چه بلایی سر کتاب‌خوان‌های ۱۲ ساله می‌آید؟ چرا ناگهان کتاب را کنار می‌گذارند؟

بسیاری از کودکانی که در سال‌های ابتدایی دبستان با علاقه کتاب می‌خوانند، با رسیدن به آغاز نوجوانی از مطالعه فاصله می‌گیرند؛ اما چرا ۱۲ سالگی به نقطه‌ای حساس برای عادت کتاب‌خوانی تبدیل می‌شود؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، رابطه بسیاری از کودکان با کتاب در حوالی ۱۲ سالگی دستخوش تغییر می‌شود؛ دوره‌ای که مدرسه، گوشی تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی و تغییر علایق، رقیب‌های تازه‌ای برای کتاب‌خوانی هستند. اما چرا برخی از کودکانی که زمانی از کتاب خواندن لذت می‌بردند، در این سن کتاب را کنار می‌گذارند؟

تصور کنید کودکی ۹ ساله ساعت‌ها خود را در دنیای هری پاتر، داستان‌های طنز یا ماجراهای یک قهرمان خیالی غرق می‌کند؛ اما تنها سه سال بعد، همان کودک برای خواندن چند صفحه نیز بهانه می‌آورد. چه تغییری رخ داده است؟

بنابر روایت ایبنا، یک پژوهش تازه در بریتانیا نشان می‌دهد بیشترین افت علاقه و عادت به مطالعه در سال‌های ابتدایی نوجوانی اتفاق می‌افتد؛ دوره‌ای که در ایران نیز تقریباً با ورود دانش‌آموز به دوره متوسطه و تغییرات جدی در سبک زندگی او هم‌زمان است.

 ۱۲ سالگی؛ مرز حساس برای یک کتاب‌خوان

۱۲ سالگی را می‌توان یکی از حساس‌ترین دوره‌ها در زندگی یک کودک کتاب‌خوان دانست. در این سن، کودک دیگر کاملاً متعلق به دنیای کودکی نیست، اما هنوز به‌طور کامل وارد دنیای نوجوانی هم نشده است.

در این مرحله، انتخاب‌های کودک تغییر می‌کند، دوستان جایگاه پررنگ‌تری در زندگی او پیدا می‌کنند، درس و مدرسه جدی‌تر می‌شود و گوشی تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی نیز به رقیبی جدی برای کتاب تبدیل می‌شوند.

به همین دلیل، برخی از کودکانی که زمانی با اشتیاق سراغ کتاب می‌رفتند، در همین سال‌ها کم‌کم از قفسه کتاب فاصله می‌گیرند.

 افت مطالعه از چه زمانی آغاز می‌شود؟

گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه National Literacy Trust بر اساس پاسخ‌های بیش از ۱۲۵ هزار کودک و نوجوان ۵ تا ۱۸ ساله در بریتانیا تهیه شده است.

نتایج این گزارش البته یک نکته امیدوارکننده نیز دارد؛ پس از چند سال روند کاهشی، میزان لذت بردن از مطالعه و مطالعه روزانه اندکی افزایش پیدا کرده است. با این حال، این ارقام همچنان با وضعیت یک دهه پیش فاصله دارند.

در سال ۲۰۲۶، ۳۶.۱ درصد از کودکان و نوجوانان ۸ تا ۱۸ ساله گفته‌اند که از مطالعه در اوقات فراغت لذت می‌برند؛ در حالی که این میزان در سال ۲۰۱۶، ۵۸.۶ درصد بوده است.

اما بخش مهم‌تر ماجرا زمانی آشکار می‌شود که سن کودکان و نوجوانان را در نظر بگیریم.

گزارش دیگری از همین مؤسسه که تجربه بیش از ۸۰ هزار نوجوان ۱۱ تا ۱۶ ساله را بررسی کرده، نشان می‌دهد شدیدترین کاهش مشارکت در مطالعه در سال‌های آغازین نوجوانی رخ می‌دهد؛ یعنی درست در دوره‌ای که کودک به تدریج وارد مرحله نوجوانی می‌شود.

بنابراین شاید ماجرا به این سادگی نباشد که نوجوان یک روز تصمیم بگیرد «دیگر کتاب نمی‌خوانم». آنچه اتفاق می‌افتد، بیشتر تغییر تدریجی رابطه او با کتاب و مطالعه است.

در ۱۲ سالگی، نوجوان باید خودش کتاب را انتخاب کند

یکی از تفاوت‌های مهم دوران کودکی و نوجوانی، شیوه انتخاب کتاب است.

کودک معمولاً با پیشنهاد دیگران کتاب می‌خواند. والدین، معلم، کتابدار یا حتی دوستان خانواده می‌توانند کتابی را به او معرفی کنند و او را برای خواندن آن ترغیب کنند.

اما نوجوان به تدریج می‌خواهد خودش انتخاب کند. همین موضوع ممکن است برای والدین عجیب باشد.

ممکن است نوجوانی که تا چند سال قبل به داستان‌های کلاسیک کودک علاقه داشته، حالا فقط رمان‌های فانتزی بخواند. نوجوان دیگری شاید کمیک یا رمان گرافیکی را ترجیح دهد. فرد دیگری ممکن است سراغ کتاب‌هایی درباره فوتبال، موسیقی، حیوانات، بازی‌های ویدئویی یا یک شخصیت مشهور برود.

گاهی بزرگسالان در چنین شرایطی می‌گویند: «این که دیگر کتاب حساب نمی‌شود.»

اما شاید دقیقاً همین واکنش، آغاز یک مشکل باشد.

پژوهش‌های National Literacy Trust نشان می‌دهد آزادی در انتخاب کتاب و ارتباط محتوای آن با علایق شخصی کودک و نوجوان، از عوامل مهم ایجاد انگیزه برای مطالعه است. پیشنهاد کتاب از سوی دوستان، خانواده و معلمان، جذابیت جلد و حتی ارتباط یک کتاب با فیلم و سریال نیز می‌تواند به حفظ ارتباط نوجوان با مطالعه کمک کند.

بنابراین اگر نوجوانی در ۱۲ سالگی به کمیک علاقه‌مند شده است، شاید بهترین کار این نباشد که کمیک را از او بگیریم و کتابی به اصطلاح «جدی‌تر» در اختیارش بگذاریم. ممکن است همان کمیک، مسیر ورود او به کتاب‌های دیگر باشد.

 وقتی مدرسه جدی‌تر می‌شود

۱۲ سالگی در ایران از این جهت نیز اهمیت دارد که معمولاً با ورود کودک به دوره متوسطه اول همراه است.

دانش‌آموز از فضای دبستان فاصله می‌گیرد، برنامه درسی تغییر می‌کند، تعداد درس‌ها افزایش می‌یابد و تکالیف و امتحان‌ها بخش بیشتری از زمان روزانه او را به خود اختصاص می‌دهند.

برای یک کودک دبستانی، مطالعه می‌تواند بخشی از بازی و سرگرمی باشد؛ اما نوجوان باید همان زمان را میان تکالیف، کلاس‌ها، امتحانات، بازی، گوشی تلفن همراه و ارتباط با دوستان تقسیم کند.

در چنین شرایطی، کتابی که ارتباطی با زندگی و علایق او نداشته باشد، شانس چندانی برای رقابت با گزینه‌های دیگر ندارد.

البته در مورد ایران باید با احتیاط سخن گفت. در جست‌وجوی منابع تازه، داده ملی هم‌سطح پژوهش National Literacy Trust پیدا نمی‌شود که بتواند به‌طور دقیق نشان دهد علاقه به مطالعه در ۱۲ سالگی در ایران چه میزان کاهش پیدا می‌کند.

بنابراین نمی‌توان ادعا کرد نوجوان ایرانی دقیقاً همان الگوی آماری نوجوانان بریتانیایی را تجربه می‌کند.

با این حال، ۱۲ سالگی در ایران نیز دوره گذار از کودکی به نوجوانی و هم‌زمان با ورود به متوسطه اول است و همین موضوع، پرسش مطرح‌شده در پژوهش بریتانیا را برای ما نیز قابل توجه می‌کند: آیا کتاب‌هایی که برای کودکان تهیه می‌کنیم، پس از ورود آنها به نوجوانی همچنان برایشان جذاب هستند؟

شاید مسئله، کتاب خواندن نباشد

یکی از نکات قابل توجه در پژوهش جدید این است که نوجوانانی که علاقه چندانی به مطالعه ندارند، لزوماً خواندن را کاری بی‌فایده نمی‌دانند.

بسیاری از آنها همچنان نقش مطالعه را در یادگیری، شناخت خود و دیگران و رسیدن به آرامش درک می‌کنند.

پژوهش National Literacy Trust همچنین نشان می‌دهد حتی در میان افرادی که از مطالعه لذت نمی‌برند، بیش از سه نفر از هر پنج نفر دست‌کم ماهی یک بار چیزی می‌خوانند.

پس شاید جمله «نوجوان‌ها دیگر کتاب نمی‌خوانند» تصویر کاملی از واقعیت نباشد.

ممکن است نوجوانی کتاب معرفی‌شده از سوی معلم را نخواند، اما کمیک بخواند. شاید رمان ۴۰۰ صفحه‌ای برایش جذاب نباشد، اما داستانی را که از روی یک فیلم یا سریال ساخته شده دنبال کند.

ممکن است کتاب پیشنهادی مادرش را نادیده بگیرد، اما کتابی را که دوستش معرفی کرده با علاقه تا نیمه‌های شب بخواند.

در واقع، آنچه تغییر می‌کند ممکن است بیشتر شکل ارتباط نوجوان با مطالعه باشد تا اصل مطالعه.

هری پاتر؛ کتابی که با خواننده بزرگ می‌شود

در این میان، یک پرسش جالب درباره کتاب‌های کودک و نوجوان مطرح می‌شود: چه چیزی باعث می‌شود بعضی کتاب‌ها بتوانند نوجوان را از این مرحله حساس عبور دهند؟

هری پاتر نمونه شناخته‌شده‌ای از این وضعیت است.

