۰ نفر
۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۸

گزارش سخنرانی محمد علی مرادی در انجمن جامعه‌شناسی ایران درباره جامعه‌شناسی شناخت

اسماعیل خلیلی: در نشست «مسائل اساسی جامعه‌شناسی معرفت در شرایط کنونی»، که روز سه‏شنبه اول بهمن‌ماه از سوی گروه جامعه‌شناسی علم و معرفت انجمن جامعه‌شناسی برگزار شد محمد‌علی مرادی دانش‌آموخته فلسفه در دانشگاه برلین به بررسی جامعه‌شناسی شناخت و مسأله‌های آن پرداخت.

مرادی ابتدا با توجه به مجموعه مطالعات و نگارش‌هایی که در این حوزه انجام می‌شود، ضمن تأیید وجود بحران در این رشته، گفت که با توجه به اصل تقریر محل نزاع، باید ببینیم که چرا این بحران وجود دارد. او در عین حال، دو خاستگاه معرفت‌شناسی و جامعه‌شناسی را برای جامعه‌شناسی شناخت برشمرده و تأکید کرد که فهم بحران در این دو خاستگاه قابل ردیابی است.

مرادی ضمن اشاره به اینکه نظریه معرفت با بسطی که ایمانوئل کانت به این نظریه داد، وارد صحنه شده، برخی نقدهای وارد بر این نظریه را مورد بررسی قرار داد و گفت: در نظریه معرفت او، سوژه فاقد عنصر اجتماعی بود. یعنی همان خصوصیتی از شناخت که در بنیان‌گذاری جامعه‌شناسی شناخت بدان توجه جدی مبذول شد. تغییرات و تحولات بعدی به جامعه‌شناسی شناخت مارکس راه برد اما آنچه که توسط مارکس پی‌ریزی شده بود، به کارزار مبارزات سیاسی و جدال طبقات اجتماعی تبدیل شده بود و می‌توان گفت که مانهایم گویی در صدد جبران مافات برآمده و برای ترمیم محدودیت‌های نظریه کانت کوشیده است. حال، این منشأها باید برای دستیابی به دلایل بحران و مسائلی که در جامعه‌شناسی شناخت هستند، مورد کاوش قرار گیرند.

وی سپس به توضیح بیشتر درباره ضرورت کاوش در مبادی این علم پرداخت و اظهار داشت که یا باید علمی جدید بنیان نهاد و یا به بررسی و بازاندیشی علم موجود پرداخت. حال، با وجود آن‌که تأسیس علمی جدید، نه الزاماً مبرا از مسأله‌های علم پیشین است و نه روا، ما در ایران به دلیل فقدان سنت تداوم و سنتِ انباشت، بازسازی را برنمی‌گزینیم؛ همان‌طور که مثلاً در معماری بناهای بیست ساله را غیر قابل استفاده تلقی کرده و اقدام به تخریب آنها و ایجاد بنایی نو می‌کنیم و یا در سایر امور نیز پیش از هر اندیشه‌ای در خصوص امکانِ بازسازی، به تخریب و ایجاد امری نوین می‌اندیشیم.

مرادی نمونه مشخصی از بازاندیشی در دانش را در علم اقتصاد دانست. به گفته او، این علم بر مبنای مفهوم و انگاره «انسان اقتصادی یا هومو اکونوموس» بنا شده بود؛ سپس نقدهایی بر آن وارد شد و بر اساس آن نقدها، به "انسان اجتماعی" توجه شده و این مفهوم و انگاره در کلیت نظری علم اقتصاد وارد شد. این در حالی است که کماکان مفاهیم بنیادی این علم وجود دارند؛ همان‌طور که کلیت آن نیز همچنان دیده شده و همواره در تلاقی مشکلات نظری و عملی، آن علم مورد بازاندیشی قرار گرفته و تغییراتی در آن رخ می‌دهد اما باقی می‌ماند. در واقع،‌ می‌توان گفت که به طور کلی، در جهان دانش، هیچ چیز دور انداخته نشده و همیشه در حال بازاندیشی و بازسازی است. در نتیجه حفظ همین الگو را برای اندیشیدن در مسأله‌های جامعه‌شناسی شناخت نیز ضروری است و این در حالی است که نظریه معرفت در ایران از نبود این الگو در آن، رنج می‌برد.

مرادی در پایان، سخنان خود را به تلاش علامه طباطبایی و مرتضی مطهری برای بنیان‌گذاری پایه‌های یک نظریه معرفت معطوف کرده و اشاره کرد که این تلاش‌ها پی‌گیری نشده و کسی در صدد بازسازی یا توسعه یا تقویت یا بسط دستاورد آنها برنیامده است. پیشنهاد مشخص او در این زمینه، رجوع به پایه‌های موجود بود و این کار را ضرورت دستیابی به دانش معرفت به طور کلی و جامعه‌شناسی شناخت به طور خاص دانست.

کد مطلب 2824

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین