی، ج۱، ص۳۷۴، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، چ۶، ۱۳۷۳.
[۴] . حسنلو، امیر علی،استبداد، استعمار و بهائیت، قم، مرکز مدیریت حوزه های علمیه، ۱۳۹۴ش.
[۵] . فردوست، حسن، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، ص۳۷۵، تهران، اطلاعات، چ۳، ۱۳۷۰ش. به نقل از استبداد، استعمار و بهائیت، ص۶۶.
[۶] . خاطرات ارتشبد سابق فردوست، صص ۳۷۵-۳۷۷.
[۷] . همان، ص ۳۸۴.
[۸] . همان، ص۳۸۵.
[۹] . کوهستانی نژاد، مسعود، روحانیت- بهائیت، ص۴۲، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۶ش. به نقل از استبداد، استعمار و بهائیت، ص۶۷.
[۱۰] . بهائیت در ایران، ص۲۳۸.
منبع:حوزه




نظر شما