کودکی که در ۹ یا ۱۰ سالگی وارد دنیای هاگوارتز می‌شود، ممکن است در ۱۲ یا ۱۳ سالگی نیز همچنان داستان را دنبال کند.

علت احتمالاً تنها جذابیت داستان نیست؛ جهان داستان همراه با بزرگ‌تر شدن خواننده گسترده‌تر می‌شود و شخصیت‌ها نیز در کنار او تغییر می‌کنند.

این ویژگی برای ادبیات نوجوان اهمیت زیادی دارد. نوجوان باید احساس کند کتاب با شخصیت و نیازهای تازه او هماهنگ است؛ گویی برای نسخه جدیدی از خودش نوشته شده است.

اگر کتاب همچنان با او مانند یک کودک ۸ ساله صحبت کند، ممکن است آن را کنار بگذارد. از سوی دیگر، اگر کتاب ناگهان وارد فضایی کاملاً جدی و بزرگسالانه شود، شاید نوجوان احساس کند که این اثر نیز برای او نوشته نشده است.

ادبیات نوجوان باید بتواند در این فاصله جایگاهی برای تجربه کردن، خندیدن، ترسیدن، خیال‌پردازی، عاشق شدن و حتی بی‌حوصلگی نوجوان فراهم کند.

بچه‌ها واقعاً دوست دارند چه بخوانند؟

پژوهش National Literacy Trust در این زمینه یک پاسخ نسبتاً روشن دارد: آنها دوست دارند چیزهایی را بخوانند که برایشان اهمیت دارد.

این مؤسسه در توصیه‌های خود بر امکان انتخاب شخصی تأکید کرده و پیشنهاد می‌کند تعریف ما از «خواندن» گسترده‌تر باشد؛ از رمان و داستان کوتاه گرفته تا کمیک، رمان گرافیکی، مجله، شعر و آثار غیرداستانی.

در داده‌های سال ۲۰۲۵، ۲۹.۲ درصد از کودکان و نوجوانان شرکت‌کننده گفته‌اند کمیک یا رمان گرافیکی می‌خوانند و ۲۱.۳ درصد نیز مطالعه مجله را گزارش کرده‌اند.

این موضوع برای بازار کتاب ایران نیز قابل تأمل است.

ممکن است نوجوانی که حاضر نیست یک رمان ۳۰۰ صفحه‌ای را بخواند، با یک رمان گرافیکی ۲۰۰ صفحه‌ای ارتباط برقرار کند. نوجوانی که داستان‌های تخیلی را دوست ندارد، شاید کتابی درباره فوتبال یا نجوم را با اشتیاق تا پایان بخواند.

حتی ممکن است نوجوانی که از انجام تکالیف خواندنی فراری است، اگر خودش کتاب مورد علاقه‌اش را انتخاب کند، ساعت‌ها مطالعه کند.

در همه این نمونه‌ها یک عامل مشترک وجود دارد: خواننده احساس می‌کند حق انتخاب دارد.

با کتاب‌خوان ۱۲ ساله چه کار کنیم؟

شاید نخستین قدم این باشد که از تغییر سلیقه نوجوان نترسیم.

اگر کودکی از داستان‌های فانتزی به کمیک روی آورد، نباید تصور کنیم که کتاب‌خوانی او تمام شده است. اگر چند ماه فقط کتاب‌های طنز خواند، لازم نیست فوراً او را به سمت آثار «جدی‌تر» سوق دهیم.

حتی اگر یک مجموعه کتاب را چند بار بخواند، نباید این تکرار را بی‌ارزش بدانیم؛ تکرار نیز بخشی از تجربه خواندن است.

مهم این است که نوجوان همچنان خودش را یک خواننده بداند.

این احساس در ۱۲ سالگی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ چرا که نوجوان در همین دوره درباره هویت خود تصمیم‌های مختلفی می‌گیرد: چه موسیقی‌ای دوست دارد، چه فیلم‌هایی می‌بیند، با چه افرادی دوست می‌شود و چه موضوعاتی برایش اهمیت دارد.

کتاب نیز باید بخشی از این تصویری باشد که نوجوان از خودش می‌سازد.

شاید به همین دلیل، سؤال درست این نباشد که:

«چرا بچه‌ها در ۱۲ سالگی دیگر کتاب نمی‌خوانند؟»

بلکه بهتر است بپرسیم:

«آیا ما در ۱۲ سالگی هنوز کتاب‌هایی را به آنها پیشنهاد می‌کنیم که خودشان واقعاً دوست دارند بخوانند؟»

اگر پاسخ منفی باشد، شاید بسیاری از آن کودک‌های کتاب‌خوان هنوز وجود دارند؛ فقط از قفسه‌ای که ما برایشان چیده‌ایم فاصله گرفته‌اند و به دنبال کتاب‌هایی رفته‌اند که بیشتر با دنیای تازه و علایق جدیدشان هماهنگ است.

کد مطلب 2269731

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =

آخرین اخبار