به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در دنیای امروز خانوادههای دودرآمدی با چالشهای منحصر به فردی در مدیریت مالی روبرو هستند. افزایش مشارکت زنان در بازار کار، ضمن ایجاد فرصتهای اقتصادی، منجر به پیچیدگیهای جدیدی در تصمیمگیریهای مالی مشترک شده است.
بنابر روایت حوزه، در همین راستا حجتالاسلام والمسلمین رضا یوسفزاده، در برنامه پرسمان دینی با تکیه بر دیدگاههای روانشناختی و اجتماعی، راهکارهایی کاربردی برای حل اختلافات مالی زوجین ارائه میدهند که در ادامه تقدیم مخاطبان گرامی میشود.
سوال:
من و همسرم هر دو شاغل هستیم، اما در زمینه مدیریت هزینهها همواره دچار اختلاف میشویم. ایشان بر این باور است که به دلیل کمتر بودن میزان درآمد من، نباید در تصمیمگیریهای مالی کلان مشارکت داشته باشم و به همین دلیل، اغلب پساندازها و سرمایهگذاریها به نام ایشان ثبت میشود. این وضعیت برای من احساس ناامنی و کاهش استقلال مالی ایجاد کرده است.
پاسخ:
در جامعه ما تغییرات قابل توجهی در حال رخ دادن است. در گذشته، نقشهای سنتیتری در خانواده وجود داشت؛ به این معنا که بانوان عمدتاً مسئولیتهای خانهداری را بر عهده داشتند و آقایان به فعالیتهای بیرون از خانه میپرداختند. به همین دلیل چالشهای مالی چندانی ایجاد نمیشد، زیرا تنها یک منبع درآمد وجود داشت و همان هم مدیریت و هزینه میشد.
اما امروز با تغییر شرایط اجتماعی، شاغل شدن بسیاری از بانوان به یک واقعیت جدید تبدیل شده است. بنابراین طبیعی است که خانوادههایی که زن و شوهر هر دو شاغل هستند، گاهی در مدیریت امور مالی با چالشهایی مواجه شوند. این وضعیت مختص یک خانواده یا یک فرد نیست، بلکه مسئلهای است که در بسیاری از خانوادههای دودرآمدی مشاهده میشود.
با این حال، نکته مهم و عمیقی وجود دارد: در نود درصد موارد، اختلافات ظاهری بر سر پول و مدیریت مالی تنها نوک کوه یخ است؛ لایههای عمیقتری از نیازها، احساسات و انتظارات در زیر این سطح پنهان است.
به بیان دیگر، مشکلات مالی و نحوه مدیریت پول، تنها نمود ظاهری (نوک کوه یخ) است. اغلبِ این اختلافات، ریشه در لایههای عمیقتری دارد که در زیر سطح پنهان شده است؛ دنیایی متشکل از ترسها، نگرانیها، رویاها، نیازها و ارزشهای فردی.
هر یک از زوجین، با کولهباری از تجربیات و برداشتهای ذهنی خود از پول وارد زندگی مشترک میشوند. این برداشتها ریشه در تجربیات دوران کودکی و تربیت خانوادگی دارد. برای مثال، برخی افراد پول را مترادف امنیت میدانند و به همین دلیل تمایل به انباشت آن دارند. در چنین شرایطی، هزینه کردن بیرویه یا حتی صرف پول برای نیازهای روزمره، میتواند احساس ناامنی را در آنها تشدید کند. در مقابل، برخی دیگر پول را نماد آزادی و لذت میدانند و برداشت متفاوتی از هزینه کردن آن دارند.
بنابراین، گاهی اوقات ریشه اصلی تعارضات مالی، نه خودِ پول، بلکه اختلافات عمیقتر در روابط زناشویی و برآورده نشدن نیازهای عاطفی و روانی زوجین است که به صورت مسئله مالی بروز پیدا میکند.
بنابراین، گاهی اوقات مشکلات ریشهای و تفاوت در «فلسفه مالی» افراد، باعث بروز اختلاف در مسائل مالی میشود.
هدف در یک رابطه زوجی نباید برد یک طرف و باخت طرف دیگر باشد؛ بلکه باید به صورت یک تیم عمل کرد که با هم به پیروزی میرسند یا با هم شکست میخورند. اگر یکی از زوجین احساس باخت کند، در واقع کل تیم بازنده است و نباید این حس را داشت که دیگری پیروز شده است.
پس راهکار چیست؟
ابتدا باید درباره دغدغهها، آرزوها و نگرانیهایمان با یکدیگر گفتگو کنیم. شعار همیشگی ما این است: «گفتگو»، کلید طلایی رابطه است.
زن و مردی که با هم صحبت نمیکنند و در مورد ذهنیتها، ترسها و نگرانیهایشان به یکدیگر چیزی نمیگویند، ممکن است امروز بر سر مسائل مالی اختلاف داشته باشند، فردا بر سر تربیت فرزند و پسفردا بر سر مسائل مربوط به مهمانی رفتن.
پس چه باید کرد؟
گفتگو درباره آرزوها، رویاها و نگرانیها ضروری است. به عنوان مثال، اگر همسرتان بیان میکند که تمایل دارد سرمایهگذاریهای کلان را شخصاً انجام دهد و شما را در این امر دخالت ندهد، ممکن است نگاه شما به پول، لذت بردن از آن در لحظه باشد، در حالی که ایشان نگران آینده است.
ایجاد تعادل میان این دو دیدگاه، یک هنر است. در صورت وجود سوالات بیشتر، در جلسات آتی به تفصیل به چگونگی مدیریت این تعادل و انواع سبدهای سرمایهگذاری خواهیم پرداخت.
برای شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.




نظر شما