۲ نفر
۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۰
دارایی های استراتژیک در جهان امروز

مارسل موس در نظریه مشهور خود درباره «هدیه» نشان می‌دهد که روابط انسانی بر چرخه‌ای از بخشش، پذیرش و جبران استوار است. این چرخه، شبکه‌ای از تعهد، اعتماد و وابستگی متقابل می‌سازد. در سازمان‌ها نیز وقتی همکاران دانشی را به اشتراک می‌گذارند، وقتی مدیر بازخورد سازنده می‌دهد، یا فردی بدون چشم‌داشت به کمک همکار خود می‌شتابد، درواقع در یک چرخه هدیه و جبران مشارکت می‌کنند که سرمایه اجتماعی سازمان را تقویت می‌کند.

گروه اندیشه: دکتر محسن جاویدموید در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده است، بر تعاملات انسانی در سازمان ها و بر سرمایه انسانی به عنوان سرمایه استراتژیک برای پیشرفت سازمان ها تاکید می کند. این یادداشت را در ادامه می خوانید:

**** 

تعاملات انسانی، ستون فقرات حیات اجتماعی و زیربنای تکامل جوامع بشری هستند. برای درک عمیق این مفهوم در بافت سازمان‌ها، لازم است ابتدا نگاهی انسان‌شناختی به موضوع داشته باشیم و سپس پیامدهای آن را در مدیریت منابع انسانی تحلیل کنیم.

۱. دیدگاه انسان‌شناختی به تعاملات انسانی در سازمان

در انسان‌شناسی، تعامل انسانی صرفاً گفت‌وگو یا تبادل اطلاعات نیست، بلکه نظامی پیچیده از مبادله اجتماعی، ساخت معنا و توزیع قدرت و منزلت است.

۱–۱. تعامل به‌مثابه «مبادله» و «هدیه»

مارسل موس در نظریه مشهور خود درباره «هدیه» نشان می‌دهد که روابط انسانی بر چرخه‌ای از بخشش، پذیرش و جبران استوار است. این چرخه، شبکه‌ای از تعهد، اعتماد و وابستگی متقابل می‌سازد. در سازمان‌ها نیز وقتی همکاران دانشی را به اشتراک می‌گذارند، وقتی مدیر بازخورد سازنده می‌دهد، یا فردی بدون چشم‌داشت به کمک همکار خود می‌شتابد، درواقع در یک چرخه هدیه و جبران مشارکت می‌کنند که سرمایه اجتماعی سازمان را تقویت می‌کند.

۱–۲. سازمان به‌مثابه میدان فرهنگی و نمادین

کلیفورد گیرتز با مفهوم «توصیف فشرده» نشان می‌دهد که هر کنش انسانی، بار نمادین دارد. آنچه در جلسات، راهروها و حتی در پیام‌های کوتاه درون‌سازمانی رخ می‌دهد، بازتابی از ارزش‌ها، باورها، هنجارها، و کدهای فرهنگی مشترک است.

به این ترتیب، سازمان نه یک ماشین خنثی برای تولید کارآیی، بلکه یک «میدان فرهنگی» است که افراد در آن از طریق تعامل، هویت حرفه‌ای خود را می‌سازند و معنای کار خود را کشف می‌کنند.

۱–۳. سرمایه نمادین و سرمایه اجتماعی در تعاملات

از منظر پیر بوردیو، در هر میدان (از جمله سازمان)، افراد در پی کسب سرمایه نمادین هستند: احترام، اعتبار، نفوذ و جایگاه. تعاملات انسانی در سازمان، هم وسیله انجام کار هستند و هم میدان توزیع این سرمایه‌ها. اگر ساختار تعاملات مدیریت نشود، انرژی کارکنان به‌جای هم‌افزایی، به سمت «بازی‌های قدرت» و سیاست‌های مخرب اداری (Office Politics) منحرف می‌شود.

از منظر انسان‌شناختی می‌توان چنین نتیجه گرفت که سازمان، شبکه‌ای زنده از روابط، معانی و قدرت است. تعاملات انسانی در این شبکه، هم تولیدکننده نتایج کاری‌اند، هم تولیدکننده فرهنگ، هویت و سرمایه نمادین.

۲. اهمیت تعاملات انسانی در سازمان‌های امروزی

در دنیای کسب‌وکار مدرن، تعاملات انسانی فراتر از یک «مهارت نرم» فردی است و یک دارایی استراتژیک سازمانی محسوب می‌شود.

۲–۱. نوآوری و خلاقیت

نگفته پیداست ایده‌های بزرگ و نوآورانه به‌ندرت در ذهن‌های منزوی شکل می‌گیرند. تعاملات باز و سازنده میان افراد با تخصص‌ها، تجربه‌ها و دیدگاه‌های مختلف باعث بارور شدن ایده‌های خلاقانه، شکل‌گیری نگاه‌های جدید به مسائل قدیمی، و توسعه راه‌حل‌های خلاقانه می‌شود. سازمان‌هایی که تعاملات بین‌بخشی و گفت‌وگوهای آزاد را تقویت می‌کنند، بستر بروز نوآوری پایدار را فراهم می‌سازند.

۲–۲. تاب‌آوری سازمانی در شرایط بحران

در بحران‌ها (اقتصادی، فناورانه، سازمانی)، شبکه‌های اجتماعی قوی درون سازمان مانند یک سیستم ایمنی عمل می‌کنند؛ اعتماد و سابقه همکاری مثبت، تمایل افراد به کمک متقابل، و آمادگی برای به اشتراک‌گذاری منابع و اطلاعات، باعث می‌شود سازمان در برابر تکانه‌ها مقاوم‌تر شود و سریع‌تر خود را بازسازمان‌دهی کند.

۲–۳. تعهد، تعلق و هویت سازمانی

انسان، موجودی عمیقاً اجتماعی است. وقتی تعاملات در سازمان بر پایه احترام، شنیده شدن، شفافیت، و انصاف باشد، افراد احساس می‌کنند «جزئی از یک کل معنادار» هستند. این حس تعلق پیامدهای مثبتی شامل تعهد به اهداف سازمان، کاهش فرسودگی شغلی، کاهش تمایل به ترک سازمان، و افزایش انگیزش درونی را در پی دارد.

۳. تعاملات انسانی در عصر کار دانش‌محور و دیجیتال

در سازمان‌های دانش‌محور، مهم‌ترین دارایی، دانش است؛ و این دانش به‌طور کامل در اسناد و سیستم‌ها ثبت نمی‌شود، بلکه بخش بزرگی از آن، دانش ضمنی (Tacit Knowledge) است؛ یعنی دانشی که در ذهن و تجربه افراد نهفته است.

۳–۱. نقش تعامل در انتقال دانش ضمنی

دانش ضمنی معمولاً از طریق گفت‌وگوهای غیررسمی، همراهی‌های کاری، مربی‌گری و منتورینگ، تعاملات روزمره و حتی گپ‌های کوتاه در زمان استراحت منتقل می‌شود؛ نه فقط از طریق دستورالعمل‌ها و گزارش‌ها. هرچه سطح تعاملات انسانی عمیق‌تر و انسانی‌تر باشد، نرخ انتقال دانش ضمنی در سازمان بالاتر می‌رود.

۳–۲. خطر «ایزوله شدن فکری» در اتوماسیون و کار از راه دور

گسترش ابزارهای دیجیتال، پیام‌رسان‌ها و کار از راه دور، هرچند مزایایی دارد، اما می‌تواند«اصطکاک‌های مفید» (برخورد طبیعی افکار و دیدگاه‌ها) را کاهش دهد، به ایجاد «جزیره‌های اطلاعاتی» منجر شود، و تعامل را به سطح تبادل وظایف تقلیل دهد.

بنابراین، امروز بیش از هر زمان دیگر، لازم است سازمان‌ها فضاهای مواجهه و گفت‌وگوی واقعی – چه حضوری، چه آنلاین – را به‌طور آگاهانه طراحی و تقویت کنند.

۴. نقش مدیریت منابع انسانی: از اداره پرسنل تا «معماری بافت اجتماعی»

مدیریت منابع انسانی در این پارادایم جدید، دیگر صرفاً متولی جذب و پرداخت حقوق نیست، بلکه «طراح و معمار تعاملات انسانی» در سازمان است.

۴–۱. ایجاد و نهادینه‌سازی «ایمنی روانی»

مطابق دیدگاه امی ادموندسون، سازمان‌هایی که در آن افراد از ابراز اشتباه می‌ترسند، از طرح ایده‌های جسورانه خودداری می‌کنند، و نگران قضاوت یا تنبیه بابت بیان دیدگاه هستند، در حال «خودکشی استراتژیک» هستند.

نقش واحد منابع انسانی در اینجا طراحی فرهنگ و سیاست‌هایی است که در آن

اشتباه، فرصتی برای یادگیری تلقی می‌شود؛

پرسیدن سؤال، ارزشمند است؛

بیان دیدگاه متفاوت، تشویق می‌شود؛

از طریق بازنگری در سیستم‌های پاداش و ارزیابی عملکرد، سهم فرد در گفت‌وگو، پرسش‌گری، همکاری و یادگیری جمعی نیز دیده شود.

۴–۲. مهندسی شبکه‌های رسمی و غیررسمی

در هر سازمان دو نوع ساختار وجود دارد:

الف) ساختار رسمی (چارت سازمانی، خطوط گزارش‌دهی)

ب) ساختار غیررسمی (اینکه واقعاً چه کسی با چه کسی صحبت می‌کند و چه کسی در شبکه نفوذ دارد)

مدیریت منابع انسانی باید این شبکه‌های غیررسمی را بشناسد و تحلیل کند (مثلاً با روش‌های تحلیل شبکه سازمانی)، و اگر واحد یا فردی در حاشیه و انزوا قرار گرفته، با طراحی پروژه‌های بین‌بخشی، جلسات مشترک یا تیم‌های موقت چندوظیفه‌ای (Cross-functional)، او را دوباره به بدنه سازمان متصل کند.

۴–۳. مدیریت تنوع و تبدیل تضاد به موتور یادگیری

انسان‌شناسی و علوم سازمانی نشان می‌دهد که همگونی بیش از حد منجر به «تفکر گروهی» (Groupthink)  و کاهش نوآوری می‌شود. تنوع در دیدگاه‌ها، پیشینه‌ها و مهارت‌ها، اگر در فضایی امن مدیریت شود، منبع اصلی یادگیری و نوآوری است. در این میان، واحد منابع انسانی وظایف زیر را برعهده دارد:

-جذب نیروهای متنوع از نظر تخصص، جنسیت، فرهنگ، نسل و…؛

-آموزش مدیران برای مدیریت تضادها به‌گونه‌ای که تضاد از سطح شخصی (بر سر خود فرد) به سطح حرفه‌ای و فکری (بر سر ایده و راه‌حل) منتقل شود؛

-و ایجاد سازوکارهایی که در آن تضاد، به گفت‌وگوی سازنده و تصمیم‌های بهتر منجر شود، نه رنجش و فاصله.

۵. ابزارها و اقدام‌های عملی مدیریت منابع انسانی برای تقویت تعاملات انسانی

برای اینکه نقش استراتژیک منابع انسانی در تعاملات انسانی محقق شود، می‌توان به چند محور عملی اشاره کرد:

۱- طراحی فضاهای فیزیکی و دیجیتال برای تعامل:

-چیدمان محیط کار به گونه‌ای که تعاملات خودانگیخته تسهیل شود؛

-ایجاد فضاهای مشترک برای گفت‌وگو، کار گروهی و جلسات غیررسمی؛

-استفاده از پلتفرم‌های آنلاین که فقط محل انتقال دستور نیست، بلکه امکان گفت‌وگوی واقعی را فراهم کند.

۲- برنامه‌های توسعه مهارت‌های تعاملی:

-آموزش مهارت‌های ارتباطی، گفت‌وگو، مذاکره، بازخورد و گوش‌دادن فعال؛

-توسعه هوش هیجانی در مدیران و سرپرستان؛

-آموزش سواد عاطفی برای درک احساسات خود و دیگران در محیط کار.

۳- بازتعریف شاخص‌های موفقیت:

افزودن معیارهایی مانند کیفیت همکاری بین واحدها، میزان مشارکت در جلسات، درجه اعتماد متقابل، و نرخ انتقال دانش، به شاخص‌های عملکرد

۴- ارزش‌گذاری رسمی بر «رفتارهای همکارانه و مشارکتی»، نه فقط بر خروجی فردی:

-حذف سدهای ارتباطی و نزدیک کردن سطوح سازمانی؛

-ایجاد کانال‌های مستقیم برای ارتباط کارکنان با مدیران ارشد؛

-برگزاری نشست‌های دوره‌ای رودررو یا آنلاین برای شنیدن دغدغه‌ها و ایده‌های کارکنان؛

-تشویق مدیران به حضور واقعی و انسانی در میان تیم‌ها .

۶. جمع‌بندی: سازمان به‌مثابه زیست‌بوم تعاملی و نقش مدیریت منابع انسانی به‌مثابه باغبان

اگر سازمان را نه یک ماشین تولید، بلکه یک «زیست‌بوم تعاملی» در نظر بگیریم، نقش مدیریت منابع انسانی، شبیه باغبان است؛ باغبان نمی‌تواند به گیاه دستور بدهد رشد کن، اما می‌تواند خاک را غنی کند، نور و آب را تنظیم کند، موانع رشد را بردارد، و شرایط شکوفایی را مهیا کند.

به همین قیاس، واحد منابع انسانی نمی‌تواند مستقیماً «تعامل خوب» را تحمیل کند، اما می‌تواند فرهنگ، ساختار، فرایند و فضاهایی را طراحی کند که تعاملات سالم، عمیق و سازنده به‌طور طبیعی شکل بگیرند.

در عصری که تکنولوژی، استراتژی و حتی محصولات به‌سرعت قابل تقلید هستند، کیفیت تعاملات انسانی در سازمان، به یک مزیت رقابتی غیرقابل کپی‌برداری تبدیل شده است. رقبا می‌توانند ابزارهای شما را بخرند و رویه‌های شما را شبیه‌سازی کنند، اما نمی‌توانند سطح اعتماد، عمق ارتباطات، و فرهنگ تعاملی‌ای را که در سازمان شما به‌مرور ساخته شده است، به آسانی بازتولید کنند.

سرمایه‌گذاری هوشمندانه و استراتژیک بر تعاملات انسانی، دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ بلکه شرط بقا، رشد و شکوفایی سازمان‌ها در دنیای پیچیده امروز است.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2223703

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =

آخرین اخبار