چرا فنلاند دموکراتیک در کنار آلمان نازی در جنگ جهانی دوم جنگید؟

در دهه ۱۹۳۰، کشور شمال اروپایی فنلاند خود را در موقعیت جغرافیایی و سیاسی نامطلوبی یافت – میان روسیه شوروی و آلمان نازی.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ فنلاند در سال ۱۹۳۹ یک دموکراسی جوان بود. در سال ۱۹۱۷، در میانه جنگ داخلی روسیه که به ظهور روسیه شوروی انجامید، استقلال خود را از روسیه اعلام کرده بود. پس از جنگ داخلی داخلی خودش در سال ۱۹۱۸، فنلاند به‌ عنوان یک کشور مستقل ظهور کرد. بااین‌حال، فنلاند همواره بر سر سرزمین با روسیه شوروی درگیر بود و شوروی‌ها می‌خواستند فنلاند را در اتحاد جماهیر شوروی ادغام کنند. یک پیمان عدم تجاوز پرتنش منعقد شد، اما شوروی‌ها به‌ دنبال راهی برای دور زدن آن و الحاق بخش‌هایی از فنلاند بودند.

finland lahti image
اسلحه افسانه‌ای لاهتی L-۳۹ که در این‌جا به‌عنوان یک توپ ضدهوایی
تمام‌اتوماتیک استفاده شده است. مورد استفاده ارتش فنلاند در جنگ زمستانی و پس از آن.

چگونه یک دموکراسی کوچک ارتش سرخ شوروی را در جنگ زمستانی به چالش کشید

در ۲۶ نوامبر ۱۹۳۹ [۴ آذر ۱۳۱۸] روستای ماینیلا در مرز فنلاند و روسیه گلوله‌باران شد. روس‌ها فنلاند را مقصر دانستند، اما درواقع خودشان روستا را گلوله‌باران کرده بودند تا بهانه‌ای برای شکستن آتش‌بس با فنلاند داشته باشند. نتیجه، جنگ زمستانی سه‌ونیم‌ماهه میان شوروی‌های مهاجم و فنلاند بود. اگرچه حمله اولیه ارتش سرخ روسیه دفع شد، ارتش سرخ دوباره سازمان‌دهی شد و راه خود را به داخل فنلاند باز کرد. در ۱۳ مارس ۱۹۴۰ [۲۲ اسفند ۱۳۱۸]، دو طرف پیمان صلح مسکو را امضا کردند که طی آن فنلاند نزدیک به ۱۰ درصد از قلمروی خود را به روس‌ها واگذار کرد.

finland murmansk railway
سربازان فنلاندی در حال عبور از راه‌آهن مورمانسک در سال ۱۹۴۱

انتخاب بسیار بحث‌برانگیزی که به فنلاند اجازه داد از جنگ جهانی دوم جان سالم به در ببرد

تا سال ۱۹۴۰، اطلاعات کمی درباره جنایات و اهداف رژیم نازی وجود داشت و فنلاند همچنان تحت فشار مداوم روس‌ها بود. تلاش‌ها برای جلب حمایت از کشورهای دیگر در میانه جنگ جهانی دوم ناکام ماند و فنلاند تنها یک جا برای روی آوردن داشت – آلمان.

رایش سوم در حال تدوین عملیات بارباروسا بود – تهاجم به اتحاد جماهیر شوروی و شکستن پیمان خودش با شوروی‌ها. نزدیکی فنلاند به روسیه به آلمانی‌ها امکان می‌داد منطقه استقرار خوبی برای بخشی از تهاجم داشته باشند.

وقتی آلمانی‌ها در ژوئن ۱۹۴۱ عملیات بارباروسا را آغاز کردند، فنلاند هم حمله خود را برای بازپس‌گیری سرزمین‌های واگذارشده به شوروی پس از جنگ زمستانی شروع کرد. این حمله که جنگ ادامه نامیده شد، شوروی‌ها را عقب راند و حتی بخشی از قلمروی شوروی را تصرف کرد. تا دسامبر ۱۹۴۱، فنلاند موضع دفاعی گرفت و توانست آن را با فشار اندک شوروی حفظ کند، زیرا شوروی‌ها درگیر تهاجم آلمان بودند.

در فوریه ۱۹۴۳، پس از نبرد استالینگراد، تهاجم آلمان به اتحاد جماهیر شوروی متوقف شد و شوروی‌ها شروع به عقب راندن پیشروی آلمان کردند. با گذشت زمان و با فشار متفقین از غرب، شوروی‌ها توانستند دوباره مسلح شوند و تا ژوئن ۱۹۴۴ بار دیگر به فنلاند حمله کردند و بخش زیادی از سرزمینی را که در جنگ زمستانی به دست آورده بودند، بازپس گرفتند. بااین‌حال، آلمان جایزه اصلی بود؛ آلمانی‌ها در حال عقب‌نشینی بودند و تصرف برلین قریب‌الوقوع می‌نمود. فنلاند نیز مقاومت عظیمی در برابر شوروی‌ها نشان داده بود و دو طرف تا سپتامبر ۱۹۴۴ به توافق صلحی معروف به آتش‌بس مسکو رسیدند – توافقی که فنلاند را علیه آلمان نازی قرار داد.

finland raising flag
برافراشتن پرچم بر روی سنگ‌نشان سه‌کشور، سربازان فنلاندی، ۲۷ آوریل ۱۹۴۵ [۷ اردیبهشت ۱۳۲۴]

جنگ لاپلند؛ وقتی فنلاند سلاح‌هایش را به سوی متحدان سابق نازی برگرداند

نازی‌ها حضور قابل‌توجهی در شمال فنلاند داشتند، عمدتاً به‌ خاطر معادن نیکل. آلمان منبع نیکل قابل‌توجهی نداشت که برای زره و سایر مصارف نظامی لازم بود و به نیکل شمال فنلاند نیاز داشت. نازی‌ها برنامه‌ریزی کرده بودند – و فنلاند اجازه می‌داد – که به نروژ عقب‌نشینی کنند، اما شوروی‌ها می‌خواستند فنلاند به‌جای اجازه دادن به عقب‌نشینی، با نازی‌ها بجنگد.

از سپتامبر تا نوامبر ۱۹۴۴، ارتش فنلاند و ارتش آلمان مجموعه‌ای از نبردهای جزئی انجام دادند، اما بیشتر خسارت‌ها ناشی از سیاست «زمین سوخته» آلمانی‌ها در حین عقب‌نشینی بود. آلمانی‌ها مین‌های زمینی و دریایی کار گذاشتند و در میانه عقب‌نشینی‌شان بخشی از حومه را غارت کردند. تا سال ۱۹۴۵، کمی پیش از پایان جنگ جهانی دوم، آلمانی‌ها کاملاً از فنلاند خارج شده بودند.

finland sign image
تابلوی آلمانی باقی‌مانده از عقب‌نشینی: «به‌ عنوان تشکر برای نشان ندادن برادری در اسلحه»

سرنوشت نهایی فنلاند پس از ۱۹۴۵

وقتی جنگ پایان یافت، فنلاند چند موفقیت عمده به دست آورده بود. با موفقیت از تهاجم شوروی جلوگیری کرده و تلفات سنگینی به دشمنی قوی‌تر و بهتر تأمین‌شده وارد کرده بود. حتی با این‌که فنلاند از نظر نظامی در کنار آلمان نازی قرار گرفته بود، آلمانی‌ها هرگز کنترل سیاسی بر فنلاند نداشتند و نفوذ فاشیستی هرگز ریشه نگرفت. فنلاند میان سنگ و سندان گیر کرده بود – کشوری کوچک با نفوذ اندک که درگیر درگیری میان دو قدرت بزرگ با مسائل اخلاقی قابل‌توجه شده بود.

آن‌چه باید درباره موقعیت فنلاند در دهه ۱۹۴۰ به یاد سپرد این است که جهان چقدر کم درباره جنایات هم آلمان نازی و هم روسیه شوروی می‌دانست، به‌ویژه در پرتو ضرورت بقا.

منبع: thecollector.com

۲۵۹

کد مطلب 2270030

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین