به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «احتمالاً این جمله معروف را شنیدهاید که: «با فرزند خود طوری رفتار کن که انگار فرزند همسایه است.» اگر فرزند همسایه به خانه ما بیاید، نه او را دعوا میکنیم، نه تشر میزنیم و نه با لحن نامناسب با او صحبت میکنیم، بلکه حد و حریم او را حفظ میکنیم. اما متأسفانه با فرزند خودمان اینگونه رفتار نمیکنیم!»
«احترام، در خانوادههای ایرانی معنای عامی دارد و به معنای رعایت یکسری آداب است؛ آدابی که در فرهنگهای مختلف میتواند متفاوت باشد. اما جنبه دیگری از احترام نیز وجود دارد که به معنای «دیده شدن» و حفظ «حریم» افراد است.»
بنابر روایت فارس، مرضیه کشوری کارشناسی ارشد روانشناسی و مشاور خانواده، امشب یک پل تازه کلامی را معرفی میکند.
با احترام، احترام گفتن دهان شیرین نمیشود!
او میگوید: «این جنبه فراگیرتر است و میتوان برای آن قانونهای عمومیتری تعریف کرد. احترام، عاملی است که اعضای خانواده را برای بودن در کنار یکدیگر ترغیب میکند.»
ممکن است بپرسید: « رعایت این احترام چه فایدهای برای من دارد؟»
اولین فایدهاش این است که احترام، عزتنفس فرزندان را به شدت افزایش میدهد. ما در بحثهای مربوط به اصلاح رفتارهای خاص اخلاقی همسر، روی موضوعاتی مثل لجبازی، غرغر کردن، کینهتوزی و پنهانکاری کار میکنیم و ریشههای آنها را مییابیم. جالب است بدانید که ریشه حدود ۹۰ درصد این رفتارهای منفی، به «عزتنفس» برمیگردد. فردی که احساس ارزشمندی داشته باشد، تن به هر اخلاق نامناسبی نمیدهد و بیشتر در مسیر رشد و اصلاح خودش گام برمیدارد.
نقشهای مثبت را خودمان میسازیم!
بنابراین، رعایت حد و حریم دیگران، چه فرزندان و چه همسر، مستقیماً بر عزتنفس آنها اثر میگذارد و باعث میشود در کنار ما احساس ارزشمندی کنند. وقتی کسی احساس ارزشمندی کند، در نقش مثبت خود قرار میگیرد و دیگر حاضر نیست با هر اخلاق و رفتاری، کنار ما باقی بماند؛ این در نهایت به نفع خود ماست و کانون خانواده را گرمتر میکند.
این لحظه طلایی، نقطه عطف زندگی ماست!
یکی از کارهای مهمی که باعث ایجاد این احترام میشود، «دیده شدن» است. شما در فضایی که دیده شوید، شنیده شوید و به عنوان یک انسان برایتان ارزش قائل شوند، واقعاً تلاش میکنید حضور مثبتی داشته باشید. آیا برایتان پیش آمده که در کودکی اولین بار از شما بپرسند: «نظر تو چیست؟»
شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما هر کسی یک لحظه طلایی در زندگیاش دارد که در آن، نظرش مستقل شنیده شده و به آن عمل شده است.»
شیرینی سوال «نظر شما چیه؟»!
بسیار اهمیت دارد که در مکالماتمان از “جملات طلایی” استفاده کنیم و سعی کنیم طرف مقابل را واقعاً ببینیم. جملاتی مثل: «نظرت برایم مهم است» یا «دوست دارم بدانم تو چه فکر میکنی؟»؛
یا یادآوریِ «ممنونم که این موضوع را به من گفتی» و «ممنونم که مرا مطلع کردی».امشب، جمله طلایی ما برای ایجاد احترام این است: «نظرت چیست؟ تو چه فکر میکنی؟ به نظر تو چه کار کنیم؟»
احترام حتی با یک پیاز!
همچنین در رفتارهای روزمره، سادهترین کارها هم تأثیرگذارند؛ مثلاً وقتی میدانم همسرم پیاز دوست ندارد، سالاد او را جداگانه و بدون پیاز درست میکنم. این اتفاقات کوچک به آدمها در بستر خانواده احساس «دیده شدن» میدهد؛ احساس اینکه وجود دارند، مهم هستند و نظرشان شنیده میشود. این جمله طلایی باید مثل یک تابلوی راهنما در ذهن ما حک شود.
عادتهای خوب، خانواده گرم!
شاید بپرسید اگر نظر طرف مقابل بسیار دور از نظر ما بود یا حتی منطقی نبود چه؟ پاسخ این است که اولاً این گفتگو باید در بستر خانواده نهادینه شود. فرهنگ مشورت کردن باید گسترش یابد. راهکار آن هم فقط گفتگوهای کوچک، مکرر و عادت به شنیدن و گفتن است. اگر این عادت شکل بگیرد، در مواقعی که نظرات با هم متفاوت است، میتوان با گفتگو به تعادل رسید؛ یا شما راضی میشوید، یا او، یا به یک حد وسط میرسید.
نظر شما