تحولات جهان اگر با ایجاد تحول در دستگاه دیپلماسی هر کشور همراه نباشد ، سیاست خارجی دچار روزمرگی و عقب ماندگی در دستگاه دیپلماسی و در نتیجه نا کارآمدی در تامین منافع ملی می شود . با گذشت بیست سال از فروپاشی شوروی و پایان دوران گذار به سیستم های سیاسی جدید در آسیای مرکزی و قفقاز ونیز در آستانه شروع کار دولت یازدهم ، ضرورت بازنگری درباره انچه که تاکنون انجام شده وایجاد تغییرات و تحرکات سازنده برای توسعه همکاری های منطقه ای بیش ازهر زمان دیگر احساس میشود اما سئوال اصلی این است که این تغییرات و تحرکات جدید باید دقیقا در چه حوزه های را درسیاست خارجی دربربگیرد؟ درتحلیل پیش روی تلاش شده است به این سئوال اساسی پاسخ داده شود .

ضرورت تعیین راهبرد جامع ایران در آسیای مرکزی و قفقاز

 

برای اینکه ایران بتواند همکاری خود را با کشورهای آسیای مرکزی و فقفاز، یعنی پنج کشور ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان در آسیای مرکزی و ارمنستان، آذربایجان و گرجستان در فقفازجنوبی گسترش دهد،لازم است درچهارزمینه تحرکات بیشتری ازخود نشان دهد. 

1- ایران می تواند راهبرد جدیدی را دراین  دو منطقه  استراتژیک  مشخص  کند. در این راهبرد جدید  می توان اولویت‌های ایران در آسیای مرکزی و قفقاز مورد بازنگری اساسی قرار داد  و مشخص کرد در چهار سال آینده ایران  باید روی چه مواردی بیشتر متمرکز شود.

2- ضرورت دارد اهداف  ایران  ‌و راه‌های رسیدن به این اهداف در آسیای مرکزی و قفقازبازنگری  شوند.  یعنی معلوم شود دقیقا به کجا می خواهیم برویم و چگونه باید به اهداف تعیین شده دست پیدا کرد. در گذشته  هر سفیری که به این منطقه فرستاده می‌شد، سودای خودش را داشت و بر اساس تشخیص خودش عمل  می کرد.

با آنکه بنده در وزارت خارجه نبودم و نیستم  اما ازآثار و نتایج عملکرد سفرای  ایران در کشورهای این حوزه  پی می‌برم ایران دارای یک برنامه جامع برای هماهنگی همه امور در کشورهای هدف نبوده و یا لااقل نتایج عملکرد دستگاه دیپلماسی ایران در این دو منطقه راهبردی  نشان می دهد که یا در تعین اهداف و راهکارها مشکل داشتیم و یا حداقل بپذیریم که در حوزه عملکرد آنگونه که باید و اقتضای کار بوده قوی عمل نشده است.

3- در آغاز کار دولت جدید نگاه به  راهکارهای عملی و ابتکاری برای پیشبرد همکاری ها در منطقه بسیار حیاتی به نظر می رسد و  بیان حرف‌های کلی  دردی را دوا نمی‌کند. 

4- سئوال اصلی این است که  ایران چه کارهایی را باید انجام دهد تا به حل و فصل مشکلات منطقه برای پیشبرد همکاری ها کمک کند .  البته به طور طبیعی آنچه  را ایران می‌خواهد به صورت صد درصد تحقق پیدا نمی‌کند. ممکن است 60، 70 درصد آن تحقق پیدا کند. به همین دلیل باید چهارچوب طرح ها و برنامه های ایران دقیقا معلوم باشد و بیشتر بر قابل اجراء بودن آنها تمرکزشود. 

5- رقبای جدی ایران  درسطح منطقه یعنی کشورهای  روسیه ، چین ، هند و ترکیه تا زمانی که ایران مشکلات خود را با آمریکا و اتحادیه اروپا برسر مسائل هسته ای حل نکند، دست بازتری از ایران دارند. بنابراین ایران می تواند از طریق حل و فصا مشکلاتش با آمریکا و اتحادیه اروپا از یکسو قدرت چانه زنی خود را در برابر رقباء افزایش دهد و از سوی دیگر زمینه مساعدی را برای توسعه همکاری های خود با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی فراهم سازد. 

6- مزیت نسبی ایران درآسیای مرکزی و قفقاز، پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی مشترکی است که  با این کشورها  دارد. بنابراین بهتراست اولویت خود را برگسترش همکاریهای فرهنگی با این کشورها متمرکز کند. ایران درسالهای گذشته به دلایل مختلف از این مزیت نسبی کمتراستفاده لازم را برده است . اگرایران بتواند مشترکات فرهنگی خود رابا کشورهای آسیای میانه و قفقاز تقویت کند، آن وقت درفعالیت‌ها و همکاری های  اقتصادی و سیاسی هم بیشترموفق خواهد بود. زیرا اولا  فرهنگ بسترساز فعالیت های اقتصادی وهمکاری های سیاسی در این مناطق است.  ثانیا در این حوزه ایران  مشترکات و مزیت نسبی بیشتری  نسبت به کشورهای رقیب دارد.  تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک و دین مشترک در حوزه  آسیای مرکزی  و جمهوری آذربایجان و در کشورهای گرجستان و ارمنستان نیز تعلقات فرهنگی مشترک بسیار زیاد وجود دارد.

 

زمینه های مشترک همکاری  فرهنگی بین کشورهای منطقه

1- چندین سال است  که ایران و افغانستان و تاجیکستان در مورد  راه اندازی یک رسانه مشترک برای مردم فارسی زبان دنیا به توافق رسیده‌اند. اماپس ازچند سال هنوز این طرح  اجرا یی نشده است.  در حالی که حدود هفت  سال است  که آقایان احمدی‌نژاد، کرزای و رحمان در تاجیکستان به توافق رسیده‌اند که یک تلویزیون مشترک داشته باشند. اکنون زمان زیادی گذشته و طرح اجرا نشده است. دلیل آن هم این است که  اولا معلوم نیست متولی آن چه کسی است  ثانیا سیاست های برنامه سازی و پخش آنها هم مشخص نشده و در نهایت بر رو ی نیاز مخاطب هم اختلاف نظر است.

درحالی که ما زمانی می‌توانیم هویت مشترک و فرهنگ مشترک پیدا کنیم که رسانه‌های ما هماهنگ و متناسب با مخاطبان فعالیت کنند تا اکثریت مخاطبان را در ایران، افغانستان و تاجیکستان جذب کنند و روی این هویت مشترک بیشتر کار کنند.اگرقرارباشد همان سیاست ها ی داخلی را برای رسانه  منطقه ای در نظر بگیریم معلوم است به جایی نمی رسیم . کار را باید به دست آدم های حرفه ای سپرد  تا بتوان نتیجه گرفت.

۲- برگزاری سمینارها درموضوع های مختلف ازجمله زبان فارسی و بزرگ داشت  نوروز و برگزاری  همایشهای ‌فرهنگی اقدامی نکوست اما نتایج این همایش ها رها می‌شود.  یعنی به صرف اینکه یک عده دورهم جمع شوند، یک عده سخنرانی کنند و یک مقالاتی چاپ شود، مشکلی حل نمی شود این مقدمه ای برای رسیدن به راهکارهای اساسی است. درواقع در کشور کسی متولی پیگیری نتایج بدست آمده در این همایش ها نیست. اصل کاراین است که این همایش ها در شکل عملی به یک همکاری سودمند تبدیل شود.

این درحالی‌ست که تا به حال بسیاری از این سمینارها برگزار و بودجه سنگینی برای آنها مصرف شده است. اما درعمل سودی برای افزایش همکاری ها درسطح منطقه نداشته اند. نباید نفس برگزاری سمینارها و کنفرانس ها برای ما اصل شود. دیدگاه های کارشناسی که در این همایش ها مطرح می گردد از سوی یک کمیته اجرای ، پیگیری شود . نه اینکه صرفا یک توصیه‌هایی گفته شود و ما از آنها عبور کنیم .

3- چاپ نشریه‌ای مشترک بصورت هم زمان در پایتخت های  کشورهای منطقه  می تواند زمینه ساز یکنوع همکاری های فرهنگی و اجتماعی باشد.  همچنین  در زمینه همکاری های مطبوعاتی می توان برنامه ریزی کرد تاروزنامه‌نگاران  کشورهای منطقه  بتوانند  بصورت دوره ای به ایران بیایند و ایرانی  ها هم به آنجا بروند. این دوره‌ها زمانی مفید واقع می شوند که برنامه ریزی شده و  منظم  و مداوم برگزار شوند. بویژه اگربه شکل آموزشی برگزار شوند بیشتر تاثیرگذار خواهند شد. 

اگر مقالات روزنامه نگاران منطقه در نشریات ایرانی چاپ شوند و بالعکس مقالات ایرانی ها در کشورهای منطقه منتشرشوند به انتقال اندیشه و تضارب آراء در عرصه های مختلف کمک خواهد شد.  این کار مستلزم همکاری های گسترده و خود جوش بین رسانه ها و نشریات علمی کشورهای منطقه با سازو کارهای برنامه ریزی شده وعمدتا غیردولتی عملی خواهد شد.

۴-  محافل دانشگاهی ایران می‌توانند پروژه‌های مشترک تعریف کنند. چه اشکالی دارد دانشگاه‌های ایران با دانشگاه کشورهای آسیای میانه و قفقاز  در ارتباط باشند و مثلا درباره شناخت ابعاد مختلف علمی و زندگی و آثار فارابی که مورد توجه قزاق‌ها هست، روی یک پروژه مشترک کار کنند. همچنین  در مورد رودکی  که هم مورد توجه ما و هم تاجیکستان است می توان با دانشگاه دوشنبه کار مشترک انجام داد.   علاوه بر این در باره بوعلی سینا ، خوارزمی ، بیرونی  با ازبکستان کار تحقیقاتی مشترک تعریف کنیم بدون اینکه دعوا کنیم که این بزرگان ، ایرانی ،تاجیکی  ،قزاقی یا ازبکی بوده اند. ما باید به چنین شخصیت‌هایی که می‌توانند ما را به هم پیوند دهند،‌ افتخار کنیم. تاکید برملیت این شخصیت های برجسته مشکلی راحل نمی‌کندما باید بیندیشیم که ازاین میراث بزرگ بشری چطوردرهمکاری فرهنگی  کشورهای منطقه  استفاده کنیم

1- شناخت زمینه های همکاری اقتصادی ایران و کشورهای منطقه

کشورهای آسیای مرکزی و دو کشور قفقاز جنوبی چون به آب‌های آزاد دسترسی ندارند،‌ می‌توانند از راه‌های ایران استفاده کنند و قراردادهای مشترک گاز، نفت و حمل و نقل جاده ای و ریلی  را درکنار  کارهای فرهنگی به امضاء برسانیم . اما زمانی کشورهای منطقه به سمت همکاری بیشتر با ایران ترغیب  می شوند که اولا بستر سازی لازم برای همکاری بوجود آمده باشد و ثانیا آنها منافع مشترک را پیش روی خود ببینند بدون آنکه احساس تهدید کنند.همکاری های فرهنگی نقش اکسیر را دراین زمینه بازی می کند .

2- تعریف پروژه های مشترک اقتصادی در بخش خصوصی

متاسفانه بعد از این همه سال هنوز انطور که لازم است بخش خصوصی ایران نتوانسته است با بخش خصوصی کشورهای این حوزها مرتبط شود

3- شناخت ظرفیت های موجود ایران در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی

1- پتانسیل ها و ظرفیت های مناسب جمهوری اسلامی ایران در تولید محصولات ساختمانی،

2- صدور خدمات فنی و مهندسی و توانمندی در اجرای پروژه ها،

3- وجود مشوق های صادراتی بین ایران و کشورهای اسیای مرکزی 

4- همکاری جمهوری اسلامی ایران با قزاقستان و ترکمنستان در پروژه احداث راه آهن و راه اندازی خط انتقال لوله نفت سه جانبه ایران- قزاقستان و ترکمنستان در سواحل دریای خزر

4-  موانع و مشکلات اجرایی موجود

1- محدود بودن گستره کالاهای صادراتی ایران،

2- عدم وجود روابط بانکی مناسب بین ایران و کشورهای منطقه

3- مشکلات حمل و نقل و ترانزیت کالا اگرچه امید است با اتمام خط آهن اینچه برون  تحولی در این زمینه ایجاد شود

4- نداشتن  اتاق بازرگانی مشترک بین ایران و کشورهای منطقه 

5- وجود برخی مشکلات  فنی و موانع داخلی در کشورهای  منطقه برجای مانده از نظام کمونیستی پیشین و همچنین  مشکلات موجود درنهادها و مراکز ذی ربط  درجمهوری اسلامی ایران که هنوز بیشتر ترجیح می دهند با کشورهای اروپایی کار کنند .

6- نداشتن راهبرد مشخص و مستمر برای حمایت ازهمکاری‌های اقتصادی بین کشورهای منطقه و نیز نبودن ستادی برای هماهنگی های امور بازرگانی و پشتیبانی کننده در داخل ایران بین دستگاههای مربوطه

7- وجود موانع بازدارنده در راستای توسعه تجارت از جمله تعرفه‌های زیاد و متنوع گمرکی

8- طولانی بودن مراحل بوروکراسی صادرات و واردات کالا،

9- ضعف سیستم بانکی در برقراری و تسهیل روابط تجاری و اقتصادی،

10- تعدد مراکز تصمیم‌گیری و ضعف دستگاه‌های مسئول در ایجاد هماهنگی بین بخش خصوصی و دولتی ایران،

11- ضعف ساختاری برای هدایت تجار، صنعت‌گران و صادرکنندگان خدمات فنی، عدم پیگیری جدی مصوبات کمیسیون‌هایی همکاری مشترک اقتصادی و

12- نبود اراده کافی برای به سرانجام رساندن موافقتنامه‌های امضاء شده، درطرف های مقابل

13- شناخت کافی نداشتن  از بازارهای منطقه و نبود آگاهی از رفتارهای مصرفی مردم، با در نظر گرفتن فرهنگ، آداب، عادات و رسوم آنان، سنتی بودن روش های تجاری بخش خصوصی، در بین بازرگانان ایران و مسئولین

14- نبود نظام استاندارد در کالاهای صادراتی و بی‌انضباطی در بسته‌بندی و بازاریابی، از جمله مشکلات و موانعی هستند که گسترش همکاری‌های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با آسیای مرکزی و قفقاز را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند

پیشنهاد ها :

1- اولویت دادن به همکاری های فرهنگی واقتصادی برای کاهش حساسیت های موجود

2- کشورهایی که بتوانند الگوی جامع همکاری های متقابل را پیش ببرند و نه بهره برداری یک طرفه را خواهند توانست شرکای زیادی را به دست آورند . در نقطه مقابل  کشورهایی که باز بخواهند بر سایر کشورها اراده خود را تحمیل کنند یا به صورت یک سویه بخواهند تغییرات مدنظر خود را اعمال کنند بیش از پیش منزوی خواهند شد.

3- حضور در بازار آسیای مرکزی برپایه شراکت و همکاری متقابل براساس منافع مشترک و نه تحمیل منافع به یکدیگر .

4- تقویت پیمان‌های منطقه‌ای از عوامل اصلی جلوگیری از تحقق نظام تک قطبی و سلطه یک قدرت در جهان است و به نفع ملت‌های منطقه و همچنین صلح و امنیت خواهد بود.  دیپلماسی فعال ایران در منطقه و تقویت همکاری های منطقه ای می تواند به عنوان مانعی در برابر نظام تک قطبی قلمداد گردد

5- فعال کردن بخش خصوصی در همکاری های دوجانبه  اقتصادی و فرهنگی

6- توسعه همکاریهای شرکت های ایرانی در پروژه های خدمات فنی و مهندسی در آسیای مرکزی

7- تاسیس شعبات بانکهای ایرانی در آسیای مرکزی و یا ایجاد بانک مشترک، به شرط پایان تحریم ها

8-  تشویق شرکتهای عرضه کننده کالا برای حضور در بازار آسیای مرکزی و قفقاز  ،

9- تشویق شرکتهای ایرانی برای راه اندازی خطوط تولید کالاهای مختلف به صورت مشارکت با سرمایه گذاران منطقه

10 - تکیه برحضور شرکت های مشاوره ای در آسیای مرکزی و قفقاز 

11- تشویق شرکت های ایرانی برای  حضور بیشتر در بخش خدمات فنی و مهندسی، این منطقه

12- امضای موافقتنامه تجارت آزاد دوجانبه  یا چند جانبه

13- سرمایه گذاری مشترک در زمینه نفت، گاز، پالایشگاه، فولاد، سرمایه گذاری متقابل در مناطق آزاد یکدیگر، سرمایه گذاری در زمینه کشاورزی و فعال سازی شورای بازرگانی مشترک بین شرکتهای فعال در منطقه و ایران

14- ایجاد مرکزی برای هماهنگ کردن سیاست ها و نهاد های فعال در منطقه  و مقابله با موازی کاری و حتی خنثی کردن اعمال یکدیگر بخاطر بخشی نگری

جمع‌بندی بحث :

‌ایران ‌به ‌دلایل ‌مختلف ‌تاریخی، ‌فرهنگی، ‌سیاسی ‌و‌اقتصادی ‌حتی ‌بعد ‌از ‌فروپاشی ‌اتحاد ‌شوروی ‌نتوانسته ‌همکاری  ‌خود ‌را‌با کشورهای  آسیای مرکزی و‌قفقاز ‌جنوبی به اندازه ای که لازم بوده ‌گسترش دهد. ‌ عوامل ‌مختلفی در این ناکامی دخیل بوده‌اند که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به موارد زیراشاره کرد:

1- ‌رویارویی ‌تهران ‌با ‌غرب ‌که ‌به ‌اعمال ‌تحریم‌‌های ‌بین‌‌المللی ‌و ‌یکجانبه (از سوی امریکا) ‌علیه تهران ‌منجر ‌شده و همین امر شرایط ‌توسعه ‌همکاری ‌اقتصادی ‌و ‌سیاسی ‌ایران ‌با ‌کشورهای این منطقه را دشوار کرده است

2- ‌فقدان ‌متحدان پایدار برای ‌ایران ‌در منطقه  ‌(هرچند روابط ‌ایرانی - ‌ارمنی  ایران-  تاجیکی از جمله نزدیک‌ترین روابط تهران با کشورهای قفقاز و اسیای مرکزی فرض می‌شود، اما این روابط نیز ماهیت ‌مقطعی ‌دارد، ‌زیرا این دو کشور نیز تحت تاثیر آمریکا و روسیه قرار دارند.

3- موضع‌گیری ایران در قبال رژیم حقوقی دریای خزر و متقاعد نشدن طرف های مقابل برای پذیرش این موضع بر عدم تفاهم موجود بین ایران و جمهوری آذربایجان و ترکمنستان افزوده است. 
4- ضرورت تجدید نظر در کادرهای دیپلومات فعال در منطقه و بکار گرفتن افراد توانمند تر برای اجرای دقیق برنامه های آینده بدون شک کادر موجود نیاز به تقویت همه جانبه دارد. 

کد خبر 304045

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =