یک کارشناس آمریکای لاتین می‌گوید: چاوز در این دو سال آخر سیاست‌های خود با ایران را تعدیل کرده بود. بخشی از آن به دلیل سیاست‌های ایران و بخش دیگری نیز به دلیل رویکرد ونزوئلا بود.

زهرا خدایی

با درگذشت چاوز، رهبر محبوب ونزوئلا برخی رسانه‌ها ذره‌بین را به روی سیاست‌های اقتصادی مرد سوسیالیست آمریکای لاتین بردند و اعلام کردند در کنار همۀ محاسنی که داشت، " چاوز، اقتصاد معتاد به نفت را رها کرد و رفت". گفته می‌شود نفت نزدیک به 90% ذخایر ارزی ونزوئلا و نیمی از بودجۀ دولت را تشکیل می‌داد. آماری که به گفتۀ برخی کارشناسان گویای آنست که ونزوئلا هیچ زمان تا به این اندازه به نفت وابسته نبوده است. چاوز امپراطوری نفتش را با شرکت PDVSA در انحصار دولت قرار داده بود و بسیاری از منتقدان وی را به استفاده از درآمد منابع نفتی برای تداوم انقلاب بولیواری متهم می‌کنند. با این حال چاوز هر که بود و هر سیاستی که داشت، طی 14 سال حکومت بر ونزوئلا نرخ فقر را کاهش داد و تا اندازه‌ای سبب رشد طبقۀ متوسط در کشور شد. اینکه مرگ رهبر سوسیالیست آمریکای لاتین چه تبعاتی در بُعد داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد داشت، پرسشی است که در گفتگویی با منصور معظمی، کارشناس آمریکای لاتین و سفیر اسبق ایران در برزیل مورد بررسی قرار داده‌ایم.
چرا چاوز اینقدر محبوب بود؟
فوت آقای هوگو چاوز به طور قطع و یقین برای مردم ونزوئلا و مردم آمریکای لاتین سنگین و سخت خواهد بود. چاوز چهرۀ مردمی داشت و حتی مخالفین وی نیز نمی‌توانستند این چهرۀ مردمی وی را کتمان کنند. از طرف دیگر چاوز دارای یک شخصیت بالنسبه کاریزماتیک بود و توانسته بود به خوبی نبض مردم ونزوئلا را در دست بگیرد. ممکن است گفته شود که وی توانسته بود با پول‌های نفت دلِ بخشی از مردم را بدست آورد. من این مسئله را کتمان نمی‌کنم که پول نفت در ارتباط با این مسئله موثر بوده است ولی واقعیت اینست که شخصیت کاریزماتیک چاوز جدای از این مسئله بوده است.  چاوز دارای مزیت و ویژگیی بود که رقبای وی نداشتند. توانمندی و ارتباط با مردم و اینکه چگونه دست بر روی نکات و مسائلی بگذارد که بتواند افکار عمومی را به خود جلب کند. به طور قطع و یقین این مزیتی بود که وی داشت. من به عنوان یک شهروند ایرانی، درگذشت آقای چاوز را تسلیت می‌گویم.
مرگ چاوز چه تبعاتی در بعد داخلی برای ونزوئلا خواهد داشت؟
دربارۀ پیامدهای داخلی آن باید بگویم که آینده ونزوئلا بعد از چاوز به این مسئله بازمی‌گردد که چگونه طرفداران و هیئت حاکمه‌ای که امروز در ونزوئلا قدرت را در دست گرفتند چگونه برخورد کنند. اگر هیئت حاکمه بتواند این هماهنگی و با هم بودن خود را حفظ کنند، شانس موفقیت در انتخابات بعدی را خواهند داشت. آقای نیکلاس مادورو که هم‌اکنون رئیس‌جمهور موقت است و معاون چاوز هم بوده، دارای توانمندی‌هایی است. اگر بتواند با کمک سایر مسئولین تراز اول که ذینفع در ادارۀ کشور همراه با چاوز بوده‌اند و همین طور ارتش به حفظ وحدت کمک کنند و رقابتی میان همین جناح درنگیرد، این فرصت را می‌توانند داشته باشند. اما باید این مسئله را نیز مدنظر قرار داد که مخالفین چاوز در آخرین انتخابات به وحدت استراتژیکی دست یافتند و توانستند درصد بالایی از آراء را به خود اختصاص دهند و این حکایت از موفقیت قابل توجهی دارد. این مسئله نشان می‌دهد که مخالفین از توانمندی بالقوه و بالفعلی برخوردار شده‌اند که می‌توانند در آینده نقش بیشتری ایفا کنند. حتی اگر چاوز هم می‌ماند و می‌خواست ریاست جمهوری را ادامه دهد، ناگزیر بود به نحوی با مخالفین کنار بیاید و با آنها همصدایی کند. چون درصد مذکور قابل توجه است ضمن اینکه باید عنایت داشت که مخالفین چاوز نیز از نظر کیفی و کمی(به لحاظ سطح تحصیلات، ثروت و ارتباطات بین‌المللی) به یک توانمندی قابل توجهی رسیده بودند که همۀ این مسائل می‌تواند برای آقای مادورو تهدید جدی باشد. بنابراین شانس جناح چاوز به چگونگی عملکرد و شرایطی که در آینده پیش خواهد آمد، بستگی دارد.
شانس کدامیک بیشتر است؟
هیئت حاکمه و طرفداران چاوز از شانس خوبی برای ادامۀ راه چاوز برخوردارند. من به شخصه معتقدم چاوز اقدامات خوبی را برای مردم ونزوئلا انجام داد ولی به طور قطع و یقین می‌توانست اقدامات بسیار مهمتر و بهتری انجام دهد، برای اینکه چاوز به درآمدهای بسیار بالای نفت دسترسی داشت. فراموش نکنیم که وضعیت اقتصادی بسیاری از ونزوئلایی‌ها چندان خوب نیست. ونزوئلا کشوری است بزرگ با مسائل و مشکلاتی خیلی بزرگتر. بنابراین هر کسی که از فردای روز قانونی مسئولیت ادارۀ ونزوئلا را برعهده بگیرد، کارهای سختی را پیش رو دارد و به نظرم لازم است در برخی از سیاست‌ها تجدیدنظر کلی صورت گیرد. مردم ونزوئلا نیازمند آرامش، رفاه، آسایش و ارتباطات بین‌المللی بیشتری هستند. یادمان باشد که بالاخره رفتارهای پوپولیستی هزینه‌های خاص خود را دارد که این هزینه‌ها را مردم می‌پردازند و در واقع این مردم هستند که باید هزینه‌های سنگین منش حکومتداری سیاستمداران را بپردازند.
در صورت تغییر در هیئت حاکمه ونزوئلا تأثیر آن بر منطقه آمریکای لاتین چه خواهد بود؟
آقای چاوز توانست تا زمانی که در ریاست جمهوری فعال بود، یک همگرایی نسبی در روسای جمهوری آمریکای لاتین ایجاد کند. نمی‌توانیم بگوئیم که این همگرایی در همۀ کشورها به صورت یکسان بود. خیر، اینطور نیست. در برخی از کشورها بسیار قوی و برخی کمتر بود و حتی در برخی از کشورها نقش چاوز صفر بود. اما درمجموع می‌توان گفت که چاوز نقش خوبی را در نزدیک کردن کشورهای آمریکای لاتین داشت. در بُعد جهانی نیز، پیام اوباما و مورد خطاب قرار دادن مردم ونزوئلا حکایت از آن داشت که رئیس‌جمهوری آمریکا با سیاست‌های چاوز مخالف بوده است. بنابراین در حوزۀ بین‌الملل باید منتظر بود و دید که رفتارهای سیاسی و بین‌المللی حاکمان بعد از چاوز چگونه خواهد بود.
چه آینده ای در انتظار رابطه ایران و ونزوئلا است؟
اگر همین شرایط یعنی ادامه دولت چاوز باشد و فرض کنیم که مادورو و یا کسان دیگری جانشینی چاوز را بر عهده می‌گیرند در روابط ایران و ونزوئلا اتفاق خاصی نخواهد افتاد. البته ممکن است تغییراتی رخ دهد؛ یعنی در برخی مقاطع شاهد افت و خیزهایی در روابط میان دو کشور باشیم. چاوز رفتار خاص خود را داشت و به نظر نمی‌رسد همراهان و یا جانشینان چاوز، همان رفتارها را با همان شدت دنبال کنند. کمااینکه چاوز در این دو سال آخر سیاست‌های خود با ایران را تعدیل کرده بود. بخشی از آن به دلیل سیاست‌های ایران و بخش دیگری نیز به دلیل رویکرد ونزوئلا بود. اما در هر حال باید یادمان باشد که هر قولی که می‌دهیم نه تنها با ونزوئلا بلکه با هر کشور دیگری، قول‌ها، قراردادها، موافقت‌نامه‌ها در حد توانِ کشورمان باشد. لذا امضا کردن بیانیه‌ها و موافقت‌نامه‌ها بدون داشتن پشتوانه‌های اجرایی اعتبار ما را زیر سوال می‌برد. در هر حال چنانچه رییس‌جمهور آینده از همین تیم باشد، اتفاق خاص و جدی در روابط رخ نمی‌دهد. اما اگر مخالفین چاوز روی کار بیایند به طور قطع و یقین روابط ایران و ونزوئلا دچار چالش جدی خواهد شد. به نظرم نگاهمان نسبت به روابط با کشورها باید براساس سیاست‌ها برد-برد باشد و یادمان باشد که در این کشورها این مردم هستند که تعیین کننده و ولی‌نعمتان کشور هستند. در هر حال باید کمی صبر کرد و منتظر آینده باشیم که چه پیش خواهد آمد.
4952
 

کد خبر 280803

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۳:۵۸ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۷
    0 1
    در مطلب بالا هوگو چاوز شخصیت به نسبت کاریزماتیکی هستند و در مطلب "بدرود آقای چاوز " آقای هادی اعلمی فریمان، ایشان کاریزماتیک نیستند! مگه کاریزمای یک نفر مثل مثلا زیبایی یا اخلاق یه مورد سلیقه ایست و در نظر هر فرد متفاوت!؟ بالاخره یک شخصیت یا کاریزماتیک هست یا نیست و این رو هر کسی که با اون فرد آشنایی داشته باشه باید متوجه بشه اشتباه می کنم؟