این توافقات «شکننده» هستند، زیرا هر دو طرف میدانند که یک خطای محاسباتی کوچک یا یک عملیات نظامی محدود، میتواند کل این ساختار لرزان را فرو بریزد.
۱. پارادوکس توافق شکننده
واشنگتن در تلاش است تا بدون درگیر شدن در یک جنگ فرسایشی در خاورمیانه، فشار حداکثری را از طریق تحریمها و عملیاتهای پوشیده حفظ کند. در مقابل، تهران تلاش میکند با بهرهگیری از اهرمهای منطقهای، هزینههای احتمالی جنگ را برای آمریکا بالا ببرد تا واشنگتن به این نتیجه برسد که «دیپلماسی ارزانتر از جنگ» است. اما مشکل اینجاست که هرگونه گامی به سوی توافق، در هر دو پایتخت با مقاومت شدید مواجه است. در واشنگتن، جریانهای سختگیر جمهوریخواه هرگونه انعطاف را «ضعف» مینامند و در تهران، جریانهای تندرو هرگونه مذاکره را «تسلیم» قلمداد میکنند.
۲. فشار تندروها و نظریه «جنگ دائمی»
در داخل ایران، جریاناتی وجود دارند که معتقدند تنها راه دستیابی به اهداف استراتژیک و تثبیت قدرت، تداوم حالت جنگی و تقابل است. این جریانها با تکیه بر مفهوم «انتقام» و «پاسخ متناسب»، سعی میکنند فضای تصمیمگیری را به سمتی سوق دهند که هرگونه عقبنشینی از مواجهه نظامی، به معنای شکست ایدئولوژیک باشد.
از دیدگاه این تندروها، «انتقام» تنها یک اقدام تاکتیکی نیست، بلکه یک ابزار سیاسی برای انسجام داخلی و مشروعیتبخشی به رویکردهای سختگیرانه است. خطرناکترین بخش این فشارها، تبدیل «انتقام» به یک «دکترین اجباری» است؛ به گونهای که تصمیمگیرندگان ارشد در شرایطی قرار گیرند که حتی اگر گزینه دیپلماسی روی میز باشد، برای جلوگیری از متهم شدن به «ترس»، مجبور به انتخاب گزینه نظامی شوند.
۳. آینده احتمالی: جنگ محدود یا صلح سرد؟
با بررسی متغیرها، سه سناریو برای آینده قابل پیشبینی است:
الف) سناریوی مدیریتشده (صلح سرد): در این حالت، توافقات شکننده باقی میمانند. هر دو طرف درگیر «جنگ خاکستری» (حملات سایبری، عملیاتهای محدود و جنگ اقتصادی) هستند، اما هیچکدام جسارت شروع یک جنگ کلاسیک و تمامعیار را ندارند. در این حالت، فشار تندروها با عملیاتهای نمادین پاسخ داده میشود تا هر دو طرف احساس پیروزی کنند.
ب) سناریوی لغزش به سوی جنگ (Escalation): اگر فشار تندروها در تهران منجر به یک عملیات انتقامی گسترده شود که منافع حیاتی آمریکا (مانند جریان نفت یا پایگاههای نظامی) را هدف قرار دهد، واشنگتن احتمالاً با فشار داخلی مجبور به پاسخ سخت خواهد شد. در این حالت، «توافق شکننده» کاملاً فرو میپاشد و منطقه وارد چرخه خشونت متقابل میشود که خروج از آن دشوار است.
ج) سناریوی گشایش تاکتیکی: در صورتی که تغییرات سیاسی در واشنگتن (مانند انتخابات) یا تغییرات استراتژیک در تهران رخ دهد، ممکن است یک «توافق موقت» برای کاهش تنشها شکل بگیرد. اما این سناریو در حال حاضر به دلیل شدت فشارهای تندروها در هر دو طرف، کماحتمالترین گزینه است.
در نتیجه آینده جنگ ایران و آمریکا در حال حاضر در توازن میان «عقلانیت استراتژیک» و «هیجان تندروانه» است. در حالی که ساختار قدرت در هر دو کشور تمایلی به یک جنگ ویرانگر ندارد، اما «سایه توافق» چنان کمرنگ است که هر اتفاق غیرمنتظرهای میتواند جرقهای برای انفجار باشد. نقطه بحرانی، جایی است که «ضرورت انتقام» بر «منطق بقا» غلبه کند. در نهایت، پایداری یا سقوط هرگونه توافق، به این بستگی دارد که آیا تصمیمگیرندگان میتوانند جریانهای تندرو را مدیریت کنند یا اینکه خود تحت تأثیر این جریانها، به مسیر بازگشتناپذیر جنگ سوق داده شوند.
در وضعیت کنونی، روابط ایران و ایالات متحده در نقطهای بحرانی قرار دارد که در آن «ترس از جنگ تمامعیار» و «میل به بازگشت به میز مذاکره» به طور همزمان عمل میکنند. توافقات احتمالی یا تفاهمات ضمنی میان تهران و واشنگتن، اکنون دیگر نه بر پایه اعتماد، بلکه بر مبنای «مدیریت بحران» شکل گرفتهاند.
کد مطلب 2254429







نظر شما