این جمله در عین مهمل بودن به خوبی ماهیت متناقض روشنفکری دینی را به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد روشنفکری دینی پدیده‌ای تقلبی است که نه دینش، دین درست و درمانی است و نه روشنفکری‌اش، روشنفکری پدر و مادر داری.

به گزارش خبرآنلاین، بیست و چهارمین شماره هفته‌نامه «نگاه پنجشنبه» با پرونده‌ای خواندنی و متفاوت برای «مرگ» منتشر شد. در شماره جدید کتاب هفته «نگاه پنجشنبه» آرا و نظرات مختلفی درباره «مرگ» و بستن بار از دنیا و سفر به آخرت به رشته تحریر در آمده است. علاوه بر یادداشت های ویژه این شماره، نقدها و نوشتارهای عباس عبدی، صادق زیباکلام، سیدعلی میرفتاح، اسد الله امرایی، محسن مطلق، اسماعیل امینی و...نیز در این شماره به چشم می خورد.


در بخشی از یادداشت سید عبدالجواد موسوی با عنوان «قهرمانان چگونه می‌میرند» میخوانیم:

«یکی از لاطائل‌ترین اباطیلی که در عمرم شنیده‌ام این جمله زنده‌یاد دکتر علی شریعتی است: «خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت». البته جمله در عین مهمل بودن به خوبی ماهیت متناقض روشنفکری دینی را به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد روشنفکری دینی پدیده‌ای تقلبی است که نه دینش، دین درست و درمانی است و نه روشنفکری‌اش، روشنفکری پدر و مادر داری. خدا اگر خدای یگانه بی‌چند و چونی است که محمد مصطفی(ص) او را ترسیم می‌کند، خدایی است که حیات و ممات همه خلق‌الله از من عامی بی‌سواد تا جناب دکتر علی شریعتی فارغ‌التحصیل سوربن، در قبضه قدرت اوست. و اتفاقاً دکتر دوست‌داشتنی و دردمند و ظلم‌ستیز ما را که به حق از آموزگاران راستین و صادق انقلاب اسلامی بود به گونه‌ای از دار دنیا می‌برد که تا به امروز کسی از کیفیت مرگ ایشان مطلع نباشد تا بدانیم و بدانند در پیشگاه آن که خیرالماکرین است نمی‌توان عرض شعبده کرد. فتأمل!


شاید در هیچ جمله‌ای چهره روشنفکری دینی به این وضوح نمایان نشده باشد؛ خدا وجود دارد اما خدای نصفه‌نیمه‌ای که می‌تواند بخشی از وظایفش را بر عهده جناب روشنفکر دینی بگذارد. یعنی جناب روشنفکر دینی است که حدود وظایف و اختیارات قادر متعال را مشخص می‌سازد. اگر روشنفکر دینی می‌گفت: «خدایا خیلی ممنون! راضی به زحمت شما نیستم. بنده خودم چشمم کور و دندم نرم، هم برای زیستنم با اتکا به آنچه از استاد لویی ماسینیون و ابوذر (یا همان سوسیالیست خداپرست) فراگرفته‌ام، فکری خواهم کرد و هم تصمیم خواهم گرفت چگونه دار فانی را ترک بگویم و خدمت حضرتعالی مشرف شوم»؛ به نظرم خیلی حرفش معقول‌تر می‌آمد. آخر موجودی را که به تعبیر حضرت بیدل بی‌اختیار می‌زید و به ناچار می‌میرد، چه به این شکرخوردن‌ها؟! خدا، یا هست یا نیست. اگر هست این حرف‌های بی‌نمک و شبه‌ماتریالیستی چیست؟ اگر هم نیست این رمانتیک‌بازی‌های شبه‌مذهبی را کجای دلمان بگذاریم؟ این است که می‌گویم روشنفکری دینی در این جمله به خوبی وضعیت پا در هوا و مضحک خود را به نمایش گذاشته. من البته تمام‌قد مخلص آقای دکتر علی شریعتی هستم. روح ناآرام و شورشی و ضدظلم او را به شدت می‌ستایم و معتقدم با همه اشتباهات ریز و درشتش یک سخنرانی انقلابی او می‌ارزد به زندگی خیلی از حضرات بی‌درد و غمی که از روشنفکری فقط بلغور کردن چهار تا کلمه فرنگی را یاد گرفته‌اند و در سخنشان نه دردی هست، نه عشقی، نه داغی و فقط و فقط کاغذها را سیاه می‌کنند و جان‌ها را تباه. با این همه، عرض ارادت، چیزی دیگر است و نقد و سخن‌سنجی چیز دیگر. حاصل کلام اینکه روشنفکری دینی نه حق تعبد و بندگی را به تمامی ادا می‌کند و نه حق خرد نقاد را. اتفاقاً اگر برای آدمیزاد اندک ‌اختیاری قائل باشیم باید بگوییم هرکسی با نحوه زیستنش مرگ خود را رقم می‌زند؛ آن که سرافرازانه و عزت‌مدارانه از بیعت با خلیفه حرام‌لقمه‌ای هم‌چون یزید سر باز می‌زند خواه‌ناخواه در مسیری قرار می‌گیرد که فرجام آن کشته شدن به دست شقی‌‌ترین مخلوقات روی زمین است. یعنی گریزی از چنین سرنوشتی نیست. مرتضی آوینی خدابیامرز را که به خاطر دارید؟ پس از انقلاب همه هم و غمش را مصروف بر و بچه‌های جنگ کرد. بعد از جنگ هم به هر بهانه‌ای راهی مناطق جنگی می‌شد. اگر بخواهیم از منظر بشر خودبنیاد سخن بگوییم باید گفت هر مرگ دیگری جز آنچه برای مرتضی آوینی اتفاق افتاد، حق آن سید مظلوم نبود. می‌ترسم حکم قطعی صادر کنم اما گمان می‌کنم خیلی هم بی‌ربط نباشد اگر بگوییم هرکسی چنان می‌میرد که می‌زید. مولانا جلال‌الدین محمد بلخی باشکوه از دار دنیا رفت همانگونه که می‌زیست. اگر حضرت مولانا به هنگام احتضار می‌ترسید یا هذیان می‌گفت باید به هرآنچه سروده بود و گفته بود شک می‌کردیم. در هنگام مرگ هیچ بنی‌بشری نمی‌تواند نقش بازی کند. این تنها هنگامه‌ایست که آدمی در آن حقیقت وجودی خویش را آشکار می‌سازد. می‌گویند آخرین غزلی که حضرت مولانا سروده است و آن را زیر بالش ایشان پیدا کرده‌اند این ابیات بوده:
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن»
متن کامل این یادداشت انتقادی را در جدیدترین شماره نگاه پنجشنبه بخوانید.

 

ساکنان تهران برای تهیه شماره های پیشین و تمام هموطنان برای اشتراک نگاه پنجشنبه کافی است با شماره های 88557016 الی 20 تماس بگیرید. همچنین این هفته نامه در دکه های روزنامه فروشی و کتابفروشی های معتبر تهران توزیع شده است.
6060

کد خبر 244056

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 63
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مسعود IR ۰۹:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    سيد جان سخن از زبان ما گويي دست مريزاد
    • بدون نام IR ۱۴:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
      17 3
      جاي مثبت و منفي ها عوض شده ؟!!!!!!!!!!! با كامنت هاي پايين خيلي متفاوته !!!!!!!
    • گمنام IR ۱۰:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۹
      3 1
      منم موافقم. اصلا باهم همخوني نداره... چرا؟ چرا؟ چرا؟
  • بدون نام IR ۱۰:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    عزیز من انتقاد از کسی که نیست از خودش دفاع کنه کار راحتیه شما اول تحقیق کن ببین تو چه شرایطی و راجع به چه افرادی این سخن یبان شده ,بعد بیا منتقی انتقاد کن - در ضمن برای بزرگی نباید دیگران رو کوچیک کرد
  • بدون نام IR ۱۰:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    بیشتر مطالعه کن
  • بدون نام IR ۱۰:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    بهتر است در این جمله عمیق تر و بیشتر تفکر کنید و منظور دکتر را بهتر درک کنید .
  • بدون نام IR ۱۰:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    متني كه شعر گونه نوشته شده را نمي توان و نبايد با الگوهاي فلسفي يا منطقي مورد تجزيه و تحليل قرار داد. كسي كه فرق امور را با هم و از هم تشخيص نمي دهد نمي توان و نبايد نظر خود را به عنوان واقعيت تحميل كند.
  • محمود IR ۱۰:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    56 11
    حدود سال 1350 يك روز توفيق پيدا كرديم خدمت مرحوم استادجعفري رسديم در ضمن صحبتهاي كه داشتيم از ايشان سئوال كردم و نظرشان را در مورد بعضي از اشعار(باصطلاح شما مهمل) حضرت مولانا ، نظرشان را پرسديم ايشان فرمودند : اگر تمام اشعار ايشان بدون اشكال بود آنوقت چه فرقي بين مثنوي و قرآن بود و اين خداخواهي است كه در كلام فردي مثل حضرت مولانا هم كلمات مهمل بيان شود تا فرق بين ايشان و پيامبران و معصومان مشخص گردد. خواستم به جنابعالي عرض كنم اولا بدون اينكه نقدتان تائيد كنم بگويم اگر بفرض هم دكتر شريعتي جمله مهملي كفته باشد برمي گردد بحرف استاد جعفري ثانيا ايشا ن مثل شما و خيلي از نويسندگان و سخنرانان فرصت مناسبي براي مطالعه نداشتند و چون درد مند بودند خواستند تا فرصت از دست نرفته دين شان ادا كنند .
  • بدون نام IR ۱۱:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    همه دروغ میگن... فقط تو راست میگی.
  • بدون نام IR ۱۱:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    81 88
    آخه این چه مطلبیه خبرآنلاین میزاری؟ اومده روشنفکری رو ببره زیرسوال، دین رو برده زیر سوال. هر چیزی رو که تبلیغ نمیکنن که
    • بدون نام IR ۱۴:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
      4 3
      هر نظری رو میشه راجع بهش حرف زد. وقتی تابو میسازیم از مسائل وضعمون همین میشه که میبینی.
  • BAHARAK IR ۱۱:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    بالاخره 1چیزی گیر میارید که به این بنده خدا گیر بدید دیگه. کسی که بخواد گیر بده می2نه این جمله رو هزار مدل تفسیرش کنه. ماکه معنی جمله رو میفهمیم ولی ظاهراً کسایی هم هستن که متوجه نشدن
  • امیر IR ۱۱:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    94 5
    لطفا کسی را نقد کنید که خودش باشد و بتواند جواب دهد. این جوری به نظرم کمی دور از انصاف است.
    • بدون نام IR ۱۳:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
      53 50
      دکتر اینقدر بزرگ گوارند که با ای نقدها بزرگ تر و عزیز تر هم میشوند . در ضمن دکتر جسمش نیست روحش در تمام جملات عزیزشون هست و همون جملات عزیز پاسخگوی این نقد هاست
  • بدون نام IR ۱۱:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    143 3
    منظور شريعتي از چگونه مردن اين نبوده اخوي. کج فهميدي. چگونه مردن يعني در چه راهي مردن. مردن شريعتي در همان راهي بود که خودش انتخاب کرد...
    • 313 ...? IR ۱۰:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۹
      8 0
      با نظرت كاملا موافقم.اين جمله واقعا نياز به تامل داره و دركش واسه هركسي ساده نيست؟ تورو خدا شبهه نندازين تو مردم .اصلا كار درستي نيست.
  • مجید IR ۱۱:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    99 2
    اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آن گاه نمی دانم به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت دکتر شریعتی
    • مرتضی IR ۲۲:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۰
      5 0
      احسنت افرین ماجوانان میراث داران انسانهای بزرگی چون دکترشریعتی هستیم
  • علی IR ۱۱:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    161 8
    «خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت» این زیباترین جمله در میان لاطائلاتی است که این نویسنده آقای موسوی گفته است.
    • بدون نام IR ۱۲:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
      40 4
      آفرین
  • درود بر دکتر شریعتی CO ۱۱:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    با این متنی که ایشون نشوتن مشخص میشه منبع این پیام های مسخره ای که بر علیه دکتر میاد رو چه کسانی می نویسند
  • رضا IR ۱۱:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    104 5
    کاشکی ایشون زنده بود و خودشون جوابتون رو می داد
  • بدون نام EU ۱۱:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    احسنت لذت بردم.
    • پارسا IR ۱۲:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
      45 2
      لذت ببر عزیزم... دکتر شریعتی برای هر کسی با هر سطح فکر و درکی، پیام خاص خودش رو داره ...
  • علی IR ۱۱:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    117 4
    بنام خدا و با سلام جناب موسوی خدا وکیلی حکم در ظاهر قطعی شما ( هر کس چنان میمیرد که می زید ) چه تفاوتی با سخن دکتر شریعتی دارد ؟ چون در صورت نشان داده شدن (هدایت)راه زندگی از سوی باریتعالی انسان به همان طریقی که میزید میمیرد ضمنا دکتر کی گفته است که به هدایت الهی تا پایان زندگی معتقد نیست ؟ لطفا درطرح باصطلاح نقد حرمت آن فقید عزیز را نگه دارید و منطق وشعور مخاطب را دست کم نگیرید . هدایت الهی شامل حال همه ما باد انشاالله
  • حمیدرضا IR ۱۱:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    10 2
    با سلام. تا اونجا که چشم بنده یاری میکنه من گزینه ای برای به اشتراک گذاشتن خبر رو شبکه های اجتماعی ندیدم. ناچارا باید URL مطلب رو کپی کنم و به اشتراک بزارم. البته زیاد خوشایند نیست بخصوص اگر از تلفن همراه استفاده کنم که از شِیر کردن منصرف میشم. لطفا این رو در سایت قرار بدید. با تشکر
  • محمد حسین JP ۱۱:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    51 7
    فقط یک کلام: متاسفم از چنین ساختار اندیشه ای (اندیشه که خیر: قالب) دوش، شیخ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت -------- آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد!
  • پارسا IR ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    109 7
    خوب شما اصلا شریعتی رو دوست نداشته باش... اصلا کتابهاش هم همه رو آتش بزن بریز دور تا خدا از دستت راضی باشه اصلا طرف خیابون شریعتی هم نرو ... چه کاریه ... از مسیر های جایگزین استفاده کن من از این جمله ایشون این برداشت شما را ندارم و احساس می کنم شما از یک دیدگاه من درآوردی و بدبینانه به انتقاد نا سالم پرداخته اید و یکطرفه به مناظره نشسته اید...
  • بدون نام DE ۱۱:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    109 5
    یعنی خداوندا! اگر تو هدایتم کنی، قطعاً بهترین راه مردن را که شهادت است خواهم پیمود. درک این جملات سخت است؟ۀ؟
    • بدون نام IR ۱۲:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
      49 2
      سخت است ؟ بله سخت است . اما بعضی ها کلا مشکل دارن ببینن کسی بزرگ تر از خودشونه
  • بدون نام IR ۱۲:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    16 9
    متاسفم برای خودم و همه
  • احسان IR ۱۲:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    106 7
    آقاي عبد الجواد موسوي حقيقتا "چگونگي برداشت معنا" از جمله ي ادبي را نميدانند يا خودشان را به ندانستن زده اند!؟
  • زين الدين CA ۱۲:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    123 9
    عجب برداشت سطحي اي!
    • احسان IR ۱۲:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
      29 2
      بيشترين مشكل همه ي انديشمندان تو تاريخ ،همين برداشت هاي سطحي بوده.
  • alert IR ۱۲:۲۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    10 97
    موافقم ...از جسارتی که توی نقد بود لذت بردم ..نباید هر چیزیو بی چون و چرا باور و قبول کرد ..حتی اگر شخصیت مورد علاقه باشه.
  • پیام IR ۱۲:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    23 2
    !!!!!!!!!!
  • بدون نام IR ۱۲:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    85 4
    اگر ممکنه به این آقای اندیشمند بگین اشعار حافظ و مولانا را هم برای ما تفسیر کنند . راستی نکنه این اس ام اس های موهن دکتر شریعنی را ایشون درست میکنه ؟!
  • امیر IR ۱۲:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    31 2
    من هم یا دیدن این تحلیل نا امید شدم از کسانی که می خواهند روشنفکری را نقد کنند. اتفاقا حرف دکتر شریعتی بسیار پر مغز و دقیقا منطبق بر آموزه های دینی است. آدمی با دست خود آینده اش را می سازد. اگر ما از خداوند خواهان ساختن دنیایمان هستیم بی تردید پس از آن را هم بدست او سپرده ایم! قدری بصیرت می خواهد فقط!
  • بدون نام IR ۱۲:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    31 2
    دیگران هم مهملات زیاد گفتن. جرات داری ازشون نقل کنی یا زورتون فقط به شریعتی رسیده؟
  • بدون نام IR ۱۲:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    31 2
    دعایی است بسیار زیبا به درگاه باری تعالی. دعا می کند خداوندا به من بیاموز چگونه زندگی کنم که بر خلاف خواست شما نباشد. قطعاً اگر اینچنین کنی، چگونه مردن، بهترین نوع مرگ، شاید شهادت، شاید در راه خدمت به مومنین را خود خواهم آموخت.
  • بنده خدا IR ۱۲:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    13 2
    من چی مینویسم که منتشر نمی کنین ؟
  • سماء IR ۱۳:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    31 2
    چی میشه گفت آخه؟!!! جمله به این پرباری اونوقت این تفسیر...! واقعا که....
  • مصطفی نیک کردار JP ۱۳:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    3 17
    این جمله مهمل هست به این دلیل که اگر خدا میخواست و یا میتوانست چگونه زیستن را به انسان بیاموزد آدم و حوا را از بهشت بیرون نمیکرد و چگونه مردن هم آموختنی نیست و انتخابی ندارد چراکه کسی از زمان و مکان مردنش خبر ندارد .....ولی آقای موسوی این دلیل بر کوبیدن شریعتی و بالابردن آوینی و زمین زدن روشنفکری نیست و اگر باز در قسمت کامنتها در جائی مطلبی خواندید درست بخوانید .//مصطفی نیک کردار
  • حمید.. EU ۱۳:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    22 2
    برداشت شما از این مطلب بیار سطحی و ناشیانه است.چگونه مردن هر کس اتفاقیست که میافتد و غیرمنتظره است و دخل و تصرفی در ان نداریم مثل تصادفی که به سبب اشتباه دیگری -یکنفر دیگر میمیرد.پس نیاز ما چگونه زندگی کردن کردن است و خداوند متعال پیامبرانش را برای تعلیم چگونه زیستن و راه رسم زنگی مبعوث کرده و این خداوند بوده این نیاز انسان را با فرستادن پیامبرانش تامین کره است و سخن گزافی نیست در خواست از خداوند برای زیست بهتر. اگر مي خواهيد از شما انتقاد نكنند، كاري نكنيد، چيزي نگوييد و چيزي نباشيد.
  • بدون نام IR ۱۳:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    5 30
    این مطلب یک نقد بر روشنفکری دینی بود. نمی دانم چرا بعضی ها اینقدر تند عکس العمل نشان دادند!
  • بدون نام IR ۱۳:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    6 15
    " روشنفکری دینی نه حق تعبد و بندگی را به تمامی ادا می‌کند و نه حق خرد نقاد را" جدا از باقی متن، این جمله آقای موسوی قابل تامل و توجه هست.
  • بدون نام IR ۱۳:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    26 2
    "هرکسی چنان می‌میرد که می‌زید" قابل تامله.
  • جواد IR ۱۳:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    27 2
    سلام عرض ميكنم به نويسنده اين متن ازخواندن اين متن متوجه شدم كه شما شناخت كافى درمورد دكتر على شريعتى نداريد وحتى به جرات مى توان گفت كه حتى كتابى يا سخنرانى از آن مرحوم گوش نداديديا اگرخوانديد ويا گوش داديد چيزى متوجه نشديد.شما از جمله ايراد گرفتيد گه دعاى هرروز ما بايد باشد و با ابزاركردن اين جمله سعى به تخريب آن مرحوم ودربعد وسيعتر سعى به تحقيرروشنفكر كرديد ودرلابلاى متن از شريعتى تمجيد و درابتداى متن از مدل مرگش كه مشكوك بود چندان به نظرميرسيد رضايت نداشتيد.به نظر بنده اين متن،متنى نيست كه بتوان از آن انتقاد كرد يا آن را تحسين كرد.وشايد هم نيازى نبود كه بنده اين چند خط رو بنويسم هرچند كه هدف بنده دفاع از شريعتى نبود وهدفم نقد به متن ضعيف شما بود.
  • بدون نام IR ۱۳:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    24 78
    این یک برداشت کاملا سطحی و عوامانه است که از آقای موسوی انتظار نمی رفت. منظور از چگونه مردن به هیچوجه نحوه مردن به معنای مردن در تصادف یا در رختخواب و امثال آن نیست که کسی از آن خبر ندارد بلکه منظور این است که اگر کسی هدف از خلقت خود را فهمید و عمری در راه تعالی انسان، با مجاهده (به شکلهای مختلف) گذراند در همان راه هم از بین می رود
  • علی IR ۱۴:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    6 2
    فهم این جمله برای من و شما خیلی سخته مانند انیشتن که حرفهایش را تازه دارند درک میکنند.نباید نتضار داشته باشیم .این جور افراد طوری سخن بگویند که ما بفهمیم ما باید خودمان را به آنها برسانیم آنه وافکارشان با سرعتی زیاد در حرکتند.
  • مصطفی نیک کردار JP ۱۴:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    3 4
    جناب حمید ،آیا شما میگوئیدکه شریعتی نمیدانسته که خدا نیاز انسان را با پیامبرانش رفع کرده ؟ اگر میدانست که چرا گفته و اگر نمیدانست که چگونه ازو دفاع میکنید ؟ و مردن هم آموختنی نیست چون خودتان هم میگوئید که اتفاقیست ، پس این جمله بیهوده و مهمل است ، وبهتر است که بجای بتسازی ،قبول کنید که شریعتی هم مهمل زیاد بافته و اگر شریعتی را میخواهید بشناسید کتابهای ،گفتارهای پنهانی که به تلاش پدرش چاپ شد بخوانید تا بفهمید .// و با این بنیاد سست و برداشت فوق سطحی و این نگرش پایین چگونه بخودتان اجازه میدهید که برای دیگران تعین و تکلیف کند ؟
  • بدون نام IR ۱۵:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    11 2
    آ سید انتظار نداشتم به حق خطا رفتی از شما و هوش سرشارت بعیده کم کم دارم شک می کنم سفارشی نویسی کرده باشی. به هر حال نقیض حرف خودت در میان متن خودت هست به جملات پایانی ات نگاه کن بعد یک مقاله دیگر در رد آن چه نوشته ایی بنویس ما که هم دوره شریعتی و خواننده متن ها و کتاب های او هستیم هرگز این طور که شما برداشت داشتید برداشتی نداشتیم که برداشت ما این است که شریعتی گفته است که «هر کس چنان می زید که می میرد» و این یعنی همان چگونه ریستنی که شریعتی از خدا خواسته است و چگونه مردنی که انتخاب کردنی می شود خلاصه این که ظلم کردی استخفار کن
  • بدون نام IR ۱۵:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    4 5
    آ سید یک نکته ی دیگر این که واژه ی « روشنفکر دینی» هم برای خودش مسئله ایی است که باید حل اش کرد نه این که بر دامنه ی کج فهمی اش افزود یادتان باشد این واژه عاریتی هم میراث دوران ستمشاهی و وامدار رسانه های غربی است یک واژه ی جعلی که گویی نقیض هر یک در رد دیگری است همچون که انگار اگر کسی روشنفکر بود لزوما نباید دینی باشد یا دینی بیندیشد و اگر دینی بود نباید روشنفکر مآبانه رفتار کند این چه وادی ایی است که در آن در افتادیم من که نمی فهمم اش به نظر همه دین داران می توانند روشنفکر باشند و روشنگرانه رفتار کنند و همه ی روشنفکران هم می توانند دینی بیندیشند همین
  • بدون نام IR ۱۵:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    3 16
    جملات شریعتی پر است از مغالطه دوستان و طرفداران ایشان یه مقداری جملاتشان را با دقت بیشتری بخوانند میزان مغالطات ایشان بسیار بیشتر از اینها است. مطمئن هستم 99 درصد طرفداران ایشان اصلا نمیدونن ایشون چی گفته تنها چند تا جمله زیبا از ایشان شندیدن فکر می کنند که همه افکارشان درست بوده یه مقداری حداقل یک درصد جا برای انتقاد بذاریم تعصب بیجا خوب نیست.پیروی کورکورانه از اندیشه های غلط شوروی و المان رو به اون روز انداخت این جمله هم که دائما تکرار می کنند از شخص فوت شده انتقاد نکنید نهایت خنده است .طرف یه افکاری از خودش به جا گذاشته اینها اگه نقد نشه ممکنه طرفدارانی پیدا کنه که باعث فاجعه بشن نمیشه که طرف چیزی بگه و بعد ما بگیم اقا اینها دیگه نباید مورد نقد قرار بگیرن
    • وحید IR ۰۸:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۹
      0 1
      1 - تعصب بیجا خوب نیست 2 - مطمئن هستم "99 درصد" طرفداران ایشان اصلا نمیدونن ایشون چی گفته کدومو باور کنیم ...
  • بدون نام IR ۱۵:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    3 3
    خود ایشان اگر زنده نیست طرفداران زیادی داره اینا میان جواب میدن دیگه این حرفا چیه که هی دوستان میگن از شخص فوت شده انتقاد نکنید این اصلا خنده داره اگر حرفی در دفاع از ایشان دارید بیایید بزنید دیگه این حرف شما که میگید انتقاد نکنید و...عین دیکتاتوریه و هیچ جای دنیا پذیرفته نیست تازه تعداد مغالطات ایشان اینقدر زیاده که خودش چند تا کتاب میشه دوستان روحیه دیکتاتوری عجیبی هم دارند.
  • محمود IR ۱۶:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    4 7
    این یک یادداشت است...خیلی هم بد باشه هیچ اشکالی نداره.. عزیزان شنیدن صدای مخالف و منتقد رو تمرین کنید...سید جان دمت گرم...خوب گفتی...ما عادت داریم از آدم ها بت بسازیم...
  • بابک IR ۱۷:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    12 3
    آخه آدم حسابی ورداشتی یه جمله رو جدا کردی اوردی روش بحث میکنی تو برو اول متنشو کامل بخون موضوع بیاد دستت بعد انتقاد کن ...اینجوری که استغفرا... تو از خدام ایراد می گیری .میگی چرا فرموده لا اله یعنی خدایی نیست!! .... اما کاملش میشه لا اله الا الله یعنی خدایی جز خدای یگانه نیست ....!!!!!!!!!!!!!!!
  • مونا IR ۱۷:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    4 2
    نویسنده گرامی فکر میکنم شما جان مطلب را درست دریافت نکردید ،جمله را وارد یک جدول غیر منطقی نموده و طبیعتا برداشت نادرست هم دارید شاید بهتر باشد کمی هم در تناقض های گفتاری خود که در متن شما فراوان است ، تامل داشته باشید
  • اسماعیل US ۱۸:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    12 2
    خبرآنلاین علت اینکه مثبت و منفی ها با هم اینقدر تناقض داره چی چیه؟؟؟! مسعود: سيد جان سخن از زبان ما گويي دست مريزاد پاسخ به این نظر ۱۱۴ ۲۷- بدون نام: احسنت لذت بردم. پاسخ به این نظر ۱۰ ۱۱۳-
  • احسان IR ۰۰:۲۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۹
    2 0
    سلام دوستان متاسفانه ریشه مشکلات اینطوری اینه که ما دچار بیماری معصوم انگاری شدیم بیاد بیاریم احمدی نژاد و خاتمی و رفسنجانی رو که وقتی روی کار اومدن طوری باشون رفتار میکردیم که انگار معصومن و پیامبر ولی الان چی به هر کدوم یه ننگ و تهمت میبندیم (راست و دروغشو کار ندارم سبک برخورد رو میگم) خدا میدونه اگه مرحوم رجایی هم زنده بود الان چه حرفا که پشت سرش نمیزدن حالا این ماجرا به دکتر شریعتی و سایرین سرایت کرده اصلن کی گفته که تمام حرفای آدما باید درست باشه؟مگه امامن یا پیامبر؟ در ضمن این سخن مرحوم شریعتی رو از این جهت باید بررسی کرد که خداوند انسان را به بهترین راه هدایت کند و هنگامی که انسان در راه درست قرار گرفت نوع مرگ او (در جبهع حق یا باطل )نیز در راستای سبک زندگانی اوست (نه کیفیت مرگ او)
  • soroor IR ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۹
    3 1
    نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد/ نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت/ ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد/ گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش/ و او یکریز و پی در پی/ دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد/ و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد/ بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را... ظاهراً خفتگان خفته بدجوری آشفته شده اند!!!
  • بی نام A1 ۱۱:۰۴ - ۱۳۹۷/۰۸/۰۲
    2 0
    ظاهرا این آقا درک نکرده منظور دکتر از این جمله چیست .تمام کسانی که پیرو علی ع هستند و اهل تفکر و تعقل همیشه از جانب متعصبین ظاهر بین مورد هجوم واقع شده اند.