رضا استادی:

این روزها دانستن نام وزیر احتمالی فرهنگ و ارشاد اسلامی کابینه دکتر حسن روحانی دغدغه بسیاری از اهالی جامعه فرهنگ و هنر کشورمان است. انتخاب فردی برای تصدی این مسوولیت حتی از انتخاب فردی برای تصدی مسوولیت وزارت نفت حساس تر و به اندازه انتخاب وزیر اطلاعات مهم و حیاتی است. اگر چنین نبود، شاهد این حجم از گمانه زنی ها و حتی حساسیت رسانه های خارجی درباره این موضوع نبودیم.

علت چنین حساسیتی هم این است که برخلاف اقتصاد و سیاست، «فرهنگ» تا اندازه زیادی امری تفسیر و تاویل برانگیز است و عناصر مختلف آن تابع سلایق گوناگون است. در میان جناح های سیاسی نیز این وضعیت قدری عجیب است. مرسوم است که دولت های دست راستی در ایران، در عرصه فرهنگ سیاست های دست چپی داشته و دولت های دست چپی در عرصه فرهنگ، سیاست های دست راستی داشته اند. یعنی دولت های دست راستی معتقد برخلاف رویه حاکم در دنیا، در ایران سیاست های انقباضی را در عرصه فرهنگ در پیش گرفته اند و دولت های دست چپی ـ یا همان اصلاح طلب خودمان ـ سیاست های انبساطی را در پیش می گیرند. در مجموع این عرصه «عرصه بلاتکلیفی» سیاست مداران و مسوولان است و مسوولان یا گرفتار افراط و تفریط می شوند یا خیلی زود در مقابل فشارها و جریان های بیرونی تسلیم شده و با تیغ سانسور به جان هنرمندان می افتند. به خاطر دارم در سال 1376 و با روی کارآمدن دولت حجت الاسلام سید محمد خاتمی، «بهروز افخمی» در هفته نامه مهر یادداشتی نوشت و به این مساله اشاره کرد که در دوره حضور مصطفی میرسلیم در وزارت ارشاد، واژه «روی هم رفته» جزو واژه های ممنوع در کتاب ها بوده است!

دولت دهم در میان دولت های پیشین، بیشترین تناقض و محافظه کاری را در عرصه رفتارهای فرهنگی در پیش گرفت. دولت دهم ترجیح داد تا با نادیده گرفتن اصل و اساس پدیده های فرهنگی همچون: موسیقی زیرزمینی، فیلم سازی زیرزمینی، سایت های زیرزمینی، شبکه های ماهواره ای و.... که زاییده دوران جدید بودند، ویترینی پاستوریزه از فضای فرهنگی در مقابل چشم جامعه بچیند و با نادیده گرفتن پدیده های ذکر شده که باید برای مواجهه با آن ها تدبیر صورت می گرفت، بخش های مطالبه گر جامعه را آرام نگه دارد و صرفا نوع خاصی از فرهنگ را تولید، بازتولید و منتشر و در نهایت بزرگنمایی کند  و به انواع و اقسام روایت های فرهنگی دیگر که بیش از روایت رسمی مورد توجه مردم بود، بی توجهی کند و آنها را نادیده بگیرد.

پدیده موسیقی زیرزمینی در این دوران رُشد کرد که این مساله زاییده مواجهه نادرست با پدیده موسیقی بود. فیلم های زیر زمینی که گاه به جشنواره های خارجی نیز راه می یافتند، ناشی از تدبیر غلط این دولت در مواجهه با نسل جوانی بود که با کمک دوربین های دیجیتال، امکان ساخت آسان فیلم را پیدا کرده بودند. محدودیت های فراوان بر سر انتشار کتاب های عامه پسند نیز عامل دیگری بود که زمینه ساز علاقه مخاطبان به تماشای سریال های ماهواره ای شد.

در طول رقابت های انتخاباتی شعارهای اقتصادی فراوانی از کاندیدا شنیده شد و حالا با انتخاب رییس جمهور جدید و عقب نشینی سکه و ارز از مواضع پیشین، می توان انتظار بهبود بیشتر شرایط اقتصادی را داشت. از یاد نبرده ایم که در همین رقابت های انتخاباتی، محمد باقرقالیباف از عدالتی سخن گفت که در سطح تهران به وجود آورده و فاصله شمال و جنوب را از بین برده است. این روزها در شهری مانند تهران شما می توانید با پرداخت رقمی بین 200 تا 350 تومان، سوار بر اتوبوس های تُندرو یا مترو، از شرقی ترین و جنوبی ترین نقاط تهران، به غربی ترین و شمالی ترین مناطق این شهر بروی. اگر هم اتوموبیل داشته باشید، با راندن در اتوبان های شهر می توان در کمتر از نیم ساعت از دار آباد به شهر ری رسید و با افتتاح اتوبان صدر، قطعا مدت زمان طی طریق در شهر مسیرها نیز کاسته خواهد شد. تهران این روزها شهری مدرن است اما در این شهر ـ به عنوان پایتخت ـ و در حین عبور از این مسیرها و پُل های زیبا و مدرن، یک نکته بدجوری توی ذوق می زند و آن هم بشقاب های آنتن های ماهواره ای است که بر بام خانه ها، از شمالی ترین تا جنوبی ترین نقاط شهر و حتی حلبی آبادهای شهر نیز قابل روئیت است. کافی است در حال عبور از پل هایی که به نام شهدا نام گذاری شده و باشکوه ترین آن در بزرگراه امام علی (ع) است نگاهی به اطراف خود بیندازید تا شاهد بشقاب های ماهواره ای باشید. این مساله واقعیت تلخی را بیان می کند ؛ این که ما ایرانی ها هر اندازه که سازنده پل های باشکوه، اتوبان های بزرگ و بناهای خاص باشیم، در مسائل فرهنگی ضعف داریم و مخاطبان برای تامین نیازهای فرهنگی باید به سراغ شبکه های ماهواره ای بروند و یا از محصولات غیر رسمی بهره ببرند و محصولات رسمی هم صرفا وظیفه تامین ویترین های رسمی را به عهده داشته باشند.

این روزها با حضور دولت «تدبیر و امید» در راس فعالیت های کشور از خود می پرسم اگر چند سال دیگر در سایه تدبیرهای اقتصادی دولت، ما ایرانی ها به لحاظ مالی به توانایی خوبی رسیدیم و از نظر اقتصادی زندگی امان تکانی اساسی خورد و در یک کلام شکم هایمان سیر شد، آن وقت برای تامین اوقات فراغت و سرگرمی باید چه کنیم؟ آیا در پایان یک هفته کاری باید  باز هم راهی جاده های شمال شویم و ترافیک های هجده ساعته ایجاد کنیم یا پای تلویزیون به تماشای قصه های تکراری شبکه های فارسی زبان بنشینیم؟

کاش آقای روحانی در فرصت باقیمانده تا انتخاب وزیر ارشاد، با هلی کوپتر گشتی به روی تهران بزند، سری به بازار موسیقی غیر مجاز بزند و در کنار پیاده روها از فیلم های روز دنیا خبر بگیرد تا بداند واقعیت فرهنگ و هنر در کشوری که او قرار است یک ماه دیگر اداره اش را به عهده بگیرد، چیست و پدیده های فرهنگی پُرمشتری کدام است و محصولاتی که میلیاردها تومان برای تولیدشان هزینه شده چقدر مخاطب دارند؟

آیا دولت جدید هم در عرصه فرهنگ، باز هم صرفا به سراغ ویترین خواهد رفت و در مواقع فشار، میدان را به عده محدودی از معترضان واگذار خواهد کرد، یا اینکه با تدبیری جدی، عرصه ای برای فعالیت موثر و سالم اهل فرهنگ فراهم خواهد کرد؟ آیا دولت جدید به همان اندازه که به فکر شکم و معیشت آدم هاست، در فکر غذای روحی مردم نیز خواهد بود یا باز هم تامین غذای روح مردم به مسوولیت اول شبکه های ماهواره ای تبدیل خواهد شد؟

 

5757

کد خبر 301056

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =