به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵، ناصرالدینشاه برای زیارت حرم شاه عبدالعظیم به آنجا رفت؛ سفری که قرار بود بخشی از برنامههای جشن پنجاهمین سال سلطنت او باشد، اما با شلیک گلوله میرزا رضا کرمانی پایان یافت. یکی از سه گلوله به قلب شاه اصابت کرد و او در همانجا جان باخت.
تنها پزشکی که در لحظه حادثه در صحنه حضور داشت، شیخ محمدخان احیاءالملک بود. سالها بعد، او ماجرای آن روز را برای شیخالملک اورنگ روایت کرد؛ روایتی که در سال ۱۳۳۱ در مجله «یغما» منتشر و سپس در «خواندنیها» بازنشر شد.
احیاءالملک میگوید وقتی بر پیکر شاه رسید، با دسترسی به محل اصابت گلوله دریافت که قلب کاملاً از کار افتاده و شاه قطعاً مرده است. اما اتابک اعظم حاضر نبود مرگ شاه در حرم اعلام شود. وقتی پزشک واقعیت را به او گفت، اتابک از او خواست به جای اعلام مرگ، وانمود کند شاه بهبود یافته است.
از اینجا، یکی از عجیبترین صحنههای روایت آغاز میشود. درباریان برای آنکه مردم متوجه مرگ شاه نشوند، جسد او را روی صندلی نشاندند. مردی پشت شاه قرار گرفت و دستهای خود را از زیر لباس او وارد آستینها کرد تا دستان شاه را حرکت دهد. حتی سبیل شاه را نیز گاه با دست مرتب میکردند تا او زنده به نظر برسد. عینک یاقوت کبودش را هم به چشمش گذاشتند.
جسد شاه را سپس با کالسکه به تهران بردند؛ در حالی که به اطرافیان گفته میشد شاه مجروح شده و گلوله به پایش اصابت کرده است.
به این ترتیب، مرگ ناصرالدینشاه برای مدتی نه با اعلام رسمی، بلکه با یک نمایش عجیب و هولناک پنهان شد؛ نمایشی که در آن، پیکر بیجان شاه باید آخرین نقش زندگی خود را بازی میکرد.
متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
۲۵۹




نظر شما