مبلغ - محمد عارف معزی: مشاجرات سیاسی در ایران طی سالهای گذشته بارها با اتهامزنی، نسبت دادن سخنان نادرست، توهین و بیاخلاقی همراه شده است؛ روندی که به نظر میرسد در سالهای اخیر بیش از گذشته به فضای عمومی و سیاسی کشور راه یافته است. در این میان، نقد عملکرد افراد و نهادها میتواند بدون محدودیت سیاسی یا علمی مطرح شود، اما رعایت مرزهای اخلاقی همچنان ضرورتی جدی است.
استفاده از جایگاههای دینی برای توهین و تخریب نیز از جمله مسائلی است که میتواند علاوه بر تشدید تنشهای سیاسی، چهره دین را در افکار عمومی مخدوش کند. از سوی دیگر، بیتوجهی به تهمت، افترا و هتک حیثیت مسئولان میتواند به تضعیف اعتماد عمومی منجر شود. رعایت اخلاق سیاسی از سوی جریانهای سیاسی، بهویژه جریان اصولگرا، میتواند در کاهش چرخه متقابل توهین و تخریب در فضای سیاسی کشور مؤثر باشد.
در همین راستا، محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بررسی این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی محمد مهاجری با مبلغ را میخوانید؛
متولیان اخلاق، عرصه را به آدمهای بیاخلاق واگذار کردهاند/ توهین چاشنی اصلی مشاجرات سیاسی شده است
*** آقای مهاجری، در فضای سیاسی امروز شاهدیم که نقد عملکرد مسئولان گاهی از نقد سیاسی عبور میکند و به توهین، فحاشی و حتی نسبتهای سنگین درباره شخصیتهای سیاسی میرسد. به نظر شما این تغییر ادبیات سیاسی از کجا ناشی میشود؟ آیا این مسئله را باید بخشی از رادیکالشدن فضای سیاسی دانست یا ریشههای اجتماعی و فرهنگی عمیقتری دارد؟
نقد واقعاً نباید هیچ مرزی داشته باشد. نه مرز سیاسی و نه مرز علمی نباید برای نقد قائل شد. هر کسی درباره عملکرد یک سازمان یا یک فرد، چه مسئول عالیرتبه کشور باشد و چه هر مقام دیگری، وقتی از آن فرد یا عملکرد او انتقاد میکند، باید بتواند هر چیزی را که به ذهنش میرسد مطرح کندما سالهای طولانی است، شاید از همان نخستین سالهای بعد از پیروزی انقلاب، با دعواهای سیاسیای مواجه هستیم که متأسفانه با بیاخلاقی همراه شدهاند. این بیاخلاقی گاهی شامل انتشار و نسبت دادن حرفهای دروغ به رقبای سیاسی است، گاهی اوقات به شکل تهمت زدن و نسبت دادن سخنان نادرست به دیگران بروز پیدا میکند و توهین هم معمولاً چاشنی اصلی این مشاجرات سیاسی است. شاید بتوان گفت چیزی به نام اخلاق سیاسی، که حتی در سطح اخلاق عادی، مردمی و خانوادگی هم رعایت میشود، در این مراودات سیاسی واقعاً غایب است.
نکتهای که نمیدانم واقعاً برای درمان آن راهحل سیاسی وجود دارد یا نه، این است که متولیان اخلاق در جامعه، که شاید در دهههای گذشته معمولاً فعالتر بودند و در زمینه توصیههای اخلاقی به مردم حضور بیشتری داشتند، دستکم در یکی دو دهه گذشته کاملاً عرصه را به آدمهای بیاخلاق واگذار کردهاند.
هیچکس حاضر نیست اخلاق را همراه سیاست وارد میدان کند/ وقتی وارد سیاست میشویم، اخلاق را پشت در میگذاریم
*** اگر بخواهیم از منظر دینی به این مسئله نگاه کنیم، مرز میان «نقد» و «هتک حرمت» کجاست؟ آیا میتوان عملکرد یک رئیسجمهور، وزیر یا چهره سیاسی را با شدیدترین ادبیات نقد کرد، اما همچنان از نظر اخلاق اسلامی در چارچوب نقد باقی ماند؟ چه زمانی نقد یک رفتار یا تصمیم، به تخریب شخصیت فرد تبدیل میشود؟
نقد واقعاً نباید هیچ مرزی داشته باشد. نه مرز سیاسی و نه مرز علمی نباید برای نقد قائل شد. هر کسی درباره عملکرد یک سازمان یا یک فرد، چه مسئول عالیرتبه کشور باشد و چه هر مقام دیگری، وقتی از آن فرد یا عملکرد او انتقاد میکند، باید بتواند هر چیزی را که به ذهنش میرسد مطرح کند. تنها مرزی که باید برای نقد قائل شد، همان بحث اخلاقی است.
این بحث اخلاقی نیز در کتابهای اخلاقی علمای قدیم و معاصر ما بارها و به شکلهای مختلف مورد بحث قرار گرفته است. اما متأسفانه وقتی وارد فضای سیاست میشویم، انگار هیچکس حاضر نیست اخلاق را همراه سیاست وارد میدان کند. همیشه یا سیاست را پشت در میگذارند یا اخلاق را پشت درِ سیاست جا میگذارند و دیگر حاضر نمیشوند آن ملاحظات و الزامات اخلاقی را رعایت کنند.

در تجمعات شبانه روحانیون و مداحان به اسم دین مرتکب الفاظ رکیک به چهره های سیاسی میشوند/ مردم میگویند اگر معنای دین این است، ما کافریم
*** اگر فردی به یک مقام سیاسی ـ مثلاً رئیسجمهور، وزیر یا نماینده مجلس ـ توهین یا فحاشی کند، آیا جایگاه سیاسی او در حکم شرعی یا حقوقی مسئله تأثیری دارد؟ به عبارت دیگر، آیا توهین به یک مسئول صرفاً به دلیل اینکه مسئول است، حکم متفاوتی با توهین به یک شهروند عادی دارد یا اصل حرمت آبروی انسان در هر دو مورد یکسان است؟
مسئولان قضایی کشور نباید نسبت به این موضوع که مسئولان کشور مورد هتک حیثیت و هتک حرمت قرار بگیرند و به آنها تهمت زده شود، کوتاهی کنندبدتر از آن، این است که متأسفانه بهخصوص در این شبها، من گاهی در مراسمهای شبانه شرکت میکنم و میبینم یا در فضای مجازی منتشر میشود که برخی از کسانی که مرتکب الفاظ رکیک، توهین و حرفهای زشت و سخیف میشوند، از میان معممین یا افراد متدین جامعه هستند؛ دستکم ظاهرشان با آدمهای متدین تطبیق دارد. بعضی از عزیزان مداح را هم در همین موضوع میبینم.
به نظرم این مسئله گناه یا اشتباه بزرگتری است؛ چراکه وقتی شما از سپر دین استفاده میکنید و از این جایگاه برای توهین به دیگران بهره میگیرید، در واقع از یک ظرفیت برای انجام یک کار منفی استفاده کردهاید. علاوه بر این، کاری میکنید که دین نزد افکار عمومی ملکوک شود و بسیاری از مردم بگویند اگر واقعاً معنای دین این است، ما نسبت به چنین دینی کافریم.
بنابراین، افرادی که مرتکب این رفتارها میشوند، چه روحانیون، چه مداحان و چه افراد متدین، علاوه بر اینکه یک کار زشت سیاسی انجام میدهند، عملاً باعث میشوند دین نیز چهرهای مشوه پیدا کند.
مسئولان قضایی نباید نسبت به هتک حرمت کوتاهی کنند/ هتک حیثیت مسئولان، پردههای اخلاق را میدرد
*** در سالهای اخیر گاهی میبینیم مخالفان یک چهره سیاسی، به جای نقد عملکرد او، الفاظ رکیک به کار میبرند یا اتهامهایی را مطرح میکنند که معلوم نیست مستند باشد. از منظر شرعی، تفاوت میان «توهین»، «تهمت»، «افترا»، «غیبت» و «دشنام» چیست؟ آیا همه این موارد صرفاً گناه اخلاقیاند یا بعضی از آنها میتوانند عنوان مجرمانه یا مجازات شرعی نیز پیدا کنند؟
توهین، تهمت و افترا واژههایی هستند که از لحاظ حقوقی معانی کاملاً روشنی دارند. معمولاً اصحاب رسانه یا دیگران، وقتی متهم میشوند و کارشان به دادگاه میرسد، با عناوینی مانند نشر اکاذیب، افترا و توهین مواجه میشوند که هرکدام معانی و آثار حقوقی مشخصی دارند. گاهی اوقات هم افراد بدون اینکه متوجه باشند در حال توهین کردن، تهمت زدن یا نسبت دادن افترا هستند، این کارها را انجام میدهند.
اما آن چیزی که به نظر من مهم است، این نیست که شما بتوانید تشخیص بدهید کدام رفتار دروغ است، کدام توهین است، کدام تهمت است و کدام افترا. اگر ما آن چیزهایی را که در دین به ما یاد دادهاند رعایت کنیم و از یک تربیت خانوادگی درست برخوردار باشیم، خیلی هم نیازی نیست که از لحاظ حقوقی بررسی کنیم این موارد دقیقاً کجا قرار میگیرند و چه مجازاتی برای آنها متصور است. همین اندازه که آن اخلاقیات کلی را رعایت کنیم، گمان میکنم گرفتار چنین رفتارهایی نخواهیم شد.
از طرف دیگر، به هر حال مسئولان قضایی کشور نباید نسبت به این موضوع که مسئولان کشور مورد هتک حیثیت و هتک حرمت قرار بگیرند و به آنها تهمت زده شود، کوتاهی کنند؛ چراکه این مسئله علاوه بر اینکه باعث دریده شدن پردههای اخلاق میشود، ذهنیت جامعه را نسبت به افراد و مسئولان مخدوش میکند و باعث بیاعتمادی مردم به نظام سیاسی کشور میشود و این مسئله نیز میتواند خطرات بسیار بزرگی به همراه داشته باشد.
اصولگرایان باید مؤدبتر و متخلقتر باشند/ حجم قابل توجهی از تهمتها از ناحیه دوستان اصولگراست
*** با توجه به اینکه بسیاری از این ادبیات توهینآمیز امروز در شبکههای اجتماعی منتشر و هزاران بار بازنشر میشود، آیا میتوان گفت این مسئله دیگر فقط یک رفتار شخصی نیست و به یک آسیب اخلاقی در سیاست تبدیل شده است؟ از نگاه شما، جریانهای سیاسی و بهخصوص نیروهای اصولگرا که خود را متعهد به ارزشهای دینی میدانند، چه مسئولیتی در جلوگیری از فحاشی، تهمت و هتک حرمت رقبای سیاسی خود دارند؟
دستکم خود من توقعم این است که نیروهای جریان اصولگرا مؤدبتر و متخلقتر باشند؛ هم به اخلاق سیاسی و هم به اخلاقیات شرعی. اما متأسفانه آن توقع و انتظاری که ما از دوستان اصولگرا داریم و انتظار داریم آنها را متشرعتر ببینیم، برآورده نمیشود.
حجم قابل توجهی از تهمتهایی که در فضای مجازی یا در فضای غیرمجازی متوجه چهرههای سیاسی میشود، از ناحیه دوستان اصولگراست. اینکه حالا دوستان اصلاحطلب چه کار میکنند، من دستکم خودم را در مقابل آنها مسئول نمیدانم؛ اما گمان میکنم جریان اصولگرا وقتی عملاً با توهین و تخریب وارد میدان میشود، یک نوع حلیت و رواداری، البته رواداری غلط، و نوعی مجوز برای انجام همین کارها در جناح مقابل هم ایجاد میکند.
به نظرم از آنجایی که قرآن میفرماید «کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ»، هر کسی مسئول کار خودش است. اگر ما در جریان اصولگرا مسائل سیاسی و اخلاقی را رعایت کنیم، تصور من این است که جریان اصلاحطلب هم میتواند تربیت بهتری پیدا کند.





نظر شما