به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین دیدگاه های دونگ شیان جیانگ در باره نیاز چین به دموکراسی را انتشارات دانشگاه پرینستون را در کتاب «چرا چین به دموکراسی نیاز دارد؟» آورده است. نویسنده این کتاب، دونگشیان جیانگ استادیار دانشگاه فوردهام است.سایت دانشگاه پرینستون برای معرفی این کتاب نوشته است: «در شرایطی که لیبرالدموکراسیها تحت فشار قرار دارند و دولت چین در حال ارائه ثبات و شکوفایی به شهروندان خود است، آیا دموکراسی همچنان آرمانی ارزشمند برای پیگیری در چین به شمار میرود؟»
دونگشیان جیانگ در کتاب «چرا چین به دموکراسی نیاز دارد»، استدلالی قوی و قانعکننده به نفع دموکراسی قانونمدار (مشروطه) در بافتار و زمینه چین مطرح میکند. او با انجام این مطالعه، اصطلاحاً «مدل چین» را به چالش میکشد؛ چشماندازی هنجاری که به دنبال حفظ نظام تکحزبیِ «شایستهسالارانه» چین، و در عین حال بازتر، مشارکتیتر و کمسرسختتر کردن آن است.
جیانگ در مقابل، دفاعی واقعگرایانه (رئالیستی) از دموکراسی قانونمدار ارائه میدهد که بر تحلیل واقعبینانه و دقیق از واقعیتهای سیاسی چین، نقد هوشمندانه مشکلات اخلاقی و نهادی دوران پس از مائو، و تعاملی گسترده با یافتههای علوم سیاسی تجربی درباره هر دو رژیم دموکراتیک و اقتدارگرا استوار است.
جیانگ نشان میدهد که «مدل چین» بنا به دو دلیل واقعگرایانه شکست میخورد: نخست اینکه ایمانی بیمبنا و ناموجه به تمایل رهبری چین برای لیبرالیزه کردن و تقسیم قدرت با شهروندان دارد؛ و دوم اینکه این سیستم حتی با وجود تقسیم قدرتِ محدود نیز قادر نخواهد بود به یکی از عمیقترین مشکلات چین — یعنی سلطه و سیطره لجامگسیخته دولت بر مردم عادی — بپردازد. دموکراسی قانونمدار با وجود تمام کاستیهایش، همچنان چارچوبی گریزناپذیر و حیاتی برای محدود کردن زیادهخواهیهای اقتدارگرایانه دولت است. جیانگ استدلال میکند که اگر واقعگرایی به شیوهای فراگیرتر و مبتنی بر تاریخ درک شود — و نه صرفاً به عنوان امکانپذیریِ سیاسی در کوتاهمدت — میتوان دموکراسی قانونمدار در چین را یک مسیر پیشروی واقعبینانه و ضروری در بلندمدت دانست.
در معرفی این کتاب کانال اتاق وضعیت، محمدرضا دادگستر نوشته است: جیانگ در این کتاب استدلال میکند که مهمترین بیماری سیاسی چین، سلطه فراگیر دولت-حزب بر زندگی شهروندان است. این سلطه باعث ناامنی، بیثباتی و احساس ناتوانی مردم در دفاع از حقوق خود میشود. تجربههایی مانند سرکوب دادخواهان محلی، محدودیتهای شدید دوران کووید و فقدان سازوکارهای پاسخگویی نمونههایی از این مشکل هستند. جیانگ نشان میدهد که «مدل چین» از دو منظر واقعگرایانه با شکست روبهروست.
نخست، این مدل بیش از حد به تمایل رهبران چین برای آزادسازی سیاسی و تقسیم قدرت با شهروندان اعتماد میکند. دوم، حتی اگر سطحی محدود از تقسیم قدرت نیز تحقق یابد، این نظام همچنان قادر نخواهد بود یکی از عمیقترین مشکلات چین را حل کند: سلطه مهارنشده دولت بر زندگی شهروندان عادی. به باور او، با وجود همه کاستیهای دموکراسی، دموکراسی مبتنی بر قانوناساسی همچنان چارچوبی ضروری برای محدود کردن زیادهرویهای اقتدارگرایانه دولت است.

216216





نظر شما