به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کره زمین حدود چهار میلیارد سال پیش شکل گرفت؛ اما در نخستین دورههای عمر خود، هیچ نشانی از حیات در آن وجود نداشت. آتش، دود و بخار سراسر این سیاره را فرا گرفته بود و هنوز شرایط لازم برای شکلگیری زندگی فراهم نشده بود.
با گذشت زمان، پوسته زمین به تدریج سرد شد و چینخوردگیهای آن به صورت کوهها و درههای عظیم نمایان شدند. پس از آن، دوره بارانها و سیلابهای گسترده آغاز شد؛ بارشهایی که برای هزاران سال ادامه داشتند و چهره زمین را به شکل اساسی تغییر دادند.
در جریان این تحولات، امواج عظیم آب صخرههای بزرگ را فرسایش دادند و سراسر قارهها را درنوردیدند. گویی بارانها و سیلابها مأموریتی طبیعی برای آمادهسازی سطح زمین بر عهده داشتند؛ صخرهها را شستند، ارتفاعات را فرسوده کردند و زمینه شکلگیری دشتها و جلگههای وسیع را فراهم آوردند.
سرانجام آبها در گودالهای بزرگ زمین جمع شدند و دریاها شکل گرفتند. کوهها تا حد زیادی ساییده شدند، درهها پر شدند و بخشهایی از سطح زمین به سرزمینهایی هموار و نرم تبدیل شد؛ مناطقی که بعدها به محل زندگی انسانها، دیگر جانداران و انواع گیاهان تبدیل شدند.
نخستین نشانههای حیات در دریاها
پس از گذشت حدود سه هزار میلیون سال یا اندکی بیشتر، نخستین جوانههای حیات در دریاها پدیدار شد؛ هرچند زمان دقیق آغاز زندگی همچنان مشخص نیست.
پس از آن، جانداران گوناگون با شکلها و ویژگیهای متفاوت یکی پس از دیگری ظاهر شدند. برخی از این گونهها برای همیشه منقرض شدند و گروهی دیگر باقی ماندند و در نقاط مختلف زمین گسترش یافتند.
چگونگی پیدایش این جانداران متنوع، همچنان از اسرارآمیزترین فصلهای تاریخ حیات بر روی زمین به شمار میرود. بر اساس همین تحقیقات، پستانداران که کاملترین نوع جانداران معرفی شدهاند، احتمالاً از حدود یکصد میلیون سال پیش در زمین پدیدار شدهاند.
انسان؛ تازهوارد زمین
پیدایش انسان در مقایسه با عمر زمین، اتفاقی بسیار جدید محسوب میشود. مدت حضور انسان بر روی زمین را از چند صد هزار سال تا چند میلیون سال تخمین زدهاند.
هرچند این بازه در برابر عمر زمین و قدمت حیات در آن بسیار کوتاه است، اما برای شناخت تاریخ بشر زمان قابل توجهی به شمار میرود. با این حال، اطلاعات دقیقی درباره بسیاری از تحولاتی که در این مدت در زندگی انسانها و مناطق مختلف زمین رخ داده، در دست نیست.
اطلاعات نسبتاً روشن درباره زندگی بشر عمدتاً به پنج یا شش هزار سال اخیر بازمیگردد؛ یعنی زمانی که خط اختراع شد و امکان ثبت وقایع و شکلگیری تاریخ مکتوب فراهم آمد.
از این زمان به عنوان «دوران تاریخ» یاد میشود و دوره پیش از آن، «دوران پیش از تاریخ» نام گرفته است.
تمام تاریخ بشر در مقایسه با عمر زمین چقدر است؟
برای درک بهتر فاصله زمانی میان پیدایش زمین، ظهور حیات و پیدایش انسان میتوان یک مقایسه جالب انجام داد.
اگر کل عمر انسان روی زمین را به اندازه یک شبانهروز در نظر بگیریم، تمام دوران تاریخی بشر تنها چند دقیقه از این شبانهروز را شامل خواهد شد. در مقایسه با کل عمر زمین نیز این زمان کمتر از یک ثانیه است.
به همین دلیل، بخش عمده اطلاعاتی که امروز درباره گذشته بشر در اختیار داریم، تنها مربوط به همین دوره بسیار کوتاه است.
با این حال، آثار باقیمانده در خاکها کمک بزرگی به شناخت دوران پیش از تاریخ کردهاند. خاک، آثار مختلف زندگی انسانهای گذشته را در خود حفظ کرده و این یافتهها توانستهاند مانند نورافکنی کمسو، بخشهایی از گذشته تاریک بشر را برای دانشمندان روشن کنند.
چهار دوره مهم در زندگی انسان پیش از تاریخ
دانشمندان با بررسی ابزارها و وسایلی که از دوران پیش از تاریخ به دست آمده، این دوره را به چهار دوره اصلی تقسیم کردهاند.
عصر حجر قدیم نخستین مرحله این تقسیمبندی است. در این دوره، شناخت انسان از نیروها و امکانات طبیعت بسیار محدود بود. او برای ادامه حیات بیشتر به قطعات سنگی ساده متکی بود و آنها را به شکل ابزار و سلاحهای ابتدایی درمیآورد.
در اواخر همین دوره، انسان به کشف مهم «آتش» دست یافت؛ کشفی که زندگی او را به طور چشمگیری تغییر داد.
پس از آن، عصر حجر جدید آغاز شد. انسان در این دوره ابزارهای سنگی منظمتر، صافتر و صیقلیتری ساخت و توانست در بخشهای مختلف زندگی خود تغییرات قابل توجهی ایجاد کند.
عصر حجر جدید در مقایسه با عصر حجر قدیم دورهای بسیار کوتاه بود و احتمالاً بیش از ده تا بیست هزار سال طول نکشید. این در حالی است که عصر حجر قدیم بیش از ۹۰ درصد کل مدت حضور بشر بر روی زمین را دربر گرفته است.
پس از عصر حجر، عصر برنز یا مفرغ آغاز شد. در این دوره انسان برای نخستین بار با فلزات و روش ذوب و استفاده از آنها آشنا شد.
در ادامه، عصر آهن شکل گرفت. کشف و استفاده از آهن که فلزی مقاوم و مستحکم بود، تحولی مهم در زندگی بشر ایجاد کرد و به تدریج انسان را برای ورود به دوران تاریخ آماده ساخت.
همه جهان همزمان وارد عصر آهن نشد
نکته مهم این است که این دورهها در همه نقاط جهان همزمان آغاز یا پایان نیافتهاند.
در زمانی که برخی مناطق جهان در عصر آهن قرار داشتند، مردم مناطق دیگری همچنان در عصر حجر زندگی میکردند.
بر اساس گزارش برخی مورخان شرق و غرب، هنگامی که بخشهایی از مشرق زمین به عصر آهن رسیده بودند، مردم اروپا همچنان در عصر حجر زندگی میکردند.
در کتاب «تاریخ تمدّن غرب و مبانی آن در شرق» که زیر نظر سه تن از استادان برجسته دانشگاههای آمریکا نوشته شده، آمده است:
«اکنون این طور به نظر می رسد که در بعضی از قسمت های آسیا انسان موقعی که به آخرین دوره ترتیب زمانی یعنی «عصر آهن» رسیده بود، مردمی که در اروپا زندگی می کردند هنوز در «عصر حجر جدید» به سر می برند، و مردم استرالیا تقریباً در «عصر حجر قدیم» بودند.»
آیا تمدن از شرق به غرب رفت؟
کاوشها و حفاریهای انجامشده در مناطق مختلف مشرق زمین نیز این دیدگاه را مطرح کردهاند که تمدن انسانی از شرق به سمت غرب گسترش یافته است.
قدمت برخی آثار برجستهای که از انسانهای گذشته در شرق به دست آمده، در مقایسه با آثار مشابه در دیگر مناطق جهان بسیار بیشتر است.
بر همین اساس، میتوان گفت جوامع شرقی زودتر از غربیها مراحل ابتدایی تمدن را پشت سر گذاشتهاند و مشرق زمین یکی از مهمترین خاستگاههای تمدن انسانی بوده است.
این روایت، در واقع، تصویری از نخستین مراحل تاریخ تمدن بشر ارائه میکند؛ دورهای که در آن، نقش تمدنهای شرقی در شکلگیری و پیشرفت تمدن انسانی برجسته دانسته شده است.
پینوشت:
(۱). گردآوری از کتاب:اسرار عقب ماندگی شرق، مکارم شیرازی، ناصر، نسل جوان، قم، بیتا، ص ۲۳.
منبع: پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله مکارم شیرازی




نظر شما