۳۷ نفر
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۰

حضرت زهرا(س)، همچنان پس از گذشت قرن‌ها، براى همه بشریت به ویژه زنان و دختران "الگو"ست. روز ولادت او را به نام "روز زن" و "روز مادر" نام نهاده اند، تا همه زنان مسلمان و مادران نمونه، از فضایل و شایستگی‌هاى آن سرمشقِ خوبی‌ها، الگو بگیرند.

جلوه‏هاى الگويى آن بانو، براى نسل امروز فراوان است. در جنبه‏هاى فردى و اجتماعى، عبادى و سياسى، اخلاق و معاشرت، تربيت و خانه‏دارى، عبادت و بندگى، علم و دين‏آموزى و... مى‏تواند سرمشق ما قرار گيرد. اگر به اين "آينه كمال" بنگريم، جلوه‏هاى فضيلت را خواهيم ديد و شناخت.

براى سهولت در "الگوگيرى" از آن اسوه پاكى، به نمونه‏هايى از سيره رفتارى آن حضرت، در چند بخش اشاره مى‏كنيم:

1 . بعد عبادى‏ آنچه به وجود انسان معنى مى‏بخشد، رابطه "نيايش" و "پرستش" با معبود است. هر كه در دستگاه خدا "بنده"تر باشد، آزادتر و مقرّب‏تر است.

پيروان سيره زهرا(س) همچون او بايد اهل ذكر، دعا، خلوت، تهجّد و نماز باشند.

حضرت فاطمه‏(س) بسيار شيفته عبادت و نيايش به درگاه الهى بود. از همه دل بريده بود و دلش پيوسته با پروردگارش بود.

آنقدر در پيشگاه خدا به عبادت مى‏ايستاد كه قدم‌هايش ورم مى كرد1 و هرگز از نماز و دعا و نيايش خسته نمى‏شد، بلكه لذّت معنوى او در عبادت بود.

در نمازهايش از خوف خدا مى‏گريست.

براى هر روز از روزهاى هفته، و تعقيبات نماز، دعاهاي ويژه‌اي داشت (در كتاب‌هاى دعا، متن دعاها و ذكرهاى روزانه و تعقيبات نماز آن بانوى بزرگ آمده است).

در دعاهايش براى زنان و مردان مؤمن دعا مى‏كرد، ولى براى خود دعا نمى‏كرد. وقتى علّت را مى‏پرسيدند، مى‏فرمود: اول همسايه، سپس خانه!2

تسبيحات حضرت زهرا(س) از بركات آن بانو است. روزى خسته از كارهاى طاقت‏سوز خانه، با دست‏هاى تاول زده به محضر پيامبر خدا(ص)رفت تا براى كمك در انجام كارهاى خانه كنيزى براى خود بگيرد.

رسول خدا(ص)بهتر از كنيز و خدمتكار را به او عطا كرد، يعنى "تسبيحات حضرت زهرا(س)".3 اين ذكرهاى شريف را حضرت جبرئيل‏(ع) از سوى خداوند آورد و به حضرتش تعليم داد.

آرى... الهام و نيرو گرفتن از ياد خدا براى غلبه بر دشواري‌هاى زندگى!

انس او با محراب عبادت و خلوت او در پيشگاه پروردگار و عشقى كه به نماز داشت، او را محبوب خدا و حبيب رسول ساخته بود.

شب‌هاى قدر، برنامه‏هاى مفصّل‏ترى داشت،حتى افراد خانه را هم در طول روز آماده مى‏كرد تا شب قدر را بيدار بمانند و به عبادت بپردازند و مى‏فرمود: "محروم كسى است كه از خير شب قدر محروم بماند".

هر كه در پى "سيرت فاطمى" باشد، بايد در كنار تلاش‌هاى روزانه، اهل نيايش شبانه هم باشد و نماز و ياد خدا را در زندگى، سرمايه تقرّب به خدا قرار دهد.

2 . بعد اخلاقى‏ حضرت زهرا(س) محبوب پيامبر(ص)بود و در زهد و عبادت و خوبى، يادآور صفات و فضايل مادرش خديجه كبرا‏ بود.

ادب و متانت او در گفتار، زبانزد و معروف بود و اخلاق و نشست و برخاست او، به پدرش پيامبر خدا شباهت داشت.

حضرت رسول‏(ص) هنگام ديدار با او، دست دخترش را مى‏بوسيد و به او خوشامد مى‏گفت و او را در جاى مخصوص خودش مى‏نشاند. فاطمه زهرا(س) نيز همين ادب را در مورد پدرش داشت و هنگام ملاقات با پدر، دست او را مى‏بوسيد. بارها پيامبر خدا خطاب به اين دختر شايسته و والاقدر خود، گفته بود: پدرش به فدايش!

صداقت و صراحت لهجه و راستگويى، از ويژگي‌هاى آن حضرت بود. يكى از همسران پيامبر مى‏گويد: من كسى را راستگوتر از فاطمه نديدم، مگر پدرش را.4

چنان خود را در خدا و رضاى خدا محو و فانى كرده بود كه به تعبير روايات، خشم و رضاى او خشم و رضاى پروردگار به شمار مى‏رفت، يا رضايت و غضب او با خشم و رضاى پيامبر اعظم‏(ص)برابر بود.

ساده و با قناعت مى‏زيست و دل از زرق و برق دنيا بريده بود. آيين همسردارى را در خانه به خوبى مراعات مى‏كرد و در برخورد با ديگران مخصوصاً همسرش فروتنى داشت و براى رسيدن به مقامات بلند، سختي‌هاى زندگى را همراه با قناعت و مناعت تحمّل مى‏كرد.

از پاسخگويى به سؤالات دينى زنان خسته نمى‏شد و با روى باز از آنان استقبال مى‏كرد.

وقتى او را شبيه‏ترين افراد به پيامبر دانسته‏اند، همه اخلاق نيكوى حضرت رسول را در وجود و رفتار او مى‏توان سراغ گرفت و به او اقتدا كرد.

3 . در انديشه ديگران‏ حضرت فاطمه‏(س) دست‏پرورده مكتب وحى و تربيت‏يافته حضرت محمد(ص)است. اسلام، دين نوع‌دوستى، اهتمام به امور مردم، دلسوزى براى تهيدستان و يارى مظلومان است.

زهراى اطهر(س) نيز كه اسوه ماست، مظهرى از اين صفات و رفتار مكتبى بود.

در سيره رفتارى آن حضرت آمده است: وى از توان مالى خويش در راه كمك به محرومان نيازمند بهره مى‏گرفت. يك بار، پارچه‏اى را كه داشت، به رسول خدا(ص)داد و آن حضرت آن را تكه تكه بريد و به تعدادى از اسيران بى‏لباس رومى داد كه خود را بپوشانند.

داستان نزول سوره "هَلْ اَتى‏" در شأن اين خانواده نيز، بر همين محور است كه اين خانواده، براى اداى نذر خويش سه روز روزه گرفتند و هنگام افطار، غذاى خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند: )وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً(.5

آزاد سازى بردگان در نظر او كارى ارزشمند بود.

گردن‏بندى را كه على‏(ع) براى او خريده بود، فروخت و با پول آن برده‏اى خريد و آزاد كرد. پيامبر اكرم‏(ص)از اين كار دخترش بسيار خرسند و شادمان گشت و او را ستود.

در فكر مردم بودن، "روح مسلمانى" است. آن بانو، حتى در دعا و حاجت‏خواهى از خدا هم از ياد مردم غافل نبود. گاهى شب‌هاى جمعه تا صبح، به نماز و دعا مى‏پرداخت و براى ديگران دعا مى‏كرد، اما براى خود چيزى از خدا نمى‏خواست. وقتى فرزندان خردسالش راز اين كار را مى‏پرسيدند، مى‏فرمود: فرزندانم! اول همسايه، آن‌گاه خانه!

داستان بخشيدن جامه تازه عروسى را به نيازمندى كه درِ خانه حضرتش آمده بود، شنيده و خوانده‏ايد. اين نيز جلوه‏اى از روحيه ايثار و بخشندگى آن حضرت و نشانه نوعدوستى و محروم‏نوازى و كمك به نيازمندان بود.

شيعه زهرا(س) نيز از توان مالى خود در رفع نياز ديگران بهره مى‏گيرد و در غم و شادى ديگران، خود را سهيم و شريك مى‏داند.

تنها به فكر راحتى خود بودن و غم مردم نخوردن، از "سيره فاطمى" به دور است و شيعه زهرا، در اين مورد هم بايد از آن بانوى بزرگ، درس بياموزد.

4 . عفاف و حجاب‏ از بارزترين جلوه‏هاى الگويى بانوى اسلام، زهراى اطهر(س)، حُجب و حيا و عفاف آن حضرت بود.

پوشش از "نگاه حرام" و "چشم نامحرم"، هم مصونيتى براى بانوان پديد مى‏آورد، هم جامعه را از تباهى و فساد باز مى‏دارد، و هم نشانه آگاهى و بيدارى زن و پرهيز از تبديل شدن به ابزار سودپرستى و كامجويى بولهوسان است.

اينها گوشه‏اى از فلسفه حجاب در مكتب است.

حضرت زهرا(س) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوة عفاف.

عقيده داشت بهترين چيز براى زن، آن است كه نه نامحرم او را ببيند و نه نگاه او به مردان نامحرم بيفتد. اين سخن، نه به معناى ردّ فعاليت‌ها و حضور اجتماعى زن در صحنه، بلكه هشدار و تذكر به لغزشگاه‌هايى است كه بر سر راه پاكدامنى و عفاف وجود دارد و گاهى زمينه يك فساد عظيم، يك "نگاه" است، چه از سوى زن، چه مرد.

وقتى يك مرد نابينا وارد خانه آن حضرت مى‏شود و با رسول خدا(ص)ملاقات مى‏كند، با ورود او، زهرا(س) برمي‌خيزد و فاصله مى‏گيرد و خود را مى‏پوشاند، يا پشت پرده مى‏رود. وقتى پيامبر مى‏فرمايد: دخترم! اين مرد نابيناست. زهراى عزيز پاسخ مى‏دهد: اگر او نمى‏بيند، من او را مى‏بينم و او بوى مرا استشمام مى‏كند. پيامبر خدا با شنيدن اين كلام، ضمن تأييد گفتار دخترش مى‏فرمايد: گواهى مى‏دهم كه تو پاره تن منى.

نيز نقل شده كه پيش از وفات، به على‏(ع) و به "اسماء" وصيت كرد كه چون از دنيا رفت، پيكرش را داخل تابوتى بگذارند تا حجم بدن ديده نشود!

پيش از آن رسم بود كه زنان را روى تابوتِ سرْباز مى‏نهادند و حجم بدن معلوم مى‏شد. اسماء به آن حضرت يادآور شد كه در سرزمين حبشه، براى مرده‏ها تابوتى مى‏سازند كه حجم بدن و اندام را مى‏پوشاند. شكل آن را هم براى آن بانوى بزرگوار ترسيم كرد. حضرت فاطمه‏(س) فرمود:

"اى اسماء! براى من نيز شبيه آن را بسازيد، و پس از مرگ، پيكرم را درون آن بگذاريد تا مرا بپوشاند. خداوند تو را از آتش دوزخ بپوشاند!"

آن نيز درسى براى عفاف جامعه و آرامش روحى افراد است، كه در سايه پوشش زن و كنترل نگاه مردان، مصونيت و ايمنى اخلاقى پديد مى‏آيد و زمينه گناه از بين مى‏رود.

5. حضور سياسى‏ بى‏تفاوتى در قبال آنچه در جامعه مى‏گذرد، به خصوص در زمينه وضعيت سياسى و اجتماعى و حقوق عمومى، دور از روش و منش اسلامى است.

حضرت زهرا(س)، دختر رسول بزرگوارى است كه "مدنيت اسلام" را بر پايه وحى پديد آورد و به مسلمانان، تعهد اجتماعى و نظارت بر عملكرد مسؤلان و حساسيت به معروف و منكر را آموخت.

دختر رسالت، به مسائل اجتماعى و سياسى جامعه اسلامى بى‏تفاوت نبود و جبهه حق را يارى مى‏كرد.

پس از رحلت پيامبر(ص)كه خلافت را غصب كردند و فدك را از او گرفتند، او همراه زنان بنى‏هاشم به مسجد رفت و در جمع مسلمانانِ حاضر، ضمن خطبه‏اى كه پشت پرده خواند، از بدعت‌ها، ستم‌ها، حق‏كُشي‌ها و فراموش كردن وصيت رسول خدا(ص)و جان گرفتن دوباره سنت‌هاى جاهلى انتقاد كرد و ريشه‏هاى سهل‏انگارى در دفاع از حق، و فراموش كردن توصيه‏هاى قرآن و پيامبر را در عادت كردن به زندگى مرفّه و دنيادوستى و لذّت‏طلبى دانست و اين را كه به آن سرعت، دستاوردهاى وحى و دين و خدمات و زحمات پيامبر را از ياد بردند، نكوهش كرد.

خطبه او (كه تاكنون بارها از سوى دانشمندان دينى شرح شده است)، نشانه تعهد اجتماعى و حضور در صحنه دفاع از بنيانهاى دينى و مبارزه با بدعت‌ها و غفلت‌هاست.

تلاش براى اثبات حق و ولايت على‏(ع) و مبارزه با انحراف در رهبرى امت اسلامى را تكليف خود مى‏دانست. گاهى شب‌ها به همراه على‏(ع) به در خانه مهاجران و انصار مى‏رفت و در حمايت از ولايت، توصيه‏ها و وصيت‌هاى پدرش را به يادها مى‏آورد و آنان را به دفاع از حق شوهرش در مسئله خلافت (كه در واقع حق امت بود) و نيز حمايت از حق خودش فرا مى‏خواند. هر چند آنان با سردى و بى‏مهرى پاسخ مى‏دادند و براى دفاع از حق بى تفاوت بودند و بهانه و عذر مى‏آوردند، ولى آن بانوى بزرگ، براى اتمام حجت، آنان را به اين يارى فرا مى‏خواند تا فردا نگويند كسى به ما نگفت و يادآورى نكرد!

مردم، با شأن و مرتبه‏اى كه براى حضرتش مى‏شناختند، به خاطر او، حضرت على‏(ع) را بيشتر مراعات مى‏كردند. به نوشته مورّخان، زهراى مرضيه‏(س) تا زنده بود، على‏(ع) حامى نيرومندى داشت و به خاطر فاطمه‏(س)، حرمت على‏(ع) را پاس مى‏داشتند. اما پس از شهادتش، على تنهاتر و بى‏پناه‏تر گشت.

خط سياسى فاطمه زهرا(س) بسيار روشن و روشنگر و ابهام‏زدا بود. چنان مدبّرانه عمل مى‏كرد كه پس از او هم راه، روشن بماند.

اينكه وصيّت كرد پيكرش را شبانه غسل دهند و به خاك سپارند، تا آنان كه بر وى ستم كردند و او را آزردند، در مراسم دفن او حضور نداشته باشند و از اين حضور نتوانند بهره سياسى ببرند و كارهاى خود را تطهير و توجيه كنند، نمونه‏اى از درايت و آينده‏نگرى حضرت بود. هنوز هم مخفى بودن مكان دفن او، روشنگر حقيقت و نشانه ظلمى است كه بر او و خاندان پاك پيامبر خدا رفته است.

وصيّت او نيز بار سياسى داشت و بيانگر مواضعش در مسايل اجتماعى و سياسى بود.

6. احياگرى و فرهنگ ياد فداكارى و جانبازى در راه دين، كليد سعادت اجتماعى و رستگارى ابدى است.

اولياى دين، هم آموزگاران، هم مدافعان و هم احياگران "خط جهاد" و "فرهنگ شهادت" بودند.

حضرت زهرا(س) نيز، با سيره و رفتار خود، تلاش در زنده نگهداشتن اين خط و فرهنگ داشت؛ حتى با برنامه‏هاى عبادى و ذكر و دعا و زيارت، به پاسدارى از آرمان‌هاى شهدا مى‏پرداخت.

تسبيح حضرت (س) كه با آن ذكر مى‏گفت، نخى بود كه به تعداد ذكرها و تكبيرها "گره" داشت و با آن تسبيح مى‏گفت. پس از شهادت حمزه سيّدالشهدا در جنگ احد، از خاك تربت او تسبيح ساخته بود و با آن ذكر مى‏گفت. از آن پس مردم نيز در پيروى از رفتار او چنان كردند.6 اين كار و برنامه، نوعى احياى فرهنگ شهادت و زنده نگهداشتن ياد و خاطرة آن الگوهاى ايمان و ايثار و جهاد و الهام‏گيرى از روح شهيدان راه خداست، تا اين فرهنگ در نسل‌هاى آينده هم زنده بماند.

بانوى بزرگ اسلام، حضرت فاطمه‏(س) در صحنه‏هاى اجتماعى دفاع از دين و پيشوا و رهبرى حاضر بود؛ از جمله در جنگ اُحد كه نخستين رويارويى مسلمانان با مشركان بود، شركت داشت و به امدادگرى و مداواى زخم‌هاى رسول خدا(ص)مشغول بود. همراه سه زن ديگر از مدينه آب و غذا مى‏آوردند و به جبهه نبرد مى‏رساندند و به درمان مجروحان مى‏پرداختند. 7

زنان قهرمان ملّت ما نيز در انقلاب اسلامى و دفاع مقدّس، با الهام از آن حضرت، ياريگر مدافعان حق و پشتيبانى كنندة صحنه‏هاى جهاد و مبارزان راه انقلاب بودند.

او احياگرى خط شهادت و رشادتهاى مبارزان را، سال‌ها پس از حماسه احد نيز داشت و به خاطره معطّر آنان وفادار مانده بود و مى‏كوشيد تا به عنوان راوىِ صادق آن صحنه‏هاى ايثار و فداكارى عمل كند.

به نقل تاريخ، روزهاى دوشنبه و پنجشنبه به احد مى‏رفت و مزار شهداى احد و حضرت حمزه را زيارت مى‏كرد. از آنجا كه خود در صحنه نبرد احد حضور داشت و صحنه‏هاى آن را ديده بود، به عنوان يك شاهد زنده و روايتگر آن حماسه دينى، به ديگران نشان مى‏داد و مى‏فرمود: اينجا پيامبر(ص)بود و آنجا مشركان!

اين عمل، هم الگوى "زيارت شهيد" را دارد، هم زنده نگهداشتن خاطرات شهدا و وقايع ايّام نبرد را.

با تكريم ياد شهيدان و گراميداشت ايّام جنگ و دفاع، مى‏توان "فرهنگ جهاد و شهادت" را به نسل‏هاى آينده منتقل ساخت. اين، درسى است كه وارثان پيروزى و بازماندگان كاروان شهادت، از سيره فاطمه زهرا(س) مى‏آموزند.

7. خانه‏دارى‏ چگونه زيستن و معاشرت كردن با هسمر و فرزندان و سامان بخشى به امور خانه و زندگى كه در حيات طيّبه حضرت زهرا(س) بود، هم "الگوى خانواده‏ها"ست، هم خانه و خانواده او را به عنوان يك "خانواده الگو" مطرح ساخته است.

آن حضرت، آيين خانه‏دارى و همسردارى را به خوبى مراعات مى‏كرد. در زندگى واقعاً شريك و همراه و همراز همسرش اميرمؤمنان‏(ع) بود.

گاهى در خانه، به علّت دوران و شرايط تنگناى اقتصادى حاكم بر مسلمانان و آن حضرت، غذايى نبود و كودكان و خود آن بانو گرسنه بودند، اما فاطمه زهرا(س) چيزى به حضرت على‏(ع) نمى‏گفت و از او درخواستى نمى‏كرد؛ حتى به پيامبر خدا هم در اين مورد سخنى نمى‏گفت. بيم آن داشت كه همسرش نتواند خواسته او را برآورد و تأمين كند و شرمنده شود.

تا اين حد مراعات قدرت مالى شوهر و پرهيز از "درخواست"، تنها از آن حضرت بر مى‏آمد كه همسر و همتاى كسى همچون على‏(ع) است.

مشاركت در كارهاى خانه، جلوه ديگرى از رفتار آن خانواده الگو بود. گاهى در اثر كار بسيار، دست‌هايش تاول مى‏زد، لباس‌هايش غبارآلود مى‏شد و بر لباسش دود و خاكستر مى‏نشست.8

كارها بين حضرت على‏(ع) و فاطمه‏(س) تقسيم شده بود.

آوردن آب و تهيه هيزم و كارهاى خارج از خانه، بر عهده على‏(ع) بود و درست كردن آرد و خمير و پختن نان و وصله زدن لباس و كارهاى داخل خانه با فاطمه‏(س) بود. حضرت زهرا(س) از اين گونه تقسيم كار، بسيار خرسند بود؛ چرا كه از برخورد و روبه‏رو شدن با نامحرمان در بيرون، دورتر بود. اين نكته، درسى براى تقويت عفاف و پاكى در جامعه اسلامى است.

آن حضرت، در كارهاى داخل خانه نيز در دورانى كه "فضّه" به عنوان خدمتكار، در محضرش بود، كارهاى خانه را ميان خودش و فضّه خادمه تقسيم مى‏كرد، كه چندان سختى بر او وارد نيايد.

حضرت زهرا(س)ساده زندگى مى‏كرد.

از تجمّل در زندگى پرهيز داشت و سختي‌هاى دنيا را تحمّل مى‏كرد، تا به شيريني‌هاى آخرت برسد.

وسايل زندگى او ساده و مهريه‏اش اندك بود.

در برابر همسرش على بن ابى‏طالب‏(ع)، فروتنى داشت و به همه وظايف و حقوق همسرى، در نهايت ادب عمل مى‏كرد و يك "پناه" براى شوهرش بود و همدم رنج‌ها و غصّه‏هاى وى به شمار مى‏آمد.

على‏(ع) فرموده است: "وقتى به خانه مى‏آمدم و به زهرا نگاه مى‏كردم، تمام غم و اندوهم برطرف مى‏شد. هرگز كارى نكردم كه فاطمه از من خشمناك شود، فاطمه نيز هرگز مرا خشمناك نساخت".10

اينكه زهرا(س) حتى دردهايش را از شوهرش پنهان مى‏كرد، تا موجب غصّه و ناراحتى او نشود، جلوه ديگرى از همدردى و همراهى با او بود.

مهربانى‏اش با فرزندان، همدلى‏اش با همسر، همكارى‏اش در كارهاى خانه با خدمتگزار، مراقبت از كودكان براى برنامه‏هاى عبادى و آمادگي‌هاى روحى براي نيايش و دعا و... از نمونه‏هاى سرمشق بودن اين خاندان براى همگان است.

* * *

اينها گوشه‏ها و نمونه‏هايى از سيره و رفتار والاى آن بانوى بزرگ بود.

باشد كه مرام و شيوه او، الگوى همه ما باشد، پيوسته و در همه حال و همه جا.

کد خبر 290176

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 15 =