گروه اندیشه: مقاله ای برگرفته از گزارش «چگونه با نابرابری اقتصادی مقابله کنیم؟» در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. این مقاله با تکیه بر پژوهشی جدید از مؤسسه «سانتا فه»، کلیشه مخفیکاری اقتصادی را به چالش میکشد. یافتهها نشان میدهند همگنی معاشرتی و بیخبری طبقات از یکدیگر، بازتوزیع ثروت را قفل میکند. بر اساس این مدل آنلاین، وقتی فقرا ثروتهای افراطی را به چشم ببینند، رادیکال شده و به نرخهای مالیاتی بالا رأی میدهند، در حالی که جداسازی فیزیکی و ساختاری مرفهان، صرفاً به بیتفاوتی فقرا و تثبیت نابرابری میانجامد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
نظریۀ نامحبوب:اگر میخواهید با نابرابری اقتصادی مقابله کنید، آن را به نمایش بگذارید! در دهههای اخیر، شکاف میان برخورداران و محرومان بیش از پیش عمیق شده است. بااینحال، اگرچه اکثر مردم دستِکم در سطح نظری با نابرابری مخالفاند، اما بر سر اینکه چگونه باید با آن مقابله کرد، اختلافنظرهای فراوانی دارند. پژوهشی جدید میگوید نگاه مردم به نابرابری و راهحل آن، تا حدی به این بستگی دارد که افراد اصلاً نابرابری را در اطراف خود تشخیص میدهند یا نه، و در صورت تشخیص، چگونه احساسی نسبت به آن دارند. آنها با طراحی یک مدل آزمایشی در صدد برآمدند تا این موضوع را مورد بررسی قرار دهند.
سنجش این موضوع بهطور ویژه دشوار است، چرا که دایرۀ اجتماعی هر فرد معمولاً از افرادی با درآمد و میزان ثروتی مشابه با خود او تشکیل میشود. در چنین محیطهای همگنی، ابعاد واقعیِ نابرابری اساساً قابلتصور نیست. تحقیقات متعددی نشان دادهاند که مرفهان جامعه، خیلی وقتها، هیچ درکی از درد و رنج فقیران ندارند و در طرف مقابل، فقرا نیز دیدی بسیار محدود به زندگی ثروتمندان دارند. این سوگیری در تجربههای شخصیمان میتواند احساس ما نسبت به مالیات و دیگر سیاستهای بازتوزیع ثروت را منحرف کند.

در مدل تحقیقاتی آنلاین پژوهشگران موسسۀ «سانتا فه» و «مدرسه اقتصادی لندن» به ۱۴۴۰ شرکتکننده، به طور تصادفی، برچسب «فقیر» یا «ثروتمند» داده شد، و متناسب با این برچسب امتیازی عددی به آنها دادند. هر شرکتکننده در لحظه میتوانست هشت نفر دیگر را که در گروه او بودند ببیند. سپس از این «جامعههای کوچک» خواسته شد تا دربارۀ یک نرخ مالیاتی رأی بدهند. در نهایت، رأی میانه تعیینکننده بود و برای همۀ افراد حاضر در آن جامعه اعمال میشد. در آخر از شرکتکنندگان دربارۀ انگیزهها و نظرشان دربارۀ این آزمایش مصاحبه میشد.
نتایج نشان داد که وقتی در یک جامعه ثروتمندان و فقیران «در کنار هم» قرار میگیرند، رأیها به سمت دوقطبیشدن میل میکنند و فقرا رادیکال شده و حتی رأی به مالیات صددرصدی میدهند. اما وقتی جمعها همگن است، سیاستهای بازتوزیع حمایت کمتری به خود جلب میکند. نکتۀ جالبتوجه این بود که ثروتمندان، هیچوقت، تمایلی به نرخهای بالای مالیاتی نشان نمیدادند، چه وقتی در جامعههای همگن بودند، چه وقتی در جامعههای ناهمگن. بنابراین تنها فقرا بودند که ممکن بود تغییر نگاه بدهند و نظرشان دربارۀ سیاستهای بازتوزیع عوض شود.
میلنا تسوتکوا، نویسندۀ ارشد این پژوهش، در گزارشی برای نشریۀ «کانورسیشن» نوشت: «آنچه دریافتیم این بود که جدایی ثروتمندان از بقیۀ جامعه بهترین دوست نابرابری است، چون با بیتفاوت نگهداشتن فقرا وضع موجود را حفظ میکند. در عوض، مشاهدۀ ثروتمندان حمایت از بازتوزیع را افزایش میدهد و نابرابری را کاهش میدهد.» لذا پیشنهاد این پژوهشگران آن است که با استفاده از شبکههای اجتماعی، گزارشهای خبری و گفتمان سیاسی، آگاهی عمومی از ثروتهای افراطی افزایش یابد. این مسئله شاید در ابتدا نارضایتی به بار بیاورد، اما در درازمدت مفید است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما