وحید هاشمیان

زیاد اهل حرف زدن نیست اما هر وقت که حرف می‌زند چیزی برای گفتن دارد. یک جور‌هایی درد و دل می‌کند. البته زیاد برای صحبت کردن در مورد تیم ملی رغبت نشان نمی‌دهد. «من چه چیزی باید بگویم. در کشور ما کارشناس نا کارشناس زیاد است» اما وقتی پای بازی و شکست مقابل اردن به میان می‌آید سعی می‌کند خیلی مختصر عقایدش را بیان کند. وقتی با او تماس گرفتیم تازه تمرینش تمام شده بود. به نظر زیاد حوصله نداشت اما سعی می‌کرد منطقی به سؤالات جواب بدهد. وحید در بازی این هفته مقابل هامبورگ تنها چند دقیقه فرصت بازی کردن در زمین را پیدا کرد. چند دقیقه‌ای که خودش در مورد آن می‌گوید «راضی‌ام. مربی ما عوض شده و او هنوز نتوانسته به ترکیب دلخواه خودش دست پیدا کند. باید کمی صبر کرد»

اما نه تنها در بازی با هامبورگ بلکه در سایر بازی‌ها و قبل از تغییر سرمربی هم همین رویه بوده است.

این سؤال اصلاً جوابی ندارد. نمی‌توان به سرمربی نظر شخصی را تحمیل کرد که حتماً باید وحید در ترکیب قرار بگیرد. هر مربی‌ای شیوه خاص خود را دارد وآنقدر در ترکیب تغییر ایجاد می‌کند تا به آن چیزی که در ذهن دارد برسد. وقتی به خواسته‌های مورد نظرش رسیدتغییر دادن کلیات آن دیگر ممکن نیست و تمام تغییرات در ترکیب، در همان سه تعویض خلاصه می‌شود. این البته به شرایط بازی‌های مختلف نیز بستگی دارد. من بعد از آن مصدومیت هفته اول تلاش زیادی کردم تا به روزهای اوج برگردم. در حال حاضر هم تمرین می‌کنم تا بتوانم در ترکیب تیم جایی برای خودم باز کنم.

بازی با هامبورگ چطور بود؟ با این پیروزی بوخوم 11 امتیازی شد اما همچنان در رده هفدهم جدول قرار دارد.

فکر می‌کنم این برد مثل یک جرقه بود. هامبورگ در رده‌های بالای جدول قرار داد. به این پیروزی نیاز داشتیم و مطمئنم این برد کمک خوبی می‌کند تا در بازی‌های آینده نتایج بهتری بگیریم. باید بیشتر تلاش کنیم. ضمن اینکه باز هم می‌گویم هنوز سرمربی ما تیم را به خوبی نمی‌شناسد. او نیاز به زمان دارد تا شناخت خود از بازیکنان را بالا ببرد.

فکر نمی‌کنید امسال شرایط برای شما و مهدوی‌کیا در بوندس‌لیگا خوب نیست؟

شرایط باید چطور باشد؟ من ابتدای فصل مصدوم شدم و نمی‌توانستم برای تیم بازی کنم. در مورد مهدی هم من نمی‌توانم اظهار نظری کنم.

شنیده‌اید که او قرار است به ایران بازگردد؟

هر کس در زندگی هر تصمیمی که بخواهد می‌تواند بگیرد. شاید مهدی هم به این نتیجه رسیده که می‌تواند فوتبالش را در ایران ادامه بدهد.

بازی تیم ملی مقابل اردن را تماشا کردید؟

نه متأسفانه. فقط شنیدم که بازی را یک بر صفر باخته‌ایم.

نظری در مورد این شکست ندارید؟

من چه چیزی می‌توانم بگویم؟ خوشبختانه در کشور ما آنقدر کارشناس ناکارشناس وجود داردکه نوبت به من نمی‌رسد. متأسفانه کار آنها فقط شده انتقاد. هر آدم ناکام و شکست خورده‌ای که خودش نتوانسته به افتخاراتی برسد می‌آید در غالب یک کارشناس اظهار نظر می‌کند. منکر انتقاد کردن نیستم اما نقد نباید یکطرفه باشد. ما کارشناس‌های خوبی مثال آقایان ذوالفقار نسب و یاوری داریم که متأسفانه زیاد از آنها استفاده نمی‌شود. بعضی از آقایان فقط می‌خواهند عقاید خودشان را تحمیل کنند و تیم ملی را بکوبند.

اما نتایجی که تیم ملی در این چند بازی اخیر گرفته چندان قابل قبول نبوده. این نظر خیلی از مردم است که تیم ملی اصلاً بازی‌های خوبی انجام نمی‌دهد؟

نقد خوب است و من هم خودم بارها شده که از مسئله‌ای انتقاد کرده‌ام. می‌گویند تیم ملی چرا گل نمی‌زند؟ یا چرا اردن را نمی‌برد؟ چرا مهاجمان در بازی‌ها تأثیر‌گذار نیستند؟ وقتی مهاجمی گل نمی‌زند دلیل بر این نیست که او بازیکن خوبی نیست. چرا تا این اتفاق می‌افتد همه روی مهاجم زوم می‌کنند؟ چرا کسی نمی‌گوید که هافبک‌ها مهاجمان را به خوبی تغذیه نمی‌کنند؟ این عین بی‌انصافی است که همه چیز را به گردن یک یا چند بازیکن بیاندازیم. این مسئله برای مدافعان هم صادق است. به نظر من وقتی ایران موفق نمی‌شود کل تیم مقصرند و نباید شخص را متهم کرد.

نظرت در مورد تیم قطبی چیست؟ فکر می‌کنی ایران به جام ملت‌ها صعود ‌کند؟

مهم صعود یا عدم صعود ایران به جام ملت‌ها نیست. این اصلاً درست نیست که من در مورد عملکرد یک شخص نظر بدهم. به نظرم هر کس که در رأس کار قرار می‌گیرد برای موفقیت تلاش می‌کند. منتهی مشکلی که در حال حاضر در ایران وجود دارد این است که بازیکن‌سازی معنایی برای ما ندارد. نتایجی که تیم نوجوانان در مسابقات جام جهانی گرفت را دنبال کنید. به نظر شما چند نفر از این بازیکنان در سال‌های آینده عضو تیم‌های باشگاهی می‌شوند و در تیم ملی بزرگسالان بازی می‌کنند؟ شاید یک یا دو نفر. آن هم به دلیل این است که فوتبال ما از پایه ایراد دارد و هیچ پشتوانه‌ای برای آن نیست. تا این مسئله وجود دارد تیم ملی نمی‌تواند همیشه در اوج باشد یا نتایجی مطابق دلخواه مردم بگیرد.

*در بازی با اردن غیبت جواد نکونام و مسعود شجاعی به راحتی قابل حس بود. اگر آنها. . .

به نظرم این یکی دیگر از ایراد‌های تیم ملی است. جواد و مسعود از بازیکنان خوب ایران هستند اما چرا وقتی آنها در ترکیب حضور ندارند باید میانه تیم ملی از کار بیفتد؟ این به همان دلایلی است که گفتم. اگر از مدت‌ها قبل تعبیری برای جانشینان این دو بازیکن اندیشیده شده بود هرگز این اتفاقات نمی‌افتاد. یک چیز دیگری هم که در تیم ملی ما وجود دارد این است که بازیکنان هرگز دوست ندارند جای خود را به جوانان بدهند و عرصه را برای آنها باز کنند. من خودم را می‌گویم و از خودم مثال می‌زنم. هنوز در سطح اول فوتبال جهان فوتبال بازی می‌کنم و بدنم هم توانایی بازی کردن را دارد. اما به خاطر جوان‌ترها قید بازی کردن در تیم ملی را زدم تا فرصت به آنها هم برسد. اگر می‌خواستم اصرار کنم که تا سال‌های آینده در تیم ملی بازی کنم باید حق یک جوان را می‌خوردم. معتقدم این جوان‌ها هستند که می‌توانند فوتبال ایران را سرپا نگه دارند.

پس از عدم صعود به جام جهانی فوتبال ما بسیار افت کرده و هواداران هم دیگر از مسابقات استقبال چندانی نمی‌کنند.

من برای تیم ملی آرزوی موفقیت می‌کنم. اما هواداران در ایران هرگز دوست ندارند تیمشان بازنده باشد. این حق طبیعی هر طرفداری است. امیدوارم آینده خوبی در انتظار تیم ملی باشد. همین بازیکنان تیم نوجوانان ما می‌توانند آینده فوتبال ایران را شکل دهند. باید روی آنها کار کرد تا روزی در آسمان دنیای فوتبال بدرخشند.

 

 

کد مطلب 26512

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین